صبح روز دوم اقامت در پراگ چون یک روز کامل رو پیش رو داشتیم از همون ابتدا برنامه پر و پیمونی رو طراحی كرده بوديم كه به تبع اون نمي شد خيلي دير جنبيد! چون به قول ما هر دقیقه خواب و تنبلی چندین هزار تومان واسه آدم آب خورده و حیفه اینجوری هدرش بدیم!

اولين مقصد پارك پترين (Petrin) بر بالاي تپه اي نزديك رودخونه ولتاوا بود. جایی که دوست خوبمون مارتین حسابی دیدنش رو پیشنهاد داده بود و بهترین پانورامای شهر رو در برداره و معمولا تو برنامه تورهای ایرونی قرار نداره!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759392/DSC02112.jpg

 

خوشبختانه بازم ترن شماره 9 محله مون از نزديكي پارك مي گذشت و این كار رو براي رسيدن به اونجا راحت می كرد!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759292/DSC02102.jpg

 

با طی مسیر و پس از ترك ترن اولين چيزي كه روي تپه نمايان شد مجسمه هايي با طراحي قشنگ و يكم اون طرف تر هم ايستگاه فاني كولار (Funicular) يا همون ترن كابلي قرار داشت كه مستقيما تا بالاي تپه كشيده شده بود.

در محوطه ايستگاه چندتا توريست خارجی مثل ما و چند تا بچه مدرسه اي شیطون که مثل همه جای دنیا تو سر و کله هم می زدن و سالن رو رو سرشون گذاشته بودن، جلب توجه می کرد. دقايقي بعد بالاخره متصدي مربوطه هم اومد و ما هم خوشبختانه بدون پرداخت پول و تنها با استفاده از همون كارت هاي حمل نقل شهريمون كه 24 ساعت اعتبار داشت سوار اين ترن شديم.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759318/DSC02108.jpg

 

تو لحظات اول دوربینو درآورده بودیم و تازه آماده عکس گرفتن شده بودیم که یکباره با اضافه شدن چند نفر ديگه عملا كل فضاي ترن شد شبیه متروهای تهران و چهره هاي ما از اينكه نمي تونيم از پنجره چشم انداز زيباي بالا رفتن رو تماشا كنيم حسابی درهم شد و به نشانه اعتراض دوربین رو غلاف کردیم و نشستیم سرجامون!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759334/DSC02109.jpg

 

دقايقي بعد به ايستگاه پاياني رسيدیم و از اينجا به بعد محوطه پهناور پارك با طراحي زيباش و يكم دورتر برج فلزي سبزرنگ پترين (Petrin View Tower)  كه بي شباهت به برج ايفل نبود خودنمايي مي كرد. تاريخ ساخت اين برج كه به تقليد از برج ايفل ساخته شده به سال 1891 ميلادي بر می گرده!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759534/DSC02143.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759368/DSC02110.jpg

 

بعد از آغاز به كار برج سر ساعت 10 ما به عنوان اولين مشتري وارد شديم اما با ديدن منوي شلوغ و پلوغ بليط يكم گيج شديم! بالاخره متصدی مربوطه که گیج شدن ما رو حدس زده بود برامون شرح داد که ورودي با پله 105 كرونه و اگه بخواید با آسانسور تا بالا بري 50 كرون هم اضافه مي شه. البته با كارت دانشجويي يكم تخفيف داشت اما متاسفانه فقط دانشجوهاي زير 26 سال رو به عنوان دانشجو مي پذيرفتن و همانطور که میدونین ما بالای 26 سالیم دیگه نمیشه مخفی کرد یه جایی رو میشه! [نیشخند]

با يكم دو دو تا كردن و چون اول روز بود و هنوز پرانرژی بودیم، بليط پله رو خريديم و در مسير 299 پله ای اين برج شصت متري قرار گرفتيم. بعد از دقايقي كلي ذوق كرديم كه خوب شد با آسانسور نيومديم چون واقعا منظره شهر از پله های برج  به خصوص از وسطهاي برج كه يه بالكن باز داشت فوق العاده بود! اما از بالاي برج همه چيز از پشت شيشه هاي كدر قابل ديدن نبودن كه يجورايي نمي تونست حس خوبي رو به آدم القا كنه!

 

http://s5.picofile.com/file/8129132050/DSC02120.jpg

 

در طول مسیر دوار پله کانی، از چهار طرف زيبايي هاي شهر قديمي پراگ يك به يك آشکار می شدن و ما با کنجکاوی نام هرکدومشونو حدس می زدیم!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759526/DSC02135.jpg

 

از چشم انداز زيباي قصر قديمي گرفته که واسه خودش عظمتی داشت و یجورایی گل سر سبد دیدنی های شهر از بالا محسوب می شد!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759426/DSC02114.jpg

 

تا رودخانه  ولتاوا و پل هاي تاريخيش که بعد از کلی سعی و خطا نهایتا تونستیم پل چارلز و مجسمه های زیباش رو شناسایی کنیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759492/DSC02133.jpg

 

از اون بالا مي شد استاديوم فوتبال پراگ و همچنين ديوار قديمي Hunger رو هم مشاهده كرد.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759484/DSC02125.jpg

 

با اینکه دلمون نمی اومد اون همه چشم انداز رویایی شهر رو ترک کنیم اما عقربه های ساعت یه همون هشدار می داد که دیگه خیلی وقت نداریم. ساعتي بعد دوبار مسير پله كاني رو با  آرامشي خاص كه همزمان فرصت لذت بردن از مناظر اطراف رو مي داد پايين اومديم و کلی عکس گرفتیم. توی هر پاگرد انگار با یه منظره جدید روبرو می شدیم و با اینکه کلی عکس گرفته بودیم بازهم عکس می گرفتیم.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759468/DSC02124.jpg

 

در محوطه بزرگ پارك علاوه بر برج، سرگرمي هاي مختلفي هم طراحي كرده بودن كه از جمله اونا ميشه به مارپيچ آيينه ها اشاره كرد كه مي تونست گزينه جالبي براي تماشا باشه اما راستش با توجه به بليط ورودي 105 كروني اش و محدويت زمانيمون عملا قيد اونجا رو زديم!

از روي نقشه و البته در مسير GPS موبايلمون مسير مقصد بعدي كه  مجموعه موزه و كاخ هاي Strahovsky Klaster بود حركت كرديم. تو اين حين البته تابلوهاي راهنما يكم بد طراحي شده بودن و موجب شد ما و دو تا زوج فرانسوي كه يجورايي به صورت غير محسوس ما رو دنبال مي كردن كمي تو مسير گيج بزنيم! اونام که فکر می کردن ما مسیر و بلدیم دنبال ما راه افتاده بودن ونهایتاً وقتی به فرانسه از ما پرسیدن که مجموعه کجاست ما که فقط انگلیسی بلد بودیم اظهار بی اطلاعی کردیم. اما سرانجام مسیر رو پیدا کردیم و اونا رو هم راهنمایی کردیم!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759550/DSC02145.jpg

 

قدمت استراوسوكي كلاستر به قرن 12 ميلادي و ولاديسلاو دوم بر مي گرده و در طول قرن ها ساختمونهاي اون تكميل شده اند. اين مجموعه اكنون در بردارنده موزه هاي مختلفي از جمله گالري عكس، كتابخانه و ... است و علاوه بر اون كليساي ويرجين ماري كه قدمتي 300 ساله داره هم در دل اين مجموعه زيبا و تاريخي قرار داره.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759576/DSC02146.jpg

 

جالب اونكه جلوي در اصلي مجموعه يه تابلوي الكترونيكي ساخته بودن كه با انتخاب نام مكان مورد نظر مكان اون در روي نقشه چشمك زن مي شد و دستگاه شروع مي كرد به ارائه توضيحات توريستي در مورد اون مكان! (شرمنده، یادمون رفت ازش عکس بگیریم!!!)

با ادامه مسير و گذر از بالاي تپه هاي Hradcany چشم انداز بسيار زيبايي از بالاي شهر پراگ نمایان شد.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759592/DSC02159.jpg

 

از اون بالا همه چيز رنگ و لعابي متفاوت داشت و هرچي نگاه مي كردي بيشتر دلت مي خواست اين لحظات هیچ وقت تموم نشن!

 

http://s5.picofile.com/file/8128895218/DSC02156.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759634/DSC02161.jpg

 

پايين تپه هم به یه موزه دیگه ختم مي شد  و يجورايي وروديشو مسدود کرده بودن.

دقايقي بعد خودمونو در كوچه پس كوچه هاي سنگفرشی قديمي اطراف قلعه پراگ و البته ساختمان پارلمان یافتیم و خوشبختانه با كمك GPS موبايلمون از درستي مسير مطمئن شديم.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759650/DSC02167.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759676/DSC02171.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759692/DSC02177.jpg

 

با ورود به محوطه پشت قلعه قديمي هنوز فرصت و گشت و گذار در محدوده اطراف قلعه و كشف پانوراماهاي زيباي اطراف رو نكرده بوديم كه يكدفعه مارش نظامي زدن و ملت رژه نديده دو طرف خيابون به صف شدن تا گروهان 40 تا 50 نفره سرباز با يونيفرم رسمي از محوطه پشتي وارد حياط قلعه بشن!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759726/DSC02181.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759784/DSC02190.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759792/DSC02197.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759734/DSC02182.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759818/DSC02200.jpg

 

دقايقي بعد ما هم وارد محوطه قلعه شديم و با گذر از حياط پشتي خودمون رو روبروي كليساي اصلي قلعه يافتيم كه با برج و باروي عظيمش به سختي مي شد از پايين نوك اونو ديد! به قول نکیسا کلیساش کاملا "کلاه از سر انداز" بود!

 

http://s5.picofile.com/file/8128759850/DSC02201.jpg

 

ورودي كليسا در ظاهر آزاد بود اما وسطهاي كليسا رو با طناب جدا كرده بودن و يجورايي فقط كسايي كه بليط كل مجموعه رو داشتن مي تونستن بخش انتهايي كليسا رو ببينن! هرچند خیلی نیاز به خرج اضافه ای نیست چون از دور هم همه چیش پیدا بود! و قابل توجه دوستی که گفته بود کلیسا دیدن نشد کار باید بگیم این کلیسا واقعا زیبا و منحصر به فرد بود. شیشه های رنگیش هر کدوم یه تابلوی زیبا بود که روایتی برای خودش داشت.

 

http://s5.picofile.com/file/8128759926/DSC02215.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128759934/DSC02217.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8128760026/DSC02223.jpg

 

از اينجا به بعد ديگه داخل ساختمون هاي قلعه رو بايد با خريد بليط دنبال مي كرديم و متاسفانه قصر اصلي و بخش هاي مهم قلعه فقط در قالب يه پكيج كلي كه 250 كرون قيمت داشت قابل خريد بود و شامل چندتا بنای مختلف می شد که حتی اصطبل و برج و بارو هم داخلش قرار داشت! البته با كارت دانشجويي قيمت بليط تا حدود 150 كرون پايين مي اومد اما بازم فقط كمتر از 26 ساله ها دانشجو به حساب مي يان و هرچي با نگاههاي ملتمسانه به يارو حالي كرديم كه بابا ما كرون هامون ته كشيده و اینجا هم که شما صرافی نداری پول چنج کنی! و معرفت به خرج بده يجورايي از كارت دانشجويي كه به يادگار برامون مونده و فقط تا پايان 2013 اعتبار داره يكيشو حساب كن یا حداقل اجازه بده فقط یه بخش از پکیج تور که همون داخل قصر اصلی هست یا کوچه طلایی رو تماشا کنیم!!! اما يارو به خرجش نرفت که نرفت و گفت بايد بليط كامل بديد! (ناخودآگاه ياد معرفت هندي ها تو معبد آكشارداهام افتاديم كه با بزرگواري تموم با اينكه تو موقعيت مشابه 30 روپيه كم داشتيم كل بليط پكيج رو بهمون با تخفیف دادن افتادیم و بازم خدا بیامرزی بهشون گفتیم!)

از اينا كه بگذريم قصر و قلعه بزرگ پراگ از نظر وسعت در رتبه اول جهان قرار داره و نام خودش رو تو كتاب گينس هم ثبت كرده.

 

http://s5.picofile.com/file/8128760068/DSC02226.jpg

 

دوست خوبمون آرش نورآقایی نقل می کنه که ساخت کلیسای “سنت ویتوس” (واقع در قلعه پراگ) ۵۰۰ سال طول کشید و البته هنوز هم به صورت کامل تمام نشده است. چنانکه در تصویر و در میان ستون ها، فضای خالی (احتمالا برای مجسمه) دیده می شود.

 

http://s5.picofile.com/file/8128760092/DSC02228.jpg

 

دور تا دور ساختمان کلیساهای مسیحی، حیواناتی (شیاطینی) شبیه آنچه در تصویر می بینید، مشاهده می شود. این شیاطین در واقع ناودان هستند. اما مسیحیان آنها را ارواح شیاطینی قلمداد می کنند که در حال فرار کردن و دور شدن از کلیسا هستند.

 

http://s5.picofile.com/file/8128760134/DSC02229.jpg

 

علاوه بر این دوست خوبمون نکیسا نورائی توصیف قشنگی از کاخ پراگ ارائه داده که بهتره بی کم و کاست بخش هایی از اون را اینجا بیاریم:

 

 

 

 

 

 

 

همچنین نکیسا نورائی از کوچه طلایی دژ (قلعه) پراگ که قدمتش به قرن 16 میلادی می رسه هم تصویر قشنگی ارائه کرده که بد نیست اینجا بهش اشاره کنیم:

 

 

 

صرفنظر از قصر و کوچه طلایی، داخل محوطه قصر هم به اندازه کافی برای دیدن جذاب بود.

تو این حین سرک کشیدن به برخی ساختمون های داخل محوطه که البته برای دیدن کاملش باید بلیط بدی، چندان خالی از لطف نیست.

با پايين اومدن از كوچه منتهي به قلعه پراگ در مسير راه توجهمون به يه  ساختمون كوچك در محوطه باغي كوچكي جلب شد كه در حقيقت موزه اسباب بازي بود. دو طبقه رو بالا رفتيم تا ببينيم چيه اما با ديدن محوطه نه چندان بزرگ سالن موزه بطور مشخص نمي تونست ارزش 100 كرون وروديش رو داشته باشه. از برخورد خانوم متصديش هم خيلي خوشمون نيومد كه بعد از اینکه ما از ورودی یه عکس گرفتیم با اخم و تخم گفت اول بليط بخريد و بعد اجازه عكس گرفتن داريد! مام از دیدن اونجا صرفنظر کردیم و خیلی هم خوب شد چون بعداً تو کپنهاگ یه موزه اسباب بازی به مراتب کاملتر دیدیم که تازه رایگان هم بود!