صبح با كلي اميد و آرزو يكم زودتر پاشديم تا اطلاعاتمون درخصوص تيانجين رو تكميل كنيم. تو این حین يكسري از بچه هاي تور هم با پرداخت 100 دلار امروز با ليدرمون عازم تيانجين بودن  و ما هم كه دادن اين نوع پول ها به هيچ وجه با گروه خونيمون سازگاري نداشت با كمك اينترنت كل هزينه هاي رفت و برگشت به اونجا رو در حدود 20 دلار برآورد كرده بوديم.

با پيشنهاد زوج جووني كه همسفرمون بودن قرار شد كه اونا هم ما رو تو سفر همراهي كنن و این شد که حدود 8/5 صبح گروه كوچك چهارنفرمون از هتل زد بيرون.


http://s5.picofile.com/file/8104810734/098.jpg


تيانجين شهر ساحلي كوچكي در نزديكي پكن به شما مي ياد كه با قطارهاي سريع السير چيني در كمتر از 40 دقیقه قابل دسترس هست. البته از هتل ما بايد يه مسير طولاني تا ايستگاه قطار رو هم در نظر مي گرفتيم كه نهايت كمتر از يكساعت بعد به ايستگاه قطار رسيديم.

با دنبال كردن تابلوهاي راهنما، خیلی راحت صف خريد بليط قطار رو پيدا كرديم و دقايقي بعد با کلی شور و اشتیاق نوبتمون شد. بعدشم با تلاش بسیار و بكار بردن زبون بين المللي اشاره و گوگل ترانسلیت به فروشنده حالي كرديم كه بابا مي خوايم بريم تيانجين و اونم اول همه پول خريد بليط يكطرفه رو ازمون گرفت و بعد گفت خوب حالا پاسپورتتونو رد كنيد بياد! ما كه انگار برق گرفته بودمون گفتيم كه بابا مگه مي خوايم بريم خارج! پاسپورت واسه چي؟ اما اين چيني ها خيلي زبون نفهمنن و كلا چون تو سيستم اطاعت محض از دستورات بزرگ شدن، هيچ رقمه جا نداري تا چونه بزني و ما هم كه پاسپورتمونو تو هتل جا گذاشته بوديم و حالا حسابي حالمون گرفته شده بود، دست از پا درازتر پولمونو پس گرفتيم و كلي حسرت به دل اين تيانجين وامونده شديم!

دقايقي گيج بوديم كه بالاخره چه كنيم! اما راستش با يه حساب سرانگشتي ديديم اگه بخوايم بريم پاسامونو از هتل برداريم يه نصف روز كامل رو از دست مي ديم! ارزشش رو نداشت به خصوص اونكه هنوز تو ليستمون كلي جاي بازديد نشده از پكن باقيمونده بود!

با ترك همسفرامون و يه نگاه تو نقشه بهترين انتخاب رو ديدن معبد لاما در نزدیکی ایستگاه يافتيم و این شد که با عبور از چند ايستگاه مترو، دقايقي يعد از درب خروجي C ايستگاه Yonghegong خارج شده و با  دنبال كردن مسير مردمي كه هركدوم يه زنبيل عود باخودشون حمل مي كردن به سر در اصلي معبد رسيديم. جالب اینکه به هرکی می گفتیم لاما تمپل نمی فهمید چی میخوایم! ظاهراً اسم چینیش همین یونقگونگ هست که با اسم ایستگاه مترو یکیه.


http://s5.picofile.com/file/8104810868/107.jpg


با ورود به حياط اصلي معبد و پرداخت 25 يوان نه چندان ناقابل(هر یوان حدود 550 تومان) همراه بليط يه CD كوچیك حاوي فيلم و تصاوير معبد تحويل گرفتيم و در نتیجه امكان ورود به محوطه اصلي معبد رو پيدا كرديم.

قدمت معبد لاما به اواخر قرن هفدهم ميلادي برمي گردد و  اساساً بر بنياد تفكر بودايي هاي تبت بنا شده است.


http://s5.picofile.com/file/8104810568/068.jpg

سبك معماري اين معبد بسيار زيبا و در طول 480 متر با 5 حياط و محوطه از يكديگر مجزا شده، بطوريكه اين حياط ها كاملا در امتداد هم قرار گرفته و در انتهاي هر حياط  تالار اصلی که به تدريج هر كدام بزرگتر از دیگری مي شود قرار مي گيرند.


http://s5.picofile.com/file/8104810542/067.jpg


شيوه عبادت هم در نوع خودش جالبه! بطوريكه زائرين متعصب با هر شکل و ظاهر متفاوت هركدومشون يه زنبيل پر چوب عود در دست دارن و  وقتي وارد مي شن در هر مرحله و هرحياط يك آتشدان قرارداره كه چند تا دونه از اون عود ها رو داخل مجمر مي اندازن!


http://s5.picofile.com/file/8104810600/071.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104810826/105.jpg


و همينطور وقتي به مرحله آخر مي رسن عملا ديگه عوداشون تموم شده!


http://s5.picofile.com/file/8104810668/094.jpg


تو اين بين بازم معماري زيبا و خوش نقش و نگار معبد در كنار مجسمه ها و تنديس هايي كه يادآور گذشته اجداد مغول‌ها، و تبتی‌ها و چینی‌ها ست آدمو شديدا مجذوب مي كنه!


http://s5.picofile.com/file/8104810692/095.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104810626/093.jpg

اما گل سرسبدشون مجسمه‌ی مشهور ١٨ متری بودا است كه از جنس چوب ساخته شده و با ساتن‌های زردخودنمايي مي كنه. هرچند ماشالله اينقدر بلنده كه از پايين خيلي نميشه بالاش رو تماشا كرد چون داخل یه معبد تنگ و تاریک قرار داره!


http://s5.picofile.com/file/8104810800/104.jpg

در انتها هم سالني كه موزه و کلکسیونی از مجسمه‌های بوداهای برنزي رو دربردار قرار داشت كه اونم در نوع خودش جذاب بود. به خصوص متصدي مربوطه كه كاهن معبد بود يه كتاب قديمي قطور با حروف درهم برهم رو جلو چشش گرفته بود و اصلا سرشو بلند نمي كرد تا ما رو نگاه كنه!

عصر با برگشت به هتل و بعد از يه استراحت كوتاه كه موجب بازگشت دوباره انرژي و تجديد قوامون شد، اين بار هم بازديد از يكي ديگه از باغ هاي تاريخي سلسله امپراطوري چين رو در دستور كار داشتيم. انگار اين پادشاهان چيني دق دليِ نبودِ درخت در شهر ممنوعه رو در ايجاد پارك هاي بزرگ اختصاصي در مي آوردن.

از اونجا كه در نزديكي اين باغ بزرگ ايستگاه مترويي نبود (حداقل در اون موقع!) با  حضور در ايستگاه غربي ميدون تيان آن من و با استفاده از اتوبوس شماره 5 در مسير شمالي به سمت پارك جينگ شان حركت كرديم.

شبكه اتوبوس راني شهر پكن هم به لطف برگزاري المپيك پكن توسعه قابل ملاحظه اي پيدا كرده هرچند هنوز از نگاه داشتن علائم توريستي به زبون انگليسي بسيار فقيرتر از مترو پيشرفته پكن به شمار مي ياد. بليط هربار سفر با اتوبوس هم يك يوان هست كه ميشه در داخل اتوبوس از متصدي مربوطه خريد.



http://s4.picofile.com/file/7801721933/360.jpg


با ورودمون به اتوبوس نه چندان شلوغ حداقل در مقايسه با استانداردهايي كه تو ايران سراغ داشتيم و خريد بليط، كنجكاوانه نگاهها و رفتار متعجب مسافرين و البته مناظر زيباي بيرون رو تماشا مي كرديم. تو اين حين متصدي به ظاهر مودب اتوبوس كه قبل از هر ايستگاه با لهجه خفن چيني نام ايستگاه رو عنوان مي كرد، يكدفعه به يه خانوم با بچه اش گير داد كه چرا شما كارتتونو نزديد و كلي داد و بيداد راه انداخت!

از اینا که بگذریم دقایقی بعد با پرداخت 10 يوان بليط وروديه پارك شاهي جينگ شان وارد محوطه اصلي باغ شديم. پيشينه ساخت اين باغ كه مساحتش در حدود 57 هكتاره به قرن 13 و 14 ميلادي بر مي گرده. دوست خوبمون سميرا منفرد تصوير زيبايي از پارك ارائه داده كه بد نيست به طور مستقيم اشاره اي به اون داشته باشيم:

"در ابتدا اینجا تلی از خاک بود.خاکهای اضافه ساخت شهر ممنوعه اینجا انبار شده و نام کوه طول عمر به آن داده بودند.سپس در زمان سلسله مینگ اینجا تبدیل به پارک شد. محلی برای خوشگذرانی امپراطور.در این محل انواع اسباب تفریح و لهو لعب!!! فراهم بوده است.زنان حرمسرا در اینجا صف میکشیدند و امپراطور بالای یکی از ۴ عمارت کلاه فرنگی رفته و هر شب یکی را انتخاب میکرد."


http://s5.picofile.com/file/8104811326/185.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104810934/113.jpg

با ورود به محوطه اصلي پارك از همون ابتدا پله هاي طولاني كه به سمت بالاي تپه كشيده شده بود نمايان شد. اولش به جهت خستگي ناشي از  گشت و گذار صبح يكم کوب کردیم و دو دل شديم كه ای مذهبتو شکر! حالا چه جوري اين پله ها رو بالا بريم!!! اما با ديدن توريست هاي خارجي و چيني كه عمدتا از اين مسير بالا مي رفتن به خودمون نهيب زديم كه تنبلي بسه! ما اصلا واسه ديدن همين چيزا اينجا اومديم و ... !


http://s5.picofile.com/file/8104811034/122.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104810968/115.jpg


اما دردسرتون ندیم وقتي نفس زنون بالاي تپه رسيديم با ديدن اولين چشم انداز از پاناراماهاي زيباي شهر خيلي زود مزد اين پشتكارمونو گرفتيم. آره! حقيقتا ارزشش رو داشت.


http://s5.picofile.com/file/8104811100/141.jpg


از هر چهار طرف شهر زيباي پكن با طراحي زيباش نمايان بود. برج ناقوس در شمال و پارک بی ای های و معبد داگوبای درغرب جلوه ويژه اي داشت.


http://s5.picofile.com/file/8104811076/138.jpg


تو اين وسط از يه زوج توريست خارجي خواستيم برامون عكس بگيرن و اونا هم با لبخند گفتن براتون مدل آمريكايي مي گيريم كه حسابي حال كنيد يعني از هر منظره چند تا حالت!


http://s5.picofile.com/file/8104811168/147.jpg


با پيش روي در امتداد مسير به بلندترین بخش تپه مي رسيم که عمارت وان چون قرار داره. اينجا سورپرايز اصلي اين پارك كه در واقع بهترین مکان برای دیدن شهر ممنوعه است هويدا ميشه. جايي كه توريست ها با ژست هاي مختلف بهترين عكس هاي يادگاريشونو مي گيرن.


http://s5.picofile.com/file/8104811234/154.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811234/154.jpg


سمبل طلايي شهر پكن با مفهوم مركز زمين حسابی طرفدارها رو دور خودش جمع کرده و توريست ها به نوبت روي مركز زمين وايميسن و عكساي يادگاريشونو مي گيرن. چون اینها اعتقاد دارن بیجینگ یا همون پکن مرکزه. حالا مرکز کشورشون یا مرکز دنیا رو نمی دونیم؟! این نقطه رو هم میگن مرکز پکنه!


http://s5.picofile.com/file/8104811200/150.jpg


یه تراژدي هم اینجا وجود داره كه برطبق اون آخرين امپراطور سلسله مينگ بعد از شكست تو همين باغ خانواده اش رو با دست خودش مي كشه و خودشم بر روي درختي دار مي زنه و اين درخت از اون زمان تا حالا به يادگار مونده! اين داستان موجب شد كه در طي ادامه مسير ما مشتاقانه دنبال اين درخت بگرديم و اولش چندين درخت نقاشي شده رو جاي اون اشتباه بگيريم!


http://s5.picofile.com/file/8104811284/175.jpg


اما بعد وقتي از پله هاي جهت مخالف پايين رفتيم اين درخت تاريخي كه با تابلو و محوطه سازي خاصش مشخص شده بود سر راهمون قرار گرفت و ماهم كنجكاوانه سر و تهش رو برانداز كرديم كه اصلا با عقل سليم سازگاري داره كه 350 تا 400 سال از عمر اين درخت بگذره و همچنان پابرجا باشه!


http://s5.picofile.com/file/8104811300/178.jpg

با اتمام گشت و گذار نه چندان كوتاهمون و ترك پارك زيباي جينگ شان در حاليكه ديگه كم كم داشت غروب  مي شد مقصد بعديمون خيابون پرطرفدار "وان فو جين" بود. جايي كه از همون روز اول كه به لطف برنامه اضافه تور در دقايقي هرچند كوتاه ديده بوديمش و این بار برنامه بازديد شبانه اش رو تو دستور كارمون قرارداديم.

خوشبختانه اول خيابون وان فو جین ايستگاه مترو خط 1 با همون نام قرار داره كه دسترسي اين مركز پرطرفدار توريست هاي خارجي رو كه شبهاش هميشه در صدر فهرست ديدني هاي جذاب شبونه پكن قرار مي گيره رو به راحتي فراهم مي كنه.


http://s5.picofile.com/file/8104811418/193.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811818/221.jpg


جذابيت اين خيابون زيبا از سال 1999 و 2000 كه اونجا رو فقط براي عابر پياده سنگ فرش كردن و تردد ماشين ها ممنوع شد به مراتب بيشتر شده. از جمله اين جذابيت ها وجود فروشگاههاي بيش از 280 برند معروف خارجي و چيني حاضر در اين  خيابونه هرچند اون چيزي كه پاي ما و خيلي ديگه از  توريست ها رو به اينجا باز كرد به هيچ وجه اين برندها نبودن!


http://s5.picofile.com/file/8104811368/192.jpg


در وسطاي خيابون يه كوچه فرعي شبيه كوچه برلن تهرون قديم وجود دارد كه بسيار مورد توجه جماعت توريست ها قرار مي گيره. با پيش روي به دنبال حركت لاكپشت وار مردمي كه تلاش داشتن وارد كوچه بشن با ديدن دكه هاي اغذيه فروش خيابوني چيني سورپرايز شديم!


http://s5.picofile.com/file/8104811468/202.jpg


ديدن سيخ حاوي عقرب هاي زنده كه بيچاره ها رو همون سيخ دست و پا مي زدن و بعد بو و دود ناشي از كباب كردنشون روي آتيش اشتهاي آدمو كور مي كرد!


http://s5.picofile.com/file/8104811542/206.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811500/204.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811576/207.jpg


البته در كنارش غذاهاي معتدل تري مثل سيخ حاوي هشت پا ها و ستاره هاي دريايي هم به چشم مي خورد كه قيمت فيكسشون در سراسر كوچه همون 3تا سيخ 10 يوان بود!


http://s5.picofile.com/file/8104811600/209.jpg


اما گل سر سبدش میوه های رنگارنگ و دلفریبه که حسابی آدمو هوایی می کنه.


http://s5.picofile.com/file/8104811726/216.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811684/215.jpg

شب دیگه رمقی ازمون نمونده بود و نهایتا همون حوالی 10 به هتل برگشتیم.