روزنوزدهم سفر –  وين ( اتريش) – بخش سوم –  در مسير بازگشت

صبح يكم زودتر از خواب بيدار شديم و براي صبحانه پايين رفتيم. براي صبحانه نفري 4.5 يورو پرداختيم. راستش صبحونه اش بد نبود ولي متاسفانه تخم مرغ سرو نمي شد و بايد با كره و مربا و پنير و مخلفات، سر و ته قضيه رو هم مياورديم!

 

Photos of Meininger Hotel Wien Downtown Franz, Vienna

 

نهايتاً قبل از ساعت 9 از هتل خارج شديم و از اونجاييكه براي رفتن به فرودگاه 2 راه وجود داشت كه اوليش اتوبوس با پرداخت 7 يورو و دومي ترن سريع السير مستقيم با نام (City Airport Train) CAT بود، راه دوم كه مطمئن تر و راحتتر بود رو انتخاب كرده و راهي شديم.

 فرودگاه وين فرودگاه بسيار بزرگ و مدرني به حساب مي ياد كه نظم خاصي هم داره. با عبور از گيت بازرسي عملاً مهر بر ويزاي شينگنمون خورد و از خاك اتحاديه اروپا خارج شديم.

اين بار هم مقصد اوليه مسكو بود، شهر زيبايي كه بدمون نمي اومد توقف چند روزه اي هم اونجا داشته باشيم اما چون گرفتن ويزاش خودش يه داستان ديگه داره فعلا قيدشو زديم. ( البته یکیمون قبلا يه سفر 8 روز به مسكو رو هم تجربه كرده که خاطرات اون رو هم تو وبلاگمون گذاشتیم!).

http://s3.picofile.com/file/7499138602/DSC03696.jpg

 

غروب چند ساعتي در سالن ترانزيت مسكو منظر شديم كه با توجه با اينترنت مجانيش خيلي هم سخت نگذشت. گشت و گذار در فري شاپ مسكو هم چندان بدك نيست، هرچند قيمتاش قابل تصور ما نيست! مثلا قيمت عروسكهاي ماتروشكا حتي كوچكترين سايزش يه چيزي حدود 400-500 هزار تومن در ميومد! ولي خيلي خوشگل بودن!

ادامه نوشته

روز هجدهم سفر –  وين ( اتريش) – بخش دوم –  شهر قديمي

روز دوم اقامتمون تو وين عزم و جزم كرديم كه ديگه كل رينگ مركزي يا همون شهر قديمي رو يكجا بازديد كنيم و خوشبختانه چون هتلمون نزديك رينگ مركزي بود پياده راه افتاديم. رینگ وین خیابانی است که منطقه یک این شهر را از دیگر مناطق جدا می کند. وین قدیم همین منطقه یک بوده و جایی که امروز رینگ وین قرار دارد باروی اطراف شهر بوده است. با گسترش شهر، بارو تخریب می شود و خیابان کنونی جای آن را می گیرد. اشراف ساختمان های گران قیمتی در دو طرف این خیابان می سازند و به تدریج به یکی از باشکوه‌ترین خیابان‌های اروپا تبدیل می شود. بیشتر آن ساختمان ها حالا به هتل های گران قیمت تبدیل شده اند.

اولش گفتيم يه چرخي با تراموا دور حلقه مركزي بزنيم تا يه ديد كلي از منطقه دستمون بياد اما متاسفانه جهت برعكس رفتيم و از رينگ خارج شديم. خيابونها و ساختمونها تو وين نظم خاصي دارن. بيشتر خيابونهاي مسكوني كه ما ديديم همه ساختمونهاش يكدست بودند. فرضاً همه آپارتمانها سه طبقه يا چهار طبقه بودند، حتي نماي ظاهريشون هم مشابه بود.

http://s3.picofile.com/file/7499124729/011.jpg

بعدش راهي ميدون موزه شديم.

http://s3.picofile.com/file/7499127197/055.jpg

توي اين دريچه ها نگاه مي كردي و تمام اشياي داخل موزه رو با يه فيلم و موسيقي نشون ميدادند!


http://s1.picofile.com/file/7499128381/061.jpg

بنایی بلند و نتراشیده که البته هنوز مورد استفاده قرار میگیرد و برج بلندی دارد که بايد 3.5 یورو بدي و از 300 پله اش نفس زنون بالا بری.

http://s3.picofile.com/file/7499133973/124.jpg

راستش اولش خيلي سخته به خصوص اينكه دوار و تنگ شبيه پله هاي عالي قاپو هستند و تعداد زيادش و مواجهه با ساير توريست‌ها كه دارن پايين ميان آدمو گيج ميكنه. اما وقتي بالا مي‌رسي ديگه همه چيو فراموش مي كني و از پنجره هاي 4 طرفش ميتوني كل شهر وين رو از بالا تماشا كني.

http://s3.picofile.com/file/7499134301/130.jpg

يكم انرژي گرفته و اينبار با مترو راهي ساختمونهاي سازمان ملل شديم. مقر سازمان ملل در وین، در سال ۱۹۷۹ ساخته شده و از نظر اهمیت، سومین رتبه را در جهان دارد. سازمان ملل در بخشی از وین واقع شده که به آن Donauinse  یا  Danube Island گفته می شود. چونكه وسط جزيره اي بين دوشاخه رود قرار داره.

این مجموعه که از مرکز شهر يكم فاصله دارد، سازمان ها و دفاتر متعددی را در بر می گیرد. به عنوان مثال سازمان توسعه صنعتی يا همون يونيدو، سازمان انرژی اتمی، و... در این مجموعه قرار دارند. ساختمان سازمان ملل متعلق به اتریش است و سازمان ملل متحد آن را از اتریش اجاره کرده، البته به بهایی سمبلیک: یک یورو در سال! خلاصه وقتي اونجا رسيديم خواستيم بدون اعتنا وارد دروازه ورودي بشيم اما نگهبان جلمونو گرفت و گفت بازديد فقط تا ساعت 2 ظهر و اونم با ليدر تور امكان پذيره!

http://s3.picofile.com/file/7499135806/145.jpg


ادامه نوشته

روز هفدهم سفر –  وين ( اتريش) – بخش اول –  اطراف رودخانه رينگ مركزي

حدود ساعت 1 ظهر در ايستگاه پاياني، سفر كوتاهمان از براتيسلاوا تمام شد و درست زمان گرفتن ساك بود كه با بي دقتي راننده ساك خانمي چپ شد و روي پامون افتاد كه البته نتيجه ختم به خير شد چون زياد دردمون نيومد اما خانوم جوان كه خيلي خوب انگليس حرف مي زد، با عذرخواهي راه صحبت رو باز كرد و ما هم كه نقشه وين رو در دست داشتيم، ازش كمك خواستيم و به راحتي مسير هتلمونو پيدا كرديم.
براي رفتن به اونجا چند قدم تا ايستگاه مترو كه همون جلو بود رفتيم. ايستگاه مترو وين به جرات مجهزترين و شيك ترين ايستگاهي بود كه در كل اروپا ديده بوديم. تو ايستگاههاي مترو وين علاوه بر پله برقي آسانسورهاي شيشه اي بسيار شيكي تعبيه شده بود و ديگه خبري از به كول كشيدن ساك سنگين مثل پاريس و برلين نبود و از همه مهمتر ترن هاي مترو بسيار نو و تميز بودند. تنها مشكلي كه مي شه بهش اشاره كرد تعداد نه چندان كم سگهايي بود كه مسافرها همراهشون به قطار يا تراموا مي آوردند! البته چندجا تابلو زده بودند كه حتما بايد پوزه بند و قلاده داشته باشند و ... .

خلاصه به راحتي از دستگاه بليط 48 ساعته رو به قيمت هر كدوم 10 يورو خريديم تا ديگه تو شهر نگران حمل و نقل عمومي و هزينه هاش نباشيم. در اتريش مي بايست بليط رو براي اولين بار در دستگاه رجيستر مي كردي و چون 48 ساعت اعتبار داشت، ساعت اولين رجيستر روش ثبت مي شد تا بازارس هاي مخفي بطور اتفاقي اونو چك مي كردند. مساله اي كه در كل اقامت بيست روزمون در اروپا اتفاق نيافتاد !

http://s1.picofile.com/file/7499129779/083_2_.jpg

 

نكته جالب وجود يك سبد پر از سيب هاي واقعاً بزرگ (هر كدم اندازه يه طالبي كوچيك) و قرمز رو پيشخون بود كه به شدت چشمك مي زد و موجب شد كه از رسپشن بپرسيم آيا اونا پوليه؟ كه اون اولش تعجب كرد و بعد گفت نه لطفاً از خودتون پذيرايي كنيد و ماهم راستش نامردي نكرديمو تو 2 روز اقامتمون چندين بار از طعم منحصر به فرد اين سيب هاي خوشمزه بهره جستيم.

وقتي بالا رفتيم با ديدن راهرو و اتاق بسيار مجهزمون گل از گلمون شكفت! راستش با تجربه شهرهاي قبلي و رنج قيمتي كه ما معمولا هتل ها رو سرچ مي كرديم، انتظار چنين هتل لوكس و زيبايي رو نداشتيم. اما با ديدن نامه روي ميز داخل اتاق همه چي روشن شد، چراكه مدير هتل به عنوان اولين مهمون‌هاي اون اتاق بهمون خوشامد گفته بود و از قرار چون اين هتل تازه افتتاح شده بود، تخفيف مناسبي داده بودن كه در نتيجه از شانس خوب ما اين تخفيف در سايت بوكينگ امكان استفاده ما رو هم فراهم كرده بود!

به هرصورت به ناچار وسايلو تا هتل برديم و در حاليكه حدود ساعت 6 بود دوباره بيرون رفتيم. مسير انتخابي ساحل زيباي رودخونه يا همون رينگ اصلي بود كه شهر قديمي رو از شهر جديد جدا مي كرد. در طول مسير كه دو طرفش چمنكاري و گلكاري بود، دختر و پسر و پير و و جوون با گوشي هاي هندزفري داشتن مي دويدند و برخي هاشون سگ هم داشتند كه دنبالشون مي دويد. البته بازار اسكيت سوارها و دوچرخه سوارها هم نسبتاً داغ بود و البته حسادت ما رو كه اينا مي تونن از چنين هواي دلپذير و فضاي زيبايي بهره بگيرند  رو حسابي تحريك كرد!

 

http://s1.picofile.com/file/7499124294/005.jpg

 

بگذريم، ديدن چشم اندازهاي زيبا و البته برجي كه اولش فكر كرديم برج ميلادشونه و چندتا باهاش عكس انداختيم و بعد فهميديم نه بابا كارخونه زباله سوزيه! و ... وقتمونو تا غروب مشغول كرد و در حاليكه قصد داشتيم به لونا پاركشون بريم و چرخ و فلك نسبتا معروفشونو ببينيم، عملاً از مسير كاملا منحرف شده بوديم و حتي راهنمايي‌هاي يكي دو شهروند اتريشي كه يكيشون دخترجوون اسكيت سواري بود كه با نهايت ادب و احترام برخورد كرد هم افاقه نكرد و نهايتاً در حاليكه خيابون ها رو درست و حسابي نمي شناختيم همينطور جلو مي‌رفتيم. البته درست جلوي مجموعه ورزشي كه استخر بود صداي آشناي هموطني رو ديديم كه داشت با موبايل صحبت مي كرد اما بعد كه چند لحظه وايساديم ديديم نه بابا يارو دارو با زن و بچه‌اش دعوا مي كنه و نميشه اينجوري ازش آدرس پرسيد. راستش خيابون‌هايي كه ما رفتيم پر بود از زن و مرد ترك و حتي رستوران‌هاي تركي و جالبه اينكه انگار ترك ها بجز آلمان، وين رو هم تسخير كردن!

 
ادامه نوشته