خاطرات سوئيس – قسمت نهم – ميلان (ايتاليا) – ميدان دومو و قلعه اسفورزا - Italy – Milan

با خروج از  بازار زیبای سرپوشیده شیشه ایَ به ناگاه منظر زيباي ميدان دومو انسان را مبهوت مي كند. كليسايي بزرگ در يك ضلع ميدان كه با سنگ هاي مرمر سفيدش منظره اي سحر انگيز به ميدان بخشيده است.


http://s1.picofile.com/file/7887246555/DSC03959.jpg


در وسط ميدان جمعيت زيادي موج مي زد كه به جهت يرندگاني كه بدون ترس از انسان ها در زمين و يا ارتفاع كم حركت مي كردند، به تفرج مي پرداختند. هنوز گيج عظمت و زيبايي ميدان بودم كه يكباره جواني كه به نظر ترك تبار مي آمد به من نزديك شد و با ريختن مشتي ارزن روي شانه ام مي خواست تا پرنده ها روي شانه ام قرار گيرند و پشت زمينه زيباي كليساي دومو عكس بگيرم. اولش كمي جاخوردم اما بعد ديدم فرد ديگري مشابه او به ما نزديك شد و بنحوي مشاجره بين آن دو رخ داد متوجه شدم كه هدف يجورايي گدايي و پول گرفتن است و در نتيجه عذر هر دو را خواستم.


http://s3.picofile.com/file/7887247525/DSC03968.jpg


کلیسای عظیم دومو، یکی از بزرگترین کلیساهای جهان است. این کلیسا دارای ۱۳۵ مخروطه و ۳۴۰۰ مجسمه است. البته عملیات پایانی احداث این کلیسا در اوایل قرن هجدهم به پایان رسید. نماي اين كليسا از مرمر خاكستري و سنگ سفيد كه با دايره‌هايي از مرمر رنگي تزئين شده، ساخته شده است. اين كليسا دو در عظيم برنزي دارد.

با عبور از اين خيابان و با پياده روي كمتر از 10 دقيقه به ميداني مي رسيم كه در جلوي آن سردر قلعه قديمي اسفورزا خودنمايي مي كند.آبنماي زيباي جلوي قلعه تصوير قشنگي رو به وجود آورده است. از قرار اين قلعه قديمي كه صدها سال قدمت دارد به زمان دوك هاي ميلان بر مي گردد. خوشبختانه ورودي قلعه رايگان است. برج و باروهاي بزرگ قلعه و محوطه نسبتا بزرگ آن يادآورد گذشته تاريخي آن است.  پس از ورودي اصلي ديوارهاي ورودي داخلي نيز ما را به قسمت مركزي قلعه هدايت مي كند. اونجا موزه اي هم هست كه اشياء قديمي رو نشون مي ده.


http://s2.picofile.com/file/7887248602/DSC03985.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سوئيس – قسمت هشتم – ميلان (ايتاليا) - Italy – Milan

صبح اول وقت حدود 5.5 بود كه از خواب پاشدم و بدون فوت وقت ساك ها را براي خروج از فريبورگ همراه برداشتم. كونراد ديشب اصرار كرده بود كه براي كمك به من و بردن ساك ها تا ايستگاه بيدارش كنم. اين شد كه به او زنگ زدم و با هم در حاليكه كليد اتاق را در صندوق مخصوص آن جلوي در انداختيم، از فريبورگ و خاطرات بسيار خوش آن خداحافظي كردم. هوا هنوز تاريك بود و هنوز چند قدمي در طول خيابان نرفته بوديم كه به ناگاه اتوبوسي جلوي ما توقف كرد و راننده گفت كه مي تواند تا ايستگاه قطار مارا همراه ببرد. راستش يكم جا خورديم چون از فرهنگ غربي چنين كاري را انتظار نداشتيم. اما خيلي خوشنود شديم و ساك ها را بالا برديم. در ايستگاه به گرمي با كونراد وداع  نمودم و نهايتا سوار بر قطار به سمت برن حركت كردم.

در ايستگاه برن ابتدا بر روي تابلو نتوانستم شماره سكوي قطار ميلان را پيدا كنم در نتيجه نزد مسئول بليط فروشي و راهنما رفتم. خانم مذكور با خوشرويي از صندلي بلند شد و تا محوطه سالن آمد و شماره سكو را به من نشان داد كه به نظرم اين فرهنگ مشتري مداري سوئيسي ها خيلي برايم جذاب اومد. (قابل توجه مشتري مداراي ايراني!)

در طول مسير كه حدود 3 ساعت به طول انجاميد از شهرهاي بسيار كوچكي عبور كرديم و بازهم طبيعت بكر سوئيس، درياچه زيبا و البته چشم انداز كوههاي آلپ قابل توصيف نيست. قطارها هم پرشده بود از ايتاليايي ها ويا سوئيسي هايي كه عموما ايتاليايي زبان بودند. موبايلم هم به محض نزديك شدن به ايتاليا هزينه رومينگ هر دقيقه رو  بيشتر از 1 فرانك اعلام كرد.

http://s3.picofile.com/file/7887244301/DSC03943.jpg

حدود ساعت 10 صبح وارد ميلان شدم و اين شهر بزرگ و پولدار ايتاليا كه شهرت زيادي دارد را از نزديك تماشا مي كردم. در و ديوار خيابان ها پر بود از تيزرهاي تبليغاتي. از تيزرها نيز علاقه وافر اين شهر به فوتبال موج مي زد. تبليغات اينترميلان در همه جاي شهر موج مي زد و البته آث ميلان هم تك و توك تبليغ داشت.

با خروج از ايستگاه، سعي كردم تا خيابان و مغازه ها را با تصاويري كه در گوگل مپ ديده بودم مقايسه كنم. خوشبختانه خيلي سريع اين مقايسه جواب داد و مسير ميدان اصلي جلوي ايستگاه را پيدا كردم. انگار قبلا اينجا بودم! اما برخلاف تصورم ميدان داراي ابعادي بسيار كوچكتر از تصور قبلي ام بود. با ديدن فروشگاه مك دونالد و خيابان كناري آن كه بيشتر شبيه كوچه بود، مقصدم كه همان كوچه بود را به راحتي يافتم، چراكه مطابق نقشه هاي گوگل مپ در اين كوچه دهها هتل قرار داشت. در مدخل كوچه تابلو چند هتل توجهم را جلب كرد. با ورود به اولين آنها كه اسمش از نام سرداران روم قديم گرفته شده بود، از رزپشن قيمت اتاق را پرسيدم و او در پاسخ مبلغ 85 يورو را مطرح كرد. از آنجاكه قيمت دستم نبود خواستم خارج شوم و از هتل هاي كناري هم قيمت را بپرسم. اما او پرسيد كه چه قيمتي مد نظرم هست(درست مثل فروشنده هاي ايراني) و نهايتا با كمي چانه زدن به قيمت توافقي 65 يورو براي هر شب رسيديم و من كه كمي خسته بودم و از طرفي حال كشيدن ساك ها را نداشتم و اين هتل تنها ۱۵0 متر با ايستگاه مركزي قطار فاصله داشت كه آن هم به فرودگاه اتوبوس داشت و هم داراي ايستگاه مترو بود، سريعا قبول كردم.


http://s2.picofile.com/file/7887245371/DSC03947.jpg

البته عبور از خيابان در ميلان با سوئيس خيلي متفاوت است. فرضا هنگاميكه خواستم از خط عابر پياده عبور كنم، وسط هاي راه متوجه شدم كه ماشين ها با سرعت زياد به سمتم حركت مي كنند و اين شد كه سريع برگشتم و با زحمت و كلي دعا از خيابان گذشتم! براستي كه فرهنگ رانندگي ندارند!


ادامه نوشته