کله سحر صدای زنگ ساعت، رشته خواب شیرینمونو از هم گسیخت و بهمون یادآوری کرد که فقط همین یه روز رو وقت داریم تا با بهره گرفتن از کارتهای توریستی 48 ساعتمون، تا اونجا که میشه از جاهای دیدنی تورین زیبا بهره بگیریم. به خصوص اینکه بالاجبار می بایست تو این فاصله از خوابگاه به هتل نقل مکان می کردیم چون قبلا بهمون اطلاع داده بودن که از امروز دیگه کل ساکنین دائمی خوابگاه سر و کله شون پیدا میشه و دیگه هیچ جوری جا واسه ما ندارن! اما قبل از هر چیز صبحونه نسبتا مفصل خوابگاه آماده بود و می بایست برای یه گشت طولانی به اندازه کافی انرزی ذخیره می کردیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115991868/DSC00901.jpg

 

با ورود به سالن غذاخوری با کمال تعجب برخلاف روزهای قبل، نیم بیشتری از میزها به اشغال ساکنین دائمی و دانشجویان جدید دراومده بود و ما حسابی تو اون جمع احساس غریبی کردیم و در این میون بدتر از همه جای خالی بچه های همکلاسی که نزدیک به دو هفته هر روز صبح سر میز صبحونه با چهره ای بشاش حاضر می شدن به شدت احساس می شد! پس همون بهتره که بریم هتل!

 

http://s5.picofile.com/file/8115991842/DSC00900.jpg

 

با عبور از میز سلف صبحونه برای آخرین بار با تابلوی درخواست عدم حیف و میل کردن غذاها بازم لبخند زدیم که ماشالله تو فرهنگ ما ایرونی های با تمدن چند هزارساله چقدر این موضوع رعایت میشه!

 

http://s5.picofile.com/file/8115991884/DSC00902.jpg

 

با صرف صبحونه اي كامل و تحویل اتاق برای آخرین بار از ساختمون تاریخی خوابگاه وداع کردیم و زديم بيرون!

 

http://s5.picofile.com/file/8115991926/DSC00903.jpg

 

اما اين شنبه هم مانند شنبه هاي گذشته خيابون جلوي خوابگاه پر شده بود از بساط خرت و پرت فروش ها و هرچي جنس بنجل و آشغال دست دوم داشتن براي فروش عرضه كرده بودن. باورتون نمیشه نصف اجناس رو تو ایرون مردم مجانی هم حاضر نیستن کنار خیابون وردارن! هر آشغالی که بگین یافت می شد!!!

 

http://s5.picofile.com/file/8115991950/DSC00904.jpg

 

جالب اونكه مثل بازارهای محلی خودمون براي جا گرفتن بساطشون از نصف شب ميان و همونجا مي خوابن و جالبتر اونكه عصر كه كارشون تموم ميشه شهرداري با جاروبرقي هاي بزرگش مي ياد و آشغال ها رو به سرعت جمع مي كنه تا ظاهر خیابونای شهر آبرومند باشه!

 

http://s5.picofile.com/file/8115991992/DSC00905.jpg

 

خلاصه هرجوري بود از وسط بساطشون با چمدونامون گذشتيم و با کمک گوگل دایرکشن در اولين ايستگاه اتوبوسي كه در همون نزديكي بود منتظر مونديم. با گذشت دقایقی يكي دو تا اتوبوس اومد اما ما مثل بچه های سر به زیر و حرف گوش کن چون روی تابلوی اتوبوس ها ايستگاه آخر مورد نظرمون رو كه رو تابلو ایستگاه هم درج شده بود رو نمی دیدیم سوار نشديم که نشدیم! هی می گفتیم ای بابا چرا همه سوار مي شن!؟ آخرش حدود نیم ساعت بعد فهميديم ای دل غافل نگو مثل تجربه های وطنیمون انگار اتوبوس مورد نظر به یه ايستگاه دیگه تغيير جهت داده و ما بايد با همين اتوبوس معمولی تا ايستگاه مركزي بريم و از اونجا دوباره با سوارشدن بر ترامواي شماره 9 مسیر هتل رزرو شدمون رو طی کنیم.

با ترک اتوبوس درست جلوی پلاک ساختمون هتل پیاده شدیم. جالب اونكه اينبارم مثل تجربه قبليمون در فلورانس و مادريد تنها يك طبقه از يه ساختمون تاريخي به هتل اختصاص داده شده بود و بايد زنگشونو مي زدي و وارد مي شدي!

هتل در طبقه سوم بود و باید سوار بر یه آسانسور که احتمالاً مال زمان جنگ جهانی دوم و موسولینی بود میرفتی بالا. دقیقاً عین فیلمها آسانسوره یه در چوبی از داخل داشت با یه در فلزی توری که باید از بیرون چفتشو مینداختی تا راه بیفته! و بدتر اونکه دونفر به زحمت با ساک توش جا می شد!

در طبقه هتل و ورود به آپارتمان با استقبال گرم زوج رسپشن مواجه شديم و اونجا بود كه فهميديم مهمونهايي كه از سيستم بوكينگ جا رزرو مي كنن به جهت امكان نظر دهي در سايت جايگاه خاصي دارن! واسه همینم حسابی مارو تحویل گرفتن!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992000/DSC00912.jpg

 

متاسفانه انگليسيشون تعطيل بود و تنها با زبون بين المللي و کلی اینور اونر زدن كار تحويل اتاق نهايي شد و خوشبختانه برخلاف مقررات با اينكه ساعت هنوز 10 هم نشده بود اتاقمونو با احترام تحويل دادن. موضوع جالب ديگه حساسيت ويژه آقاي هتلدار به تميزي هتلش بود كه تو همون بدو ورود از مرتب كردن زيرپايي معلوم شد و اتاقشم انصافاً تميز و مرتب بود و به یه حیاط خلوت ایتالیایی باز میشد که حیاط خلوت چند تا آپارتمان دیگه هم به حساب می اومد. ساختار آپارتمانها اصولاً در تورین این شکلیه، وقتی توی نقشه هم نگاه می کردی می دیدی که چند تا ساختمون دور یه حیاط چهارگوش یا مستطیل جمع شدن. توی این حیاط پر از فضای سبز و بالکن خونه ها هم اکثراً سرسبز و زیبا بودند. جالب اینکه تمام پنجره ها یه کرکره چوبی یا پشت دری چوبی زیبا داشتند که احتمالا برای جلوگیری از ورود نور و صدا بود.

 

http://s5.picofile.com/file/8116164126/DSC01214.jpg

 

ما که ديگه وقتي براي تلف كردن نداشتيم و بلافاصله با گذاشتن ساكامون با خروج از هتل می بایست با سوار شدن بر ترامواي شماره 15 به سمت ايستگاه ساسي كه محل رفتن به سوپرگا بود راه بیافتیم.

تو این حین توفیق اجباری شد تا سردر دانشگاه معروف پلی تکنیک تورین هم که یجورایی شهرت جهانی داره جلومون سبز بشه!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992034/DSC00915.jpg

 

بعد از طی کلی ایستگاه بالاخره به ایستگاه ساسی رسیدیم اما هنوز تا حركت قطار بعدي يا همون فاني كولار به بالاي تپه كه طبق برنامه هر يك ساعت يكبار حركت مي كرد دقايقي وقت داشتيم و در اونجا بود که فرصتی دست داد تا با تمرکز بیشتر از ايستگاه و رستوران قديمي با تزئينات زيباش بازديد كنیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992076/DSC00918.jpg

 

در این میون ابتکاراتی چون کالسکه ران بی سر هم در نوع خودش چندان خالی از لطف نبود!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992092/DSC00971.jpg

 

سوار شدن تراموا يا همون فاني كولار سوپرگا هم كه خوشبختانه با همون تورين كارت های 2 روزه رايگان مي شد هیجان خاصی داشت و حدود يك ربع بعد با عبور از وسط درخت هاي زيبا و با چشم انداز قشنگ مه آلود شهر تورين به بالاي تپه سوپرگا رسيديم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992126/DSC00972.jpg

 

لا باسیلیکا دی سوپرگا که در اواسط قرن 17 ميلادي تکمیل شده، آرامگاه خاندان سلطنتي شمال ایتالیا است که بر روي منطقه زيبايي در بالاي تپّه‌ واقع شده‌ است. همونطور که قبلا هم شرحش دادیم حدود 60 سال قبل هم اعضای تیم فوتبال تورینو در همان مکان قربانی سانحه هوایی شدند و به همين خاطر همونجا هم دفن شدن!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992168/DSC01408.jpg

 

شهر تورين از بالا با درخشش رودخانه پو كه اونو به دو بخش تقسيم مي كنه و برج استوار مول با اون پانارامای استثنائی فوق العاده زيباست. هرچند مه و ابر یجورایی منظره رو تحت تاثیر خودشون قرار داده بودن!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992200/DSC01412.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8115992334/DSC01445.jpg

 

تو این حین توريست ها هم مثل ما خوراك خوبي پيدا كرده بودن و مدام از زواياي مختلف عكس مي گرفتن.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992284/DSC01443.jpg

 

در بالاي تپه كليساي زيباي سوپرگا قرار داشت و با ورود به اونجا پشت يك گروه توريستي راه افتاديم. براي رفتن به بالاي كليسا با پله يه تابلويي زده بودن كه 3 يورو بليطش اما نمي دونيم كه چرا مسئولش به ما چيزي نگفت و ما هم از خدا خواسته چیزی نگفتیم (!) و دنبال همون گروه توريستي بالا رفتيم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992242/DSC01423.jpg

 

با عبور از پله هاي دوار و نفسگیر كليسا كه یجورایی مارو یاد معماری مشابه پله های مکان های قدیمی اصفهان خودمون می انداخت، به بالاترین بخش کلیسا وارد شدیم. گهگاه که كسي از جلو پايين مي اومد كار عبور يكم سخت مي شد اما بالاخره هرطوری بود به بالاي پشت بوم كليسا رسيديم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992250/DSC01440.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8115992418/DSC01459.jpg

 

اين بار بازم چشم انداز زيبايي از شهر با دامنه وسيعتري پيش رومون حسابی ما رو از خود بی خود کرد.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992342/DSC01446.jpg

 

ماهم حسابی از همه زوایا چشمامونو چهارتا کردیم تا به هیچ وجه مناظر زیبای شهر تورین رو از دست ندیم!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992384/DSC01457.jpg

 

در پایین پله ها این بار با چشم خریدار داخل محراب کلیسا رو هم برای لحظاتی سیر و سیاحت کردیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992450/DSC01461.jpg

 

دقايقي استراحت در بالاي تپه كه با صرف نهار مختصري همراه شد به ما فرصت اون رو داد كه بيشتر از اين مكان زيبا لذت ببريم.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992484/DSC01463.jpg

 

در ایستگاه برگشت هم در بالای تپه یه نمایشگاه کوچکی از تاکسی درمی حیوانات درست کرده بودن که حداقل برای کودکان جذاب بود!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992526/DSC01466.jpg

 

دقایقی بعد با پايين اومدن از تپه حالا ديگه نوبت به گشت و گذار در داخل منطقه قديمي شهر رسيده بود. اين بار كليساي معروف كفن مقدس كه ادعا مي شد كفن عيسي اولش اونجا بود، اولين بخش برنامه گردش عصرگاهيمونو به همراه داشت.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992642/DSC01477.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8115992592/DSC01474.jpg

 

با كمال تعجب وقتي اونجا رسيديم کلیسا تعطیل بود اما با دیدن تابلوی جلوی در و عقربه های ساعت متوجه شدیم که چند دقیقه دیگه درها باز خواهن شد اما با کمال تعجب وقتی وارد کلیسا شدیم فقط شاهد مدل تقلبي كفن در محراب كليسا و كلي عكس و تصوير از اون بوديم. از قرار تنها هر ده سال يكبار كفن اصلي براي عموم به تماشا گذاشته ميشه!

 

http://s5.picofile.com/file/8115992626/DSC01475.jpg

 

با خروج از كليسا در مسير راه بازم وارد خيابون دوست داشتني گاريبالدي شديم و از قضا چون امروز آخر هفته محسوب ميشد این خیابون دوست داشتنی با حضور دو چندان مردم شور و حالي تازه گرفته بود.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992668/DSC01478.jpg

 

تو اين حين بازار هنرمندان دوره گرد هم حسابي گرم بود.

 

http://s5.picofile.com/file/8115992742/DSC01562.jpg