خاطرات سفر به دور اروپا (2012) –روز دهم - ژنو – قسمت دوم- سازمان ملل و دریاچه لمان

خستگي ناشي از سفر فشرده ديروزمون به لوزان باعث شد كه صبح يكم خواب بمونيم و درنتیجه حدود 9 صبح بود که براي صبحونه پايين رفتيم و بعد از صرف يك صبحونه عالي با انگیزه ای مضاعف دومين بخش گردش روزانمون در ژنو رو آغاز كرديم. اين بار مقصد اول سازمان ملل بود و به همين خاطر بدون وقفه با اتوبوس شماره 15 به مقصد ایستگاه ناسيون يا همون سازمان ملل عازم اونجا شديم.

محوطه جلوي سازمان ملل يكي از ديدني ترين مکان هاي ژنو به شمار مي ياد كه آب نماهاي زيبا و فواره هاي زمانبندي شده اش يجورايي علاوه بر زيبايي، بچه هاي كوچيك رو براي آب بازي سرگرم مي كنه.

جلوي در اصلي هم صندلي معروف با  يك پايه شكسته اش قرار داره كه به جهت اداي احترام به همه معلولاني كه پاهاشونو بخاطر مين از دست دادن طراحي شده.


http://s3.picofile.com/file/7526839672/DSC03722.jpg

 

اولش تصورمون اين بود كه در ورودي سازمان ملل همون در اصلي كه به باغ  زيبا و پرچمهاي به احتزاز دراومده ملل مختلف منتهي ميشه. اما راستش اين بار هم مثل دو سال پيش ديديم كه در بسته است و هيچ كس هم نبود كه جواب بده! به اين خاطر دل به دريا زديم و گفتيم بزار بريم پشت ساختمون و باغ كه شاید احتمالا در متفاوتي داشته باشه.


http://s1.picofile.com/file/7494107525/019.jpg

 

با ادامه مسير از جاده كناري سازمان ملل اولش به يك باغ و پارك منظره بسيار زيبا و رويايي رسيديم. حسابشو بكنيد تو اون هواي بهاري قدم زدن تو اونجا چه حس و حالي داره!


http://s1.picofile.com/file/7494121070/226.jpg

 

با ادامه دادن راه به باغ و موزه آريانا رسيديم كه جلوش با حوض قشنگي تزئين شده بود.


http://s3.picofile.com/file/7494108602/030.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012) – روز نهم- لوزان– گشت شهری لوزان و شهر مونت قو

براي روز دوم اقامت در سوئيس برنامه رفتن به لوزان رو از قبل ریخته بوديم اما اول كار نميشه از صبحونه عالي و شاهانه هتل آدمیرال حرف نزد! در رستوران كوچيك هتل ميزها پر شده بود از انواع خوراكي هايي كه ميشه براي صبحونه تصورش كرد. حداقل 8 يا 9 نوع پنير فوق العاده، به همراه چندين نوع مربا و عسل، تخم مرغ ، شیرنی جات و ميوه و خلاصه هرچيزي كه بشه تصور كرد. اين شد كه دلمون نيومد از اين موهبت بگذريم و درنتيجه در حاليكه مسافرهاي ديگه خارجي يك ظرف كوچيك رو پر مي كردن و با دو سه لقمه سر و ته صبحونه رو در مي آوردن ما به رسم ايرونيها چندباري بشقابمون پرو خالي شد!

http://s1.picofile.com/file/7494106769/002.jpg

 

بعد از اون حدود ساعت 8.30 بود كه راهي ايستگاه قطار شديم و خوشبختانه چون هتلمون تنها 300 متر با ايستگاه فاصله داشت خيلي زود رسيديم. اولش دو دل بوديم كه بليط لوزان رو از دستگاه بخريم يا از باجه اما بعد با پيدا كردن باجه ایستگاه و دیدن صف 7 يا 8 نفره اش قيد اونو زديم و گفتيم خدا پدر همون دستگاه ها رو بیامرزه. اين شد كه با پرداخت نفري 24 فرانك ناقابل بليط یکطرفه ژنو تا لوزان رو خريدم. فقط بايد حواستون باشه كه دستگاه امكان پس دادن باقيمونده پول بيش از 20 فرانك رو نداره و الكي اسكناس درشت به خوردش نديد!

با سوار شدن به قطار و و گذر از باغ هاي زيباي اطراف ريل كه قسمتي اش تاکستان های فوق العاده ای بود، در امتداد درياچه لمان پيش مي رفتيم. تو اين حين چندتا دختر و پسر جوون هم از اونجاكه امروز شنبه بود با بطري هاي نوشيدنيشون سوار قطار شده بودن و يكم با سرو صدا سر به سرهم مي ذاشتن. انگار نه انگار كه اينجا سوئيسه!

دوتا متصدي اونجا كه هردو خانوم بودن با خوشرويي پذيراي توريست ها بودن و بعد وقتي نوبت ما شد خانوم جووني كه يكم سياه چرده هم بود با دادن نقشه شروع كرد به توضيحات توريستي شهر. همچنين پيشنهاد كرد كه اگه فرصت كرديد حتما اطراف شهر لوزانم بگرديد و گفت كه بهتره هركدوم يك كارت پس 22 فرانكي يك روزه بخريم تا كليه هزينه هاي سفرمون داخل و خارج شهر مجاني بشه.! اما راستش ما چون برناممون معلوم نبود فعلا قيد خريد كارت رو زديم و به سمت منطقه قديمي شهر كه طرف مخالف درياچه از سمت ايستگاه بود راه افتاديم.

روي نقشه در كوچه و خيابون هاي باريك منطقه قديمي با علائم و رنگهاي مختلف جاهاي مهم مشخص شده بود و از جمله اونها ميشه به  شنبه بازار شهر اشاره كرد كه فروشنده ها بساطشون و در چرخ ها و گاري هاي كوچيك و بزرگ در دو طرف كوه هاي نسبتا تنگ چيده بودن كه البته بيشتر محصولاتي چون، ميوه، سبزي، خشكبار و يا گل هاي تزئيني و ... رو مي شد اونجا پيدا كرد.

 

http://s1.picofile.com/file/7494124408/010.jpg


جلوي كشتي پارك زيباي المپيك كه روي تپه ها بنا شده بود قرار داشت. با بالارفتن از مسير شيب دار پارك، يك به يك مجسمه هاي زيبا كه حكايت از رقابت هاي مختلف المپیك داشت رخ مي نمودن و اينطوري بود كه براي دقايقي بهانه اي دست داد تا در اون فضاي رويايي رو نیمکت های پارک یکم استراحت كنيم. راستش دیگه نفسمون بریده بود و بگی نگی یه چند دقیقه ای هم پلکمونو بستیم!


http://s3.picofile.com/file/7494130321/131.jpg

 

از جمله نکات جالب در پارک ساحلی مي شه به مجسمه هاي زيباي خانواده باربا پاپا و بچه هاش اشاره كرد!

 


http://s3.picofile.com/file/7494131719/172.jpg

 

كلا اين قسمت دریاچه تعداد عربهاي پولدارم كه يا ويلا داشتن و يا در هتل هاي گرونقيمت ساكن بودن بيشتر بود و ما حتي چندتا رستوران عربي رو هم تو مسير ديديم!

 


http://s1.picofile.com/file/7518376555/186.jpg

ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012) –روز هشتم - ژنو – قسمت اول- اطراف دریاچه لمان

صبح زود برای رفتن به فرودگاه مادرید آماده شدیم و از اونجایکه پروازمون حدود 9صبح بود، می بایست سریعتر خودمونو به فرودگاه می رسوندیم. خوشبختانه فاصله ایستگاه مترو تا هتلمون در مادرید کمتر از 100 متر بود و این شد که با پرداخت 4.5 یورو ناقابل برای هرنفر بلیط مخصوص فرودگاه رو خریدیم. جالب آنکه برای سوارشدن می شد بلیط معمولی 1.5 یورویی مترو رو خرید، اما وقتی فرودگاه می رسیدی برای خروج می بایست دوباره از بلیطت استفاده می کردی و به این خاطر اونجا بود که ضایع می شدی و در نتیجه نمیشد کلک زد!

هرچند هنوز در مورد پابرجا بودن رزرو هتلمون خیلی مطمئن نبودیم و یکم استرس داشتیم!

ماجرا از این قرار بود که در هنگام رزرو هتلمون از بوکینگ یه اشتباه بزرگ کرده بودیم و بجای انتخاب هتل های دارای فری کنسلیشن، که میشه پول رو نقدی داد، از سایت هتلی رو انتخاب کرده بودیم که به صورت پیش فروش تخفیف مناسبی ارائه کرده بود. اما فردای اون روز از طریق بوکینگ ایمیلی رو دریافت کردیم که می گفت کارت اعتباریتون مشکل داره و بقدر کافی توش پول نیست. چون هتل بلافاصله اقدام به برداشت پول از حسابمون کرده بود که البته خالی بود! نهایتا ما که مقصر بودیم و هتل می تونست ادعای خسارت کنه و حتی رزرومونم باطل کنه! با این حال سعی کردیم بطور مستقیم به هتل ایمیل بزنیم و عذرخواهی کنیم و بگیم که نقدی پول رو پرداخت می کنیم و البته حتی بلیط پروازمون به ژنو رو هم براشون فرستادیم، اما متاسفانه این ایمیل بی پاسخ موند و استرس ما بیشتر شد که نکنه تو ژنو که شهر گرونی هم هست آواره بشیم!


http://s3.picofile.com/file/7512320000/020.jpg

 

با ورود به هتل همچنان استرس برخورد اونا و ادعای خسارت احتمالی آزارمون می داد. رسپشن که پسر جوونی احتمالا از مناطق شمالی یا عرب نشین آفریقا بود با خشرویی اسممونو چک کرد و بعد گفت که حدود 90 فرانک یعنی هزینه یکشب از کارتمون کم شده و مابقی رو می تونیم نقد بدیم!!! هنوز از خوشحالی این خبر خارج نشده بودیم که 2 تا کارت کوچیک کف دستمون گذاشت و گفت تا روز آخر اقامتمون با این کارت کل هزینه های حمل و نقل عمومی و حتی کشتی های کوچک دریاچه و قطار شهری نیز برامون رایگانه! و البته صبحانه هتل هم برامون حساب شده. حالا حسابشو بکنید ما از این سورپرایزهای عالی چه حالی شده بودیم!

با دیدن سبد سیب ها یاد هتل سال قبلمون در وین افتادیم و اینبار هم بعد از گرفتن اجازه با خوردن سیب های شیرین و آبدار خوشحالیمونو کامل کردیم! یه لحظه تصور کنید سبد پر سیب های خوشمزه  اونم مجانی!

رو میز رسپشن انواع مختلف نقشه های شهری یافت می شد که 2 یا 3 تاش رو انتخاب کردیم و پس از اونکه سر رسپشن خلوت شد ازش خواستیم تا مسیرهای گردشگری رو برامون تشریح کنه. اونکه دختر جوونی بود اولش شماره اتاقمونو پرسید و بعد به یکباره به فارسی البته با لهجه ای خاص پرسید شما ایرانی هستید؟ ماکه جاخورده بودیم و هنوز فرصت پاسخ پیدا نکردیم جواب بدیم، خودش ادامه داد که پدرش افغانیه و درنتیجه فارسی بلده، بعد گفت که ایمیل ما رو از بارسلون اون خونده و بعدهم کلی درخصوص گردش شهری راهنمایمون کرد! 
خیابونهای ژنو از اون چیزی انتظار داشتیم خیلی کثیف تربودن، وجود اتباع خارجی به خصوص آفریقایی های سیاپوست و یا عرب تبار، یجورایی چهره شهر رو نسبت به گذشته خراب کرده و کلا ژنو از نظر تمیزی با سایر شهرهای سوئیس تفاوت فاحشی داره!

اونطرف خیابون هم ساختمونهای نسبتا بلند اما با بافتی سنتی قرار داشتن که بالای سرشون تابلوهایی با عناوین برندهای بزرگ و معروف و البته اکثرشون برندهای مشهور ساعت سازی در جهان بود. آره ژنو مرکز ساعت سازی برندهای معروف جهانه.

 

http://s1.picofile.com/file/7494107953/023.jpg

 
در ادامش هم بالای تپه گران ترین رستوران و هتل ژنو Eaux-Vives قرار داره که قبلا خونه یکی از پولدارای شهر بوده!


http://s3.picofile.com/file/7494110428/042.jpg

 

از اونجا که بلیطهای پس حمل و نقل اهدایی هتلمون امکان سوار شدن رایگان به قایق ها یا همان کشتی های کوچک زرد رنگ رو فراهم می کرد، به قصد رفتن به اونطرف دریاچه و کلا گشت زدن در دریاچه به یکی از ایستگاههای مربوطه مراجعه کردیم و جالب اونکه روی تابلو دقیقا ساعت هرکدوم رو مشاهده می کردی.


http://s3.picofile.com/file/7494120749/219.jpg

 
ادامه نوشته