خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز هشتم(پایانی)- موزه ملی چین، یاشو مارکت

بالاخره آخرين روز اقامتمون در پكن هم فرا رسيد و حالا دیگه ما كمتر از يك روز كامل فرصت داشتيم تا بخشي از ناديده هاي پكن رو تكميل كنيم. به همين خاطرم هست كه بارها گفتيم اگه واقعا مي خوايد پكن و اطرافش رو بگرديد حداقل 10 روز كامل وقت لازم داريد!

صبح بعد اونكه ساكهامونو به رسپشن هتل تحويل داديم ديگه عملا وقت زيادي نداشتيم و سريع زديم بيرون. اين عجله منجر شد در آخرين لحظه فرصت چك كردن نهايي آدرس رو از دست بديم و با اينكه مي دونستيم موزه ملي پكن در ميدون تيان آن من قرار داره اما راستش اين تيان آن من واسه خودش يه شهريه و دو تا ايستگاه مترو با همين نام و يه ايستگاه ديگه مترو با نام Qianmen در پایین اون قرار داره. همينم شد که تصمیم گرفتیم بازم تو مترو از يه پسر جووني كه با کلی دک و پز داشت تو گوشی 5 اینچیش یه فیلم زبان اصلی اکشن تماشا مي كرد موضوع رو سئوال كنيم!


http://s5.picofile.com/file/8108431700/364.jpg


يارو انگار برق گرفته بودش با تعجب ما رو نگاه كرد و سر تکون داد و به چینی یه چیزی بلغور کرد! ولی بعد از 10 دقيقه که مدام دیدیم با خودش درگیره و فیلمشو قطع کرده، تو صفحه گوگل ترنسليتش ترجمه يه واژه چيني رو  نوشته بود که به انگلیسی میشدwhere you go? ما هم براش نوشتيم موزه ملي و يارو بعد كلي اينور اونور زدن و مشورت با چند نفر دور و بریاش، ايستگاه پاييني مترو رو تو ميدون تيان آن من رو نشون داد كه راستش بعدا فهميديم با توجه به زماني كه تغيير خط از ما گرفت عملاً بهتر بود تو همون ايستگاه موردنظر خودمون پياده بشيم! اینه که واقعاً بعضی وقتا به اطلاعات خودتون تکیه کنین خیلی بهتره!

دقايقي بعد نفس زنان از تو ميدون تيان آن من از مترو بالا اومديم. حالا راستش چون بين ساختمون پارلمان و موزه ملي که درست مقابل هم در دو طرف میدون قرار دارن یکم شك داشتيم ترجیح دادیم تا اين بار از يه توريست خارجي كه حداقل زبون فهم باشه موضوع رو بپرسيم و اونم بدون معطلي ساختمون موزه رو در سمت شرق ميدون نشونمون داد! این توریستهای اروپایی آمریکایی گاهی خیلی بهتر از خود محلیا می تونن کمک کنن! واقعا به اینا می گن توریست! انگار لونلی پلانتو می خورن میان سفر!


http://s5.picofile.com/file/8108431768/367.jpg


دقايقي بعد به ورودي موزه رسيديم و اين بار با سخاوت چيني ها مواجه شديم كه با نشون دادن پاسپورت امكان بازديد از موزه به صورت رايگان فراهم مي شد.

--------------------------

حسابشو بکنید تو فرهنگ چینی بجای اینکه مقاماتشون هدیه هارو ببرن تو ویترین خونشون محصور کن، تو صدسال گذشته همه رو یه جا جمع کردن و یه موزه حسابی ترتیب دادن!


http://s5.picofile.com/file/8108432442/437.jpg


http://s5.picofile.com/file/8108432592/446.jpg


http://s5.picofile.com/file/8108433418/491.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز هفتم- معبد آسمانی(بهشت)، نمایش گلدن ماسک

يه خواهرزده 6-7 ساله داريم كه اسمش محمده! اون برخلاف خيلي از بچه هاي همسن و سالش عاشق صبحونه است و يه جمله معروفي داره كه مي گه من اصلا به اين اميد شب به رختخواب مي رم تا فردا صبح بشه و يه صبحونه حسابي بخورم! راستش مایه خجالته اگه بگیم كه ما هم از شب قبلش هميشه به هواي صبحونه پر و پيمون و متنوع هتل خوابمون مي برد!

از اینا که بگذریم چون شب قبل بلیط تخفیف دار برنامه نمايش سنتي گلدن ماسك رو با کمتر از نصف قیمت تورها از طريق اينترنت فيكس كرده بوديم عملاً فقط تا عصر زمان آزاد براي گشت شهري فراهم بود و این شد که مقصد اين بارمون معبد آسماني يا همون معبد بهشت انتخاب شد.


http://s5.picofile.com/file/8106725234/262.jpg

---------

با ورود به محوطه باغ همون اول کار بازم از دور صداهاي موسيقي به گوش مي رسيد و لحظاتي بعد جمعيتی سر زنده و پر انرژي از چيني ها رو دیدیم كه با نواختن موسيقي و حركات موزن و ورزش تای چی و البته آوازهاي دسته جمعي و ...، از همديگه و البته از موسيقي شادش انرژي مي گرفتن.


http://s5.picofile.com/file/8106725092/234.jpg


در دو طرف دالان زنان و مردان مسن خودشونو با بافتني بافتن و ساخت صنايع دستي سرگرم مي كردن و تو اين بين شايد كمك خرجي هم براي زندگي فراهم مي شد.نگاههاي كنجكاو و لبخندهاي محبت آميزشون حس قشنگي رو به آدم القا مي كرد. جالب بود که این همه پیرمرد و پیرزن کاملا با هم سرگرم شده بودند و شور و شوق زیادی درشون موج میزد. زنها در مورد مدلهای مختلف بافتنی با هم همفکری می کردند و مردها کاردستی درست می کردند! یعنی کاملا یه کلاس روان درمانی و افزایش انگیزه برای آدمهای مسن بود!


http://s5.picofile.com/file/8106725150/242.jpg


http://s5.picofile.com/file/8106725218/253.jpg


http://s5.picofile.com/file/8106725518/336.jpg

در وسطاي نمايش به يكباره در صحنه اي سيل جاري ميشه و حجم آب اونقدر زياده كه آدم واقعا مبهوت ميشه و خودش رو وسط اون سيل حس مي كنه. جاي فوق العاده ما به نحوي طراحي شده بود كه آب درست از دريچه هاي نزديك صندليمون تخليه مي شد بدون اينكه اصلا خيس بشيم و جالبتر اونكه خنكي اين حجم از آب كمك مي كرد تا حس واقعي تري از اين نمايش خارق العاده داشته باشيم!


http://s5.picofile.com/file/8106725468/330.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز ششم- معبد لاما، پارك شاهي جينگ شان و وان فو جین

صبح با كلي اميد و آرزو يكم زودتر پاشديم تا اطلاعاتمون درخصوص تيانجين رو تكميل كنيم. تو این حین يكسري از بچه هاي تور هم با پرداخت 100 دلار امروز با ليدرمون عازم تيانجين بودن  و ما هم كه دادن اين نوع پول ها به هيچ وجه با گروه خونيمون سازگاري نداشت با كمك اينترنت كل هزينه هاي رفت و برگشت به اونجا رو در حدود 20 دلار برآورد كرده بوديم.

با پيشنهاد زوج جووني كه همسفرمون بودن قرار شد كه اونا هم ما رو تو سفر همراهي كنن و این شد که حدود 8/5 صبح گروه كوچك چهارنفرمون از هتل زد بيرون.


http://s5.picofile.com/file/8104810734/098.jpg


تيانجين شهر ساحلي كوچكي در نزديكي پكن به شما مي ياد كه با قطارهاي سريع السير چيني در كمتر از 40 دقیقه قابل دسترس هست. البته از هتل ما بايد يه مسير طولاني تا ايستگاه قطار رو هم در نظر مي گرفتيم كه نهايت كمتر از يكساعت بعد به ايستگاه قطار رسيديم.

با دنبال كردن تابلوهاي راهنما، خیلی راحت صف خريد بليط قطار رو پيدا كرديم و دقايقي بعد با کلی شور و اشتیاق نوبتمون شد. بعدشم با تلاش بسیار و بكار بردن زبون بين المللي اشاره و گوگل ترانسلیت به فروشنده حالي كرديم كه بابا مي خوايم بريم تيانجين و اونم اول همه پول خريد بليط يكطرفه رو ازمون گرفت و بعد گفت خوب حالا پاسپورتتونو رد كنيد بياد! ما كه انگار برق گرفته بودمون گفتيم كه بابا مگه مي خوايم بريم خارج! پاسپورت واسه چي؟ اما اين چيني ها خيلي زبون نفهمنن و كلا چون تو سيستم اطاعت محض از دستورات بزرگ شدن، هيچ رقمه جا نداري تا چونه بزني و ما هم كه پاسپورتمونو تو هتل جا گذاشته بوديم و حالا حسابي حالمون گرفته شده بود، دست از پا درازتر پولمونو پس گرفتيم و كلي حسرت به دل اين تيانجين وامونده شديم!

.............

شيوه عبادت هم در نوع خودش جالبه! بطوريكه زائرين متعصب با هر شکل و ظاهر متفاوت هركدومشون يه زنبيل پر چوب عود در دست دارن و  وقتي وارد مي شن در هر مرحله و هرحياط يك آتشدان قرارداره كه چند تا دونه از اون عود ها رو داخل مجمر مي اندازن!


http://s5.picofile.com/file/8104810600/071.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811326/185.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811234/154.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811542/206.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811726/216.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز پنجم- پارک جهانی، باغ سلطنتی بی های

با طلوع آفتاب و از اونجا كه ديگه از برنامه تور خبري نبود يكم بيشتر فرصت استراحت دست داد اما با اين حال ما براي استراحت کردن يه پرواز 8 ساعته و كلي هزينه نكرده بوديم بيايم چين! بنابراين بعد از صرف يه صبحونه حسابی سر ساعت 8.30 ديگه آماده حركت بوديم.

برنامه هاي خارج از تور در مقايسه با برنامه هاي تور يكسري مزيت و البته چند تايي هم عيب داره. طبيعتاً همراهی با تور اطمينان و آرامش بيشتري مي ده و از طرف ديگه زحمت زيادي براي برنامه ريزي و رسيدن به مقصد نداريد. اما در مقابل، سفر بدون تور باعث ميشه تا آدم با يكم مطالعه و سرچ بيشتر درك درستي از جايي كه مي خواد بره داشته باشه و از طرف ديگه اينطوري آدم فرصت مي كنه تا با واقعيت هاي فرهنگي و مردم بهتر آشنا بشه و شايد اغراق نباشه بهترين و فراموش نشدني ترين خاطرات ما در مواجهه با مشكلات پيش بيني نشده اين نوع گردش هاي انفرادي و حتي گم شدن ها رخ داده!

از اينا كه بگذريم برنامه گردش امروزمون با  بازديد از پارك جهاني (World Park) آغاز مي شد که یجورايي از حلقه مركزي شهر فاصله زيادي داشت. در هر حال بر روي نقشه نزديكترين ايستگاه مترو رو با استفاده از Google direction پيدا كرديم كه ايستگاه Guogongzhuang بود و با يكي دوتا خط عوض كردن به سمت ايستگاه حركت كرديم. جالب اونکه تو ایستگاه تابلوی راهنمای جاهای دیدنی با ذکر ایستگاشونم وجود داشت.


http://s5.picofile.com/file/8102998100/1062.jpg


با ديدن قيمت بليط 100 يوانيش (حدود 17 دلار) برق سه فازمون پرید! مگه چه خبره!!! و بدتر اونكه تخفيف با كارت دانشجويي هم نداشت اما به هر حال چاره اي نبود چون كلي راه اومده بوديم و حيف بود كه از دستش بديم! بعد خريد بليط به خانومه گفتيم بابا لاقل يه نقشه از باغ رو بده كه سردرگم نشيم اونم به پشت بليطمون اشاره كرد كه يه نقشه مينياتوري از باغ رو به تصوير كشيده بود. البته تو محوطه جلوي دروازه هم يكي دو نفري نقشه پارك رو به قيمت يك يوان مي فروختن! جالب بود که با این بلیط گرون قیمت حتی نقشه مجانی هم نداشتن!

با گذر از دروازه اصلي پارك كه يجورايي با اقتباسي از سبك گوتيك اروپا طراحي شده بود وارد محوطه اصلي باغ شديم. اولين چيزي كه اونجا خودنمايي مي كرد باغ ايتاليايي با پله كان انتهايش بود .


http://s5.picofile.com/file/8102996568/678.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8102996850/710.jpg


http://s5.picofile.com/file/8102997276/775.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8102997300/784.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8102997750/1000.jpg

http://s5.picofile.com/file/8102997976/1051.jpg

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلبمراجعه کنید.

 

 

 

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز چهارم- دیوار چین، بازار یشم، طب سنتی و پارک هو های

با طلوع آفتاب ديگه حالا نوبت به بازديد از شگفت انگیز ترين  مكان توريستي چين يا همون ديوار معروف چين رسيده بود. شرح افسانه ها و اغراق هاي مربوط به اين ديوار عظيم اونقدر زياده كه عملا برخي از اونا مثل امكان ديدن ديوار چين از ماه و يا اينكه اين ديوار جزو عجايب هفتگانه جهانه همچنان به عنوان اشتباه مصطلح در برخي جاها روايت ميشه.


http://s3.picofile.com/file/8102023268/497.jpg


طول مسير يكساعته تا مقصد تا دلتون بخواد سرسبز بود و البته فرصت خوبي بود تا حميدرضا آخرين بخش از اطلاعات توريستي فرهنگي چين رو برامون شرح بده. اين بخش از برنامه ابتدا با کمی تشريح ادبيات زبان چين شروع شد كه ريشه اش همون زبون تركي هست(حالا کدوم گروه از ترکها الله اعلم!) و برخلاف مكالمه به زبون چيني كه خيلي دشواره گرامر و خطش چون بر مبناي شكل اجسام پايه گزاري شده نسبتاً راحته و میشه یجورایی با تصویرسازی اونا رو به خاطر سپرد! هرچند یادگیری این همه کلمه سالها وقت میگیره!

فرضاً این شکل به معنای نفر یا آدم هست (شبیه یه آدم هست دیگه!). حمیدرضا بهمون نشون داد که مثلا رو اتوبوس ها نوشته بود 50 یعنی 50 نفر گنجایش داره.

این شکل یعنی کوه

اینم یعنی زن  女人

این یعنی مرد 男人 که این دو تا در تشخیص دستشویی زنانه و مردانه خیلی کاربرد داشت.

این یعنی خروج 出口 که نشون میده انگار یه نفر داره میدوه به سمت درب خروج!

توصیه ما اینه که همیشه وقتی وارد یک کشور جدید میشید یکم دندون رو جیگر بذارید و ابتدا در فرودگاه یا سالن ترانزیت که هستید به علائم خصوصاً ورود و خروج که در این مکانها حتماً حداقل به دو زبون نشون داده شدن دقت کنید و اونها رو یاد بگیرید. بعداً توی شهر خیلی بهتون کمک می کنه.

این علامتم یعنی شمال 

این علامت در نوشتن نام شهر پکن یا همون بیجینگ هم به کار میره  北京

چون "بِی" به معنای شماله که و بیجینگ هم به معنای پایتخت شمالیه.

در شهر پکن اول خیلی از مکانها هم با این کلمه "بِی" شروع میشه.

نکته جالب دیگه ای هم که حمیدرضا یادمون داد نمایش اعداد با دست بود!


http://s3.picofile.com/file/8102023668/Number.jpg

از اینا که بگذریم وسط راهی یه نیش ترمز در كارگاه و فروشگاه يشم داشتيم. این چینی ها رو سنگ یشم تعصب خاصی دارن و در واقع سنگ يشم يا همون جيد سنگ ملي چيني ها به شمار مي ياد كه سابقه اي 4000 ساله داره و به همین خاطرم چشم بادومی ها خيلي تلاش كردن تا با بازاريابي وسيعشون در المپيك سال 2008 پكن اونم در ساخت مدالهايي كه به ورزشكاران هديه مي دادن اين سنگ قيمتي رو تو دنيا جا بندازن!


http://s1.picofile.com/file/8102023142/468.jpg


دقايقي بعد دیگه کارمون اونجا تموم شده بود اما با خروج از ساختمون بيكباره با صداي بلند ترقه ها شوكه شديم! جنگ شروع شده؟! يا عمليات تروريستي؟! اما حميدرضا خيلي خونسرد گفت نه بابا نگران نباشيد كنار اين فروشگاه يه سالن عروسي هست كه مطابق رسم چيني ها جلوي پاي عروس و داماد ترقه در مي كنن
!!!
تكميل ديوار چین از دوهزار سال پيش تا همين حدود 400 سال قبل طول كشيد و برخلاف تصور اين ديوار نتونست سدي در مقابل حمله چنگيزخان مغول به حساب بياد و او با دور زدن ديوار چين رو هم از تاخت و تاز خودش بي نصيب نكرد و اونطور كه چندماه قبل تو يكي از برنامه هاي مستند مي گفتن بازماندگان نسل اين آقاي چنگيز خان كه ماشالله از نگاه تعدد زوجات حسابي اهل خونه و خونواده بوده اكنون به بيش از 32 ميليون نفر در سطح منطقه شرق آسيا مي رسه
!

با اينكه اين ديوار عظيم تونست از حمله چنگيزخان جون سالم به در به ببره اما نهايتاً نتونست در مقابل طمع کشاورزهای چینی که از مصالح دیوار برای مزارع و ساخت جاده و ساختمان استفاده می‌کردند مقاومت كنه و بخش هايي از اون اكنون ديگه وجود نداره!

در نزديكي هاي مقصد دورنماي زيبايي از ديوار عظيم چين كه تا چشم كار مي كرد سينه كوه رو شكافته بود تا ناكجا طول كشيده بود نمايان شد. آره اینجا دیوار بزرگ چینه! همونجایی از بچگی آرزوی دیدنش رو داشتیم و حال انگار رویاهامون داشت به حقیقت می پیوست!

بعد هم يه گله عروس و داماد با بالارفتن از پله هاي پر شيب به زنجيرهای دو طرف پله ها كه تا بالای برج کشیده شده بود به سبك اروپايي ها قفل میزدن و کلیدشم از اون بالا مي انداختن ته دره!


http://s4.picofile.com/file/8102023276/522.jpg


آنطور که گفته میشه جنس ديوار از آجر با تركيب آرد برنجه كه استحكام آن را بيشتر مي كنه. ارتفاع ديوار در حدود 8 متره كه دربخش برج، ارتفاع آن به حدود 60 متر مي رسد و عرض ديوار هم حدود 8 متره كه در اين شرايط يك رديف اسب سوار 12 نفره چسبیده به هم مي تونن از ديوار عبور كنن!

............

دقايقي بعد تقريبا به وسطاي درياچه رسيديم جايي كه با توجه به پس زمينه زيباي ساحل درياچه با قایق های تفریحی براي عكس گرفتن توریست ها خوراك خوبي محسوب ميشه.


http://s4.picofile.com/file/8102023568/643.jpg

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز سوم- تیان آن من، شهر ممنوعه و بازار ابریشم

با طليعه آفتاب از اتاق جدیدمون که دیگه پنجره هم داشت و البته بازم زنگ تلفنی كه ما رو براي صبح بيدار مي كرد اين بار ديگه تا حدودي با اختلاف ساعتي چین و تهرون كنار اومده بوديم و با توجه به جذابيت زياد صبحونه متنوع هتل ترك رختخواب خيلي كار سختي نبود!

ساعتي بعد بازم در داخل اتوبوس آماده حركت به سمت يكي ديگه از مكان هاي توريستي منحصر به فرد پكن يا شايد بهتر بگيم چين يعني ميدون تيان آن من و شهر ممنوعه باشيم.

اين بارم ليدر وظیفه شناسمون يه چشمه از نظم چيني ها رو رو کرد و به یه چشم بهم زدن و ظرف كمتر از 5 دقيقه یه گروه 3 نفره از آقایون كه فقط يكيشون دير اومده بود را با کمال آرامش جا گذاشت و گفت خودتون با تاكسي بعد به ما ملحق بشيد. حالا بگذريم كه به محض اضافه شدن اونها كلي داد و فرياد كردن اما با خونسردي ليدر همه چيز آروم شد!

در طول مسير حميدرضا از ويژگي هاي فرهنگي و ساختار سياسي چيني ها سخن راند و از اينكه علي رغم همه پيشرفت هاي اقتصاديشون از نگاه سياسي چینی ها چندان توسعه نيافتن و كل كشور در دست كمتر از 3 هزار نفره!

بعد هم شروع كرد به شرح ماجراي ساخت اين ميدون 44 هكتاري در حدود 100 سال قبل كه بزرگترین میدان جهان به شمار مي ياد.

میدان "تیان آن من" از بالا- شهر ممنوعه با شیروانیهای آجری رنگش در انتهای میدان- عکس از اینترنت


تیان آن من یعنی دروازه آرامش بهشتی و درست جلوي محوطه شهر ممنوعه قرارداره. هرچند سالها بعد اين ميدون نماد انقلاب سرخ شد و در سال 1949 نیم میلیون نفر به رهبري مائو در این میدون گرد اومدن و  از آن پس تاكنون حكومت كمونيست بر اين كشور حاكم شد.

جالب اينكه وسعت ميدون به اندازه اي است كه در دو طرف دو ايستگاه مترو با همين نام (تيان آن من شرقي و غربي) و یک ایستگاه هم در بخش جنوبی میدون قرار دارند.

همچنین بسياري از بناهاي زيبا نظير پارلمان و موزه ملي و ...، دو طرف ميدون تیان آن من رو احاطه کرده اند و با معماري خاصشون يجورايي از ورود و خروج صدا به ميدون جلوگيري مي كنن و  اين ميدون خاص و يونيك را براي برگزاري مراسم و جشن ها به شكل مناسبي طراحي كردن. هرچند بخش هایی از میدون به تسخیر فروشگاهها و برندهای معروف چینی و غیر چینی دراومده!


http://s4.picofile.com/file/7998744187/298.jpg


http://s4.picofile.com/file/7998748816/398.jpg

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز دوم- کاخ تابستانی، بازار مروارید

كله سحر در حاليكه هنوز به 3/5 ساعت تفاوت ساعت پكن با تهران عادت نكرده بوديم با صداي زنگ تلفن از جا پريديم. نگو ليدرمون براي اطمينان از رسپشن خواسته اول صبح همه مسافرا رو از خواب بيدار كنه كه بهانه اي براي خواب موندن نداشته باشن!

براي صرف صبحونه سريع پايين رفتيم و همونطور كه انتظار مي رفت يه ميز پر و پيمون با كلي خوراكهاي رنگ و وارنگ چيده بودن كه آدم از دیدنش اشتهاش باز مي شد.


http://s1.picofile.com/file/7990764294/226.jpg


اما راستش هرچي مي خواستيم برداريم ياد توصيه هاي حميدرضا ليدرمون مي افتاديم كه سفارش كرده بود تورو خدا غذاها رو بيخود حروم نكنيد و فقط به اندازه اي كه مي تونيد بخوريد برداريد و غذاهاي ناشناخته رو هم اول تست كرده و بعد برداريد و ... . انگار يكي دوباري مديران هتل ها با سابقه اي كه از ايروني ها سراغ داشتن ملتمسانه اين خواهش رو مطرح كرده بودن كه واقعاً حقم داشتن!


http://s3.picofile.com/file/7990741505/105.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- روز اول- در مسیر راه، گشت شهری نیم روز (آشیانه پرنده، وان فو جین و ...)

سرانجام بعد از اون كه در آخرين دقايق، برنامه سفر ابتدای سالمون از غرب به شرق تغيير جهت يافت كه طبعا نبايد نقش پررنگ كاهش ارزش پول ملي رو هم در اين تصميم گيري نادیده گرفت، در يكي از روزهاي نسبتا گرم آخر اردیبهشت بازم همه چیز از فرودگاه امام شروع شد.

از اونجا كه پروسه سفر به چين يكم متفاوت با ساير كشورهاست، مقدمات سفر از همون فرودگاه آغاز ميشه. چون براي كاهش هزينه ها، ويزا به صورت گروه هاي 6 يا 8 نفره تو يه برگه صادر ميشه و شما به جز كپي اون چیزی تو دستتون نیست تا خود فرودگاه كه نماينده اصلي شركت مياد و اصل ويزا رو تحويل می ده، و شما رسما مسافر چين می شین!


http://s4.picofile.com/file/7972145806/053.jpg


سرانجام بعد از يكي دوساعت معطلي در فرودگاه و انتظار ما و ساير مسافرا كه تقريبا همشون با همين درد بي ويزايي مواجه بودن و بعضیاشونم راه به راه با تور تماس می گرفتن و تهدید می کردن که اگه زودتر نماینده شون نیاد و ویزا رو بهشون تحویل نده پامیشن میان آژانسو رو سر مسوولاش خراب می کنن!، سرو كله مسئول مربوطه پيدا شد و اينجا بود كه بازم نظم خودجوش ما ايروني ها كه ماشالله زبونزد خاص و عام شده، برگه هاي ويزا رو مثل گوشت قربوني دست به دست می کرد و تو اين وسط نماینده مربوطه فقط سعي مي كرد به هرکي برگه رو تحويل مي ده شماره موبايلش رو يادداشت كنه تا با دادن شماره به ديگر همسفرهاي نديده اي كه اسمشون تو برگه ويزاست يجورايي سيم همه گروه ها رو به هم وصل كنه.

ظاهراً قديما يه ليدر تا خود چين گروه رو همراهي مي كرده و به اين به اصطلاح صف كردن رو خودش انجام مي داده اما بسوزه پدر اين كاهش ارزش پول ملي كه ديگه براي رقابتي شدن هزينه ها، اين بخش از هزينه ها هم قربوني شدن و كار هماهنگي با مسافرهاي بيچاره اي است كه تا بحال همديگر رو نديدن! تركيب مسافرهاي چين هم خودش داستانی داره چرا كه نصف مسافرا كه ظاهرا با تور مي يان رو تاجرها و صنعتگرهاي نمايشگاهي تشكيل دادن و حالا سر و كله زدن با اين جماعت كه يك عده اشونم فقط اسم تاجر و بازرگان رو يدك مي كشن حكايتي داره!


http://s1.picofile.com/file/7972147197/068.jpg


از اينا كه بگذريم بالاخره با گرفتن برگه اصلي ويزامون تو صف كارت پرواز قرار گرفتيم، غافل از اينكه تا 4 نفر ديگه ويزاي گروهيمون نيان كار مربوط به گرفتن كارت پرواز انجام نميشه. هرچند با يكم چانه زنی با متصدي مربوطه و قول دادن اينكه سعی می کنیم بقیه گروه رو هم پیدا کنیم، خدا رو شكر كارت پروازمونو گرفتيم و علي الحساب فعلا مسافر چين شده بوديم.

ادامه نوشته

توصيه هاي سفر به چین- باتور بريم يا بدون تور؟!

حالا كه تازه از سفر چين برگشتيم و با توجه به نوسانات قيمت پول ملی احتمالا بازم ديگه اعتبار بخشي از مطالب و توصيه هاي ما بيشتر از دو يا سه ماه نيست، با اجازه دوستان قبل از شروع سفرنامه هندوستان فقط پست مربوط به توصيه هاي سفر به چين رو براي سایر دوستاني كه احيانا در تعطيلات تابستاني قصد سفر به اونجا رو دارن مي ذاريم. البته بد نیست اشاره کنیم پکن تابستون های گرم و زمستونهای سردی داره. بنابراین بهترین زمان سفر به پکن اواسط بهار و یا اوایل پاییزه!


http://s4.picofile.com/file/7801719993/054.jpg


بازم با اين سئوال شروع كنيم كه آيا اصلا چين مقصد مناسبي براي سفر هست يانه؟

به طور كلي دوستاني كه دنبال سفر براي استراحت و ريلكسيشن هستن و يا اونكه بيشتر دنبال سفرهاي تفريحي و با انرژي هستن از همين الان بگيم كه شايد چين مقصد خوبي براي سفرشون محسوب نشه!

اما اگه دنبال شگفتي هاي خاص، معماري زيبا و تجربه منحصر به فردي از ديدن فرهنگي با قدمت چند هزارساله هستيد كه مردمش با سخت كوشي طي بيست سال گذشته كل دنيا رو از توسعه اقتصادي و پيشرفت خودشون شگفت زده كردند قطعا چين مي تونه مقصد مناسبي باشه. به اين گروه بايد دوستاني كه عاشق گشتن در فروشگاههاي بزرگ و ازون مهمتر جدال و چونه زدن با فروشنده ها هستند رو هم اضافه كنيم. هرچند كه از نگاه قيمتي به هيچ وجه تصور نكنيد كه كالاها ارزون و مقرون به صرفه اند!



http://s4.picofile.com/file/7801719458/021.jpg


در هر حال به خصوص از نگاه اقتصادي با كاهش ارزش پول ملي و فقيرتر شدن روز به روز ما كه عملا سفر به دنياي غرب رو تا حد قابل ملاحظه اي مشكل كرده هنوز چين مي تونه مقصدي متعادل و البته نه ارزون براي سفر بشمار بياد.


 http://s4.picofile.com/file/7801722575/524.jpg

 

با تور بريم يا بدون تور؟

بازم براي مايي كه بارها و بارها سفر با تور به اروپا رو نقد كرديم و اعتقادمون اينه که بدون تور ميشه با نصف يا حتي يك چهارم قيمت به اروپا سفر كرد شايد يكم دشوار باشه كه اعتراف كنيم به هزار و يك دليل مسافرت به چين با تور به مراتب ارزونتر و منطقي تر از سفر بدون تور هستش . حتي جالب اونكه نصف كسايي كه با تور مي يان در واقع تاجرهايي هستن كه براي كار مي يان سفر و با اينكه بارها چين اومدن اما هنوز قيمت تور براشون به صرفه تر است!

در بخش هزينه هاي سفر با يك حساب سر انگشتي ميشه حساب كرد كه هزينه هاي تور حداقل در زمان هاي غير پيك (نوروز و ...) پايينتر از هزينه هاي سفر شخصي هست. فرضا با دلار 3600 توماني ارديبهشت و خرداد 92 ما قيمت تور با هتل 5 ستاره رو 2.600.000 تومان خريديم. حال اجازه بديد يك مقايسه واقع بينانه از قيمت ها در قالب جدول زير داشته باشيم :


 http://s4.picofile.com/file/7801725692/tour.jpg


همونطور كه مشاهده ميشه اين رقم در مقايسه با هزينه تور ها قطعا به صرفه نخواهد بود. حالا بازم به همه اين ها بايد اطمينان خاطر و حس امنيت بابت هماهنگي های لازم رو كه توسط تور برنامه ريزي ميشه اضافه كرد و اگه شانس بياريد و همسفرهاتون آدم هاي منظمي باشن امكان مصاحبت با اين افراد هم از جمله مزيت هاي تور محسوب ميشه. همچنين در برخي جاها توضيحات ليدرها در مورد جاهاي تاريخي هم خوب بود و مي تونست براي افرادي كه كمتر حس و حوصله مطالعه و سرچ كردن رو دارن بدرد بخوره. بنابراين در مجموع همه اين موارد تو اين سفر براي ما حداقل ارزش 10 تا 15 درصد تحمل هزينه هاي بيشتر رو هم داشت!

با اين حال نبايد از معايب سفر با برخي تورها هم غافل شد كه مهمترين اونها اتلاف وقت در پاره اي از موارد براي انتظار همسفران و يا برنامه ريزي اونها جهت فروش برخي تورهاي روزانه اختياري است كه به احتمال بسيار قوي هزينه اون تورها بيشتر از مقداري است كه خودتون مي تونستيد پرداخت كنيد. البته انصافا مديريت تورهاي چين فوق العاده منظمه بطوريكه زمانبندي برنامه ها دقيق و كاملا حساب شده است و مهمتر اونكه به اجراي برنامه ها هم پايبند. فرضا وقتي ساعت حركت رو ساعت 8 صبح اعلام مي كرد، ديگه بعد از 8/15 به هيچ وجه منتظر نمي موندن و تو يكي دو روز اول اين فرهنگ سازي موجب شد همه همسفرهاي تور ما هم از ترس جاموندن و پرداخت هزينه تاكسي سر موقع بيان سوارشن !

بنابراين اساساً پيشنهاد ما براي سفر به چين بازم استفاده از تور اما به صورت كاملا برنامه ريزي شده و هدايت شده است. يعني بهتره با استفاده از اطلاعات و تجربه ساير دوستان وبلاگ نويس ضمن استفاده از برنامه هاي مجاني تور خودتون هم از وقت هاي اضافه كه حداقل 4 روزه استفاده كنيد و جاهاي ديدني ديگه شهر رو با فراغ بال ببينيد.

 حمل و نقل:

·        پكن يه شهر بزرگ با مساحتي 2.5 برابر تهران هست كه جمعيتش 19 ميليون نفره و كلا با حلقه هاي مركزي ساختار جالبي داره. اما با همه اين احوال به جز يكي دوساعت در روز كه پيك كاري صبح و عصر شمرده ميشه مابقي روز كلا جمعيت زيادي در مقايسه با تهران تو شهر به چشم نمي يان!

·        سيستم مترو پكن با 24 خط ، فوق العاده است. كلا شايد در بسياري از موارد حتي بهتر از سيستم مترو تهران و حتی تجارب قبلی ما در بسیاری از کشورهای اروپایی باشه و به طور كلي علائم راهنمايي اش هم به همراه سيستم گوياي دو زبانشه خيلي عالي آدمو راهنمايي مي كنه. جالب اونكه شبكه متروش به سرعت در حال توسعه هم هست و فرضا در نقشه اي كه از هتل گرفتيم و بعيده كه از چاپش بيشتر از 6 ماه گذشته باشه بخش هايي از شبكه يكي دو خط مترو كه فعال بودن هنوز كشيده نشده بود! قيمت بليط مترو هم براي همه مسيرها 2 يوان(1200 تومان) هست .


http://s4.picofile.com/file/7801723973/664.jpg


نکته بسیار مهمی که باید توجه کرد بلیط های مترو فقط تو همون روز اعتبار دارن و از هر ایستگاهی بلیط می خرید، فقط از همونجا می تونید وارد مترو بشید و این کارت های مترو جهت ورود در ایستگاههای دیگه کار نمی کنه.

·        اتوبوس هم اگه مسير رو از قبل بدونيد انتخاب خوبي براي سفره و كلا خيلي شلوغ هم نيست. قيمت بليطش براي هر سفر يك يوان هست و تو همون داخل اتوبوس ميشه بليط خريد و يا پول رو تو صندوق جلوي راننده انداخت.


http://s4.picofile.com/file/7801721933/360.jpg

·     

علاوه بر اين اتو ريكشا ها كه كالسكه هاي موتوری هستن به همراه سه چرخه هاي مسافربري كه معمولا اونا هم با برق كار ميكنه و براي مسيرهاي نزديك نسبتا مناسبن. با اين حال حتما قيمت رو با اونا نهايي كنيد تا بعد مشكلي پيش نياد! تاكسي هم هست كه تاكسيمتر داره و بهتره ازشون رسيد بگيريد.


http://s4.picofile.com/file/7801724301/668.jpg



http://s4.picofile.com/file/7801721284/308.jpg

·      

برای خرید بلیط قطار سفرهای بین شهری باید حتما پاسپورت همراتون باشه.

 غذا:

در مورد غذا هم پيشنهاد ما اينكه كه حداقل چند وعده غذاي آماده همراهتون ببريد چون رستوران هاي داخل خيابون چندان مورد پسند ما نيستن و منوی انگلیسی ندارند. غذا ها معمولا تند و با ادویه های خاص بودند. کباب هم زیاد می خورند اما با طمعی متفاوت! اونا انواع و اقسام گوشت ها را قطعه قطعه میکنند، به سیخ های کوچک چوبی میکشند و یا روی آتش سرخ میکنند یا در آب جوش میپزند که معمولا غذاهاشون برخي اوقات با مزاج ما سازگار نيستند.


http://s4.picofile.com/file/7801727846/219.jpg


قيمت غذاي هتل هم نسبتا گرونه! البته اگه می خواید غذای چيني رو هم تست کرده باشید همون صبحونه های مجانی هتل بهترین زمان برای این کار به حساب می یاد.


http://s4.picofile.com/file/7801720428/227.jpg


در مورد آب هم حتما بايد آب بطري استفاده كنيد كه خوشبختانه هتل ها همشون هر روز حداقل نفري يك بطري آب مجاني براتون مي ذارن و در كنارش چاي و نسكافه هم به صورت مجاني تو اتاق يافت ميشه!

 امنيت:

در كل چين از امنيت نسبي بالايي برخوردارن و مردمشون خيلي دوست داشتني هستن. با اين حال ما به هيچ وجه ريسك نكرديم و بعد از 10.30 شب سعي كرديم بيرون نباشيم.


http://s4.picofile.com/file/7801722468/363.jpg


 ساير موارد:

·        در چين معمولا صرافي پيدا نميشه و در اكثر موارد هتل ها و حتي ليدر تورتون هم حاضره براتون پول چنج كنه. نرخ فعلي حدود 6.1 يوان به ازاء هر دلاره اما ليدرها و هتل ها معمولا براي هر 100 دلار حدود 606 يوان پرداخت مي كنند.  نرخ فرودگاه معمولا كمتر از 600 تا براي 100 دلار هستش كه پيشنهاد نميشه اونجا پول چنج كنيد و البته بانك ها هم معمولا با گرفتن پاسپورت و فرم پركردن پول چنج مي كنن اما چون تفاوتش 3 يا 4 يوان بيشتر نيست عملا خيلي منطقي نيست وقتتونو تو بانك هدر بديد.

·        موضوع ديگه اي كه تو چين بايد حتما بهش توجه كرد اسكناس هاي تقلبي 100 و يا 50 يوانيه. بنابراين خيلي مهمه پولتونو جاي معتبر چنج كنيد.

·        در چين هم چونه زدن بسيار عمل رايجي هست. پيشنهاد ميشه اولش يك دهم قيمت رو بگيد و احتمالا با يك ششم يا يك هفتم قيمت كالا رو خريداري مي كنيد! البته انتظار نداشته باشید مارک های اصل بخرید!

·        در مورد هتل ها عمدتا كيفيت بسيار مناسب و عالي داشتن  و به خصوص صبحانشون بسيار عالي و كامل بود. تو لابي هم اينترنت مجانيه!


http://s4.picofile.com/file/7801725371/858.jpg

·      

داشتن GPS موبايل و همراه داشتن نقشه شهر مثل همه جا خيلي مفيد و كاربرديه.

·        از نظر ما تو چين چيز زيادي براي خريد پيدا نمي كنيد و با توجه به مشوق هاي صادراتي دولت چين و قيمت دلار حدود 3600توماني تقريبا همه كالاها رو با 20 تا 30 درصد پايينتر تو ايران پيدا می کنید. بنابراين خيلي وقت صرف خريد نكنيد.

·        كلا با كارت دانشجويي بين المللي تو چين تخفيف وروديه ها اعمال نمي شد.

·        براي نمايش فرهنگی گلدن ماسك هم که فوق العاده است و تورها 250 يوان براش طلب می کنند ما از طريق يه سايت اينترنتي بليط 120 يواني خريديم كه 45 دقيقه قبل از شروع برنامه جلوی سالن نمايندشون با پلاكاردي حاوي نام ما بليط رو به ما تحويل داد و پولش رو نقد گرفت.


http://s4.picofile.com/file/7801720642/255.jpg

·     

  امكانات عمومي چين هم بسيار خوب و مناسبه و در بيشتر جاهاي توريستي دستشويي و ...  هم بسيار تمييز  در دسترس هستند. همچنين به جز اين  در همه خيابون ها هم تعداد زيادي دستشويي عمومي ساختن كه البته عمدتا با فرهنگ ما متفاوتند و كلا اپن هستند و در و ديوار داخلي ندارن!

·    تو چین دنبال کسیکه بتونه انگلیسی صحبت کنه نباشید. گشتیم نبود، نگرد نیست! اما با این حال چون مردم با حالی داره حتی اگه انگلیسی ندوند بازم کلی سعی می کنند با زبون بین المللی راهنمایتون کنند.

·      به جز اين ما طي فرصت هاي خوبي داشتيم از بسياري از جاهاي ديدني پكن مثل معبد بهشت، معبد لاما، پارك و درياچه هون هاي، پارك جهاني و ... كه متاسفانه تو برنامه هاي تور قرار ندارن خودمون بازديد كرديم! در جدول فهرست برخي جاهاي ديدني شهر پكن و نحوه رسيدن به اونجا ارائه شده است.


http://s4.picofile.com/file/7801725478/top_20_beijing.jpg

در پايان بازم اضافه مي كنيم كه اين فقط تجربه و نظرات ما طي تنها يك اقامت 8 روزه در چينه و ممكنه در برخي موارد متفاوت با نظر ساير دوستان باشه. خلاصه دوستان، ما در حد تجربیاتی که با خوندن سفرنامه دوستان و تجربه شخصیمون و تحقیقاتمون طی یک ماه حدوداً به این نتایج دست یافتیم که قسمتی از اونها ممکنه درست یا غلط باشه پس خوشحال میشیم شمام تجربیاتتونو در اختیار ما بذارید و این نوشته ما رو به نقد بذارید تا کاملتر بشه.

بد نیست اشاره کنیم که در این سفر ما جمعا 5/2 میلیون تومان برای پكيج تور 8 روزه پكن و حدود250 هزارتومان هزینه ریالی(خروجی, تاکسی, تنقلات و غذای آماده و ...) و 200 دلار هزینه ارزی داشتیم كه حدود 85 تا 90 دلارش براي سوغاتي بود. یعنی جمع کل هزینه های سفرمون برای 2 نفر با احتساب دلار 3600تومانی کمتر از 6.2 میلیون تومان و برای هرنفر حدود 3/1 میلیون تومان شد. (یادش به خیر کمتر از 2 سال قبل با همین پول حدود 20 روز دور اروپا رو گشتیم اما چه کنیم دیگه مجبوریم با این قیمت ها عادت کنیم!!!)

شرح كامل تجربيات اين سفر انشالله در ماههاي آتي تقديم خواهد شد اما قبل از اون اگه عمري بود از پست بعدي اولين قسمت سفرنامه هندوستان رو شروع مي كنيم.