خاطرات سفر به آسیا(2014)–روز نهم-بخش اول- خداحافظ سریلانکا(سریلانکا9-بخش پایانی)
شب تا صبح بارون با شدت می بارید و ما هم نهایت لذت رو از موسیقی خوش نواز صدای بارون بردیم. چه حسی داره با این نوای روح نواز به خواب بریم!
فردا صبح بارون سیل آسا بازم به شدت ادامه پیدا کرد جوریکه کلا برناممون برای لحظات آخر قدم زدن کنار سال دریا رو عوض کرد. درعوض ترجیح دادیم در اتاق اشرافی هتلمون تو تراس زیبا و میز و صندلی راحتش بنشینیم و از آخرین ساعات اقامتمون در سریلانکای زیبا لذت بردیم!
قرارمون با پراسانا 9.30 صبح بود واسه همینم دیرتر برای صبحونه اتاق رو ترک گفتیم. این بار برخلاف دفعه های قبل صبحونه هتل با یه ظرف میوه استوایی آغاز شد و بعد هم با کره و مربا و پن کیک ادامه یافت. هرچند بازم هیچ صبحونهای مثل صبحونه هیکادووا بهمون نچسبید!






برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۵/۰۱/۱۴ ساعت ۱۰:۳۲ ب.ظ توسط شيما و علي
|
باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.