خاطرات دور آمریکای لاتین–روز بیست و یکم(پایان)- مونته ویدئو- وداع با آمریکای لاتین در ساحل پوزیتوس(ا

سرانجام آخرین صبح اقامتمون در اروگوئه و آمریکای لاتین از راه رسید و با یه حس متضاد دلتنگی از این سرزمین دوست داشتنی و اشتیاق بازگشت به خونه، همزمان تمام وجودمون رو در برگرفت! چه می شد که هر رفتی را برگشتی است!

با این حال از اونجا که تا زمان پروازمون در هنگام غروب زمان نسبتا زیادی رو داشتیم بلافاصله برای شروع آخرین پرده گشت و گذار در مونته ویدئو به رستوران هتل برای صرف صبحانه رفتیم. صبحونه ای نه چندان اشرافی اما بسیار دلپذیر و انرژی بخش که تا ظهر شارژمون نگه داره!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز بیستم- مونته ویدئو- میدان استقلال و ساحل رامیرز (اروگوئه2)

صبح روز بعد عزم رو جزم کردیم تا در همون فرصت کوتاه باقیمونده مونته ویدئو و مردم دوست داشتنیش رو کشف کنیم. خوشبختانه نزدیکی هتل محل اقامتمون به میدون استقلال که در واقع ورودی منطقه قدیمی شهر که در بردارنده جاذبه های توریستی شهر محسوب می شه کار رو برای برنامه ریزی بازدید شهر آسون می کرد.

اولین بخش بازدید از همین میدون استقلال بود. میدانی به یادگار مانده از اواسط قرن نوزدهم با نخل های بلند و طراحی زیبا که با ساخت مجسمه زیبایی از آرتیگاس و ساختمان بلند سالوو پالیس در اوایل قرن بیستم به عنوان سمبل و نماد شهردر اکثر تصاویر جاذبه گردشگری مونته ویدئو به نمایش در اومده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با دیدن تصاویر خانوم های اروگوئه ای با چادر یاد کتاب دکتر حمید شفیع زاده با نام تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا افتادیم که با صدها دلیل مستند اثبات می کند ایرانیان 2500 سال پیش پا در قاره آمریکا از طرف شرق و اقیانوس آرام گذاشتند و کشف آمریکا توسط کریستف کلمب دروغی بزرگ است! در این کتاب با بررسی آثار و اسناد به دست آمده از بومیان ادعا می شود ایرانیان با مراودات تجاری بسیار با قاره آمریکا و حتی مهاجرت به آنجا در زمان حمله مسلمانان به ایران، پایه گذار تمدن های عظیمی چون مایاها، آزتک ها و اینکاها بودند! جالب اینکه یکی از دلایل وجود همین نوع پوشش چادر خانوم هاست!

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز نوزدهم- کلونیا د ساکرامنتو و مونته ویدئو (اروگوئه1)

همیشه برای انتخاب مقاصد سفرمون به دنبال اون بودیم که آیتم هایی چون جاذبه های توریستی اون کشور، آب و هوا و ...، رو اول همه فهرست کنیم اما راستش فکر نمی کردیم هیچ وقت در زمره این آیتم ها بتونیم برخورد گرم و دوستانه کنسول یک کشور رو هم اضافه کنیم!

ماجرا از اونجا شروع شد که وقتی بطور اتفاقی تو فهرست جاذبه های گردشگری بوئینس آیرس تور های روزانه به کلونیا و همچنین تور مونته ویدئو رو دیدیم، نمی دونیم چی شد گوشی تلفن رو برداشتیم و با سفارت اروگوئه تماس گرفتیم و در همون لحظه اول کارمند مربوطه داشت می گفت که بدون دعوتنامه ویزا نمی دان که نمی دونیم چه حکمتی بود همون لحظه آقای کنسول تو اتاق ایشون وارد شد و پرسید: برای چی ویزا می خوان و نهایتا گفت که بیان مصاحبه تا ببینم واسه چی می خوان برین اروگوئه!

روز موعود وقتی اونجا بودیم(البته فقط یکیمون)، با کنسول که جوونی حدود 35 ساله خوش تیپ و مودب بود مواجه شدیم که از همون اول به گرمی به اتاق دعوت کرد و پس از احوال پرسی و بعد از یکی دو دقیقه شرح سفرهای قبلیمون، به شدت از نقشه برنامه ریزی سفرمون استقبال کرد و به سبک آمریکای لاتینی های خونگرم و با فراموش کردن موقعیتش شروع کرد به دادن مشاوره های مناسب در مقام یک دوست و راهنمای گردشگری و بعد هم مثل یک دوست قدیمی از خاطرات دوران کودکی و اولین سفرش به ریو که مادرش اجازه نمی داد تنها بره صحبت کرد. در نهایت برای پیشبرد کار رفت پشت سیستم نشست و همونجا آن لاین فرم های مربوطه رو خودش برامون تکمیل کرد و حتی پیشنهاد کرد تو فرم کاغذی درخواست ویزا جای شیما که غایب بود، علی امضاء کنه! و نهایتا گفت پروسه تائید ویزا معمولا حدود 20 روز طول می کشه اما اگه قبل سفرتونم ویزا در نیومد اصلا نگران نباشین و من بهتون نامه می دم تا برچسب ویزا رو تو کنسولگری اروگوئه در ریو یا بوئینس آیرس براتون بچسبونن!

 

 

 

آروم آروم از بوئینس آیرس زیبا دور می شدیم و تو اون لحظات خاطره های رویایی این شهر دوست داشتنی رو بار دیگه در ذهن مرور می کردیم.

 

 

 

کوچه و پس کوچه های تاریخی شهر با همون بافت و ترکیب قدیمی با تلفیقی خوش ساخت از معماری اسپانیولی و پرتغالی در جا به جای کوچه های قدیمی حالا دیگه بیشتر نمود پیدا کرده بودن و اگه یکی دوتا مزاحم بصری مثل سیم های برق و مصنوعات ساخت جدید نبود این شکل بیشتر خودش رو نشون می داد.

 

 

 

تصورش رو بکنید. انگار چشماتون رو یک لحظه ببندید و برگردید به قرن 18 و 19 میلادی. همون ترکیب خونه های یک طبقه خوش ساخت از سنگ و خشت با ترکیب رنگ های متنوع صورتی و قرمز که لابه لای دیوار هم با درختی انبوه ازگل های بنفش و زیبا هارمونی زیبایی با سنگ فرش های کف خیابون ایجاد کرده باشه.

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز هجدهم-بوئینس آیرس6–لابوکا،سن تلمو و کاخ ریاست جمهوری(آرژانتین8)-پایان

در جنوب شهر بوئینس آیرس و در سه کیلومتری میدون دمایو، در امتداد رود لابوکا، بندر مشهور بوکا که ورودی تاریخی و اصلی کشتی های اسپانیائی بوده قرار داره. محله ای رنگارنگ از مهاجرین ایتالیایی قرن نوزدهمی که عمدتا اصلیتشان جنوا ای است و حالا دیگه این محله زیبا به جهت ذوق و ابتکار هنرمندان آرژانتینی از زیباترین مناطق مورد طرفدار گردشگران خارجی به شمار می‌یاد که ماهم اول صبح آخرین روز اقامتمون در بوئینس آیرس به دنبال دیدن این مکان زیبا بودیم و به همین خاطر از میدون کنگرسو با اتوبوس شماره (64) به اون سمت حرکت کردیم، البته از میدون ایتالیا و پالرمو هم میشه بااتوبوس شماره (29 یا 152) اونجا رفت!

 

 

هرکدوم از کوچه ها و خونه های قدیمی و ساده این محله با رنگ های زیبا و دیدنی رنگ آمیزی شده اند. و مثل همه جاهای توریستی دنیا، گوشه و کنار خیابون ها به تسخیر هنرمندان خیابونی بوئینس آیرس دراومدن تا با عرضه هنرشون به گردشگران بتونن امرار معاش کنن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز هفدهم- بوئینس آیرس5– دلتای تیگره (آرژانتین7)

در 28 کیلومتری شمال شهر بوئینس آیرس و درست در جایکه پنج رود به هم می پیوندند، منطقه ای مثلثی شکل سرسبز در تقاطع دو رود مهم ریودولاپلاتا و ریو پارانا که سخت مورد طرفدار ساکنین پایتخت نشین آرژانتینی خصوصا برای تفریح آخر هفته ها است تشکیل شده که دلتای تیگره نام داره. اگه از جغرافیای زمان دبیرستان یادتون مونده باشه دلتا عبارت از زمینی است مثلثی شکل که از آبرفت رودخانه پدید آمده باشد. در واقع این زمین سه‌گوش با خاک رسوبیش در دهانه رود با دریا قرار می‌گیره. دلتاها معمولاً در سرزمین‌های هموار تشکیل می‌شوند. چون رود در مسیر خود آبرفت‌ها را انباشته می‌کند و باعث می‌شود که ارتفاع آن قسمت از دیگر قسمت‌ها بیشتر شود؛ بنابراین رود چند شاخه شده و از مسیر جدیدی به سمت دریا می‌رود. این روند برای هر شاخه چندین بار تکرار می‌شود تا دلتا تشکیل شود.

 

http://s9.picofile.com/file/8346414450/20151107_134323.jpg

 

شهر کوچک تیگره که در زبان اسپانیولی به مفهوم تایگر و یا همان ببر است. هرچند روایت دیگه ای هم وجود داره! دکتر حمید شفیع زاده در کتاب خود با نام تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا  با ده ها دلیل مستند ادعا می‌کند ایرانیان 2500 سال پیش پا در قاره آمریکا از طرف شرق و اقیانوس آرام گذاشتند و کشف آمریکا توسط کریستف کلمب دروغی بزرگ است! در این کتاب با بررسی آثار و اسناد به دست آمده از بومیان ادعا می‌شود ایرانیان با مراودات تجاری بسیار با قاره آمریکا و حتی مهاجرت به آنجا در زمان حمله مسلمانان به ایران، پایه گذار تمدن های عظیمی‌چون مایاها، آزتک ها و اینکاها بودند! از جمله این مستندات نام تیگره است. نامی که پارسیان قدیم رودخانه دجله را به این نام می خواند و در واقع دجله معرب شده واژه تیگره به معنای تیر پرسرعت است!

 

http://s9.picofile.com/file/8346413842/20151107_083632.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414868/20151107_175919.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346413876/20151107_085303.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414118/20151107_103226.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414326/20151107_114802.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414442/20151107_134214.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414268/20151107_113747.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414676/20151107_171539.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414576/20151107_160336.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414942/20151107_183700.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414968/20151107_225643.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز شانزدهم- بوئینس آیرس4– پالرمو، میدان ایران (آرژانتین6)

پالرمو منطقه با کلاس شمال بوینس آیرس شمرده می شه که با دوراندیشی سخاوتمندانه شهرداری شهر و البته هنر طراحی هنرمندانی همچون کارلوس تایس فرانسوی از حدود 100 سال قبل محدود شمالی پالرمو منطقه سرسبز بوئینس آیرس به شمار می ره. در واقع میشه گفت تو این محله، این پارک ها نیستن که داخل بافت شهری قرار می‌گیرن، بلکه چندتا خیابون و بزرگراه پهن و بزرگ هستند که داخل منطقه ای سرسبز و پارک های عظیم قرار گرفتند.

 این داستان باغ وحش رو هم بد نیست یه گذری بهش داشته باشیم! راستش در آخرین روزهای قبل سفر به آرژانتین که بالاخره ویزامون قطعی شد در اولین تلاش سعی کردیم فهرستی از جاذبه های دیدنی شهر رو در بیاریم که تو خیلی از اون ها باغ وحش هم قرار داشت. فقط اون موقع یادمون رفت تحقیقات کاملتری انجام بدیم و گفتیم وقتی رسیدیم می ریم از نزدیک می بینیمش! آخرین بار هم تو پاراگوئه و در شهر دل استه سیوداد بود که هموطنی عزیز که تنها ایرونی بود که طی این مدت بطور تصادفی بهش برخوردیم حسابی تاکید کرد که دیدن باغ وحش رو از دست ندید! همینم شد که ما بدون تردید یه برنامه گشت نیمروزی رو گذاشتیم برای باغ وحش! البته با یه اشتباه لپی کوچیک!

 

http://s8.picofile.com/file/8344171876/1lujanzoo2.jpg

 

 http://s8.picofile.com/file/8344170118/20151106_093131.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170434/20151106_120740.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170268/20151106_110514.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170218/20151106_104543.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8344170068/247.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8344170634/20151106_143338.jpg

 

اگه تو فضای مجازی نام میدون ایران رو در بوئینس آیرس به فارسی سرچ کنین، حداقل 30-40 تا متن یکسان پیدا می کنین که همشون از رو دست هم کپی شدن و نمی دونیم کدوم شیر پاک خورده ای به رسم اغراق های همیشگی فرهنگ ما ایرونی ها با قوه تخیلش شرح داده که: این میدون از زیباترین میدون ها و جذابیت های اصلی گردشگری این شهر است و خلاصه اونکه نقش سرستون های میدان ایران اونقدر بلند است که از نقاط مختلف شهر به راحتی دیده می شود و برای همین به وعده گاه مردم تبدیل شده است و ... !!! (خلاصه آخر خالی بندی!!!)

با این پیش زمینه ماهم سرانجام با کلی اینور و اونور زدن و نهایتا اعتماد به GPS موبایلمون با عبور از پارکی سرسبز به بلواری می رسیم که پهنای سرسبز وسطش از مجموع عرض خیابون رفت و برگشتش هم بیشتره! اینجاست که دیگه میشه ستون باستانی ایرانی رو با همون سرستون گاو خوش تراش هخامنشی حداکثر از حدود 100 متری تشخیص داد! با این حال اینجا به هیچ وجه از میدون اون هم با ساختار دایره ای یا حتی مربع و مستطیلی که در ذهن ماست همخونی نداره! انگار وسط یه بلوار بزرگ ستونی بلند قرار داده باشن!

 

http://s9.picofile.com/file/8344170668/20151106_144052.jpg

 

کمی آنطرفتر کپی کوچکی نه چندان خوش ساخت از پله کان آپادانا ساخته شده و تازه اونجاست که تابلویی کوچک و رنگ و رو رفته نام این مکان رو با یادآوری تاریخ ساختش حکایت می کنه!

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

http://s9.picofile.com/file/8344170776/20151106_145748.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170726/20151106_145254.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8344170868/20151106_161641.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170968/20151106_171656.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز شانزدهم- بوئینس آیرس3– دِمایو و پورتو مادرو (آرژانتین5)

در صبح یک روز بهاری و آفتابی در نیمکره جنوبی پیاده در امتداد دمایو راهی می شویم و تا میدون تاریخی دمایو پیش می ریم. همونطور  که قبلا هم شرح دادیم قلپ تپنده بوینس آیرس رو باید در محدوده میدان دِمایو تا میدان کونگِرِس جستجو کرد. جایی که بلوار دِمایو خیابون عظیم 9 جولای رو قطع می کنه!

 دمایو  در واقع میدونی که قدمت اصلی آن به اواخر قرن شانزدهم برمی گردد اما تغییر شکل آن به صورت امروزی به حدود دو قرن اخیر و مقارن با تاریخ استقلال آرژانتین از اسپانیا (از سال 1810) رقم خورد و از آن پس این میدون همواره شاهد تحولات تاریخی و چرخش های جابجایی قدرت بوده است!

 

http://s8.picofile.com/file/8341535418/20151106_091634.jpg

 

و چه اعتراضات و مقاومت های مدنی که حکومت ها را دست به دست کرده است. از گردهمایی مادران دِمایو با نشانه ها و تصاویر فرزندانشان، که در سال1970توسط دولت نظامی به اجبار ناپدید شدند، تا جمعیتی غیرقابل شمارش که برای شنیدن سخنرانی های پرشور اِویتا جلوی بالکن قصر صورتی تجمع می کردند! حتی حالا که ما اینجا هستیم هم دوتا خانوم مسن با بلندگویی سیار و پلاکاردی بزرگ دارن پر شور و مهیج مردم رو جمع می کنن و جالب اونکه پلیس هم در چند قدمیشون هیچ توجهی به این کار نداره!

 

 http://s9.picofile.com/file/8341535650/20151106_100737.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535184/20151106_085515_Copy.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535576/20151106_092614.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535242/20151106_085930_Copy.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535834/20151108_134126.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535050/20151105_193821.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535118/20151105_201121.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535676/20151106_203102.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341534792/20151105_095902.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز پانزدهم-بوئینس آیرس2–کنسرت باطعم کتاب،گورستان زنده رِکُلِتا(آرژانتین)

با انرژی سرشاری که از بوئینس آیرس دوست داشتنی از چندساعت اقامت پرهیجانمون از شب گذشته گرفته بودیم، بیدار شدن صبح زود کار چندان سختی نبود! به خصوص اونکه مشتاقانه با صرف یه صبحونه نسبتا خوب بخوای این شهر زیبا رو کشف کنی!

 بوئینس آیرس ساختار شهری جالبی داره که بی ارتباط با روند تاریخی گسترش این شهر نیست! در واقع ساختار توسعه این شهر از سمت دریا از اسکله تاریخی پورتو مادِرو در نزدیکی میدان مایو از قرن‌ها قبل شروع شده و به تدریج در طول این سال‌ها با گسترشی نیم دایره ای خود به صورت بلواری زیبا و دیدنی با نام" مایو" یا همون "ماه می" از مرکز این میدون به سمت داخل تا میدون کنگره در مرکز شهرامتداد یافته است.

 

http://s9.picofile.com/file/8334412534/buenos_aires_travel_map3.jpg

 

در واقع خیابون های منطقه قدیمی شهر بوینس آیرس یجورایی ترکیب غریبی است از معماری آشنای قرن نوزدهمی به سبک اروپا با چندین خیابون پهن پیکر و سرسبز با درختان تنومند و سر به فلک کشیده که در راسش خیابون 9 جولای قرار داره که عمود بر بلوار دِمایو اون رو به دوبخش اصلی تقسیم می کنه.

با این حال برخلاف شهرهای قدیمی و تاریخی اروپا، طراحی میدون ها و خیابون های اصلی بوینس آیرس بسیار دوراندیشانه و با دست و دلبازی زیادی انجام شده. مثل بلوار 9 جولای که به بهانه یادبود روز استقلال آرژانتین در سال 1812 نامیده شده و خیابون اصلی شهر محسوب میشه و به جرات عریض ترین خیابونیه که تا حالا تو سفرهامون دیدیم. فقط 5 دقیقه طول می کشه از عرض خیابون عبور کنین اونم با توقف در پشت چندتا چراغ عابر پیاده! بعدا فهمیدیم این خیابون با عرض بیش از 140 متر پهن ترین خیابون جهان هم به حساب می یاد!

 برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

http://s9.picofile.com/file/8334411342/20151108_165639.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8334410718/20151105_093531.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8334410884/20151105_105454.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334410868/20151105_105410.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334410834/20151105_102715.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8334411084/20151105_120552.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334411184/20151105_132127.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8334411318/20151105_153758.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334411176/20151105_130616.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334411200/20151105_134149.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8334411292/20151105_145930.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز چهاردهم- بوئینس آیرس1 –بلیت های اتوبوس و چهار راه استانبول!(آرژانتین3)

صبح آخرین روز اقامتمون در پورتو ایگوآسو، سر میز صبحانه مشغول ارزیابی مختصر انتخاب هایی که برای خوردن داشتیم بودیم که خانم رسپشن که به نظر می رسید مالک خانوادگی هتل باشه از راه رسید و با هم زبان ایما و اشاره و لبخندی مهربانانه پرسید که چیزی کم و کسر ندارید؟ ما هم که انگار منتظر بودیم گفتیم ماته ندارید؟ اونم درحالیکه با تعجب ما رو یه نگاهی کرد و خلاصه این شد که بعد از دقایقی یه لیوان مخصوص ماته داغ روی میز در برابرمون قرار گرفت و اینجا بود که اولین بار فرصت چشیدن طعم غلیظ ماته را پیدا کردیم.

 

http://s8.picofile.com/file/8331680592/20151103_073406.jpg

 

حالا که فرصت پیدا کردیم تستش کنیم حداقل از نگاه ما طعمش اونقدرها هم بد نبود و اگه دمنوش‌خور حرفه‌ای باشین خیلی زود بهش عادت می‌کنین و احتمالا عاشقش می‌شید! بعد از خوردن ماته به دلیل کافئین بالایی که داره احساس می‌کنید ذهنتون خیلی فعال  شده و دوست دارید چند تا مساله ریاضی حل کنید!

ساعتی بعد سوار بر تاکسی کوچیک فردی (Feredi)در مسیر فرودگاه پورتو ایگوآسو قرار داشتیم. فرودگاهی کوچک که برخلاف  انتظار دسترسی به اون به جز تاکسی با هیچ وسیله نقلیه عمومی امکان پذیر نیست! یا حداقل ما که چیزی پیدا نکردیم!

فاصله 25 کیلومتری مسیر فرصتی شد تا با فردی بیشتر هم صحبت بشیم. سر صحبت رو که باز کردیم اول همه بازم چندین بار بابت هدیه کوچکی که دو روز قبل به دختر کوچولوش داده بودیم تشکر کرد و گفت نمی دونید تو این دو روز دختره به هرکسی رسیده این هدیه رو نشون داده و گفته اینو از ایران براش سوغاتی آوردن!

 برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

http://s9.picofile.com/file/8331680700/20151104_113417.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331681492/20151105_083531.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331680850/20151104_190432.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8331680892/20151104_191943.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8331680934/20151104_192051.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331680968/20151104_192301.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331680900/20151104_191951.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331681300/20151104_202320.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8331681276/20151104_201033.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8331681434/20151104_222336.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته