خاطرات سفر (شیما و علی)

یادداشت های ما از گوشه و کنار جهان

خاطرات سفر به هندوستان(2013)- روز چهارم- تاج محل و قلعه سرخ آگرا

استراحت خوب شب گذشته حسابي سرحالمون آورده بود و حالا صبحونه متنوع هتل ما رو کاملا شارژ می کرد. همونطور كه انتظار مي رفت سر ساعت مقرر هم احسن رضا و ساير همسفرها تو لابي حاضر بودن و اين شد كه بي معطلي راهي اولين مقصد گردشگري آگرا و شايد بهتر بگيم هندوستان یعنی بناي زيباي تاج محل شديم.

نزديكي هتلمون به ورودي شرقي تاج محل موجب شد خيلي سريع به اونجا برسيم و از اینجا به بعد می بایست مسافتي حدود 500 متر رو پياده و يا با ماشين هاي خاص توريستي تا ورودي داخلي طي كنيم. تو اين حين بازار دست فروش هاي سريش كه اصرارداشتن جنساشونو قالب كنن هم داغ بود. البته رضا هم تاكيد كرد كه در هنگام ورود اجازه داخل بردن كيف هاي بزرگ و كوله و ... رو نداريد و  به همين خاطر هرچي مي خوايد بخريد بذاريد براي برگشت!


http://s1.picofile.com/file/7881462682/448.jpg

کارگران در حال ترمیم بنا

http://s3.picofile.com/file/7881463117/449.jpg


در طی گذر از مسير نه چندان كوتاه تا ورودي اصلي شاهد همراهی حيوانات نسبتا بي آزاري چون ميمون و شتر بودیم تا سرانجام رسیدیم به محل خريد بليط. اين بار هم رضا براي همه بليط خريد و به ما هم گفت كه اگه مي خوايد خودتون بليط بخريد اما ما  راستش گفتیم گناه داره جوون مردم و بزار این بار حداقل دلش خوش باشه و در نتیجه با پرداخت نفري 750 روپيه كه قيمت بليط بود اين كار رو به خودش واگذار كرديم. جالب اونكه قيمت بليط براي خود هندي ها بسيار ارزونتر و كمتر از 25 روپيه بود! (به این می گن تبعیض نژادی واقعی!!!) البته به همراه بليط نفري يه بطري آب و يه كاور پلاستيكي برای کشیدن روی کفش هم مي دادن و  نكته مهم هزينه 25 روپيه اي استفاده از دوربين فيلمبرداري بود. هرچند دوربين عكاسي مجانيه و خوشبختانه ما با همون كل فيلم و عكسمون رو ساپورت كرديم!



http://s2.picofile.com/file/7881665692/575.jpg اما داستان ساخت تاج محل- از ویکی پدیا

"داستان عشق «شاه‌جهان» و «ممتاز محل» بسیار معروف است. شاه‌جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن از آنان زنده ماندند و بزرگ شدند. گفته‌اند شاه جهان همسرش، ممتاز محل را بسیار دوست می‌داشت و در همهٔ سفرها حتی سفرهای جنگی نیز او را به همراه خود می‌برد. تقریباً یک سال پس از به سلطنت رسیدن شاه جهان در یکی از این سفرهای جنگی ارجمند بانو که باردار بود سخت دچار درد و کسالت شد. شاه جهان فوراً خود را به او رساند. ممتاز محل پیش از مرگ از شوهرش خواست که پس از وی زنی نگیرد و برای او آرامگاهی بسازد که با آن جاوید بماند. شاه‌جهان هر دو وصیت را با جان و دل اجرا کرد. نوشته‌اند که شدت علاقه شاه‌جهان به همسرش چنان بود که تمامی موی سرش طی دو سال سفید شد. "

از اینا که بگذریم این عاشق سینه چاک بعد از دو سال سوگواری با گردآوردن بهترین معماران اون زمان از ایران و سایر کشورها و تامین مصالح مرغوب که اصلی ترینش فقط برای گنبد بنا 12 هزارتن سنگ مرمر درجه یک بود، عمارت تاج محل رو بنا کرد. حتی روایت شده برای زیبایی بیشتر بنا مسیر رودخانه مقدس یامونا رو تغییر داد تا چشم انداز بنا بیش از پیش رویایی بشه! گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند. البته در مورد تعداد سالهای ساخت هم در اینترنت اختلاف نظر وجود داره! در هر صورت روایت ها بین 11 تا 22 ساله !

اینم ممتاز محل خانوم که یک پادشاه رو چنان شیفته خودش کرده بود که در تاریخ در مورد عشقشون نوشتن. نسبت به زنهای ناصرالدین شاه خودمون بخوای حساب کنی نسبتاً خوشگل بوده!


البته شاه جهانم بد نبوده!


جالبه بدونید که این ممتاز محل نصب ایرانی داشته البته کل گورکانی ها اینطوری بودن و ظاهراً زبون رسمی دربارشون هم فارسی بوده. توی تزئینات قصرها جابجا شعرهای فارسی می دیدید و اسم بیشتر محلها فارسی بودن.


http://s1.picofile.com/file/7881672468/640.jpg


داستان ساخت تاج محل و اينكه شاه جهان به عشق همسرش خراج هفت سال مملكتش رو صرف اين بناي زيبا كرد رو شرح داديم. اما راستش حالا اين سئوال مطرح مي شد آيا اساسا ساخت چنين بنايي ارزش اين كار رو داشت يا نه؟ حداقل تو اون زمان كه پسر شاه جهان (اورنگ زیب) به همين بهانه كه پدرش قصد داشت خراج هفت سال مملكت رو براي ساخت يه بناي ديگه شبيه تاج محل اما به رنگ مشكي در طرف مقابل رودخونه يامونا صرف كنه بر پدر شوريد و اونو زندوني كرد! اما الان بعد از گذشت سال ها اين سرمايه گذاري عظيم جواب داده و درآمدي كه مردم اين شهر و حتي كل هندوستان از بابت اين بناي زيبا كسب مي كنن صدها و بلكه هزاران برابر اون سرمايه گذاري رو  برگردونده! البته 300-400 سال بعد!

حالا تصورش رو كنيد اگه بنايي در اون طرف رود به صورت متقارن و اونم با رنگ مشكي ساخته مي شد و این دو بنا با پلی به هم متصل مي شدن تا نشانه پیوند همیشگی بین شاه جهان و همسرش باشه چقدر اين بنا مي تونست زيبا و يونيك تر بشه!!! در این صورت دیگه این هندی ها دیگه خدا رو بنده نبودن! چون همین الان هم ادعا داشتن تمام اختراعات مهم جهان از کشور اونها شروع شده!

از اینا که بگذریم در سر در ورودي اصلي بايد از گيت امنيتي خاصي عبور كنيد و اينجا بود كه متصدي بليطمونو پانچ كرد و احسن رضا بعدش تك تك بليطامونو با وسواس جمع كرد. الله اعلم ما گناهش رو نمي شوريم اما يكي مي گفت دیده که همين بليط ها رو دوباره براي ورود به قلعه آگرا داده و ديگه اونجا پول ورودي نداده! اون بنده خدا هم نونش تو همین تخفیفها و پورسانتها بود دیگه مام زیاد گیر ندادیم!


http://s1.picofile.com/file/7881464080/451.jpg


با ورود به بناي اصلي تاج محل از سر در ماسه سنگی اصلي که وارد می شوید به يكباره ابهت اين بناي زيبا در هاله اي از نور با حاشيه ای تاریک شما رو مجذوب می کنه.


http://s1.picofile.com/file/7881464943/457.jpg


مسافت 200 تا 300 متري تا بناي اصلي كه با حوض هاي طراحي شده زيبا تزئين شده فرصت سرگرم كردن هزاران توريست رو در گوشه هاي مختلف بنا فراهم مي كنه تا هركدوم با عكس گرفتن از زاويه هاي مختلف بنا كه در بخش هايي با افتادن تصوير بنا در آب زيبايیش دوچندان هم می شه، ديگه شاهد ازدحام اون همه آدم فقط تو يه نقطه خاص نیستيم.


http://s2.picofile.com/file/7881465264/470.jpg


http://s2.picofile.com/file/7881466341/490.jpg


http://s1.picofile.com/file/7881466983/501.jpg


با رسيدن به بناي اصلي مي بايست كاورهاي كفش رو پا كنيد و سپس از پله ها وارد بناي اصلي كه دارای چهار گلدسته و یک گنبد بزرگ وچهار گنبد کوچک است بشيد. تمام بنا از جنس سنگهای مرمر سفید ساخته شده است. در داخل هم مزار شاه جهان و همسرش ممتاز بانو در کنار هم قرار گرفته اند.


http://s3.picofile.com/file/7881467525/514.jpg


راستش برخلاف نماي بنا كه فوق العاده و بي همتاست، اين بناي سنگي در داخل چيز زيادي براي جذب حداقل ما گردشگراي ايراني كه عادت كرديم داخل بناها تزئين و آینه کاری های فوق العاده داشته باشه نداشت. حتی نمای نزدیک بنا برای ما که مسجد شیخ لطف الله و یا حتی مسجد محلمون رو دیدیم جذابیت زیادی نداره! خیلی کار نشده فقط از دوره که خیلی رویایی و زیباست خصوصاً در کنار رود یامونا و مهی که در هوا پراکنده بود از دور مثل تصاویر قصرهای افسانه های شرقی به نظر میومد.


http://s2.picofile.com/file/7881671284/631.jpgنمای تاج محل از محل قلعه قرمز یا رد فورت یا همون لعل قلعه

http://s2.picofile.com/file/7881468381/523.jpgگفته میشه این کتیبه ها در پایین ریزتر و در بالا درشتتر نوشته شده تا از دور همه به یک اندازه دیده بشن.


در داخل اجازه عكسبرداري نمي دادن هرچند كه اين قانون خيلي جدي رعايت نمي شد. وجود چند تا كفتر كه تو تاريكي داخل پرواز مي كردن هم يجورايي جالب توجه بود. اما نكته عجيبتر تاريكي نسبي داخل بود و اين سئوال رو پيش مي آورد كه چرا برخلاف سایر بناهاي ايروني كه هميشه رو نورپردازي خيلي حساسيت به خرج مي دادن، نور داخلي اين بنا اصلا مناسب نبود! هیچ روزنی در سقف تعبیه نشده بود.


http://s2.picofile.com/file/7881468816/526.jpg


در دو طرف بنا یک مسجد و یک مهمانسرا قرار دارن كه معماريشون تاحدودي مورد توجه گردشگراي خارجي قرار مي گيره و پشت مقبره نيز رودخانه يامونا كه همون دومين رودخونه مقدس هندوهاست قرار داره.


http://s1.picofile.com/file/7881469458/528.jpg


گفته میشه زيباترين چشم انداز بناي تاج محل از سمت اونور رودخونه در "مهتاب باغ" قابل مشاهده است كه البته حداقل از اونجا راه نداشت كه اين چشم انداز رو تجربه كنيم و مي گن در شبهای مهتابی تصویر تاج محل در آب رودخانه بسیار ديدني است. هرچند ما كه فرصت نشد تو شب ببينيمش!

در بخش هاي ديگري از محوطه موزه اي كوچك از آثار بجا مونده از گذشته شهر به نمايش دراومده بود.


http://s1.picofile.com/file/7881470107/552.jpg



http://s3.picofile.com/file/7881664943/568.jpg


درگوشه نزديك جلوي در خروجي هم یه دستشويي قرار داشت كه اين بار برخلاف روال معمول دستشويي براي خارجي ها رايگان اما براي خود هندي ها 2 روپيه هزينه داشت!


http://s1.picofile.com/file/7881664408/565.jpg


با جمع شدن همسفرهاي تور به سمت درب خروجي حركت كرديم و در طول مسير اين بار دستفروش ها با انرژي مضاعفي تلاش براي فروش كالاهاشونو می کردن بطوريكه كل مسافتو باهات همراه مي شدن و فرضا با تداوم چون زدن يه جنس 100 روپيه اي رو مي شد با 25 تا 30 روپيه خريد و جالبتر اونكه بازم ممكن بود همون كالا رو يه جاي ديگه ارزونتر پيدا كنيد!


http://s3.picofile.com/file/7881665478/571.jpg


http://s3.picofile.com/file/7881667632/577.jpgاین بنده خدا تو فاصله ای که منتظر بقیه بودیم یه ساعتی مخ ما و بقیه همسفرا رو بکار گرفته بود!

جلوي در خروجي تاج محل كه ميدونگاهي كوچيكي هم محسوب ميشه همسفرها جمع شدن تا سوار اتوبوس بشيم اما يكدفعه متوجه عدم حضور خانواده اي كه بچه داشتن شديم و يجورايي نگرانشون! یک ساعتی اونجا معطل شدیم و نهایتاً ناامید از اومدن اونها سوار اتوبوس شدیم که اما خوشبختانه دقايقي بعد به احسن رضا زنگ زدن که ما با یه ریکشا پشت سرتونیم نگه دارین! نگو وقتی گم میشن یه ریکشا موتوری میگیرن و دنبال ما همه خیابونهای اطرافو میگردن! شانس آوردن نهایتاً پیدامون کردن! حالا دیگه همگی به سمت قلعه آگرا حركت كرديم.

اين كاخ آگرا كه از بيرون شباهت هايي هم به قلعه سرخ دهلي داره در واقع محل اصلي حكمرانان هند در بازه اي از زمان محسوب مي شده كه داراي عظمت و معماري منحصر به فرديه. نماي قرمز رنگ اون نام رد فورت آگرا رو هم براش به ارمغان آورده.


http://s3.picofile.com/file/7881667953/582.jpgورودی ردفورت

http://s3.picofile.com/file/7881668381/586.jpg


تاريخ اين قلعه زيبا به زمان حكمرانان مسلمان هندوستان و اكبر شاه بزرگ مي رسه كه در واقع همون پدربزرگ شاه جهان به حساب مي ياد.

پس از گذر از  وروديه شيبدار قلعه به محوطه زيباي چمن كاري شده وارد شديم و اينجا بود كه احسن رضا يكسري اطلاعات كلي از تاريخچه اين بنا و حكمراناني كه تو اين محل زندگي مي كردن ارائه كرد.


http://s1.picofile.com/file/7881668709/600.jpg


در بخش هاي بعدي عمدتا محوطه ها كوچيكتر بودن و معماري خاص هندي در کنار معماری اسلامی رو مي شد در ديوارها و ستونهاي كنگره اي شكل قصر بيشتر ملاحظه كرد.


http://s2.picofile.com/file/7881669672/613.jpg


http://s3.picofile.com/file/7881669030/603.jpg


http://s1.picofile.com/file/7881670214/615.jpg


تو اين حين ديدن توريست هاي خارجي كه برخيشون لباس هاي محلي هند رو هم پوشيدن خالي از لطف نيست. جالبه ما ایرانیها به کشورهای دیگه میریم تا اونجا ها رو از نزدیک ببینیم و گاهی هم غذاشونو یه تستی می کنیم ولی این اروپایی آمریکاییها وقتی به یه کشور دیگه میرن سعی می کنن تو بافت اون کشور حل بشن، غذای اونها رو می خورن و لباسشونو می پوشن و حتی باهاشون زندگی می کنن تا کاملا اون کشور رو درک کنن! رندی می گفت برای اینکه زبان کشوری رو خوب یاد بگیری باید یه زن (همسر) از اون کشور بگیری و خودش هم در هر کشوری همسری داشت و به تمام زبانهای زنده دنیا مسلط! این هم روشیه!


http://s1.picofile.com/file/7885177311/150.jpg


http://s1.picofile.com/file/7881669351/606.jpg


در ادامه به اتاق هاي اصلي سلاطين و  اتاقي كه در واقع زندان شاه جهان در سالهاي پاياني عمرش بود رسيديم. احتمالا ديدن چشم انداز زيبايي از تاج محل از پنجره این زندان كار هر روز و شب شاه جهان تو اين زندان مجللش محسوب مي شد.


http://s3.picofile.com/file/7881670749/628.jpg



http://s1.picofile.com/file/7881672147/637.jpg


بعد هم تخت تابستانی شاه از جنس سنگ مرمر قرارداره، این تخت مشرف به حیاطی زيبا و سرسبزه و يجورايي بار عام شاه محسوب ميشده.


http://s3.picofile.com/file/7881672789/642.jpg


ميگن در همین جا بود که شاه جهان برای اولین بار ممتاز بانو رو در قصر می بینه و عاشق میشه كه همه اين بساط تاج محل به بهانه اين عشق ساخته شده بود!!!


http://s2.picofile.com/file/7881671719/639.jpg


نهايتا در بخش انتهايي قلعه هم مقبره اي به سبك انگليسي ها وجود داشت كه انگار به فرماندار انگليسي شهر اختصاص داشت و جالب اینکه تو فرهنگ اين مردم حتي مقبره دشمنان و متجاوزين هم خراب نشده بود.


http://s2.picofile.com/file/7881673117/650.jpg


با اتمام بازديد از اين بنا كه ديگه ظهر شده بود نوبت صرف نهار در مك دونالد به خرج شركت رسید و نهايتا همین جا گشت نيمروزي هم به پايان رسيد.

براي عصر خودمون برنامه گشت رو ابتدا از صدر بازار طراحي كرديم و GPS موبايلمون و نقشه اي كه از شهر داشتيم كمك مي كرد تا مسير رو نه چندان دشوار پيدا كنيم اما راستش هنوز از هتل خارج نشده بوديم كه اين راننده هاي ريكشاي سمج با كمك چند تا كلمه فارسي كه يادگرفته بودن هي مي گفتن كه شما رو به بازار برسونيم  و ...

با يكم پياده روي بعد از اینکه فهمیدیم طول مسير بيش از 3 كيلومتره و البته به دنبال تلاش هاي ريكشا سوارها يه ريكشا با قيمت نازل 10 روپيه گرفتيم. غلط نكنيم يارو احتمالا نقشه كشيده بود تا ما رو به فروشگاههايي كه پورسانت بهشون مي دن ببره اما غافل از اينكه ما با GPS مون تيزتر از اون بوديم و وقتي يجا پيچيد تا از راه منحرف بشه و با هشدار ما دوباره به مسير برگشت و اين بار ما رو تو خود بازار صدر پياده كرد و حتي پليس رو نشون داد و گفت اگه مي خوايد بپرسيد و مطمئن بشيد.


http://s2.picofile.com/file/7881673331/670.jpg


كلا اين راننده هاي ريكشا خيلي غير قابل اعتمادن از قرار براي برخي از همسفراي تورمون هم همين مساله اتفاق افتاده بود و يارو اونا رو جايي ديگه برده بود و حتي مغازه دارهاي اونجا هم گفته بودن كه اينجا صدر بازار اما بعد پس از تهديد همسفرمون كه پليس رو صدا مي كنه يارو ترسيده و اونا رو به مقصد رسونده.

اما با همه اين اوصاف اين صدر بازار چيز زيادي براي ديدن و حتي خريد نداشت. ما هم بعد پشيمون شديم كه چرا وقتمونو اونجا هدر داديم. در خيابون نزديك اين بازار هتل كلارك شيراز قرار داره كه خيلي از مسافرهاي ايراني اونجا اقامت دارن.


http://s2.picofile.com/file/7881673652/683.jpg


بعد از نا اميد شدن از اين بازار اين بار هرچي چونه زديم نتونستيم ريكشايي با كمتر از 30 روپيه پيدا كنيم كه ما رو به دروازه شرقي تاج محل كه بازار قديمي هم داشت برسونه.

تو بازار قديمي كه يجورايي خيلي زرق و برق هم نداشت و كلي درب و داغون بود بالاخره مغازه اي رو پيدا كرديم كه چند تا صنايع دستي سنگي رو بالاخره با چونه بسيار با قيمتي نسبتا مناسب (حدود يك سوم قيمت پيشنهاديش) بهمون داد و اينجوري خيالمون از بابت خريد تا حدودي راحت شد.

اما در مسير برگشت و در حاليكه هوا داشت رو به تاريكي مي رفت هرچي جلو مي رفتيم راه تموم نمي شد و خلاصه وقتي به هتل رسيديم كه ديگه نايي براي راه رفتن نداشتيم.

ادامه دارد ...


[ چهارشنبه 1392/05/16 ] [ 6:58 بعد از ظهر ] [ شيما و علي ] [ ]