صبح روز بعد، از اونجا كه پروازمون به مادرید حدود ساعت 10 صبح بود و به هيچ وجه حاضر نبوديم در راه رسيدن به فرودگاه ريسك كنيم، صبح زود هتل رو ترك كرده و با رفتن به ميدون كاتالونيا و پيدا كردن ايستگاه اتوبوس هاي Aerobus و پرداخت 5.6 يورو ناقابل مستقیم به سمت فرودگاه حركت كرديم. ناگفته نمونه كه در ايستگاه 2 نوع اتوبوس مختلف وجود داره كه يكي از اونها مقصدش ترمينال 1 فرودگاه است و ديگري راهي ترمينال 2 ميشه. بنابراين خيلي مهمه كه قبلا شماره ترمينال پروازتونو داشته باشيد!
اما راستش يكم گيج شده بوديم. چون مي بايست از دستگاه بليط بخريم و با توجه به شلوغي مسافر ها يجورايي تحت فشار و استرس بوديم كه خيلي جلوي دستگاه معطل نكنيم. اما چون بليط مترو از فرودگاه تا شهر كلا سيستمش جدا بود و قيمتش حدود 4.5 يورو بود، بالاخره درست متوجه نشديم كه بليط هاي زمان دار يا چند سفره قابل استفاده تو اونجا هستن يا نه! اين شد كه از مرد ميانسالي كه پشتمون صف وايستاده بود پرسيديم اما اون با طنز و البته شايد يكم هم غرور گفت كه انگليسي نمي دونه و اينجا اسپانياست و باید اسپانیایی صحبت کرد و بعد به اسپانيايي شروع به صحبت كرد كه ما خيلي حرفاشو نفهميديم. بعد رفت تا براي خودش بليط بخره كه البته شايد بخاطر دست انداختن ما بود که دستگاه پولشو خورد و نهايتا يارو كلي معطل شد تا متصدي بياد و دستگاه رو باز كنه و نهايتا سكه اونو بهش پس بده!
ما که نباید به این زودی ها از میدون به در می رفتیم نهایتا پس از كمي ور رفتن با دستگاه بلیط مترو منطقشو پيداكرديم اما چون شناخت درستي از تعداد سفرهاي داخل شهرمون نداشتيم، فعلا به خريد تنها يك بليط تك سفره از فرودگاه تا شهر اكتفا كرده و به سرعت پايين رفتيم.
با بالا رفتن از پله ها، اسم خيابون مورد نظرمونو همونجا تو چندمتري پيدا كرديم و جالب اونكه با 40 يا 50 متر پیاده روي خودمونو جلوي ساختمون بزرگي ديديم كه شماره پلاك هتل رو داشت. شايد اگه قبلا تو فلورانس هتل هايي به اين سبك رو تجربه نكرده بوديم، يكم گيج مي شديم. اما حدسمون درست بود اين بار هم هتل فقط برخي طبقات مياني ساختمون رو تشكيل مي داد.
با آسانسور بالا رفتيم و هنگاميكه در رو باز كرديم از پنجره ورودي اتاق پسر جووني صدامون كرد و اين شد كه خيلي راحت و بدون دردسر اتاق شبي 43 يوروییمونو تحويل گرفتيم. البته رسپشن لطف كرد و نقشه شهر رو هم بهمون داد و با اصرار ما جاهاي قشنگ و ديدني رو روش علامت زد كه خوشبختانه گفت كه ما تو مركز توريستي شهر قرارداريم و همه جا با چند دقيقه پياده روي در دسترس است.
اولين مقصد میدان دروازهی خورشید یا پوئرتا دِل سول بود. از حدود 200 متري ميدون عملا كوچه ها پر از توريست هاي جورواجور خارجي اند و حال و هواي قشنگي رو به تصوير مي كشن. با رسيدن به ميدون اولين چيزي كه جلب توجه مي كنه وجود دو مجسمهی معروف اونه: اولي كه نسبتا بزرگه و درست وسط ميدون قرارداره مجسمهی پادشاه کارلوس سوم

و دومي در گوشه اي از ميدونه مجسمه خرس و درخت که نماد خانوادهی سلطنتی كشور و يجورايي حتي نماد شهر مادرید به شمار میره.

دورتادور ميدون هم با ساختمونهاي زيباي قديمي احاطه شد و وسط اون هم هنرمندان مختلفي كه با رنگ كردن خودن و پوشيدن لباس هاي مختلف و گاها ايستادن به سبك مجسمه برا خودشون از ميون توريست ها مشتري دست و پا مي كردن تا با عكس گرفتن چند سكه اي رو كاسب بشن.

با ادامه دادن مسير وارد ميدون زيباي مايور شديم. ميدوني كه به جهت محبوبيتش از شلوغترین میدانهای شهر به شمار مياد. اینميدون محل اصلی گردهمایی های شهر مادریده. دورتادور ميدون توسط ساختمانهایی قدیمی به سبک معماری بسيار زيبا با نقش و نگارهاي قشنگي احاطه شده و البته گوشه و كنار هم رستورانها، کافهها متعددي قراردارن.

اونطور كه نقل شده ساخت اين ميدون توسط پادشاه اسپانيا فيليپ سوم از قرن 17 آغاز شده كه البته مجسمهی فیلیپ سوم هم اكنون در وسط میدان قرار گرفته و خوراك خوبي براي توريست هاي خارجي به حساب مي ياد.