خاطرات سفر به آسیا(2016)–روز ششم- صومعه بلاپایس-دژ گیرنه! (قبرس7)
صبح روز بعد صبحونه رو زودتر خوردیم و با اعتماد به GPS موبایل شکستمون که دوباره راه افتاده بود به سمت بالای جدید مسیر شیب دار خیابون هتل رو ادامه دادیم. بر اساس اطلاعات Maps.Me از هتل تا صومعه معروف بلاپایس حدود 20 دقیقه فاصله داشت. بیخود نبود که نام هتلمون رو بلاپایس گذاشته بودن!

در طول مسیر از کنار ویلاهای خوش ساخت پولدارهای قبرسی عبور می کردیم و گه گاه صدای پارس سگاشون دلمون رو می لرزوند که نکنه در باز باشه بیان سراغمون!


در طول راه، زیبایی های ساحل دریای مدیترانه با اوج گرفتن از زمین و بالا رفتن در دل کوه بیشتر نمایان می شد. با این حال گرمی هوا یکم عرقمون رو درآورد اما همون 20 دقیقه بعد دهکده زیبای سنتی بلاپایس در کنار صومعه کوچکش آشکار شد.


اما قبل از اون بیشتر مناطق اطراف بالای کوه به منطقه نظامی تبدیل شده بود.
همون خیابون های سنگ فرش شده دوست داشتنی و خونه های ساخته شده از سنگ با تزئینات و گلکاری های زیباشون حسابی آدمو سورپرایز می کرد.


سبکی نه چندان غریبه و مشابه با روستاهای دوست داشتنی اروپا.

همه چیز انگار حکایت از عصرهای پر جنبش و شور این تفریگاه خوش منظره رو داشت.


قدمت صومعه تاریخی بلاپایس که اکنون تنها بقایایی از اون به جا مونده به قرن 14 میلادی بر می گرده.


اما از شما چه پنهون بیشتر از اونکه صومعه به دلمون بچسبه، فضای رمانتیک و ویوی مناظر اطرافش دلمون رو برد.



به خصوص رستوران کنار صومعه با محوطه گلکاری شده زیباش و طراحی میزهای مخصوصش که بالکن اش بهترین منظره رو از کوه و سواحل دریای مدیترانه در یک کادر فراهم می کرد.

با همه این ها فضای گلکاری شده محوطه داخل صومعه هم بسیار زیبا و دیدنی بود.


ساعتی بعد برای رسیدن به سرویس رایگان هتل تا مرکز شهر به ناچار باید از این محیط زیبا دل می کندیم.

اما بازهم در مسیر برگشت نمی شد از تماشای همزیستی مسالمت آمیز سبک زندگی سنتی و تحولات مدرن اون به سادگی گذشت.

با همراهی سرویس هتل تا شهر گیرنه، قبل از ظهر به شهر گیرنه رسیدیم و این بار می بایست قلعه قدیمی شهر رو که به یادگار مونده از دوران بیزانس است می دیدیم.


وارد بندرگاه قدیمی گیرنه که می شید، عظمت دژ و باروی بلند قلعه حسابی آدمو رو می گیره!

یجورایی از بیرون ابهت این قلعه قدیمی بیشتر به چشم می یاد.

به خصوص وقتی کنار دستش چشم انداز زیبای دریا رو هم اضافه کنید.

با خرید بلیط ورودی که البته با کارت دانشجویی بین المللی نیم بها بود، از دروازه اصلی قلعه وارد محوطه اصلی شدیم. هرچند بازم کسی بلیط رو چک نمی کرد!
بروشور راهنمای قلعه ساخت اون رو به قرن هفتم میلادی و دورانی که حکومت بیزانس در گیر و دار جنگ مقابل اعراب مسلمون بود عنوان می کرد.
با این حال این دژ مستحکم در قرن 13 میلادی بازهم توسط لوزئیان ها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. یک قرن بعد قلعه در جنگ تقریبا تخریب شد تا اونکه از سال 1489 تا 1570 میلادی دوباره بازسازی شد.

از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم این قلعه به عنوان زندان تغییر کاربری پیدا کرد تا نهایت با استقلال قبرسی ها به عنوان آثار تاریخی ثبت شد.

با این مقدمه مسیر شیبدار سنگ فرش شده قلعه رو تا رسیدن به برج و باروی بالای قلعه دنبال کردیم. اما قبل از اون بیشتر اتاق های تنگ و تاریک میانی با طاق هایی هنرمندانه بیشتر جلب توجه می کرد.


هرچند بازهم همون درد همیشگی محدودیت بودجه از گوشه و کنار تخریب شده قلعه به خوبی نمایان بود.
به دیوارهای فوقانی قلعه که می رسین تازه زیبایی های محیط اطراف جلوه گر می شه.

نمایی زیبا از بندرگاه هلالی شکل با کشتی های تفریحی لنگر انداخته در کنار ساحل در شمال از یکسو ... !

و از سوی دیگه درجنوب کوهای سر سبز بش پارماک معروف قبرسی ها که مانند سدی استوار خودنمایی می کنه.


دورتادور برج و باروهای این دژ مستحکم رو در مساحت مستطیلی شکلش دور می زنیم و هرچی جلوتر می رویم نماهای زیباتری از ساحل و بندرگاه و کوه و شهر نمایان می شه.


چه گذشته پر شوری داشتن این بندرگاه زیبا و دژ مستحکمش!

بی اغراق یکی دوساعتی رو محو تماشای زیبایی های اطراف قلعه می شیم.

از بالا به پایین ابهت قلعه بیشتر جلوه گر میشه!

در آخر کار پله ها رو پایین می یایم و وارد محوطه داخلی قلعه می شیم. فضایی تا حدودی سرسبز و درختکاری شده.


بناهای داخلی هم برای جذب گردشگران خارجی با جمع آوری آثار قدیمی حکم موزه رو پیدا کردن.



اما نقطه اوج شون بقایای یه کشتی باری یونانی به جا مونده از قرن چهارم میلادی است.


و البته تلاش هایی برای به تصویر کشیدن فرهنگ مردم این سرزمین.

عصر برنامه بازدید از این دژ قدیمی هم به پایان رسید و حالا دیگه با اینکه چندان گشنه هم نبودیم به بهانه کوفته های خوشمزه ترکی تا رستوران جلوی هایپر مارکت مرکز شهر پیش رفتیم.
بازهم نیم نگاهی به چشم انداز ساحلی زیبا و بعد هم گورستان محقر به جا مانده از گذشته قبرسی ها!
غروب تا قبل از اومدن آخرین سرویس ون هتل، بازهم خیابون های اطراف بخش مرکزی شهر و سواحل زیبای اون رو در نزدیکی سن مرکز نمایش روباز ساحلی پشت سر گذاشتیم.

باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.