به یاد همسفر و راهنمامون در بهشت گمشده!

سفر آدمها رو خیلی به هم نزدیک می‌کنه. گاهی وقتی با یه نفر فقط مدت کوتاهی همسفر میشی حس می‌کنی انگار سالهاست که میشناسیش. برای همین نمی تونیم حالمون رو وقتی اوایل تیرماه امسال شنیدیم که پراسانای دوست داشتنی راننده‌ و تور لیدرمون در سفر سریلانکا فوت کرده شرح بدیم! تا چند روز همش نگاههای مهربونش جلوی چشممون بود!

http://s5.picofile.com/file/8156753476/20141125_153555.jpg

http://s9.picofile.com/file/8337737100/photo_2018_08_19_17_22_06.jpg

به یاد همسر و سه فرزند خردسالش افتادیم که وقتی خونشون رفتیم کوچترینشون فقط 6 ماهش بود.

http://s3.picofile.com/file/8214218818/019.jpg

http://s8.picofile.com/file/8337737126/photo_2018_08_19_17_22_07.jpg

بچه های با لباس قرمز بچه های پراسانا هستند.

یاد این افتادیم که چقدر خانواده‌شو دوست داشت. یاد مهربونی و صداقتش و زحمتهایی که برامون کشید افتادیم و اینکه روز آخر وقتی دید هتلی که گرفته باب میل ما نیست چقدر اینور اونور زد و عرق ریخت تا یه جای خیلی بهتر برامون پیدا کرد. روحش شاد باشه.

http://s5.picofile.com/file/8156731868/078.jpg

همین چند ماه پیش یه پیغامی برامون فرستاد و عکس دختر کوچیکش که حالا سه چهارساله شده بود رو برامون فرستاد و ازمون تشکر کرد. گفت که با پستی که ما در مورد سریلانکا گذاشتیم و اونو به هموطنای ایرونیمون معرفی کردیم تو این سه ساله گروههای زیادی از ایران اومدن و اونم از این طریق تونسته بیزینس خوبی راه بندازه و زندگی شو تامین کنه. ما هم خیلی ازین بابت خوشحال شدیم که حداقل تونستیم از طریق این وبلاگ که همیشه در مورد اثربخشی اش تردید داشتیم برای یکبار هم که شده حداقل یه کار خیر انجام داده باشیم!

چند شب پیش داشتیم باهم در مورد پراسانا با هم صحبت می کردیم. جالب این بود که روز بعدش همسر پراسانا تو واتساپ برامون پیغام گذاشته بود و گفت که شماره ما رو تو ماشین همسرش پیدا کرده. بعد کلی تشکر کرد و گفت که وقتی شما اومدین خونه ما اجاره ای بود ولی ما تونستیم از طریق درآمد این بیزینسمون با ایرانیها یه نصفه خونه بسازیم! البته اگه اسم اینو بشه خونه گذاشت!

http://s9.picofile.com/file/8337737092/photo_2018_08_19_17_21_09.jpg

راستش خیلی از فوت ناگهانی همسرش ناراحت و درمونده بود و نمی دونست بعد از اون چیکار باید بکنه و خرج و مخارج بچه هاش رو چطور دربیاره. چراکه اونا بیمه درست و حسابی ندارن! گفت که مدتیه که دیگه کسی از ایران تماس نگرفته و کار و بارشون حسابی کساد شده. چون ظاهرا حالا که با برادر همسرش این کار رو ادامه میدادن، بعد از فوت پراسانا هم باز چند تا گروه رفتن ولی الان یکدفعه همشون متوقف شدن! براش توضیح دادیم که وضعیت ایران چطوریه و الان بلیت هواپیماها هم خیلی گرون شده و اوضاع اقتصادی نابسامانه و به همین خاطره که سفرها متوقف شدن. اما از طرفی بهش قول دادیم که دوباره در موردشون بنویسیم تا شاید مردم بازم برن پیششون! واسه همینم تصمیم گرفتیم این پست رو بزاریم.

http://s8.picofile.com/file/8337737084/photo_2018_08_19_17_21_05.jpg

این برادر پراساناست.

http://s8.picofile.com/file/8337720500/thilina.jpg

تیلینا (Thilina). متاهله و یه بچه داره. قبلا هم با پراسانا همکاری داشته و تور لیدر خیلی از گروه های ایرونی بوده. از بعد فوت پراسانا تا الان هم چند تا گروه باهاش رفتن. قراره تورها رو بعد از این ایشون انجام بدن.

همسر پراسانا گفت دیگه با تیلینا همکاری نمیکنن. (آپدیت این مطلب در تاریخ 1403/10/24)

همسر پراسانا با این شماره از طریق واتساپ و تلگرام هماهنگی‌ها رو انجام میده.

این شمارشه که می‌تونید باهاش هماهنگ کنید: (شماره هم آپدیت شده)

0094770805566

در مورد قیمتها هم خیالتون راحت باشه چون دیدیم خیلی از دوستان دیگه هم از تورلیدرها و شرکتهای دیگه قیمت گرفته بودن و پراسانای مرحوم از همه نرخ بهتری داشت. البته چونه زنی یادتون نره!

و اینم ایمیل:

Prasannasampathtravels@gmail.com

الان کلیه کارهای مکاتبات و پاسخگویی و هماهنگی ها رو همسرش Dilrukshi انجام میده.

خلاصه اینکه:

-اگه برای پاییز هنوز برنامه‌ای نریختین و دنبال یه برنامه ادونچری-خانودگی باحال هستید،

-اگه عاشق طبیعت و سرسبزی و کوه و دشت و جنگل‌های بکر و دریا با جاذبه‌های عکاسی فوق‌العاده بی نظیر هستید،

-اگه دوست دارید جایی سفر کنید که به توریستها احترام میذارن و خونگرم و مهربان هستند،

-اگه عاشق میوه‌های استوایی و ادویه جات و غذاهای تند و پرادویه و انواع و اقسام چای هستید،

-اگه از زندگی شهری و شلوغی و آلودگیش خسته شدید و دلتون یه جای بکر و زیبا رو می‌خواد،

-اگه دنبال کشوری هستید که گرفتن ویزاش سخت نیست و ارزونه،

-اگر جرات تنها سفر کردن رو ندارید و دوست دارید یه راهنمای محلی تمام مدت همراهتون باشه،

به سریلانکا سفر کنید.

http://s6.picofile.com/file/8216544150/20141124_084711.jpg

http://s6.picofile.com/file/8216544584/20141124_102750.jpg

سریلانکا کشوری که به خاطر طبیعت بکر و فوق‌العاده سرسبز و زیباش هنوز دلتنگش هستیم.

http://s3.picofile.com/file/8216544526/20141124_100229.jpg

خلاصه اینکه درسته که قیمت ارز و پروازها سر به فلک زده و اوضاع اقتصادی خیلی نابسامان و آینده بسیار نامعلومه ولی دوستداران سفر همیشه یه راهی برای کاهش هزینه‌هاشون و انجام سفرها پیدا می‌کنن. چون که معتقدن که:

هستم اگر میروم گر نروم نیستم! (اقبال لاهوری)

و اینکه کی آینده رو دیده که بتونه سفر رفتن و تجربه کردن رو موکول به آینده نامعلوم بکنه. پس باز هم سفر میریم! حتی اگه شده مثل اون گردشگر معروف از آشپزخونه به پذیرایی باشه!

یه خواهش دیگه هم داریم و اون اینکه دوستانی که از طریق این وبلاگ با پراسانا آشنا شدن و باهاش همسفر شدن اگه لطفا در مورد کیفیت سفرهاشون همین جا تو کامنتها توضیح بدن خیلی ممنون میشیم.

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز نهم-بخش اول- خداحافظ سریلانکا(سریلانکا9-بخش پایانی)

شب تا صبح بارون با شدت می بارید و ما هم نهایت لذت رو از موسیقی خوش نواز صدای بارون بردیم. چه حسی داره با این نوای روح نواز به خواب بریم!

فردا صبح بارون سیل آسا بازم به شدت ادامه پیدا کرد جوریکه کلا برناممون برای لحظات آخر قدم زدن کنار سال دریا رو عوض کرد. درعوض ترجیح دادیم در اتاق اشرافی هتلمون تو تراس زیبا و میز و صندلی راحتش بنشینیم و از آخرین ساعات اقامتمون در سریلانکای زیبا لذت بردیم!

قرارمون با پراسانا 9.30 صبح بود واسه همینم دیرتر برای صبحونه اتاق رو ترک گفتیم. این بار برخلاف دفعه های قبل صبحونه هتل با یه ظرف میوه استوایی آغاز شد و بعد هم با کره و مربا و پن کیک ادامه یافت. هرچند بازم هیچ صبحونه‌ای مثل صبحونه هیکادووا بهمون نچسبید!

 

http://s6.picofile.com/file/8245151126/20141128_081231.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8245151218/20141128_101948.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8245151634/20141124_102750.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8245151700/568.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8245151800/970.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8245151442/IMG_1868.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز هشتم-بخش دوم- بنتونا، کلمبو و نگمبو(سریلانکا8)

با خروج از گاله به سمت کلمبو را افتادیم. در این هنگام بازم پراسانا پیشنهاد روز قبلش در مورد امکان استفاده از بزرگراه تا کلومبو و سرعت بخشیدن در قبال پرداخت 300 روپیه اعلام کرد! ما هم گفتیم نه بابا ما حاضریم 300 روپیه هم اضافه بدیم که همین مسیر نوار ساحلی رو ببینیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8242454634/20141127_123504.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8242454042/967.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8242454184/973.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8242454318/978.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8242454584/982.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز هشتم-بخش اول- گاله(سریلانکا7)، قلعه گاله و استوپا

باید اعتراف کنیم هتل یا شاید بهتره بگیم همون متلمون در شهر هیکادوا خیلی دوست داشتنی بود. تنها ایرادش رو باید به یکی دوبار عبور روزانه قطار از ریل نزدیک اونجا عنوان کرد که کلا شاید همه شهر این مشکل رو داشتن!

این هتل های کوچیک که 5-6 تا اتاق بیشتر ندارن به صورت خانوادگی اداره می شن و یجورایی خرج خونواده رو در می یارن!

تزئینات مبتکرانه داخل باغ خیلی به دلمون نشست!

 

http://s6.picofile.com/file/8234719500/20141127_073748.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238352842/20141127_080558.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238353026/20141127_094910.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238352918/20141127_093737.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238353242/20141127_100019.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238353376/20141127_103626.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238352642/960.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238353900/20141127_110109.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8238353868/20141127_110044.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8238352742/964.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز هفتم- هیکادوا (سریلانکا6)، گشت سافاری

اول صبح با صدای بارش شدید باران چشم از خواب گشودیم، وای چه منظره ای داشت بیرون!

 

http://s7.picofile.com/file/8234718218/20141126_072307_Copy.jpg

 

وقتی پایین رفتیم رو میز نهارخوری آشپزخونه واسمون یه صبحانه مختصر چیده بودن و آقای سرایدار به دور از تجملات و تزئینات ذاتی هتل ها یکم کره و مربا و تخم مرغ واسمون آماده کرد و بعدش با تستر چند تیکه نون داغ تحویل داد و از اینکه به جهت بارون شدید نتونسته بره بیرون آبمیوه بخره عذرخواهی کرد!

با ترک ویلا وقتی سوار ماشین شدیم از پراسانا خواستیم تا مارو ببره هورتن پلین رو ببینیم. هورتون پلین در واقع یه منطقه حفاظت شده برای نگهداری برخی حیوانات است و یه مسیر پیاده روی زیبا داره که می گن پرتگاه آخر دنیا هم اونجا قرار داره! اما پراسانا با شنیدن نام هورتون پلین یکدفعه با تعجب گفت می دونین اون مسیر تو این بارون سیل آسا چقدر خطرناکه! خلاصه با چند جمله تکمیلی که احتمالاً پیاز داغشم یکم زیاد کرده بود رأیمونو زد و نهایتاً با او در مسیر بازگشت به کلمبو و گاله قرار گرفتیم.

 

http://s7.picofile.com/file/8234718334/20141126_093019.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234717392/731.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234717992/799.jpg

 

 http://s6.picofile.com/file/8234717884/794.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234718700/20141126_161049.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234719068/20141126_165024.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234719100/20141126_165134.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز ششم-بخش دوم- نووارا الیا (سریلانکا5)، مسیر بهشت، دهکده انگلیسی و دریاچه

با خروج از دهکده های اطراف کندی کم کم وارد منطقه کوهستانی شدیم و هرچی جلو می رفتیم زیبایی ها به طور تصاعدی افزایش می یافت!  واقعا حیف نیست؟! این شهر به همراه سیگیریا زیبا تو فهرست هیچکدوم از تورهای گروهی که ایرونی ها می برن قرار نداره! یعنی تورهای ایرانی فقط می رن کنار دریا و حداکثر یکی دو روز هم کندی رو نشون می دن!

 

http://s6.picofile.com/file/8230949426/655.jpg

 

مزارع و باغات چای رو سطح شیبدار تپه ها جلوه ویژه‌ای داشت و انگار تو این سرزمین که مشکلی به نام کم آبی وجود نداره، همه طول سال این محصول با کیفیت رو برداشت می‌کردن!

 

http://s3.picofile.com/file/8230950900/IMG_1868.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230949576/668.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230949884/676.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230949468/662.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230949976/685.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230950150/697.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230950518/718.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230950584/720.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز ششم-بخش اول- کندی2 (سریلانکا4)، گشت شهری، معبد Bahirawa و فروشگاه جواهر

با طلوع خورشید و ترک رختخواب اول همه پریدیم و پنجره اتاق رو باز کردیم! وای چه چشم انداز قشنگی از اون بالا پیدا بود! واقعاً نفسگیر بود. انگار پنجره‌ای رو به بهشت باز کرده باشی!

 

http://s1.picofile.com/file/8227057050/574.jpg

 

تپه‌های سرسبز و مه‌آلود با جنگلهای انبوه! هوا هم بعد بارون سیل‌آسای دیشب لطافت خاصی داشت و هرچی نفس عمیق می کشیدی بازم سیر نمی شدی! گوشه و کنار جاده خاکی پر بود از درختهای نارگیل، موز و بادوم زمینی و خلاصه هرچی درخت عجیب و غریب که فکرشو بکنین. خیلی خیلی زیبا و باشکوه! هرچی بگیم کم گفتیم چون هنوزم که یادمون می یاد احساس شعف می کنیم!

 

http://s3.picofile.com/file/8227056950/568.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8227057092/575.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8227057200/587.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8227057150/576.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8227058084/20141125_114557.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8227057718/614.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز پنجم-بخش دوم- کندی (سریلانکا3)، باغ ادویه، شو فرهنگی و معبد دندان بودا

بعد از بازدید معبد دامبولا با ماشین جیلی پراسانا به سمت کندی در حرکت بودیم. جاده ای با همون ویژگی‌های خاص جاده های سریلانکا یعنی پر از دار و درخت و درختهای میوه استوایی با این تفاوت که در طول مسیر راه به راه با باغ های طب سنتی که اصطلاحا Spice Garden نامیده میشن روبرو شدیم!

پراسانا اصرار داشت که حتما یکی از این مزارع (طبیعتاً اونیکه خودش باهاشون سر و سر داشت) رو ببینیم! ما هم گفتیم باشه! هم فاله هم تماشا! خصوصاً که شیما علاقه خاصی به ادویه‌جات و گیاهان دارویی داشت!

با ورود به یکی از اون مزارع به اسم Surathura، هنوز پیاده نشده بودیم که یه جوون خوش تیپ اومد به استقبالمونو از همون ابتدا با زبون چرب و نرمش، بازاریابی غیر مستقیم محصولاتشونو شروع کرد! اول خیال کرد عربیم و شروع کرد به عربی صحبت کردن و ...! طرف واقعا حرفه‌ای بود. هرچند به قول خودش تازه دکترشون یکی دیگس و اون فقط یه فروشنده بود. ولی با تسلط عجیبی اسامی درختها و میوه‌هاشون و کاربردهاشون رو به چند زبون توضیح میداد. تور واقعاً جالب و آموزنده‌ای بود البته اگر این حس که دارن مختو می‌زنن که محصولاتشون رو با قیمت گزاف بخری نبود بیشتر لذت می‌بردیم! هرچند این قانون رایج در همه جاهای توریستی دنیاست و ما اینو می دونستیم ولی اینقدر برات وقت می‌ذاشتن و قربون صدقت می‌رفتن که آخرش شرم می‌کردی چیزی نخری!

برنامشون در قالب یه تور حرفه ای چیده شده بود، همون اول دو تا چایی برامون آوردن که خیلی خوشمزه بود. دقیقا رنگ چایی ولی با یه ترکیب متفاوت (هل، زنجبیل، دارچین، تخم گشنیز، رازیانه، زیره سبز، عصاره وانیل و شکر) این ترکیب خیلی گرمه و ضد بلغمه. البته این رو هم اضافه کنیم که ترکیبات طب سنتی سری لانکایی یا سایر طبها برای ما ایرانیها توصیه نمیشه چون اقلیم در اینجا کاملا متفاوته و ما نمی تونیم با فرمولاسیون اونها برای خودمون نسخه بپیچیم چون استفاده طولانی مدت از اونها ممکنه عواقب بدی برای ما داشته باشه.

بعد جلوی یه درختچه هل ایستاد و برامون نحوه رسیدن هل رو توضیح داد. هیچ می‌دونستین که هل روی ریشه هوایی درختچه‌ش درمیاد؟

 

http://s6.picofile.com/file/8223851592/20141124_131540.jpg

 

بعد جلوی یه درخت دارچین توقف داشتیم. جلوی هر درخت هم محصولات مربوط به اون درخت رو گذاشته بودن. برامون توضیح داد که دارچین پوست درخت هست که در فصل بهار از پوست سرشاخه‌های جوون اون تهیه می‌شه.

 

http://s6.picofile.com/file/8223850334/494.jpg

 

 اونا رو تو آفتاب میذارن و خشک می‌کنن. روغن دارچین بسیار مرغوبی هم داشتند.

قابل توجه شکلات دوستان و کاکائو خوران! تا حالا درخت کاکائو دیدین؟ دونه شو چی؟ می دونین چجوری به عمل میاد؟ این درخت کاکائوا.

 

 http://s6.picofile.com/file/8223852384/20141124_140253.jpg

 

در اونجا زردچوبه رو دیدیم که از ریشه یک گیاه شبیه زنجبیل به دست میاد.

 

http://s3.picofile.com/file/8223852342/20141124_135922.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8223852618/20141124_163730.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8223852526/20141124_163627.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8223850842/529.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8223852968/20141124_182347.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8223851042/539.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8223851176/541.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8223851442/554.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به آسیا(2014)– روز پنجم-بخش اول- سیگریا،دامبولا (سریلانکا2)- دژ رویایی و معبد طلایی

صبح روز بعد با صدای زنگ آلارم موبایل مثل فنر از جا پریدیم. چراکه از دیشب با پراسانا کلی قرار و مدار گذاشتیم که همون اول صبح تو هوای خنک کوه سیگیریارو بچسبیم و بریم بالا. واسه همینم سریع بار و بندیل رو جمع کردیم و زدیم بیرون و مثل دوتا قهرمان این بار از کنار سگ نه چندان قوی هیکل همسایه که از سر صبح پشت درمون غرش می‌کرد با شجاعت عبور کردیم و مثل دوتا جهانگرد مشتاق پشت میز صبحونه آماده خوردن اولین صبحونه سریلانکایی بودیم.

 

http://s6.picofile.com/file/8216542800/363.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8216542834/373.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8216543300/406.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8216543542/440.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8216544584/20141124_102750.jpg

 

 

http://s6.picofile.com/file/8216543676/476.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8216544734/20141124_113635.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8216543892/486.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته