خاطرات سفر به گرجستان (2012) – روز ششم– تفلیس، بخش اول گشت شهری, از گرمابه شاه عباسی تا کلیسای جامع

سر ساعت 8 صبح نينا مهربون زنگ در رو به صدا درآورد و با دوتيكه خاچاپوري كوچيك كه البته طعمش به هیچ وجه به خاچاپوري ای كه تو باتومي خورده بوديم نمي رسيد سورپرايزمون كرد! ما هم بي معطلي آماده شديم و  از اونجا كه اول از همه نگران اتوبوس برگشت به ايران بوديم با مترو به سمت ترمينال اتوبوسراني تفليس كه اورتاچالا (Ortachala) نام داشت، راه افتاديم.

 در مسير راه براي اينكه مطمئن بشيم از يه خانوم جوون آدرس رو پرسيديم اينجا بود كه ديگه داستان كلاً عوض شد و با مشاركت چند تا خانوم و آقای مسن مهربون و چهار ساعت بحث بین اونها که بالاخره كدوم ايستگاه مترو به مقصد نزديكتره، آخرش علما اجماع کردند كه ما بايد در ايستگاه Samasi Argveli  پياده بشيم!


http://s4.picofile.com/file/7761065478/418.jpg

اين تكه كاغذ يا همون بليط خيلي مهمه و بايد تا آخر سفر با اتوبوس همراهتون باشه. برخلاف اروپا كه اساس كار رو بر اعتماد گذاشتن و در مقابل جريمه ها سنگينه در گرجستان هم چندان از اعتماد خبري نيست و در اكثر ايستگاهها چند نفر از متصدیهاي مربوطه كه با كاور زرد مشخص اند از دو طرف اتوبوس و درهاي جلو عقب بالا مي يان و بليطتونو چك مي كنن. جالب اونکه بازم اولين بار در روز نفري 0.4 لاري كم مي كرد و دفعه دوم تو همون روز 0.3 لاري و از اون به بعد هر بار 0.2 لاري!

چشم انداز زيباي شهر از بالا در پيچ و خم جاده و با پس زمینه نسيم مطبوع هواي پس از باران بيشتر از همه سرحالمون كرد.

http://s4.picofile.com/file/7761066876/445.jpg

و از اونجا كه نماي زيباي كليسا از بالاي تپه و بیشتر نقاط شهر به وضوح قابل مشاهده بود در امتداد مسير با بالا رفتن از پله ها و كمي پياده روي به سمت بنا خودمونو به نزديكي اون در اطراف ايستگاه مترو Avlabari رسونديم.

http://s4.picofile.com/file/7761071505/566.jpg



ادامه نوشته

خاطرات سفر به گرجستان (2012) – روز پنجم – در مسیر تفلیس

اول صبح روز بعد دیگه باید ساكهامونو می بستيم و بدون فوت وقت به سمت ايستگاه قطار حركت می کرديم. از اونجا كه با بار، حوصله ريسك كردن و كشيدن بار رو نداشتيم و با اينكه ميتونستيم با ميني بوس (احتمالا شماره 20) تا ايستگاه قطار بريم اما ترجيح داديم تا با پرداخت 8 لاري نه چندان ناقابل با تاكسي تا ايستگاه برسيم.

در ايستگاه محقر و كوچك شهر باتومي انگار قطار منتظر ما بود و در نتیجه بدون معطلي زياد در يكي از كوپه هاي 4 نفره درجه دو قطار مسقر شديم و خوشبختانه تا خود مسير نهايي يا همون تفليس خبري از مهمون ناخوانده اي در كوپه نبود و يجورايي اختصاصی مسير رو طي كرديم!

http://s4.picofile.com/file/7751995799/383.jpg

تو این حین مواجهه شدن با کوچولوهای کنجکاو کوپه بغلی هم چندان خالی از لطف نبود!

http://s4.picofile.com/file/7761063545/386.jpg


http://s4.picofile.com/file/7761064729/403.jpg

ايستگاه روستاولي به خيابون زيباش ختم ميشه كه از همون بدو ورود تفاوت قابل ملاحظه اي با خيابان هاي سنگلاخي باتومي داشت.


http://s4.picofile.com/file/7751999351/583.jpg


ادامه نوشته