شرح هزینه های 17 روزه سفر به اروپای مرکزی (2012)

بازم از اونجا که در طی این مدت برخی از دوستان با اظهار لطفشون به ما، پرسشهای متفاوتی رو در هم مورد هزینه‌های سفر سال 2012 به اروپا که  17 روزه بود مطرح کرده بودند، به این خاطر تصمیم گرفتیم تا در این بخش بازم مثل سال قبل در مورد این هزینه‌ها یکسری اطلاعات کلی بدیم.  مسیر حرکت این سفر 17 روزه ما به اروپای مرکزی از استانبول ترکیه (1.5 روز) آغاز شد و بعد با ورود به اسپانیا و شهرهای زیبای بارسلون (3.5روز)، مادرید (2روز) و در ادامه سوئیس زیبا و شهرهای ژنو (2روز) و لوزان و مونت قو (1 روز) و بعد از اون بلژیک و شهر بروکسل (2 روز) و بروژ (1 روز) و سپس از اونجا راهی مجارستان و بوداپست (1.5 روز) شدیم و نهایتاً مقصد نهایی شهر زیبای آمستردام (2.5 روز) بود.

http://s2.picofile.com/file/7644092575/Europe_Map_2012.jpg

با این شرح بطورکلی میشه هزینه های سفر رو در سرفصل های مختلف به شکل زیر ارائه کرد:

http://s1.picofile.com/file/7644092147/Europe_Expenditure_2012.jpg

همانطور که در شرح کامل سفرمون ارائه شده این هزینه ها مربوط به 17 روز سفر به 6 کشور (ترکیه، اسپانیا، سوئیس، بلژیک، مجارستان و هلند) و 10 شهر (استانبول، بارسلونا، مادرید، ژنو، لوزان، مونت قو، بروکسل، بروژ، بوداپست و آمستردام) برای 2 نفر هستش (یعنی بطور متوسط هر نفر در حدود 3/6 میلیون تومان البته با یورو 2200 تومانی (که خدایش بیامرزاد!!!)


http://s3.picofile.com/file/7644092903/pie_chart_euro_trip_exp_2012.jpg

بازم باید تاکید کنیم که برای مثال، در مورد غذا ما بیشتر مواقع از فروشگاهها غذاهای آماده می خریدیم. خريد مواد غذايي از فروشگاه علاوه بر كاهش هزينه‌هاي خورد و خوراك مي‌تونه از نظر سلامتي هم خيلي بهتره باشه. به خصوص اگه براي غذاي حلال خيلي حساس باشيد. فرضاً يك وعده غذاي ساده در رستورانهاي معمولي اروپا حداقل حدود 10  تا 15 يورو هزينه داره، و اگه از مك دونالد بخريد حداقل 6.5 تا 8 يورو بايد بپردازيد (که برای تنوع ما هم چندباری امتحان کردیم) اما اگه خودتون امكان غذا گرم كردن و ... رو داشته باشيد (هتل آپارتمانها عمدتاً ماکروفر و گاز برقی دارن) باحدود 2 تا 3 يورو راحت ميشه يك وعده غذاي خوب خورد. فرضا قيمتهاي برخي مواد غذايي اصلي در فروشگاههای زنجیره ای  مثل كارفور به شرح زير بود:


- نان سفيد تست كه براي 4 وعده يك نفر كافيه حدود 0.8 تا يك يورو

- كنسرو تن كوچك کمتر از 2 يورو

- كنسرو لوبيا چيتي كمتر از 1 يورو

- كالباس مرغ 6 تا 8 برش متوسط حدود 2 تا 2.5 يورو

- تخم مرغ هر عدد 0.2 يورو

- پنير يك بسته 400 گرمي حدود 2 تا ۲.۵ يورو

- نوشابه 1.5 ليتري 1.5 تا 2 يورو

-کاهو و کلم سالاد شسته شده هر بسته 300 گرمی حدود یک یورو

- انواع ميوه حدود 1.5 الي 3 يورو به ازاء هر كيلوگرم

 

در مورد هزینه های حمل و نقل هم همونطور که در متن کامل خاطرات سفرمون شرح دادیم، هواپیماهای ارزان قیمت (رایان ایر و ایزی جت و ...) گزینه مناسبیه و برای مثال میشه یه فاصله 600 تا 700  کیلومتری رو تنها با پرداخت 30 تا 40 یورو طی کرد. (با قطار حدود 150 یورو هزینه داره!) البته بازم تاکید می کنیم که باید حواستون به مقررات مربوط به بار و ... باشه (تو بخش آخر سفرنامه هامبورگ علاوه بر معرفی رایان ایر یکسری از این مقررات رو هم شرح دادیم). در مورد هزینه‌های حمل و نقل داخل شهری و ورودیهای موزه ها هم در برخی از شهرها بهتره از توریست کارت های روزانه هر شهر استفاده کنید که علاوه بر کاهش هزینه های حمل و نقل معمولا برای ورودیه های موزه و ... هم تخفیفاتی رو به همراه داره. همچنین برخی روزها مثل یکشنبه‌های اول یا آخر ماه برخی موزه ها رایگان هستند که بد نیست حواستون به این چیزها هم باشه.

 امیدواریم که این اطلاعات مفید واقع شود! و هرچند که این روزها افزایش قیمت ارز، حال همه رو گرفته ولی خب می‌تونید همه این هزینه ها رو ضربدر 2 کنید و برای سفرهای آتی‌تون برنامه‌ریزی کنید!

منتظر نظرات سازنده و پیشنهادات شما دوستان هستیم! در اواخر سال 2012 سفر دیگه‌ای به صورت زمینی به گرجستان داشتیم که انشا ا... در روزهای آتی شرح اونا رو هم تو وبلاگ می ذاریم! 

خاطرات سفر به دور اروپا (2012)–روز هفدهم-آمستردام–قسمت پایانی-پارک جنگلی کاسپر و در مسیر بازگشت

سرانجام صبح آخرين روز اقامتمون در هلند و يا در حقیقت در اروپا فرا رسيد. با صداي بارش قطره های بارون که به شیشه می خورد چشم از خواب گشودیم. شايد اين وداعي رومانتیک بود با سرزمین سرسبز اروپا! چه زود این سفر 17 روزه با همه نشیب و فرازهاش تموم شد و دیگه باید همه چیز بر می گشت سرجای اولش! اما نه! با کوله بار تجربه این سفر که هر ساعت و روزش حکایتی جدید رو برامون رقم زد دیگه ما اون آدم های قبل نبودیم!

با احتساب سفرهای قبلی حالا دیگه تقریبا کل قاره سبز اروپا رو زیر پا گذاشتیم (هرچند هنوزم حسرت رفتن به پراگ رویایی و حتی کشورهای اسکاندیناوی تو دلمون مونده!!!) و بازم یه عالمه خاطره رنگی و سیاه سفید رو با خودمون یدک می کشیم که هر بار با یادآوریشون و یا حتی هر خبر کوچکی که از اون شهرها در تلویزیون یا وبلاگ هایی که می بینیم، همه چیز دوباره زنده میشه و فیلمون یاد هندستون می کنه!

اینه که باعث شده تا آلوده وبلاگ نویسی و وبلاگخوانی بشیم چرا که اینجوری حداقل با ثبت خاطره های نزدیکترمون یجورایی همه چپز رو تو ذهنمون طبقه بندی می کنیم!

از اینا که بگذریم با توجه به اینکه پروازمون عصر هنگام بود و حداقل تا ظهر كلي وقت داشتيم. از قبل قرار گشت و گذار در پارك جنگلي کاسپر (همون روح سرگردون فانتزی!) که بغل هتلمون بود رو با خودمون گذاشته بودیم. به اين خاطر بدون ملاحظه زير بارون از هتل زديم بيرون!

http://s3.picofile.com/file/7583311505/2_2_.jpg

با ورود به محوطه زيباي پارك و فضاي سرسبز و رايحه سبزه هاي بارون خورده  آدم  مست مي شد اما چه فايده كه شدت بارون در كنار خلوتي اين پارك جنگلي بزرگ كه توش پرنده پر نمي زد موجب شد در عزممون براي جلو رفتن بيشتر در پارك تجديد نظر كنيم. به هر حال تو اون روز تعطيل خلوت احتياط شرط عقل بود! اونم آخرین ساعات اقامتمون در اروپا نباید به استقبال خطر می رفتیم!!!

http://s2.picofile.com/file/7583312040/8_2_.jpg

نکته جالبی که تو تراموا و اتوبوس ها به چشم می یاد، تلاش اونا برای فرهنگسازی شهروندانه! تصویر زیر خودش می تونه گویای همه چیز باشه که امیدواریم یکم هم ما یاد بگیریم!!!

http://s3.picofile.com/file/7535437418/12_2_.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012)–روز شانزدهم-آمستردام–قسمت سوم-گشت شهر قدیمی

عصر هنگام بازم نوبت به گردش در ميدون ايستگاه مركزي بود كه با نماي زيباي بيرونيش خودش يكجور معماري زيباي شهر محسوب ميشه. اینجا همونجاییه که نماد معروف شهر یا همون I amsterdam رو دربر داره. هرچند وقتی ما اونجا بودیم اونا در دست تعمیر بودن!

http://s3.picofile.com/file/7591016555/083.jpg

بعد هم کار دستمون دادیم و اين بار دلمون طاقت نياورد و گفتيم جهنم يه بارش که چاق نمی کنه!!! در نتیجه جلوي مغازه سيب زميني با پرداخت 2 يورو يه پاكت كوچيك سيب زميني سرخ كرده گرفتيم. اما يارو واسمون پنير نريخت! پرسيديم بابا پنیرش کو؟ که معلوم شد پنیر خودش یه یوروا! و خلاصه با پرداخت يك يورو اضافه با اشتهاي فراوون به سيب زميني هاي پنيري حمله ور شديم. البته اینم بگیم خیلی دلتون نخواد چیز خاصی نبود خیلی بهتر و خوشمزه ترشو می تونید تو همین تهرون خودمون با یک پنجم قیمت یا حتی کمتر بخورید! این خارجیا اصلا آشپزی بلد نیستند که! نمونش همین پیتزاهاشونه! بیان ایران بفهمن پیتزا یعنی چی! تا یه کم کمتر دستشون بلرزه وقتی ملات پیتزا رو می ریزن!!!

در آمستردام به موضوع جالب اختلاف بين هلندي ها و بلژيكي ها هم كه حسابي با هم كركري دارن پي برديم. اونطور كه شنيديم هلندي ها به همسايه هاي بلژيكيشون ميگن سيب زميني خورهاي احمق و در طرف مقابل بلژيكي ها هم براي هلندي ها عبارت پنير خورهاي كله پوك رو انتخاب کردن!

غروب بارديگه به خيابون زيباي Nieuwndijk كه يجورايي حد فاصل ميدون دام تا ايستگاه مركزي منتهي مي شد برگشتيم. اينجا بهترين پاتوق توريست ها بود. براي تصورش مي تونيد خيابون سپهسالار تهران و يا وليعصر تبريز رو البته با عرضي يكم كمتر و طولي بيشتر تصور كنيد. بازم سنگفرش هاي زيبا و ممنوعيت ورود اتومبيل!


http://s2.picofile.com/file/7591015157/058.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012) –روز شانزدهم-آمستردام–قسمت دوم- موزه مادام توسو و قایق سواری کانال

تا حالا شده صبح بیدار شید و ببینید ای دل غافل خواب موندید! این بلا تو آمستردام سرمون اومد! صبح وقتي چشممون رو باز كرديم و يه نگاه به ساعتمون انداختيم با ديدن عقربه ها كه از 8:30 گذشته بودن مثل فنر از جا پريديم. نگو كه اين كركره هاي چوبي يجوري اتاق رو تاريك کرده بود كه نور خورشيد به هيچ وجه مجالي براي ورود به اتاق نداشت!

http://s1.picofile.com/file/7530934836/078.jpg

از اونجا كه با خريد بليط جاذبه هاي توريستي به صورت پكيج امكان برخورداري از تخفيف بيشتري فراهم بود و با توجه برنامه قبلي كه موزه مادام توسو و قایق کروز تفريحي روي كانال رودخونه رو تو صدر فهرست دستور كارمون داشتيم بجای پرداخت 22 یورو برای موزه مادام توسو و 14 یورو برای کروز روی کانال که جمعا 36 یورو می شد، با پرداخت فقط 26 يورو نه چندان ناقابل بليط هر دو رو از يكي از دفاتر فروش بليط كه ماشالله به تعداد زياد تو همون منطقه يافت مي شه خریدیم. جالب اونكه برخي از اين دفاتر به جز فروش صنايع دستي و ...، امكان رزرو هتل رو هم فراهم مي كنن! هرچند نفهميديم قيمتاشون در مقايسه با بوكينگ چجوره؟ ایکاش می پرسیدیم!!!

در ميدون دام جلوي موزه مادام توسو يه صف به چه بزرگي كشيده شده بود كه اولش با ديدن اونا وحشت كرديم! اما بعد ديديم يه صف كوچولوي ديگه هم هست و با پرسش و اطلاع از اينكه چون ما بليط داريم مي تونيم تو همون صف كوچيكه كه چند نفري بيشتر نبودن وايستيم از خوشحالي بال در آورديم!

http://s3.picofile.com/file/7535445157/141.jpg

اينم مزيت خريد بليط از اون دفاتره كه اولا صف نداشتیم و ثانيا بليط 22 يورويي رو تنها با پرداخت 18 يورو خريديم. فقط يك نكته ظريف تو اين بليط هاي تخفيف دار بود كه بهمون نگفته بودن و اون اينكه اين بليط ها در ساعت 12 تا 2 ظهر كه زمان پيك بازديد هست قابل استفاده نيستن! هرچند اين موضوع براي ما كه همون ساعت 10 رفتيم اونجا اصلا موضوعيت نداشت!


http://s2.picofile.com/file/7607690642/025.jpg

معرف حضورتون هست دیگه!

بعد در طبقه هاي بالاتر با شخصيت هاي سياسي چون نلسون ماندلا، گاندي، مادر ترزا و ... روبرو مي شيد.


http://s1.picofile.com/file/7535440963/051.jpg

دالایی لاما و گاندی


ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012) –روز پانزدهم-آمستردام–قسمت اول-شهرقدیمی،میدون دام و ...

/**/

سرانجام با نزديك به 2 ساعت پرواز و عبور از دل ابرهاي تا حدودي تيره و تار كه از اونا به خوبي بوي بارون‌های رگباري بهاري به مشام مي رسيد به يكباره دشت سرسبز و يكنواختی بدون تپه و پستي بلندي‌هاي طبيعي با مه ای رويايي در زير پامون هويدا شد. شبكه‌هايي از رودهاي كوچيك و بزرگ داخل اين دشت سرسبز رو مثل تار عنکبوتی زيبا نقاشی كرده بود. 

http://www.aerophoto-schiphol.nl/image/amsterdam_grachtengordel_76898.jpg

کم کم زمان فرود فرا می رسيد. در نگاه اول انگار ارزشش رو داشت كه تقريبا كل عرض اروپا رو از شرق تا غرب دوباره طي كنيم تا مقصد نهايي سفرمون آمستردام و هلند سرزمين گل ها باشه! حالا بگذریم که این روزها بیشتر به خاطر آزادی‌های بی‌حد و حصرش معروف شده!

http://s1.picofile.com/file/7530927197/015.jpg

در بخش اول گردش شهری با مرور كارت‌هاي تخفيفي كه داشتيم مقصد اولمونو بوتانيك پارك انتخاب كرده بوديم. اينجوري مي خواستيم همون اول با ديدن گل‌هاي زيباي هلندي و استشمام بوشون مست بشيم. اما راستش با چندبار آدرس پرسيدن و چپ و راست زدن دست تقدير ما رو به سمت ديگه‌اي راهنمايي كرد و كلا ما هم چون بچه هاي سربه راهي هستيم با تقدير كنار اومديم.

در داخل كوچه پس كوچه هاي شهر قديمي مركز آمستردام كه بازم مشابه ساير اروپا با سنگ فرش‌هاي خوش‌نقش تزئين شده تا دلتون بخواد جهانگرد رنگ و وارنگ مي بينيد. از همه جاي دنيا كه البته با بالارفتن درآمد سرانه چشم بادومي ها، ديگه اين روزها سهم اونا هم تو جهانگردي مثل بقيه چيزها رشد كرده. از بادوم كه گفتيم تازه ياد خوراكي هاي خوشمزه آمستردام افتاديم.

 تو اكثر مغازه ها مي تونيد هر چقدر كه مي خوايد از تكه هاي پنير و بيسكويت با طعم و رنگ هاي مختلف كه براي تست گذاشتن لذت ببريد. پنيرهاي ميو‌ه‌اي ، فلفلي تند، زنجبيلي و ... . بازم اگه سير نشديد ناراحت نباشيد تو ادامه مسير كلي فروشگاه ديگه هست! تعارف نكنيد زیاد هست. مهمون ما باشيد!!!

http://s1.picofile.com/file/7535443438/104.jpg

اما واقعا چه حکایتی داره منظره میدون دام از بالا و خیابونهای اطرافش!


http://s3.picofile.com/file/7535441284/057.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سفر 17روز به دور اروپا(2012)–روز چهاردهم-بوداپست-قسمت دوم- سیتادلا، کلیسای استفان و شهر قدیمی

دیگه کم کم داشت آفتاب به وسط آسمون می رسید و ظهر بوداپست کامل می شد که اجبار محدودیت زمانی ما رو از پله های نزدیک قصر قدیمی تا پايين تپه هدایت کرد. بعد هم با عبور از دل بناهاي اصيل و قديمي شهر كه هركدوم حكم موزه اي زنده رو داشتن، اين بار مسيرمونو به سمت بالاي تپه هاي گلرت یا سيتادلا Citadella تنظيم كرديم اما چون هیچ جوری نمی خواستیم خودمونو خسته کنیم و انرژیمون تموم بشه با كمك تراموا که با توجه به کارت پس 24 ساعتمون دیگه مجانی بود يكي دو ايستگاه تا منطقه Dabrentel كه دروازه ورود به اونجا بود رسيديم.

http://s1.picofile.com/file/7494141177/088.jpg

تازه از تراموا پایین پریده بودیم و داشتيم نقشه ها رو ورنداز مي كرديم كه يكي دو نفري از عابرین مجارهاي مهربون جلو اومدن و داوطلبانه پيشنهاد راهنمايي كردن! تو این حین مرد جووني گفت كه می تونید با اتوبوس خيابون پشتي به بالاي تپه بريم اما مرد ميانسال ديگه اي گفت كه حيفه بابا شما جوونيد و بهتره در امتداد كوچه هاي شيب دار و پله هاي  مقابل پياده به سمت تپه ها بالا بريد!

این فکر کنم یکی از کارهای اون بافتنی باف انگلیسی باشه. تن میله راهنما لباس کرده!ا

http://s3.picofile.com/file/7494141719/112.jpg

سيتادلا براي بوداپست همون جايگاهي رو داره كه تپه هاي مون جويي براي بارسلون، ميدون میکل آنژ براي فلورانس و يجورايي مونت ماغت براي پاريس داره. البته نباید نمونه های مشابه وطنی اش مثل بام سبز لاهیجان، آبیدر سنندج، صفه اصفهان و یا حتی تپه های کرمان و بام تهران رو فراموش کنیم!

 اما الحق این تپه های سیتادلا واقعا یک چیز دیگه بودن! یک لحظه تجسم کنید چشم اندازي تماشايي از كل شهر بوداپست رو كه جريان جواهر گونه دانوب آبي از وسط اون عبور كرده و نسیم خنک و هوای تازه که آدمو مست می کنه! به همين خاطرم اگه ادعا كنيم كسي كه اينجا رو نبينه و بوداپست رو ترك كنه انگار هيچي از بوداپست نديده، خیلی گزاف نگفتيم!

http://s1.picofile.com/file/7494141391/102.jpg


http://s1.picofile.com/file/7494146769/197.jpg

ادامه نوشته

خاطرات سفر 17روز دور اروپا (2012)–روز سیزدهم و چهاردهم- بوداپست – قسمت اول- قلعه بودا و  فیشرمن

از مدت ها قبل اشتیاق دیدن بوداپست یه گوشه ای از ذهنمونو اشغال کرده بود و از اینکه در سفر سال قبل دور اروپا این فرصت طلایی رو از دست داده بودیم کلی حسرتش به دلمون مونده بود. اما این بار شاید خیلی گزاف نگفته باشیم که دیدن بوداپست یکی از بهانه های سفرمون به اروپا باشه! و به این خاطر تو برنامه ریزی این سفر از ابتدا بوداپست جزو شهرهای غیر قابل حذف بود و این شد که با یک سفر نزدیک به دو ساعت از بروکسل در غرب اروپا به شرق اومدیم و کمتر از دو روز بعد با طی مسافت بیشتری این بار به آمستردام در منتهی علیه غرب اروپا برگشتیم! هر چند در این میون قیمت پروازهای ارزون قیمت 3.5 یورویی (با احتساب مالیات و هزینه ساکمون هر نفر 9.5 یورو) بروکسل تا بوداپست هم چندان بی تاثیر نبودن! 
اما به هر صورت به صراحت اعتراف می کنیم که عاشق شرق اروپاییم. از لهستان با مردم خونگرم و شیک پوشش، خیابون های تمیز و ساختمونهای خوش تراشش تا براتیسلاوا با صمیمیت، کوچکی و آرامش خاصش و مسکو با اصالت و معماری بی نظیرش و صد البته بافت خالص جمعیتی این کشورها که دیگه چندان از مهاجران رنگین پوست ناخوانده که به شدت ترکیب شهر رو به هم زده بودن و یا نژادپرست های از خود راضی سفید پوست خبری نیست! (البته به جز مسکو!!!).
با این اوصاف از همون لحظه فرود در شهر بوداپست که توسط رود دانوب به دو تیکه تقسیم شده، حس دلچسبی نسبت به این شهر زیبا داشتیم و با ورود به سالن فرودگاه با برخورد نسبتا گرم مجارهای زیبارو نیز مواجه شدیم! اما با توجه به نزدیک بودن به غروب آفتاب و ترس از تاریکی هوا می بایست خیلی سریع به سمت هتلمون حرکت می کردیم.
http://s1.picofile.com/file/7570148709/091.jpg

از اونجا که واحد پول مجارها به جای یورو، فورينت (HUF) است و هر دلار معادل 215 فورینته. قدم اول چنج پول بود اما از تجارب قبلی و مطابق با عرف همه فرودگاههای دنیا با توجه به نرخ ترکمنچایی چنج پول به تبدیل تنها 20 یورو اکتفا کردیم تا با توجه به تفاوت حدود 15 درصدی قیمت خرید و فروش یورو و دلار در فرودگاه خیلی ضرر نکرده باشیم!
مثل همیشه قدم بعدی پیدا کردن دفاتر راهنمای توریست بود که بازم خیلی سریع انجام شد و با گرفتن نقشه، متصدی مربوطه برامون مکان هتل بوداپست که هتل معروفی هم بود رو نقشه نشون داد اما با توجه به دوری اونجا و اینکه ساعت از 8 غروب گذشته بود پیشنهاد کرد که بجای مترو از شاتل های اختصاصی فرودگاه استفاده کنیم. اما با شنیدن قیمت 12 یورویی شاتل که اصطلاحا دور تو دور (Door to Door) نامیده می شد برق از سرمون پرید و گفتیم چرا باید 24 یوروی بی زبونو اینجا هدر بدیم!!!
 فرودگاه در 20 کیلومتری شهر قرار داره و متاسفانه از اونجا مستقیم مترو یا ترنی به شهر وجود نداشت، اما بازم جای شکرش باقی بود که بیرون محوطه اتوبوسی قرار داشت که تا شهر و ایستگاه مترو می رفت. به هر حال چاره ای نبود و می بایست با همین اتوبوس مسیر رو طی کرد و این شد که جلوی دستگاه اتوماتیک فروش بلیط وایسادیم تا بلیطمونو بخریم. درست همین موقع یه خانوم جوون انگلیسی هم داشت با دستگاه ور می رفت که بعد از چند دقیقه با پرسش ما به دستگاه فحش داد و گفت که متاسفانه دستگاه خرابه! خانومه که حسابی عصبانی شده بود گفت که حالا چاره ای نیست و باید بلیط رو تو داخل اتوبوس از راننده خرید اما یکم گرونتر! (یعنی بجای 320 تا 400 تا  فورینت!). ما که از مژده امکان خرید بلیط تو اتوبوس خوشحال شدیم با بهت به خانومه زل زده بودیم که آخه واسه حدود 30 سنت ناقابل (0.3 دلار) مگه آدم اینجوری اعصابشو خورد می کنه! اینه که میگن انگلیسی ها خسیسن!!!
منظره ای که از پنجره اتاقمون دیده می شد!

http://s1.picofile.com/file/7494142468/117.jpg

در وسط ميدون فیشر من Fisherman’s Bastion هم مجسمه زيباي استفان در هیبت شوالیه قرار داشت.
 
 http://s3.picofile.com/file/7494137953/020.jpg
 
 
http://s1.picofile.com/file/7494138167/024.jpg


ادامه نوشته

خاطرات 17 روز سفر به دور اروپا (2012) –روز سیزدهم - بروکسل – قسمت آخر- پارلمان اروپا

با شروع صبح و از اونجا كه آخرين ساعت هاي اقامتمون در بروكسل رو پيش رو داشتيم در نتيجه از همون ابتدا برنامه فشرده اي رو براي خودمون ترسيم كرده بوديم. به اين خاطر بدون فوت وقت به سرعت به سمت اولين محل بازديدمون كه در واقع سازه زيباي نماد شهر بروكسل يا همون اتميوم بود حركت كرديم در طول مسیر خیابون یکم تمییزتر شده بود و خدارو شکر به هیچ وجه قابل قیاس با دو روز قبل شهر نبود

اتميوم سازه فلزي غول پيكري هست كه قدمتش به سال 1958 مي رسه که در ابتدا برای نمایشگاهی در آن سال طراحی شده بوده و ارتفاعش به قدری هست که از فاصله چند كيلومتري هم ميشه ديدش!


http://s3.picofile.com/file/7530909993/011.jpg

جلوي سازه هم روی یه ماکت کلمه خوش آمد رو با زبونهاي مختلف و از جمله فارسي نوشتن. براي رفتن به اونجا ميشه از خط 6 ترامواي بروكسل استفاده كرد و اين سازه در پارك زيبايي درست كنار استاديوم يزرگ شهر قرار داره.


http://s3.picofile.com/file/7530910214/020.jpg

با ورود به محوطه جلويي ساختمون پارلمان اروپا اولين چيزي كه توجهمونو جلب كرد جمعيت نسبتا زيادي كه تو اونجا جمع شده بودن بود. جلوتر كه رفتيم متوجه شديم همون جلوي ساختمون يك زمين فوتبال سالني درست كرده بودن و تيمهايي مركب از نماينده هاي پارلماني هر كشور  در جام كوچكي كه به نوعي پيش زمينه جام ملتهاي اروپا در سال 2012 بود به رقابت پرداخته بودن! جالبتر اونكه حتي برخي بازيكنانشون زن بودن!


http://s3.picofile.com/file/7530910321/027.jpg

در كنار محوطه نيز غرفه هاي متعددي قرار داشت كه با جلو رفتن متوجه شديم متعلق به كشور لهستان به عنوان ميزبان جام ملتهاي اروپاست كه داشتن ويژگي هاي فرهنگي كشورشونو به مردم دنيا معرفي مي كردن. ما كه از لهستان در سفر سال قبل خاطرات بسيار خوبي رو داشتيم براي دقايقي سرگرم ديدن غرفه ها شديم.

در طرف ديگه محوطه نيز چند تا غرفه رنگ و وارنگ بود كه حس كنجكاوي ما رو به اونجا كشوند. با ديدن سيني هاي بزرگ غذا، ميوه و نوشيدني هاي مختلف كه بنحو بسيار زيبايي تزئين شده بودن و البته پرچم لهستان پي برديم كه انگار لهستاني هاي مهربون با اين كار قصد دارن توريست ها رو نمك گير خودشون كنن!


http://s1.picofile.com/file/7530910535/028.jpg

جالب اين بود كه مردم چندان به اين موضوع توجه نداشتن و اولش برخلاف تجربه اي كه از ايران داشتيم كسي براي خوردن خوراكي ها شيرجه نمي رفت! اما چند تا از مهمونداراشون با خوشرويي بهمون تعارف كردن و ماهم كه صبحونه رو زود خورده بوديم ديگه فرصت رو غنيمت شمرده و شروع به پذیرایی از خودمون كرديم.

پارك Jubel محوطه بسيار زيبايي داره و در بخش انتهايي اون هم دروازه بزرگي كه شباهت عجيبي به دروازه براندنبرگ برلين داشت قرار داشت كه يجورايي خاطرات قديميمونو در برلین زنده می كرد!


http://s3.picofile.com/file/7530915692/113.jpg


ادامه نوشته

خاطرات سفر به دور اروپا (2012)-روز دوازدهم-بلژیک- بروژ- قسمت دوم- ونیز بلژیک

/**/

بروژ شهر كوچيكيه كه دهها نوع موزه مختلف رو تو خودش جا داده كه از موزه شكلات که بیانگر تاریخچه ساخت شکلاته گرفته تا آثار هنري رو ميشه توش پيدا كرد.

وجود هزاران نفر توريست از همه جاي دنيا چهره اين شهر قشنگ رو بسيار متفاوت از بروكسل كرده بود. ديگه به زحمت ساكنين مهاجر تو شهر به چشم مي خوردن!


http://s1.picofile.com/file/7530920214/061.jpg

اواسط ظهر بود كه راستش يكم خسته شده بوديم و اين شد كه به بهانه استراحت از ایستگاه نزدیک میدون بورگ با پرداخت نفري 7.8 يورو سوار بر قايق موتوري كه گوش تا گوش پر از مسافر شده بود به گردش در كانال زيباي دور شهر پرداختيم.


http://s3.picofile.com/file/7530920642/078.jpg


http://s3.picofile.com/file/7530921498/103.jpg


http://s3.picofile.com/file/7530923331/142.jpg


ادامه نوشته