خاطرات سفر به دور اروپا(2013)– روز چهاردهم(بخش دوم)- تورین4(ایتالیا)- باشگاه یوونتوس، کاخ سلطنتی و ر
ظهر بعد از موزه سينما حالا ديگه صبرمون براي ديدن نماد اصلي شهر تورين كه شايد خيلي از مردم دنيا نام اين شهر رو فقط با اون مي شناسن، به سر رسيده بود! آره باشگاه يوونتوس تورين یکی از پرافتخار ترين باشگاههای جهان و یا به روایتی پرافتخارترینشون!

مهم نیست خیلی فوتبالی باشی یا نباشی! حداقل تا قبل از سال 2006 که این تیم به جرم تبانی به دست دوم تبعید شد، اکثر مردم و حتی غیر فوتبالی ها با اسم چندتا بازیکن فوق کهکشانی تاریخ طلایی این باشگاه آشنا هستن. بازیکنان بزرگی چون میشل پلاتینی، پائولو روسی، روبرتو باجوو، دینوزوف و این اواخر دل پیرو و زیدان و ... !

راستش شاید هیچ گاه حتی به ذهن چندتا دانشجوی جوون تورینی که در سال 1897 این باشگاه رو تاسیس کردن، نمی رسید که یه روزی این راه راه پوشای سفید و مشکی بتونن در چند دهه در بام فوتبال اروپا بایستند و یجورایی آوازه شهر تورین رو در دنیا بیشتر از پیش مشهور کنن!
بر طبق نقشه ما می دونستیم که استادیوم در خارج از حلقه مرکزی شهر قرار گرفته اما از همون وسط شهر و نزديك ايستگاه مركزي قطار Nord (Via 20 Settembre – Via Bertola)، اتوبوس شماره 72 به سمت Viale Bruno Sper، بهترين مسير براي رسيدن به ورزشگاه اختصاصي يوونتوس يا همون دل آلپي است. البته اين استاديوم متفاوت از استاديوم المپيك شهر تورينه كه در اختيار باشگاه تورينو قرار داره!

بعد نیست اشاره کنیم که سيستم استفاده از اتوبوس و تراموا در تورين هم مثل برخي شهرهاي اروپايي اعتماد محوره. يعني اونكه باید تو اتوبوس بلیطها رو پانچ می کردید و بعدش بازرس ها به طور اتفاقي بليط ها رو چك مي كردن. هر چند اين اعتماد پذيري اين روزها كمتر شده و 2 يا 3 بار شاهد حضور بازرس ها در خطوط شلوغ بوديم!

بليط ها رو هم كه از تاباكي TABAKI که همون سیگارفروشی خودمونه (منظور مغازه هاییه که سیگار و بلیط و بیسکوییت و سوغاتی و خرده ریز میفروختن) خريداري ميشه. هر بلیط 1.5 يورو قيمت داشت كه مدت 90 دقيقه برای انواع اتوبوس, تراموا و مترو اعتبار داره اما اگه يه بليط 5 تايي مي خريديد مي شد با تخفیف جمعا 6.5 يورو پول داد.
از اونجایکه همش نگران پيدا كردن ايستگاه مورد نظر بوديم و از طرفی همیشه نگاههای گرم ایتالیایی ها آدمو از معاشرت باهاشون پشیمون نمی کنه، دل رو به دریا زدیم و از يكي از جوونهاي مسافر که ظاهرش می خورد زبون انگلیسی بلد باشه آدرس رو پرسيديم و خوشبختانه اونم پاسخ داد كه حدود 10 يا 12 ايستگاه تا اونجا راه دارید. با این حال خوشبختانه در نزديكي ايستگاه كه تقریباً حومه شهر تورين محسوب ميشه از بيرون ميشه به راحتي سازه استاديوم رو تشخيص داد.

با ورود به داخل موزه متصدی خوش تیپ با خوشامدگویی گفت اگه می خواید تور داخل استادیوم رو هم از دست ندید بهتر 40 دقیقه دیگه جلوی در باشید تا با گروه حرکت کنید.
ماهم به بركت وجود تورين كارتهامون ورودي 12 يورويي موزه برامون مجاني می شد. موزه اي كه از اولش با ورود به سالن كاپهاي زيباي اين باشگاه پر افتخار اونم تو يك فضاي تاريك روشن و با موسيقي هيجانيش سورپرايز مي شيد. آره اینجا باشگاه یونتوسه!

در ادامه مسیر تاريخ و هويت اين باشگاه رو به مرور پشت سر مي گذاريد و ناخودآگاه باديدن تصاوير، مجسمهها، نمادها و لباس هاي واقعي ستاره هاي بيبديل فوتبال جهان مثل زيدان، پلاتيني، پاول ندود، روبرتو باجو و ...، اونم با يك طراحي فوق العاده، آدم از خودش بيخود ميشه!


آخر كار وارد يه اتاق نمايش مي شيد كه یه پرده استوانه ای دورتادورتون بود و یه زمین با چمن مصنوعی که میشد روش اندکی استراحت کنی و در جادوی فضاي استوانهاي و 3 بعديش، فيلم حدود 10 دقيقهاي از تمام صحنه های مهمی که در بازیهای مختلف این باشگاه رخ داده بوده با تركيب نور و موسيقي تماشا کنی. فوق العاده بود. ما دوبار ديديم اما بازم سير نشديم!


بعد از موزه حالا نوبت تور داخل استاديوم بود كه اين بار ديگه با توریست كارت هم مجاني نبود و بايد مبلغ 6 يورو پرداخت مي كرديد (بدون كارت 12 يورو). هر يكساعت يكبار تور استاديوم برگزار مي شه و با دادن گوشي توضيحات به زبون انگليسي به توريست ها تور يكساعت و نيمه استاديوم با همراهی راهنمای ایتالیایی زبون آغاز ميشه. البته بلافاصله تو گوشی ترجمه انگلیسی مطالب رو می شنوید.

با ورود به رستوران و سپس بخش VIP به استاديوم از بهترين نقطه وارد شديم و در ادامه پله ها رو تا رسيدن به چمن زيباي اون پايين رفتيم.

در طول مسير راهنما شرح بازسازي اين استاديوم تاريخي رو تعريف مي كرد كه داستان بازسازي و افتتاح مجدد اين استاديوم در سال 2011 هم در نوع خودش جالبه:
تا قبل از سال 2003 ورزشگاه دل آلپی به هر دو تیم یوونتوس و تورینو اختصاص داشت اما يووه با پرداخت ۲۵ میلیون یورو به تورینو ورزشگاه را خریداری کرد. اما طراحي قديمي استاديوم جوري بود كه تماشاگران دید مناسبي از زمين نداشتند و اين شد كه در بازی یوونتوس و سامپدوریا فقط ۲۳۷ نفر برای این بازی در ورزشگاه حضور پیدا کردند! اين موضوع حساسيت رسانه ها رو برانگيخت و نوشتند یوونتوس تیم پرطرفداری که در خانه غریب است! نهايتا در سال 2006 برنامه اجرايي بازسازي با بودجه 150 ميليون يورويي شروع شد و نهايتا اين استاديوم 50 هزار نفري با طراحي مناسبش اكنون داراي موزه و فروشگاه بزرگ هايپر ماركت هم هست كه سود سرشاري رو نصيبش مي كنه، ساخته شد.
بخش مربوط به رختكن بازيكنان دو تيم تنها بخشي بود كه اجازه عكس گرفتن نداشتي و اونجا ميبايست با پرداخت پول از عكس هاي خودشون استفاده مي كردي. هرچند چیز خاصی هم نداشت و یجورایی پول هدر دادن بود!

در بيرون دور تا دور استاديوم ابتكاري جالب انجام داده بودن و نام بازيكنان بزرگ دهها سال فعاليت باشگاه رو روي ستارههاي طلايي در زمين درج كرده بودن و زير اون ستارهها ستاره هاي كوچكي حاوي نام تيفوسيهاي طرفدار اون بازيكن ها بود كه هركدومشون چندين هزار يورو پول دادن كه افتخار قرار گرفتن اسمشون كنار بازيكناي بزرگ رو تجربه كنن! فکرشو بکنید اینم یه نوع عشقه! اینجوری باشگاههای خارجی پول در می یارن!

با اتمام برنامه بازديد باشگاه تو مسير برگشت حالا نوبت استاديوم ديگر تيم محبوب تورين يا همون استاديوم المپيك تورين بود. برخي از اين توريني ها ادعا مي كنن با اينكه يوونتوس پرافتخار ترين تيم ايتاليا و يكي از پرطرفدارترين تيم هاي جهانه اما در شهر خودش طرفداراي باشگاه رقيب يعني تورينو حداقل تو طبقه متوسط به پايين يكم بيشتره! اما ریشه این موضوع کجاست؟
راستش چیزی که باشگاه تورینو رو در دنیا معروف کرده، جام ها و افتخارات متعددی نیست که این باشگاه تو بیش از یک قرن فعالیتش کسب کرده بلکه حادثه تلخ 1949 و سقوط هواپیمای حامل بازیکنان این تیم در تپه های اطراف شهر با نام سوپرگاست! (بعدا در مورد سوپرگا بیشتر خواهیم نوشت!)
شصت سال پیش، تورینو بهترین تیم اروپا بود. اونها پنج عنوان متوالی سری A را با ارائه فوتبالی همهجانبه برده بودن و تقریباً به عنوان تیم ملی ایتالیا شناخته میشدن. این قربانیان سوار بر هواپیمایی بودند که ظاهراً امنیتش توسط کمپانی فیات، یعنی مالک باشگاه یوونتوس، رقیب همشـــهریشان، تضمینشده بود و همین کافی بود تا اکثریت طرفدار تورینو شهر برای همیشه به سیاه و سفیدها برای سقوط هواپیما مظنون باشند.
بدتر از همه اونکه دارودسته سیاه و سفیدها(یونتوس) هرگز به سالگرد این فاجعه ادای احترام نکردن و هواداران یوونتوس هم عزاداریشان پس از فاجعه هواپیما را در هر جای ایتالیا انجام دادند به جز داربی تورینو!!! آنها تورینویی ها را پسرعموهای فقیر صدا میزنند اما تورینویی ها می گن که ما هیچ خویشاوندی با آنها نداریم!!!

از اینا که بگذریم ورزشگاه المپيك يجورايي داخل شهر قرار داره و از شانس ما اون روز بسته بود. به همين خاطر يه دور كوتاهي اطرافش زديم و پس از دیدن محوطه پارک زیبای جلوی استادیوم نهايتاً بازم به محدوده دوست داشتني مركز شهر قديمي برگشتيم.
در ادامه حضور در ميدون زيباي سن كاستلو و حال و هواي وصف نشدني اونجا كه هميشه مملو از توريست بود و البته كارت هاي توريستي 2 روزمون كه اكثر موزه ها رو برامون مجاني مي كرد ما رو به سمت كاخ سلطنتي Palazzo Reale هدايت كرد.
زمان ساخت اين قصر زيبا كه به خاندان ساووي كه بر شمال ايتاليا سلطه داشتن به اوايل قرن هفده ميلادي بر مي گرده و همون سبك آشناي معماري قابل مشاهده در بخش اروپاي مركزي يدك مي كشه.

متاسفانه تو اين موزه هم كه با كارتامون مجاني بود، امكان عكس گرفتن وجود نداشت!

هرچند مي شد جسته و گريخته دور از چشم نگهبان ها يجورايي عكسهای تار و درب و داغونی هم گرفت!

كاغذ ديوارهاي پارچه اي اتاق ها كه البته بازم با نور بيگانه بود و اتاق هاي متعدد و تو در تو با سقفهاي مزين شده به تصاوير زيبا يادآور دوران طلايي دوك هاي شمال ايتاليا بود.

حیاط پشتی زیبای قصر هم با سنگفرش های رنگیش حسابی به چشم می اومد.

با اتمام بازديدمون از قصر و از اونجا كه دیگه خسته شده بوديم حالا ديگه سوار شدن بر كشتيهاي تفريحي روي رودخانه پو مي تونست انتخاب مناسبي به شمار بياد. خصوصا با داشتن تورين كارتهامون که اين كشتي ها رو برامون رايگان میکردن!

با دقايقي پياده روي به ساحل رودخانه رسيديم اما از اونجا آخرين ساعت حركت كشتي 30/18 اعلام شده بود نگران بوديم كه نكنه كشتي نياد. تو این حین 3 تا توريست ديگه هم به ما اضافه شدن كه از يكيشون پرسيديم آيا كشتي دوباره به همين ايستگاه بر مي گرده كه آقاهه گفت چون آخريشه، نه!
لحظاتي بعد كشتي كوچك با سقف هاي متحرك و زيباش اومد و ما هم كه ديگه رمق راه رفتن نداشتيم همزمان با استراحت يجورايي از هواي مطبوع و چشم انداز زيباي ساحل لذت مي برديم.
ساحل زیبای رودخونه پو با ویلاهای اشرافی و قدیمیش حسابی حس زیبای شهر رو تکمیل می کرد.

خوش به حال پولدارای تورینی که تو این قصرا زندگی می کردن!

اما ساعتي بعد وقتی قصد ترک کشتی رو در ایستگاه بعدی داشتیم، خوشبختانه با پرسش از ناخدا متوجه شديم كه كشتي دوباره به ايستگاه اول بر مي گرده و اينجوري ما بازم تو قلب تورين مي تونستيم گشت و گذار رو ادامه بديم.

با ترك كشتي با اینکه از خستگی مجالی برای نفس کشیدن نداشتیم اما بی تعارف این خيابون هاي زنده و منظم تورين حسابی آدم مجذوب خودش می کنه و این شد که ماهم بی اختیار مسيرمونو به سمت مرکز ادامه داديم و اين بار محدوده زيباي منطقه توريستي اطراف ميدون سن كاستلو تا ميدون سن كارلو كه پر بود از توريستهاي رنگ و وارنگ خارجي ما رو حسابی سرگرم می كرد.

ساعتی بعد دیگه واقعا نای حرکت نداشتیم با این حال در مسير برگشت به خوابگاه يه فروشگاه كارفور هم رفتيم كه قيمت كالاها و به خصوص مواد غذايي در مقايسه با فروشگاههاي ديگه تاحدودي مناسبتر بود و یکم خرید برای روزهای آینده داشتیم.
با بازگشت به خونه نهايتاً شب در خوابگاه بالاجبار مي بايست ساكامونو ببنديم چون متاسفانه از فردا ترم دانشگاهی شروع می شد و خوابگاه هم از فردا شب همه اتاقهاشون رو واگذار كرده بودن و با این وصف ما بايد شب آخر اقامتمون در تورين زيبا رو در هتل باشيم!
باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.