خاطرات سوئيس – قسمت دوم - فريبورگ - Swiss – Fribourg
فريبورگ شهر كوچكيه در حدفاصل برن و لوزان كه تقريبا در مركز سوئيس قرار گرفته. جمعيت آن به نظر كمتر از 80 هزار نفره كه مردم اون هم فرانسه زبونند و به مانند ساير شهرهاي سوئيس از آرامشي وصف نشدني برخوردار است. همه چيز منظم و مرتب و امنيت و زيبايي در همه جا موج مي زنه.
ساختمان زيبا و اصيل با محوطه سرسبز نمايانگر جاي مناسبي براي اقامت بود. جلوي در اصلي ساختمان توقف كردم . متاسفانه زنگ دري وجود نداشت. پس از چند دقيقه انتظار بطور اتفاقي مردي ميانسال در داخل ساختمان را ديدم كه صداش كردم و او در را برايم باز كرد و پس از خوشامد گويي در اتاق دروني كه جعبه هاي پست قرار داشت جعبه اي را نشان داد كه برر روي يكي از پاكت ها نامم را پيدا كردم. در داخل پاكت، اطلاعات برنامه دوره به همراه يك كليد گذاشته شده بود و جالب آنكه آن كليد هم در اتاق را باز مي كرد و هم درب اصلي ساختمان رو يعني جوري طراحي شده بود كه اتاق ها نتونند در يكديگر را باز كنند اما همشون درب اصلي رو باز كنند! سپس با كمك آن مرد به اتاقم واقع در طبقه 1 رفتم. اون مرد كه بعدا فهميدم هيچ وظيفه اي در قبال كمك به من نداشت، با خوشرويي خداحافظي كرد و من در اتاقي كه چشم انداز زيبايي براي تماشاي شهر_ به خصوص بلندترین بنای شهر که کلیسای قدیمی شهر_ داشت سورپرایز شدم .

در اتاق امكانات مناسبتري از هتل وجود داشت كه علاوه بر سرويس و تخت زيبا، عملا سيم ارتباطي به اينترنت نيز به همراه ميز مطالعه و ساير لوازم موجود بود.



باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.