خاطرات سفر به دور اروپا(2013)–روز پانزدهم(بخش دوم)-تورین6(ایتالیا)-موزه مصر،شب های تورین
حسابشو بکنید تو یه ظهر نسبتا گرم آخر تابستون- البته نه در استاندارد گرمای وطنی!_داری تو خیابون رویایی گاریبالدی گشت می زنی! حالا چجوری میشه حس زیبای دیدن رهگذرای خوش تیپ داخل خیابون و فروشگاههای لوکس این خيابون كه انتهاش به ميدون سن كاستلو مي رسه رو وصف کرد؟! ما که نتونستیم واژه ای انتخاب کنیم!!!

از اینا که بگذریم با صرف یه غذای مختصر که سوخت و ساز بدنمون برای باقی روز تامین کنه انرژي دوباره گرفتيم و اين بار با حركت به سمت ميدون سن كارلو به مقصد بعديکه بازم یکی از شاهکارای همین تورین دوست داشتنی است یعنی موزه مصر حرکت کردیم.

دروغ چرا! تا قبل از حضور در تورين همش تصورمون اين بود كه گنجينه عظيم موزه لوور بزرگترين و زيباترين موزه در مورد همه اقوام و فرهنگ ها و طبیعتا مصرشناسي حداقل در سطح اروپا به شمار مي ياد اما با ديدن موزه تورين تازه به اشتباهمون پي برديم! لوور با همه عظمتش انگشت کوچیکه موزه مصر تورین هم نمیشه!(البته یکم پیاز داغشو زیاد کردیم ها!!!) و اونهم آثار یونیک لوور که از مصر گردآوری شده یارای رقابت با موزه مصرتورین رو نداره!

در واقع موزهٔ مصرشناسی تورین بزرگترین موزه مصرشناسي پس از موزهٔ مصر قاهره است كه در سال ۱۸۲۴ توسط شارل فلیکس ساووا، پادشاه ساردنی تأسیس شد. ناپلئون بوناپارت در بازگشت خود از مصر بخشی از غنایمی را که به دست آورده بود در این شهر باقی گذاشت. (ويكي پديا)

آدم با دیدن این همه آثار فرهنگی و تاریخی که در واقع هویت یه کشور رو برای هزاران سال نشون می ده در هزارن مایل دورتر از سرزمین اصلی، اولش می گه ای بی انصاف ها! عجب آدمای نامردی هستن این غربی ها!!! اما بعد که از جنبه دیگه موضوع رو برانداز می کنی می بینی معلون نبود اگه همین چندتا اثرم اینجوری نگه نمی داشتن، این آثار خارق العاده الان یا زیر خاک بودن یا درکنار صدها آثار دیگه تو پستوهای موزه های مصر خاک می خوردن. تازه اگه شانس بیارن دست تندروهای طالبانی و ... بهشون نرسه!

از اینا که بگذریم در بدو ورود با تجمع کوچکی از توریست ها در گیت ورودی مواجه شدیم و با فعال کردن کارت های توریستیمون این بار هم خوشبختانه از پرداخت پول خبری نبود!
در ابتدا با عبور از دالان وارد سالن اول شدیم که با طراحی و نورپردازی زیبا و سقف شیشه ایش حسابی آدمو به وجد می آورد. هرچند در قدم اول اندازه و ابعاد این سالن که چندان هم بزرگ نبود یکم تو ذوقمون خورد که نکنه همه موزه فقط همین یه ذره جا باشه!!!

با ادامه مسیر و پيشروي در سالن موزه بی اغراق بخشی از زيباترين آثار به جامونده از مصر باستان رو شاهد بوديم. از قبر دستنخوردهٔ خاو مِریت گرفته که خودش عظمتی داره تا پاپیروس معروف تورین، یعنی همون پاپیروسی که در زمان رامسس دوم نوشته شده است و نام تمامی فراعنهٔ پیش از خودش رو در بر دارد.



هرچند باید اعتراف کنیم ماکه کلا سرعت گشت و گذارمون بالاست و یجورایی کمتر صبر و طاقت اروپایی های باحوصله رو دارن که جلوی هر ویترین 10 تا 15 دقیقه وقت صرف می کنن و حسابی زیر و بم اون اثر تاریخی رو درمی آرن، داریم!!! یه جاهایی هم به جهت ازدیاد اشیاء و وقت اندک، گازش رو بیشتر گرفتیم و بدون توجه به جزئیات تابلوهای راهنما که هر قطعه رو بطور کامل توضیح می داد، سریع گذشتیم!
تندیسهایی از الهههای ایزیس و سخمت و همچنین رامسس دوم که در معبد موت در کارناک کشف شده است، معبد و تندیسهایی از توتمس سوم، کتان رنگآمیزیشده (۳۷۰۰-۳۲۰۰ سال پیش از میلاد) و ... .
بعد از این سالن تازه وارد دوسالن بزرگ U شکل شدیم که حسابی کرک و پرمون رو ریخت! حسابشو بکنید یه سالن بزرگ چند هزارمتری در بردارنده بهترین مجسمه ها و تنديس هاي غول پيكر مصري که هرکدومش می تونه سوگلی یه موزه بزرگ باشه!



ایناست که آدم مبهوت خودش مي كنه و انتخاب رو براي عكس يادگاري سخت تر و سخت تر!


شمار زياد موميايي هاي سالم و دست نخورده موزه هم در نوع خودش منحصر به فرده. جالب اونکه مومیایی ها رو در یک راهرو کم تردد که کمی وهم آلود گذاشته بودن به این نحو که در تابوتها نیمه باز بود و شما می تونستید مومیایی ها رو ببینید! که این یکم ترسناکش کرده بود!

بعد از دو ساعت ديگه چاره اي به جز دل كندن از موزه نداشتيم و اين بار هم با خروج از موزه در خيابون هاي محدوده قديمي شهر كه اين بار مملو از جمعيت و پر از شور و نشاط بود به قدم زدن پرداختيم.

هر گوشه اي يه چيز جذاب يافت مي شد. از هنرمنداي موسيقي سيار گرفته تا نمايش هاي جالب و سرگرم كننده.

صف بستني فروشي هم ما رو ياد تهرون و بستني فروشي هاي معروفش در شب جمعه ها انداخت!

بازم ميدون سن كاستلو و محوطه دوست داشتني اطرافش ما رو به سمت خودش می كشوند. اين بار ساختمون زيباي Palazzo Madama با معماري زيباش و موزه هنري كه البته تو اون ساعت ديگه بسته شده بود بهانه ای شد برای سرگرممون دوباره.

نكته جالب ساخت كف هاي شيشه اي داخل بنا بود كه زير پاتون بناي قديمي و زير زمين زيباش رو بي هيچ كم و كاستي مي تونستيد ملاحظه كنيد.

با كمي قدم زدن و گشت و گذار در خيابون هاي اطراف ديگه رمقي برامون باقي نمونده بود اما دلمون نیومد دیدن مجدد منظره زيباي شهر از بالاي برج مول رو از دست داد. هرچند چشمتون روز بد نبينه اين بار ديگه مردم صف كشيده بودن و جالب اونكه در جاهاي مختلف صف با تابلو مشخص كرده بودن كه زمان انتظار تقريبي چقدره!

با نيم ساعت معطلي بالاخره نوبت ما رسيد و با آسانسور بالا رفتيم و به يكباره آسانسور از سقف مول مي زنه بيرون و آدم با منظر رويايي شهر مواجه ميشه.

بازم از اون هواي دلچسب در كنار خيل عظيم توريست ها لذت برديم اما چون داشت شب ميشد پس از يه بازديد سريع از جاهاي دوست داشتني موزه سينما باید به سرعت به هتل برگشتيم تا براي ترك شهر دوست داشتني تورين و خاطرات قشنگش در فردا صبح آماده بشيم.

تو اين ميون گشت و گذار شبانه در کوچه و پس کوچه های رویایی تورین و برخورد با چندين هنرمند خيابوني كه موسيقي و هنرشونو در اطراف خيابون عرضه كرده و مردم رو سرگرم مي كردن هم در نوع خودش جذاب بود.


و البته راهپیمایی مسالمت آمیز مردم!

شب وقتی به هتل رسیدیم بی تعارف رمقی برامون نمونده بود و به سرعت فقط تلاش کردیم تا با یه سرچ اینترنتی ضمن پیدا کردن ساعتهای حرکت قطار به ونیز، مناسبترین قیمت رو برای فردا صبح انتخاب کنیم. هرچند هرچی می گشتیم ماشالله قیمت ها چندان ارزون نبودن و این شد که همه چیز را موکول به همون فردا صبح و مراجعه حضوری کردیم!
باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.