عصر با ترک پارک جنگلی، مقصد بعدی مجسمه بودای بزرگ بود! مجسمه ای با طول 45 متر بر بلندای تپه ناکرد(Nakkerd) که از راه دور قابل دیدنه!

 

http://s6.picofile.com/file/8254137550/116.jpg

 

خانم لیدر می گفت که این مجسمه بالغ بر یک میلیون دلار هزینه در برداشته و حالا دیگه سمبل جزیره پوکت به حساب می یاد!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137626/124.jpg

 

تپه ها رو که بالا رفتیم و به محوطه اصلی رسیدیم، در بدو ورود استقبال اروپایی ها از مدل دعا کردن بودایی ها و انجام مراسم خرافی چرخوندن و دستمالی کردن ادوات خاص مراسم دعای بودایی و ...، توجهمونو جلب کرد! خانوم و آقا از دو طرف افتاده بودن به جون این سمبل مراسم دعا!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137576/117.jpg

 

اینجا بود که برای اولین بار از پایین ابعاد غول پیکر مجسمه بودای بزرگ رو ورنداز کردیم و مشتاقانه از مسیر شیب دار و پله ها تا محوطه اصلی و چشم انداز رویایی آن پیش رفتیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137776/142.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254138134/20141129_144618.jpg

 

جالب اونکه در کنار مجسمه بودای بزرگ یک پیکره طلایی از جنس برنج ساختن که درواقع همون بودای کوچکتر محسوب میشه و کلی برای عبادت و عکسبرداری طرفدارهای خاص خودش رو داره!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137700/140.jpg

 

معماری خود ساختمان مجسمه غول پیکر بودا هم در چند طبقه طراحی شده بود و جالب اونکه در طبقه نخست هم مجسمه خوابیده بودا رو می شه مشاهده کرد!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137650/131.jpg

 

دورتادور بنا زنگوله های فلزی پر نقش و نگار آویزون کرده بودن! با یادگاری های مردمی که جابه جای اون نوشته بودند!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138184/20141129_144915.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254137750/141.jpg

 

والبته کاهنان معبد که پر شمار در اطراف معبد در حرکت بودن!

 

http://s6.picofile.com/file/8254137684/138.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8254138168/20141129_144902.jpg

 

از اون بالا چشم انداز زیبایی از سواحل سرسبز جزیره پوکت هم به چشم می خوره که جذابیتش نباید کمتر از خود مجسمه باشه!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138100/20141129_143449.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8254137618/120.jpg

 

ترکیبی زیبا از تلفیق دور رنگ سبز و آبی که زیر نور آفتاب می درخشیدند.

 

http://s7.picofile.com/file/8254137642/127.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8254138118/20141129_144243.jpg

 

عقربه های ساعت و اتمام فرصت 40 دقیه ای بازدید دوباره ما رو پای ماشین کشوند. هرچند بی مبالاتی زوج هندی بازم یکم معطلمون کرد!

در ادامه به معبد Wat Chalong  رسیدیم که یکی از زیباترین معابد پوکت به شمار می یاد!

 

http://s7.picofile.com/file/8254137992/210.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254137950/194.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254137892/188.jpg

 

طراحی زیبای هزاران قطعه شیشه ای کوچک و بزرگ با درخشش طلایی و  مجسمه های فوق العاده اش و همون شاخ گاوهای معروف تایلندی حسابی این معبد رو محبوب گردشگرا کرده!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138284/20141129_161304.jpg

 

جالب اونکه مشابه امام زاده های خودمون در بخشی از معبد هم نذورات نقدی زوار در کف اتاق ریخته شده بود!

 

http://s6.picofile.com/file/8254137926/193.jpg

 

با این حال این معبد قدمت زیادی نداره و عمرش در حدود 10 ساله!

 

http://s6.picofile.com/file/8254137968/202.jpg

 

داشتیم واسه خودمون به سرعت طبقات مختلف معبد رو می گشتیم که یکدفعه با صدای مهیبی میخکوب شدیم! نگو یه کوره تعبیه کردن و هرچند دقیقه یکبار توش ترقه می اندازن و با ترکیدن ترقه ها رسم و رسوم مذهبیشون انجام می دن!

 

http://s6.picofile.com/file/8254137818/179.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8254137792/177.jpg

 

محوطه زیبا و طراحی شده معبد حال و هوای خاصی داره و چشای آدم از دیدنش سیر نمیشه اما به هر حال بازهم محدودیت وقت ما رو مجبور به دل کندن از اونجا کرد!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138250/20141129_160932.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254138192/20141129_160816.jpg

 

با ترک محوطه معبد حالا دیگه نوبت کارگاه و فروشگاه جواهرسازی جزیره بود! فروشگاهی لوکس و مجهز که البته قیمت محصولاتش با گروه خونی ما سازگاری نداشت!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138334/20141129_165703.jpg

 

در هنگام خروج تازه پی بردیم کافی و نوشیدنی مجانی تور رو قراره اینجا بخوریم و این شد که یکی دو تا آیس کافی خوشمزه خوردیم تا بتونیم انرژی لازم برای ادامه مسیر داشته باشیم!

مقصد بعدی باغ ارکیده ها بود! با یه طراحی زیبا و نیلوفرهای آبی که بتونه هر چه بیشتر سلیقه گردشگران رو جذب کنه!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138292/20141129_164440.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254138326/20141129_164511.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8254138034/213.jpg

 

و البته در نزدیکیش مزرعه زنبورها رو هم دیدیم که با بازارچه فروش محصولات گرونش هر نوع محصول از عسل و سایر گیاهان و معجون های طبی رو با قیمتهای گزاف عرضه می کرد!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138384/20141129_174047.jpg

 

جالب اونکه این بازاریابان حرفه ای حتی کاتالوگ فارسی هم تهیه کرده بودند تا مشتریان خوش خرج پارسی رو بیشتر برای خرید جذب کنند.

 

http://s6.picofile.com/file/8254138392/20141129_174928.jpg

 

در ادامه به کارگاه عمل آوری بادوم هندی رسیدیم و اونجا بود که با تعارف جهت تست محصولات تا دلتون بخواد نمونه محصول تست کردیم!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138068/217.jpg

 

بخش پایانی تور به گشت بازار قدیمی شهر پوکت اختصاص داشت که چون امروز هم شنبه بود، شنبه بازارش رونق خاصی داشت! اولش لیدره خواست بپیچونه و گفت یک ساعت بیشتر وقت ندارین که ما با نشون دادن بروشور برنامه تور گفتیم اینجا نوشتن یکساعت  ونیم و این شد که بقیه مسافرها هم پشت ما در اومدن و خانومه هم گفت چشم همون یکساعت و نیم خوبه!

بازارچه محلی شلوغ اما جذاب بود! همه چیز هم می فرختن اما واسه ما مثل همیشه جذابیت بیشتر در بخش خوراکی ها بود!

اولش از یه خانوم مسلمون که غرفه غذایی داشت چند تیکه میگوی سرخ شده و ماهی خریدیم که خیلی چسبید! همزمان یه زوج ایرونی دیگه هم رسیدن و بعد از اونکه اوکی کیفیت رو از ما گرفتن اونا هم مشتری شدن!

 

http://s6.picofile.com/file/8254138418/20141129_182622.jpg

 

اما جذابیت بیشتر بازار در فروش میوه های پوست کنده و ترکیبی استوایی بود! واسه همینم چندین بار سفارش دادیم و یه دل سیر میوه استوایی خوردیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138442/20141129_184252.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8254138534/20141130_061138.jpg

 یه دراگون فروت که حسابی رسیده و شیرینه!

روبه روی بازار هم یه سوپرمارکت بزرگ بود که گفتیم بد نیست یکم خرید هم اونجا بکنیم! تو قفسه ها چند تا چیز بدرد بخور خریدیم اما هرچی گشتیم از پنیر خبری نبود که نبود!

تو این فقره حتی فروشنده ها هم نتونستن کمک کنن و نهایتا فقط همون پنیرهای گرون سفت و سخت اروپایی رو نشون دادن! اما پنیر کاتیج که شبیه پنیرهاییه که ما می خوریم پیدا نکردیم.

با اومدن ون و جمع شدن مسافرها ترافیک سنگین خیابون های کم عرض پوکت این فرصت رو داد تا چشمامون رو تا رسیدن به هتل رو هم بزاریم و یه کم خستگی در کنیم!

با اینکه ساعت 9 شب بود دلمون نیومد بیرون نریم و سریع زدیم بیرون و مسیر پر تردد و شلوغ واکینگ استریت رو تا کنار ساحل پیش رفتیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138484/20141129_221732_LLS.jpg

 

اما راستش اصلا جو اونجا رو نپسندیدیم. سر و صدای بلند رستوران و بارها و مراجعین متعدد برای جذب مشتری و ...، زیاد به مذاقمون سازگار نبود و واسه همینم سریع تا ساحل رسیدیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8254138492/20141129_223611_LLS.jpg

 

کنار ساحل آرامش بیشتری وجود داشت و چند نفری هم فانوس های کاغذیشون رو هوا می کردن و آسمون زیبا با این فانوس های رنگارنگ حسابی می درخشید! حتی درختها رو هم با فانوسها تزیین کرده بودند.

 

http://s7.picofile.com/file/8254138500/20141129_224506.jpg

 

ساعتی بعد به خاطر خستگی در مسیر برگشت قرار گرفتیم و البته با دیدن بستنی رنگ و وارنگ مک دونالد نتونستیم جلوخودمونو بگیریم و یکم ناپرهیزی کردیم تا پایان یه روز پر ترافیک و شلوغ اینجوری شیرین و دلچسب تموم بشه!