عصر که رسیدیم هتل، رسپشن همون پسر مودب روز اولی بود که زبان انگلیسی اش هم خوب نبود و با کلی تلاش حالیمون کرد از آژانس توریستی زنگ زدن و گفتن تور پوکت فانتاسی تون یکم جلو افتاده و به جای ساعت 7 ساعت 6.30 می یان دنبالتون! ما هم که دیدیم اینجوری یک ساعت بیشتر وقت نداریم سریع پریدیم بالا تا یه دوش بگیریم و آماده بشیم که دوباره یک ربع بعد پسره اومد در اتاق رو زد و با کلی تلاش و استرس بهمون گفت که بازم زنگ زدن گفتن ساعت 6 عصر می یان دنبالتون! این شد که ما هم مجبور شدیم به سرعت آماده بشیم و سر موقع تو لابی حاضر باشیم.

 

http://s7.picofile.com/file/8259081776/459.jpg

 

نیم ساعتی طول کشید تا با اضافه شدن سایر مسافرها به جلوی محوطه پوکت فانتاسی رسیدیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081792/20141130_190842.jpg

 

در طول مسیر هیچ چیزی بهتر از یه چرت کوچیک نمی چسبید اما مگه این راننده و موسیقی رپ غربی اش می ذاشت! به خصوص اینکه دوتا دختر جوون غربی همسفرمون هم با اشتیاق زیاد داشتن با خواننده همخونی می کردن!

جلوی در مجموعه راننده ون با یه ابتکار جالب با موبایلش یه عکس دست جمعی ازمون گرفت و گفت اینجوری آخر شب راحت پیداتون می کنم و نقطه ای که باید سوار می شدیم رو نشون کرد!

جلوی محوطه ورودی پوکت فانتاسی با طراحی و نورپردازی عالی تزئین شده بود! یجورایی یادآور درختان کاج شب کریسمس! ماهی های حوض هم گله ای واسه خودشون صفا می کردن!

 

http://s6.picofile.com/file/8259081450/415.jpg

 

محیطی جذاب و دوست داشتنی! جوریکه همون اول خیلی ها مثل ما ترجیح می دادن قبل ورود چندتا عکس یادگاری بگیرن!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081434/413.jpg

 

دقایقی بعد تو صف نه چندان شلوغ ورودی ایستادیم و با اطمینان زیاد برگه رزروی که آژانس تور ثبت نامی داده بود رو به متصدی مربوطه دادیم که بلیطمونو صادره کن اما بعد از چند لحظه خانوم با کمال احترام پرسید: تورتون رو از کجا خریدید؟ چون شماره رزروتون تایید نمیشه! ما که حسابی جا خورده بودیم فقط شماره موبایل خانوم آژانس تور رو دادیم و اولش از بدشانسی خانوم جوون متصدی که بهش زنگ زد تلفنش رو جواب نداد!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081492/421.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8259081800/20141130_191210.jpg

 

با گذشت چند دقیقه تازه داشت استرس ناهماهنگی تو تنمون می افتاد که خانوم متصدی با احترام زیاد از ما خواست که وارد سالن پشتی بشیم و بعدشم روی یه میز  مبل راحت نشوندمون و 2 تا آب معدنی خنک هم واسه پذیرایی جلومون گذاشتن!

لحظاتی بعد مدیرشون که یه خانوم میان سال بود اومد و اونم با احترام خیلی زیاد اول 2 تا بلیط ورودی مجموعه رو بهمون تقدیم کرد و گفت ببخشید یکم معطل شدید اما فقط می تونم بپرسم بلیط رو از کجا خریدید و ماهم کل داستان رو واسش شرح دادیم!(به این می گن مرام بازاریابی درست!)

 

http://s6.picofile.com/file/8259081526/422.jpg

 

با این حال وقتی از سالن داشتیم بیرون می اومدیم یکدفعه راننده ون رو دیدیم و و انگار تونسته بودن با هاشون تماس بگیرن و اونم اومده بود تا مشکل رو حل کنه! به ما گفت مشکلی نیست! با این حال ما چون بلیط داشتیم دیگه منتظر نموندیم و وارد پارک شدیم!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081550/434.jpg

 

در یه جمله کوتاه پوکت فانتاسی رو میشه یجورایی شبیه دیزنی لند وصف کرد! یه پارک با محوطه بزرگ و گوشه کنارش پر از بناهای فانتزی طراحی شده رنگارنگ! اما بدون بازی های مهیج و دوست داشتنی!

 

http://s6.picofile.com/file/8259081818/20141130_193449.jpg

 

در واقع اصلا وسیله بازی درست و حسابی نداشت و بیشتر خود محیط فانتزی بود!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081576/436.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8259081668/449.jpg

 

حوض ها و آبنماهای رنگ و وارنگ با مجسمه های سبک آشنای آسیای جنوب شرقی.

 

http://s6.picofile.com/file/8259081592/438.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8259081618/447.jpg

 

دقایقی بعد اولین بخش برنامه روی سن کوچیک وسط محوطه پارک شروع شد و چندتا نوجوون خوش تیپ با حرکات نمایشی هماهنگ و موسیقی هارمونیک برنامه اشونو اجرا کردن!

بعد هم حرکات موزون گروه سنتی تایلندی با ناخن های بلند و مخصوصشون نمایش دادن!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081884/20141130_195303.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8259081892/20141130_195327.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8259081926/20141130_195335.jpg

 

در تاریکی شب بخش های طراحی شده پارک بیشتر به چشم می اومد و هزاران نفر جمعیت حضار هم هر کدوم گوشه ای رو پیدا کرده بودن از محیط لذت می بردن!

 

http://s7.picofile.com/file/8259082042/20141130_201702.jpg

 

رستوران زیبا و مجلل پارک هم شلوغ بود هرچند قیمت بالای بوفه بازش که هنگام خرید تور می تونستی انتخابش کنین اصلا ما رو به فکر ننداخت که تور با شام رو بگیریم!

 

http://s7.picofile.com/file/8259082026/20141130_201435.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8259082000/20141130_200718.jpg

 

ساعتی بعد از بلندگوها اعلام کردن که شو اصلی به زودی شروع میشه و این شد که سیل جمعیت به سمت سالن اصلی که با معماری فیل گونه اش عظمت خاصی داشت حرکت کردن!

 

http://s7.picofile.com/file/8259081700/454.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8259081700/454.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8259081684/453.jpg

 

جلوی در اصلی کیف و دوربین ها رو می گرفتن که احیانا کسی عکس و فیلم از برنامه نگیره و این یجورایی موجب شد تا دقایقی طول بکشه که جمعیت سرجاهاشون بشینن!

 

http://s6.picofile.com/file/8259081734/455.jpg

 

و البته سقف تالار که با عاج های فیل های بی زبون تزئین شده بود.

 

http://s6.picofile.com/file/8259082084/20141130_222116.jpg

 

برنامه جذاب و پر زرق و برق نمایش حرکات موزون محلی تایلندی و فیل ها و بعد هم انواع نمایش موزون با ترکیب های رنگارنگ برای یکساعت جمعیت رو سرگرم کرد اما راستش حداقل واسه ما که قبلا چندین بار از این نوع نمایش ها رو تو کشورهای دیگه هم دیده بودیم از حد انتظارمون پایینتر بود!

 

http://s6.picofile.com/file/8259081768/458.jpg

 

شایدم با اون هزینه سرسام آور بیشتر از 1500 بتی (بیش از 40 دلار) تور انتظار ما از نمایش بیشتر از این حرف ها بود! هرچند نباید از تاثیر خستگی برنامه فشرده تور کشتی صبح و بعد هم بلافاصله برنامه عصر غافل بود!

نمایش که تموم شد آخر برنامه بازم سیل جمعیت با نظمی بسیار زیبا که با استفاده از حروف و رنگ طبقه بندی شده وسایلشونو تحویل می گرفتن به سمت در اصلی روانه شدن!

 

http://s7.picofile.com/file/8259082100/20141130_222129.jpg

 

ابتکار جالب مجموعه گذاشتن چندتا آدم عروسک پوش با بادکنک و تزئینات رنگی بود که وقتی خانواده ای با بچه به درب ورودی می رسید همشون هماهنگ بطور دستجمعی با بچه ایی که قصد خروج داشتن خداحافظی می کردن!

حسابشو بکنین بچه بیچاره چه ذوقی می کرد می دید اونقدر مهم شده که چند نفر یک صدا براش دست تکون می دن و خداحافظی می کنن!

شب اونقدر خسته بودیم که حتی تو ماشین هم تا رسیدن به هتل چشامونو رو هم گذاشتیم.