پس از يكم استراحت بعد از نهار و خلاصی از خستگي باقيمانده از سفر ديروز و استراحت
كم شب گذشته، نهايتا بخش دوم گشت روزانه رو آغاز كرديم. از اونجا كه از اول صبح منارهاي
بلند كليساي جامع شهر از همون اتاق هتلمون پيدا بود تصمیم گرفتیم به حس كنجكاويمون
پاسخ مناسبي بديم از اين رو در اولين بخش از
گردش عصرگاهي راهي كليساي جامع (Cathedral) شديم. اين كليسای
ارمنی تو خيابون کنستانتین گامساخوردیا قرار داره و از قرار در اواخر قرن نوزدهم با
حمايت مالي يك كمپاني بزرگ نفتي با نام برادران Zubalashvilebi بنا شده است. جالبه که این برادران خلف اين كليسا را به افتخار
مادرشون ساخته اند!

راستش برخلاف بيرون كليسا كه بناي نسبتا زيبا و چشم نوازي داشت داخل كليسا به جهت
تاريكي چيز زيادي پيدا نبود و عملا پس از دقايقي كوتاه اين بازديد تموم شد.
بعد از ادای دین به کلیسا، نوبت اون بود كه باز هم خيابان منتهي به ساحل رو دنبال
كنيم و به همين خاطر با كمي پياده روي در خيابونهاي بخش غربي شهر كه بافتش برخلاف بخش
شرقي بسيار لوكس و مدرن بود تا ساحل درياي سياه پيش رفتيم و خوشبختانه زماني اونجا
رسيديم كه ديگه خورشيد داشت غروب مي كرد و در آخرين لحظات يكي از زيباترين مناظر غروب
آفتاب رو اون هم در كنار درياي سياه شاهد بوديم.

تو اين حين يك گروه كوچيك فيلمبرداري هم سخت در تلاش بود يك سكانس فيلمش رو تو
منظره غروب فيلم بگيره.
بعد از اون لحظات وصف ناشدني در كنار ساحل دريا و نسيمي كه حال و هوامون رو دگرگون
كرد و در شرايطي كه هوا داشت به سمت تاريكي مي رفت در امتداد ساحل دريا به سمت شمال
پيش رفتيم. تو اين حين شروع نم نم بارون لطافت هوا رو دو چندان كرد و ما هم اين بار
با گذر از کنار برج الفبا که الفبای زبان گرجی -که شبیه اشکال مختلف ماکارونیه- رو
نشون میده، در امتداد ساحل پيش رفتيم.

جاده ساحلي با غروب آفتاب شلوغ تر شد و در اين قدم زدن خانواده هايي كه براي گردش
جاده زيباي ساحلي رو انتخاب كرده بودن بيش از پيش به چشم مي اومد.
با كمي پياده روي اين بار تا اسكله مسافربري پيش رفتيم. در نزديكي اسكله كشتي ها
و قايق هاي كوچك تفريحي لنگر انداخته بودن و يجورايي حس پويايي اين بخش از ساحل در
مقايسه با جاهاي ديگه بيشتر نمود داشت.

در محوطه مسافرگيري اسكله كه ترمينال نسبتا مناسبي رو شامل مي شد مقاصد كشتي ها
با ساعت حركتشون روي شيشه ها به نمايش دراومده بود. از بندر اودسا و اوكراين گرفته
تا برخي سواحل در تركيه. تو اين حين 3 مرد ميانسال كه ظاهرشون داد مي زد ايروني هستن
از ما پرسيدن كه چجوري ميشه رفت اوكراين؟ اونوقت بود كه ما براشون تشريح كرديم كه براي
رفتن به اوكراين بايد ويزا گرفت كه فكر كنيم قيمتشم خيلي بالا و احتمالاً نزدیک به
250 دلاره؟!
بعد سر صحبت باز شد و اونا گفتن كه با ماشين پرايدشون از همدان اومدن و الانم با
پرداخت 90 لاري تو يه آپارتمان معمولي در بخش شرقي شهر مستقر شدن. از مسير راه تعريف
كردن و اينكه ديشب پليس به جهت مستي بهشون گير داده و ماشينشونو توقيف كرده و مجبور
شدن كلي جريمه بدن تا ماشين رو تحويل بگيرن!
با ترك اسكله و درحاليكه عقربه هاي ساعت داشت به 9 نزديك مي شد، مطابق توصيه خانوم
متصدي راهنماي توريستي كه صبح كلي سئوال پيچش كرده بوديم به سمت مجسمه فلزي علي و نينو
حركت كرديم.

از قرار اين مجسمه هاي فلزي به طول 9 متر كه حدود 7 تن هم وزن داره با نام علي
و نينو شناخته ميشه سمبل عشق و از اون مهمتر رابطه عميق دو كشور گرجستان و آذربايجان
شمرده ميشه. چرا كه در يكطرف علي پسر آذري و از طرف ديگه نينو دختر گرجي قرار دارن.
نكته جالب اين مجسمه هاي دوار فلزي اينه
كه درست 2 بار در طول روز اين چرخش مجسمه ها به شكلي قرار مي گيره كه انگار اين دو
عاشق همديگر رو در آغوش مي گيرند و یکی میشن.

بهترين زمان براي ديدن اين منظره سر ساعت
9 شبه كه با پس زمينه تاريك و نورپردازي زيبا رخداد جالبی برای انبوه توريستهاي
این شهر به حساب ميياد.
با ترك محل باز هم نمي شد از نوار ساحلي دل كند و اين بار به سمت جنوب راه رفته
را برگشتيم تا امتداد پارك زيباي Twins و Colonnada كه اين بار
بطور غير منتظره حالا نوبت نورپردازي زيباي فوارههای پارك هم بوديم.


با عبور از پارك وارد خيابون روستاولي كه شايد لوكس ترين خيابون شهر به حساب بياد
شديم. همونطور که قبلا هم گفتیم اين روستاولي شاعر مشهور گرجي به حساب مي ياد كه علاوه
بر باتومي تو تفليس هم خيابون بزرگي و لوكس شهر با نام او شناخته مي شه. هتل معروف
شرایتون هم تو این خیابونه که مهمترین هتل مجلل و لوکس باتومی به حساب میاد.


ديگه با تاريكي هوا و درحاليكه ساعت داشت از 10 هم مي گذشت ترجيح داديم كه در مسير
برگشت به هتل قرار بگيريم و درست همينجا بود كه جلوي يك مغازه پخت خاچاپوري خوشبختانه
با آخرين برش خاچاپوري كه هنوز داغ مونده بود مواجه شديم و با پرداخت 1.5 لاري ناقابل (حدود یه
دلار) اين تكه خاچاپوري هم قسمت ما شد و از اون به بعد با چشيدن طعم منحصر به فردش
خواسته يا ناخواسته عاشق خاچاپوري شديم!

خاچاپوري در واقع یه جور گاتا یا پیراشکی بسیار نرم و خوشمزه است که به جای کِرِم،
پنیر چدار و موزارلا داره. انواع مختلفی هم داره که مواد دیگه ای وسطش هست مثل تخم
مرغ نیمرو، سیب زمینی، مواد پیتزا و سبزیجات مختلف و ... ولی از ما بشنوید خوشمزهترین
نوع خاچاپوری همون خاچاپوری پنیری هست! اینم دستور پخت خاچاپوری.
خاچاپوری انواع و اقسام مختلفی دارد. برخی از خاجاپوری ها را می توانید مانند ساندویچ
یا پیراشکی سرپایی میل کنید ولی برخی دیگر را باید در بشقاب و با کمک چنگال و چاقو
نوش جان کنید. بعضی از انواع رایج خاچاپوری عبارتند از:
* ایمرولی imeruli گرد است و
احتمالن رایج ترین نوع خاچاپوری است. مواد اولیه برای طبخ آن عبارتند از ماست، تخم
مرغ، خمیر آرد و پنیر و کره. (همونی که ما خوردیم!)

* مگرولی megruliشبیه به ایمرولی است با این تفاوت که
پنیر بیشتری در آن مورد استفاده قرار می گیرد.

* آچارولی یا آجارولی
acharuli/adjaruli ظاهر آن خمیر پخته ای است که به شکل قایق درآمده است و یک تخم
مرغ نیمروی شل در داخل قایق قرار گرفته است. موقع خوردن تخم مرغ را با خمیرهای قایق
مخلوط می کنند. آجارولی در گرجستان و بویژه در منطقه آجارا که نام این نوع خاچاپوری
هم از این منطقه گرفته شده است، طرفداران زیادی دارد ولی تا جاییکه من تجربه دارم به
ذائقه ایرانیها چندان غذای مطلوبی نیست.
* پنووانی penovani از نظر ظاهر
شبیه به شیرینی دانمارکی خودمان است ولی از نظر مزه هیچ شباهتی به آن ندارد چون از
خمیر و پنیر پرشده است. (اینم تو تفلیس خوردیم!)

* اسوری ossuri در تهیه این
نوع خاچاپوری از سیب زمینی نیز استفاده میشود. آچما achma و سوانوریsvanuri ، راچولیrachuli نیز از انواع دیگر خاچاپوری هستند.

نمی دونیم خاچاپوری ای که ما عاشقش شدیم ایمرولی بود یا مگرولی یا شایدم پنووانی.
ولی هرچی بود خیلی دلمون براش تنگ میشه! الانم دلمون خواست!
ادامه دارد ...