خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز پنجم- پارک جهانی، باغ سلطنتی بی های
با طلوع آفتاب و از اونجا كه ديگه از برنامه تور خبري نبود يكم بيشتر فرصت استراحت دست داد اما با اين حال ما براي استراحت کردن يه پرواز 8 ساعته و كلي هزينه نكرده بوديم بيايم چين! بنابراين بعد از صرف يه صبحونه حسابی سر ساعت 8.30 ديگه آماده حركت بوديم.
برنامه هاي خارج از تور در مقايسه با برنامه هاي تور يكسري مزيت و البته چند تايي هم عيب داره. طبيعتاً همراهی با تور اطمينان و آرامش بيشتري مي ده و از طرف ديگه زحمت زيادي براي برنامه ريزي و رسيدن به مقصد نداريد. اما در مقابل، سفر بدون تور باعث ميشه تا آدم با يكم مطالعه و سرچ بيشتر درك درستي از جايي كه مي خواد بره داشته باشه و از طرف ديگه اينطوري آدم فرصت مي كنه تا با واقعيت هاي فرهنگي و مردم بهتر آشنا بشه و شايد اغراق نباشه بهترين و فراموش نشدني ترين خاطرات ما در مواجهه با مشكلات پيش بيني نشده اين نوع گردش هاي انفرادي و حتي گم شدن ها رخ داده!
از اينا كه بگذريم برنامه گردش امروزمون با بازديد از پارك جهاني (World Park) آغاز مي شد که یجورايي از حلقه مركزي شهر فاصله زيادي داشت. در هر حال بر روي نقشه نزديكترين ايستگاه مترو رو با استفاده از Google direction پيدا كرديم كه ايستگاه Guogongzhuang بود و با يكي دوتا خط عوض كردن به سمت ايستگاه حركت كرديم. جالب اونکه تو ایستگاه تابلوی راهنمای جاهای دیدنی با ذکر ایستگاهاشونم وجود داشت.

اين شبكه مترو پكن واقعا فوق العاده است و با توجه به تعدد خطوطش و همچنين نظم و انظباط خاصش كه همه چيز رو به زبون انگليسي هم توضيح داده بهترين وسيله حمل و نقل شهري در داخل پكن به حساب مي ياد. جالب اونكه به غير از يكي دو ساعت روز كه يجورايي پيك كاري شهر محسوب ميشه در اكثر مواقع بسيار خلوت و كاربرديه.

برای جلوگیری از حوادث احتمالی ایستگاهها همه جا در شیشه ای داشتند. خیلی هم خوبه دیگه کسی نمی تونه بپره زیر ریل و له و لورده شه!!!

در داخل واگن ها هم نقشه هوشمند مسير تعبيه شده كه با رسيدن به مقصد رنگ چراغ ايستگاه سبز رنگ ميشه و اينطوري مسافرها كمتر به اشتباه مي افتن.

سیستم تبلیغات متنوع داخل مترو هم جالبه! فرضا داخل تونل ها نقاشی متحرک کشیدن و وقتی مترو با سرعت حرکت می کنه از پنجره فیلم متحرک دیده میشه! (قبلاً این فکر تو ایران هم به ذهنمون رسیده بود! نامردا ایده مونو دزدیدن!)
با ترك مترو در ايستگاه موردنظر ديگه حالا نوبت به GPS مون بود كه جهت صحيح مسير رو بهمون نشون بده هرچند آدرس پرسيدن از چيني هاي توريست پذير بازم نتيجه مناسبي داد.
حدود 10 دقيقه پياده روي کافی بود تا به جلوي دروازه اصلي پارك جهاني برسیم. هرچند حداقل جلوش برخلاف جاهاي ديگه توريستي شهر خيلي شلوغ نبود! همون جلوي در يه خانوم سمج بهمون گير داد و به زور و ناخواسته عكسمونو گرفت که موقع برگشت دیدیم اونو تو یه جاسوئيچي گذاشته و میخواد بهمون قالب كنه!!!
پارك جهاني پكن كه تاريخ ساختش به سال 1993 مي رسه با وسعت 46.7 هكتاريش در جنوب غربي شهر پكن از سایر جاهای دیدنی شهر نسبتا دوره با این حال سالانه با حدود 1.5 ميليون نفر بازديد كننده در زمره مكان هاي گردشگري پرجاذبه پكن به شمار مي ياد.
با ديدن قيمت بليط 100 يوانيش (حدود 17 دلار) برق سه فازمون پرید! مگه چه خبره!!! و بدتر اونكه تخفيف با كارت دانشجويي هم نداشت اما به هر حال چاره اي نبود چون كلي راه اومده بوديم و حيف بود كه از دستش بديم! بعد خريد بليط به خانومه گفتيم بابا لاقل يه نقشه از باغ رو بده كه سردرگم نشيم اونم به پشت بليطمون اشاره كرد كه يه نقشه مينياتوري از باغ رو به تصوير كشيده بود. البته تو محوطه جلوي دروازه هم يكي دو نفري نقشه پارك رو به قيمت يك يوان مي فروختن! جالب بود که با این بلیط گرون قیمت حتی نقشه مجانی هم نداشتن!
با گذر از دروازه اصلي پارك كه يجورايي با اقتباسي از سبك گوتيك اروپا طراحي شده بود وارد محوطه اصلي باغ شديم. اولين چيزي كه اونجا خودنمايي مي كرد باغ ايتاليايي بود.

با گذر از اونجا از ابتدا خواستيم تا با نظم منطقي مسير رو دنبال كنيم تا از وقت محدودمون نهايت استفاده رو ببريم و به همين خاطر از سمت راست در مسير جاده پيش رفتيم. در اين بخش ميدون سرخ مسكو در اشلي بسيار كوچيكتر و يجورايي به شكل ماكت ساخته شده بود اما راستش اين طراحي كه دقت كمي داشت و يجورايي به سادگي از جزئيات گذشته بودن ما رو ياد توليدات بي كيفيت چيني انداخت و همون اول كار حسابي زد تو ذوقمون!

مثلا میدون سرخ مسکو
نمي دونيم شايد انتظار ما به خاطر ديدن و تجربه كردن اصل این مكان هاي ديدني دنيا يكم بالا بود اما راستش حداقل بايد بگيم در برخي موارد جنس و مصالح ساخت اين اجناس هم چندان چنگي به دل نمي زد و خیلی جاها خراب شده بود.

با ادامه دادن مسير باز هم شاهد كپي ناشيانه اي از برخي جاهاي ديدني دنيا مثل پل لندن، ساختمون كاخ سفيد، ماكت شهر نيويورك و ... بوديم.



تو وسطاي باغ هم ماكتي از برج ايفل و محوطه اطرافش رو ساخته بودن كه البته اين بخش شايد يكم كيفيتش بهتر بود.


نزديكاي ساعت 11 قرار بود نمايش ويژه پارك برگزار باشه و به همين خاطر ما خودمونو خيلي سريع به بخش نمايش رسونديم.

اين بخش از برنامه با اجراي زنده موسيقي و به خصوص موسيقي زيباي فيلم اشك ها و لبخندها (آواي موسيقي) و بعد هم چند تا نمايش قشنگ از آكروبات و ... يجورايي حسمونو عوض كرد و اين بار احساس رضايت بيشتري كرديم.

یه مارمولک واقعی!

ساعتي بعد حالا نوبت بخش ديگه پارك بود كه از ابتدا با معماري چيني، خونه هاي سنتي و ديوار چين آغاز مي شد. انصافاً اين بخشش كيفيت بهتري داشت انگار اين بار ديگه اصل بود!


بعد از اون بازهم در امتداد جاده پيچ در پيچ طراحي شده شاهد ماكت بسياري از جاهاي ديدني دنيا مثل تاج محل، اهرام مصر، دروازه بابل، برج پیزا و ... بوديم.


حتي اشل كوچكي از ايوان آپاداناي تخت جمشيد رو هم گذاشته بودن اما چه فايده كه كيفيتشون چندان چنگي به دل نمي زد و بخش هايي از اون بسيار ناشيانه و بدوع رعايت جزئيات حجاری شده نمونه واقعی، كپي شده بودن!!! تازه وقتی از پله ها بالا می رفتی میدیدی هیچی اون پشت نیست!

تخت جمشید

یه عروس داماد خوشبخت که داشتند با مناظر دیدنی دنیا عکس یادگاری می گرفتن! فقط داماد بیچاره آستین کتش یکم براش بلند بود!

واتیکان - کلیسای سنت پیتر

اهرام
دروغ چرا! ظهر ديگه از فرط خستگي ناي راه رفتن نداشتيم و يجورايي بايد استراحت مي كرديم و تجديد قوا براي برنامه عصر. به همين خاطر بي معطلي به هتلمون برگشتيم تا ساعتي استراحت كنيم. هنوز از در پارك خارج نشده بوديم كه عكاس دوره گرد با جاسوئيچي حاوي عكسمون يخمونو گرفت. با زحمت از دستش خلاص شديم!

اسب تروا






یه بازی سنتی هم چینی ها داشتن که با توپ هایی شبیه توپ بدمینتون و با پا بازی می کردن.

جلوي در يه تابلوي راهنماي مترو بود كه جهت مخالف رو نشون مي داد. صد قدمي كه دنبالش كرديم ديديم اي دل غافل بازم اين سرعت توسعه شبكه مترو پكن از اطلاعات گوگل دايركشن جلو افتاده و اين ايستگاه كه معلوم بود تازه افتتاح شده با نام Dabaotai فاصله زيادي با پارك جهاني نداشت!

تو اين حين پيگير تلاش هاي يكي دو روز اخيرمون براي رفتن به شوي آكروبات معروف پكن بوديم كه البته براي شب قبل بليط نبود. اما امروز كه به يكي از سايت هاي فروشش ايميل زديم و گفتيم فقط امشب فرصت داريم تا بريم اين شو رو ببينيم، بي انصاف از فرصت استفاده كرد و قيمت 80 يواني اولش رو تا رقم 105 بوان بالا برد و اين شد كه ما هم بهمون برخورد و براش ايميل زديم ديگه نمي خوايم. با اينكه دقايقي بعد دوباره ايميل زد و گفت كه براتون ارزونش رو پيدا كردم ديگه ما علاقه اي براي خريد از اين آژانس طمعكار رو نداشتيم به خصوص اينكه تو نمايش پارك جهاني يه بخش كوچيكي از آكروبات بازي چيني ها رو هم تماشا كرده بوديم!
عصر بعد از استراحتي كوتاه و تجديد قوا با شبكه مترو كه ديگه حسابي باهاش حال مي كرديم راهي ايستگاه Beihai شديم. هرچند ناگفته نماند كه تو اين بين يه اشتباهي كرديم و بليط برگشت مترومونم از همونجا خريديم اما متاسفانه بعدش متوجه شديم كه اين بليط ها فقط تو همون ايستگاه خريداري شده قابل استفاده اند و الكي 4 يوان بي زبون رو به باد داديم!
پارك سلطنتي "بي هاي" كه در قسمت شمالي شهر ممنوعه و درست پايين يا همون جنوب پارك زيباي "هو هاي" كه قبلا شرحش رو داديم قرار گرفته يكي از زيباترين پارك هاي تاريخي شهر پكن به حساب مي ياد.

پارک بی های
قدمت پارك بي هاي به قرن دهم ميلادي مي رسه و با 69 هكتار مساحت كه حدود نصف اين مساحت به درياچه پر آب وسطپارك اختصاص داده شده دست كمي از پارك بزرگ هوهاي نداره.
با پرداخت 10 يوان وروديه پارك امكان وارد شدن به اين پارك زيبا كه صدها سال در قرق خاندان سلطنتي چين بوده رو پيدا كرديم. از قرار اين پارك از سال 1925 براي بازديد عموم باز شده و تا قبل از اون نسل هاي مختلف خاندان سلطنتي از اون بهره مي بردن اما الان مردم بسیاری برای ورزش و پیاده روی اونجا اومده بودن.
در وسط درياچه وجود يه جزيره كوچك با نامQiónghuá جلوه اي ويژه به درياچه داده و زيبايي اون رو صدچندان كرده بود. اونم تو یه هوای بهاری ملس! جاتون خالی!!!

در طول مسير نه چندان كوتاه هم تا ته باغ با سازه هاي چوبي زيبايي از معماري چيني مواجه بوديم كه به نظر مي رسيد در طول صدها سال تكامل يافته اند.

با دور زدن پارك و رسيدن به پل كوچكي مي توان وارد جزيره شد كه در واقع رستوران سنتي بزرگي در قلب اون قرار داشت. تركيب تاريكي هوا در كنار فانوس هاي رنگارنگ سنتي جلوه اي ويژه به چشم انداز منحصر به فرد اونجا داده بود و نسيم خنك غروب فرصت مقاومت رو براي حركت از مون گرفت و اين شد كه دقايقي هرچند كوتاه در كنار ساحل به استراحت پرداختيم. در این میان صدای ساز یه هنرمند صاحب دل چینی دقایقی ما رو محسور خودش کرد.
با تاريك شدن كامل هوا اين بار از سمت جنوب پارك وارد محله هاي قديمي شهر پكن مشهور به "خوتونگ" شديم و با ادامه مسير از روي GPS ساعتي بعد خودمونو در حوالي پشت محوطه شهر ممنوعه يافتيم.

درخشش نور پروژكتورها در آب خندق دور شهر ممنوعه در كنار فضاي چمن كاري شده اون تصويري رويايي از شهر ممنوعه رو برامون جلوه گر ساخت و بيش از پيش حس زنده اين منطقه تاريخي شهر رو برامون تجسم كرد.

شهر ممنوعه در شب و در کنار خندق 60 متریش
با نگاهي به GPS و درحالي ساعت داشت حدود 9 شب رو نشون مي داد مسير حركت رو به سمت مقابل شهر ممنوعه و ميدون تيان آن من دنبال كرديم اما وسطاي راه با كمك GPS خواستيم يكم ميانبر بزنيم و اين شد كه خندق كنار قصر رو دنبال كرديم اما نگو بعد از حدود 10 دقيقه پياده روي به جلوي ورودي بخش توريستي شهر ممنوعه رسیدیم و از اونجا كه ساعت كار بازديد از قصرم تموم شده بود ديگه درها رو بسته بودن و امكان نداشت از درب ورودي تيان آن من خارج بشيم!

حالا ما مونديم و GPS كذائي كه ظاهرا تا ميدون 300 قدمي بيشتر راه نبود اما عملاً نميشد از اونجا جلو رفت و يا بايد كل راه رو بر مي گشتيم و يا اينكه درست قرينه اين مسير نصف قصر و شهر ممنوعه رو دور مي زديم كه البته ما اين مسير دوم رو انتخاب كرديم.
راستش ديگه پاهاي خستمون ناي راه رفتن نداشت و از طرفي ساعت نزديك 10 شب شده بود و يجورايي نگران ساعت كار مترو بوديم. تو اين حين 2 تا بستني كيم خوشمزه هم خريديم تا يجورايي سوخت لازم براي ادامه حركت فراهم بشه و تو خيابون هاي باريك و خلوت منتهي به ميدون تيان آن من در حاليكه به هيچ وجه حس نا امني نداشتيم دقايقي بعد به هر زحمتي بود بالاخره به ميدون پا گذاشتيم.
شب وقتي به بركت مترو منظم و پرسرعت پكن به ايستگاه مترو نزديك هتلمون رسيديم دیگه نايي براي حركت نبود پس با پرداخت 6 يوان يه ريكشا موتوري كرايه كردیم که تا هتلمون ما رو رسوند تا اولين روز گشت انفراديمون رو با دستي پربار به پايان رسونده باشيم!

باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.