خاطرات سفر به دور اروپاي مركزي- روز چهارم سفر - آلمان - برلین (Berlin)

روز بعد صبح زود بلند شديم و صبحانه خورديم و حاضر شديم. از مسوول هتل مسير مترو رو براي رسيد به ZOB پرسيديم. از شب قبل راجع به شيوه هاي رسيدن به هامبورگ از اينترنت اطلاعات كسب كرده بوديم و به اين خاطر مي دونستيم كه بهتره اين مسير 2.5 ساعته رو با اتوبوس بريم. براي اين دو راه داشتيم. يكي ZOB يا Zentraler Omnibusbahnhof Berlin-Internationale Omnibusbahnhof Betreibergesellschaft يكي ديگه هم يه ترمينال ديگه بود كه تو منطقه C بود. ما هم ZOB رو انتخاب كرديم كه نزديكتر بود و به يه مترو دسترسي مستقيم برامون داشت. مترو سوار شديم و ايستگاه Kaiser-damm پياده شديم و بعد از چند دقيقه پياده روي به ايستگاه رسيديم. دو تا بليط اتوبوس به قيمت 22 يورو براي فردا صبح زود گرفتيم. تا از اين نظر خيالمون راحت باشه و ديگه فردا درگير بليط پيدا كردن نباشيم! از اونجا كه بيرون اومديم و پس از بررسي نقشه متوجه شديم كه نزديك قصر شارلوتنبرگ هستيم براي همين تصميم گرفتيم روزمون رو با بازديد اون قصر شروع كنيم.

بالاخره به قصر رسيديم. قصر شارلوتنبرگ در قرن 18 و توسط فردريش اول يكي از پادشاهان پروس براي همسر محبوبش سوفي شارلوت ساخته شده (آقايون ياد بگيرن!).

قصر دو قسمت داشت كه قيمت بليطهاشون متفاوت بود. يكي بخش قديمي و يكي بال جديد كه بعدا ساخته شده بود. محوطه روبروي قصر كه شامل يه باغ بزرگ و درياچه بسيار زيبايي بود بدون ورودي بود.


http://s3.picofile.com/file/7887164943/122.jpg

 

هر كدوم از بخش هاي موزه بليطش جداگونه و حدود 9 يورو بود و البته كارت دانشجويي بين المللي و تراول كارت برلين هم تخفيفاتي رو شامل مي شد. نكته جالب اونكه براي اجازه عكس گرفتن هم مي بايست ۳ يورو مي داديم!!! ما بليط قصر قديمي رو گرفتيم و بعد از گرفتن راهنماي صوتي كه به رايگان و به اكثر زبانها غير از فارسي وجود داشت وارد قصر شديم.

 

http://s1.picofile.com/file/7887165585/135.jpg

 

قصر پر از اتاقهاي زيبا و نقاشي هاي رنگارنگ بر روي ديوارها و مهمتر از همه سقف ها بود. جالبترين اتاقها يكي آپارتمان شارلوت بود كه راهنما توضيح ميداد چون شارلوت علاقه بسيار زيادي به گلها و گياهان داشته تمام جزئيات اين اتاق هم شامل عكس گلها بود حتي روكش مبلها و تابلوهاي روي ديوار همه چي!

http://gazta.info/nuke/objects/countries_stories/T/t3cb0tp384rp4a5yei68e52w385rk00e/image/berlin-charlottenburg-palace-interior-2-large.jpg

بعد از ديدن اتاقها وارد محوطه زيباي روبروي قصر شديم. يه فضاي بسيار بزرگ بود پر از گل و چمن كه در انتها مي رسيد به يه درياچه كوچك زيبا و بعد هم باغ.

 

http://s2.picofile.com/file/7887165692/165.jpg

http://s3.picofile.com/file/7887165806/176.jpg

 

ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپاي مركزي- ادامه روز سوم سفر - آلمان - برلین (Berlin)

 
 
در مسير راه ورشو تا برلين، واگن تقريبا پر بود. اما جالب اينكه با اينكه بليط ها شماره صندلي داشت، اما كسي سر صندليش ننشسته بود! تو مسافرا یه دختر 14-15 ساله بود كه یه سگ كوچولو داشت و از قرار انگار سگه يجورايي مشكل هاضمه داشت و به اين خاطر دختره هر نيم ساعت يكبار يه پوشك گنده مي آورد و پهن مي كرد تا سگ كارشو بكنه كه البته فكر نكنيم توفيقي حاصل شده باشه!
نکته جالب دیگه این بود که تو قطار واگن هايي هم علامتگذاري شده بود كه امكان گذاشتن دوچرخه رو داشتند. مثل واگن ما كه پسر جووني هم كه كلي با ميوه خوردنش دل ما رو آب كرده بود دوچرخه اش رو با خودش تو واگن آورده بود و ته واگن گذاشته بود.
قطار با گذر از مسير نسبتا سرسبز شهرهاي مختلف رو پشت سر گذاشت كه شايد مهمترينش پوزنان بود. هرچند كه اونم خيلي بزرگ نبود. راستش اين كشورهاي عضو شينگن ديگه مرز درست و حسابي هم ندارن و ما اصلا نفهميديم كي وارد آلمان شديم؟ وقتي هم بالاخره حدود ساعت 1.30 رسيديم برلين، اولاي شهر خيلي لوكس نبود و انگار هنوز ساختار تاريك كمونيستي يا همون برلين شرقي روش سنگيني مي كرد. جالب اينكه همون قسمت يه ايستگاه بزرگ هم داشت كه ما اولش نزديك بود به اشتباه اونجا پياده بشيم اما بعد وقتي از خانومي آدرس ايستگاه مركزي رو گرفتيم گفت كه ايستگاه بعديه!
ايستگاه مركزي قطار (HAUPTBAHNHOF) يا هابهانوف تو برلين خيلي بزرگ و قشنگه. چند طبقه داره و خيلي راحت توش گم ميشي. این ایستگاه بزرگترین ایستگاه و قطب قطار اروپا است و 5 طبقه است. یعنی در یک لحظه به طور همزمان دهها قطار در طبقات مختلف این ایستگاه در حال رفت و آمد هستن. همین ایستگاه به تنهایی ارزش دیدن برلین رو نشون مي ده! برلین شهر عریضیه. یعنی از شرق تا غرب شهر خیلی فاصله است. برلین بزرگ‌ترین شهر هم از لحاظ جمعیت و هم از لحاظ مساحت در این کشور است و در کل اتحادیه اروپا مقام دوم را دارد. این شهر ۳۸ کیلومتر از شمال به جنوب و ۴۵کیلومتر از شرق به غرب امتداد یافته‌است. برلین همچنین یک شهر ایالتی است، یعنی یکی از ایالت‌های شانزده‌گانه آلمان نیز به شمار می‌آید. برلین، بزرگ‌ترین و از نظر تاریخی مهم‌ترین ایالت آلمان است. جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی این شهر در حال حاضر، اونو به مهم‌ترین مرکز جلب گردشگر آلمان تبدیل کرده‌.
http://s2.picofile.com/file/7887168816/375.jpg


براي حمل و نقل داخل شهري و احتمالا برخورداري از تخفيف هاي موزه ها بهتره كه كارتهاي توريستي روزانه رو خريداري كنيد. تو برلين دو تا شركت رقيب اين كارت ها رو ارائه مي دن كه قيمت يكيشون 15.9 و اون يكي 16.9 يورو براي ۴۸ ساعت هستش و تفاوتش تعداد جاهايي هست كه تخفيف دارن.
خلاصه برلين ولكام كارت (Berlin Welcome card) دو روزه برلينو به قيمت 16.9 يورو كه باهاش مي تونستيم دو روز از تمام وسايل نقليه عمومي استفاده كنيم و خريديم و با نقشه اي كه از برلين و متروش داشتيم راه افتاديم و با دنبال كردن تابلوها و پس از وليد كردن كارت هاي حمل و نقلمون يه ايستگاه رفتيم و پياده شديم تا مترو رو عوض كنيم، اما امون از درد بي زبوني و بدتر از همه رودروايسي براي پرسيدن! خلاصه هرچي گشتيم علامتي كه نشون بده مترو بعدي كجاست و پيدا نكرديم و فكر كرديم شايد مترو بعدي جاي ديگه اي بيرون باشه براي همين چمدونمون و با سختي از پله ها بالا برديم و از چند نفر پرسيديم S2 كجاست، اونها هم يا نمي دونستن يا گيج ميشدن. نهايتا يه نفر يه ساختمون تو دور دست رو بهمون نشون داد و گفت اونجاست، ما هم با بار و بنديلمون به طرف اون ساختمون راه افتاديم. حدوداً 500 متر با ما فاصله داشت. وقتي نزديك شديم تازه متوجه شديم كه همون ساختمونيه كه ازش اومديم (ايستگاه قطار)! خلاصه كلي ضايع شديم و رفتيم دوباره پرسيديم، اينبار مسوول مربوطه يه راه جديد رو پيشنهاد كرد و نهايتا فهميديم كه خط بعدي هم از همونجا (همون سكويي كه قطارمترو پياده كرده بود)ر د ميشده و فقط بايد صبر مي كرديم تا قطار بعدي از راه برسه! ( يعني برخلاف مترو ايران از يك ريل چندتا خط مترو عبور مي كنن!)
خلاصه پس از اونكه وسطاي مسير يكي دوبار چپ و راست زديم و اينبار هم يه پسر جوون آلماني مارو تا سكوي مورد نظرمون راهنمايي كرد، آخرين قطار مترو مورد نظرمونو هم ترك كرديم، نهايتا در نزديكي خيابون پستدام پياده شديم و وقتي ساك كشون چندبار نقشه رو چپ و راست كرديم، به يكباره توجهمون به خانم كهنسالي كه به سبك ايرانيها مانتو و روسري پوشيده بود افتاد و تشخيص داديم ايرونيه. اونم پس از چاق سلامتي راهنميمون كرد و اين شد كه راحت به هتل آپارتماني كه از طريق بوكينگ رزرو كرده بوديم. فقط مشكل اين بود كه نمي دونستيم كدوم زنگو بزنيم! كه اونم مشكلي نبود چون همه زنگها رو زديم و منتظر شديم! بالاخره در باز شد و وارد آپارتمان شديم. آپارتمان بزرگي به سبك ساختمونهاي اروپاي شرقي بود و يه دفتر و يه سالن غذاخوري كوچيك تو حياطش بود. مسوول آپارتمون كه مردي حدود 40 ساله بود آدم باحال و حوصله اي بود. و يكي دوتا نقشه رو هم نشون گذاري كرد و گفت كه دسترسي هاي منطقه چجوريه. بعدشم آپارتمانو نشونمون داد و كليدشو و پسورد اينترنتو بهمون داد. ماهم وسايلمونو گذاشتيمو با سرعت هرچه تمامتر براي رسيدن به گشت فري تور سانس آخر كه ساعت 4 بود به سمت محل فري تور در محل دروازه براندنبرگ راه افتاديم.
تور رايگان گشت شهري برلين و از اين سايت رزورو كرده بوديم.
http://www.newberlintours.com/daily-tours/free-tour.html براي رفتن اين بار اتوبوس رو انتخاب كرديم و بازم آلمانيهاي مهربون كه خدارو شكر تو روزهاي اقامتمون تعداشون كم هم نبود (اينبار يه دختر جوون) ما رو براي پيدا كردن ايستگاه درست راهنمايي كردن. وقتي دوان دوان به محل تور كه جلوي دروازه براندنبرگ بود رسيديم، ديديم كه عده زيادي جمع شدن منتظر ليدر اصلي تور هستند. دروازه براندنبرگ كه بهش برادنبرگ تور ميگن. بالاخره ليدر كه يه دختر عجيب غريب انگليسي بود اومد و دسته جمعي حركت كرديم.


http://s1.picofile.com/file/7887162361/012.jpg
همين دختر انگليسيه حدود 3 ساعت و نيم يه بند با صداي بلند حرف زد و راه رفت. ما كه فقط دنبالش راه رفته بوديم از حال و كار افتاده بوديم ولي اون هنوز انرژي داشت! واقعاً اين سوال برام مطرحه كه با اين همه مراقبتي كه ما از پوستمون مي كنيم و اصلا نمي ذاريم آفتاب مستقيم بهش مي رسه تكليف ويتامين دي چي ميشه؟ آيا اصلا تو بدن ما ساخته ميشه؟
 
http://s1.picofile.com/file/7887162903/014.jpg
از اونجا همينطور پياده رفتيم به محل پناهگاه هيتلر (Führerbunker) كه نهايتا در سال 1945 كمي بعد از ازدواجش با معشوقش اوا براون، با هم خودكشي كردند. راهنماي تور مي گفت كه در مهماني كه براي عروسيشون برپا كرده بودند در مورد بهترين نحوه خودكشي صحبت مي كردند و اينكه بالاخره هيتلر تصميم مي گيره با كپسول سيانور خودشو بكشه ولي وقتي اونو مي خوره نمي تونه زماني رو كه طول ميكشه تا كپسول اثر كنه رو تحمل كنه و بالاخره خودشه با گلوله به درك واصل مي كنه. اين محل تقريباً روبروي بناي يادبوده.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/7/79/Place_Of_the_F%C3%BChrerbunker_P7120036.JPG/800px-Place_Of_the_F%C3%BChrerbunker_P7120036.JPG

بعد از گذر از چند تا ساختمون و كليساي واقعا زيبا در حاليكه هوا ديگه تاريك شده بود رسيديم به محوطه برلين دام. برلين دام، كليساي جامع برلينه كه واقعا يه شاهكار بي نظيره. از هر زاويه اي زيباست. ما كه از عكس گرفتن ازش و باهاش سير نمي شديم!

http://s2.picofile.com/file/7887167197/333.jpg
ادامه نوشته