خاطرات دور آمریکای لاتین(2015)–روز هفتم- کوریتیبا- کریستال پالاس برزیلی و گشت شهری(برزیل7)
در یکی از روزهای انتهایی ماه اکتبر،کله سحر شهر ریودوژانیرو و هتل خوبمون رو با اون همه خاطرات خوب ترک گفته و سوار بر پرواز شرکت هواپیمایی آزول که هر نفر 42 دلاری برامون آب خورده بود به سمت کوریتیبا در حرکت بودیم. پروازی نیمه پر با هواپیمای کوچک ساخت برزیل شرکت امبرائر و پذیرایی مهموندارانی که با سخاوتی وصف ناپذیر سبدی حاوی یکی دو مدل اسنک کوچیک رو جلوتون میگرفتن تا یکی اش رو انتخاب کنین! ما هم که از قبل رو صبحونه هواپیما حساب کرده بودیم، نامردی نکردیم و از همش برداشتیم!(حالا بازم بگین هواپیماهای وطنی بده!)


تازه چشمامون گرم خواب شده بود که با اعلام خلبان-البته فقط به زبون پرتغالی و نادیده انگاشتن مسافران بین المللی!- آماده فرود شدیم. برای یه لحظه که پایین رو نگاه کردیم با دیدن پارکهای سرسبز حسابی سورپرایز شدیم. همه چیز در قدم اول از انتخاب درست حکایت داشت!

باید اعتراف کنیم انتخاب کوریتیبا به عنوان دومین مقصد سفرمون در برزیل نتیجه یک تصادف ساده بود! داستان از اونجا کلید خورد که وقتی پروازهای ریو به ایگوآسو رو سرچ می کردیم متوجه شدیم زمان ورود اکثر پروازهای ارزان قیمت تر به ایگوآسو نیمه های شبه! اونم عمدتا با توقفی 3-4 ساعته در فرودگاه شهر کوریتیبا(یا به قول برزیلی ها کوریچیبا) که عملا امکان هیچ کاری رو به ما نمی داد! این شد که به سرمون زد بجای چند ساعت توقف تو محیط فرودگاه، چرا یکی دو روز تو این شهر توقف نکنیم؟ اینجوری بدون پرداخت هزینه ای اضافه عملا با یک تیر دو نشون زده بودیم. اونم چه شهری، بعدا که بیشتر سرچ کردیم ندیده عاشقش شدیم! به ویژه واسه ما ایرونی ها که تو جام جهانی 2014 تساوی تاریخی مون با نیجریه تو همین شهر رقم خورد!
برخورداری از پوشش های سرسبز گیاهی در قالب پارک های بزرگ 25 گانه شهر، سرانه فضای سبز کوریتبا را در مقام مقایسه با سایر مناطق شهری ارتقاء داده بطوریکه این شهر از استانداردهای جهانی و حتی برزیل نیز جایگاه مناسبتری دارد و در سال 1992 توانست عنوان بهترین شهر زیستی جهان رو از سازمان ملل دریافت کند. طراحی و سرمایه گذاری در توسعه پایدار( با حفظ محیط زیست) شبکه حمل و نقل شهری این شهر را به عنوان الگوی موفق در جهان مطرح ساخته و با وجود برخورداری از موقعیت منحصر به فرد میزبانی همجوار با بزرگترین شاهکار طبیعت آبشارهای شگفت انگیز ایگوآسو و ده ها جاذبه دیگر پر طرفدار گردشگری نظیر جنگل های مورتس و جزیره عسل در طی این سالها توسعه قابل ملاحظه ای را تجربه نموده است.

با ورود به فردودگاه بین المللی آفونسو پنا که فرودگاه اصلی شهر محسوب میشه، با دیدن میز دوار راهنمای گردشگران در وسط سالن و خانم جوونی که با کیفیت عالی انگلیسی صحبت می کرد، نقشه شهر رو گرفتیم و به دنبال اطلاعات توریستی که در اختیارمون گذاشت دیگه ای هیچ پرسش بی جوابی باقی نمونده بود!
از فرودگاه تا شهر شاتل ویژ ه ای با قیمت 13 رئال(حدود 3.5 دلار) وجود داره که در فواصل منظم مسافرها رو تا داخل شهر جابه جا می کنه. سرویسی بسیار سریع و تمیز که حتی امکاناتی چون اینترنت پر سرعت رو هم داخل ماشین ارائه می کنه. با این حال بعدا فهمیدیم اتوبوس عمومی شهر هم کمی دورتر ایستگاه داره به شماره 208 که با نام ایرپورتو معروف است که پرداخت تنها 3.3 رئال(کمتر از یک دلار) می شد همین مسیر رو طی کرد! چه میشه کرد خانوم راهنمای توریست اینجوری راهنمایی مون کرده بودند!
شاتل تندرو نیمه پر فرودگاه، مسیر هفت کیلومتری تا مرکز شهر رو از دل کشتزارهای سرسبز و بافت نیمه صنعتی حومه شهر گذشت که نشان از جایگاه صنعتی این شهر در اقتصاد نوظهور برزیل داشت.
تصویری کوچک از واقعیت های برزیلی که اکنون غول اقتصادی منطقه آمریکای لاتین به شمار مییاد و با بهرهگیری از مزایای طبیعی منحصر به فردی چون منابع غنی معدنی (سنگآهن، منگنز، گرانیت و ...)، منابع عظیم آب (دو پنجم کل آبهای شیرین جهان)، زمینهای حاصلخیز و محصولات کشاورزی و حتی این اواخر نفت و گاز و مهمتر از همه جاذبههای منحصربهفرد گردشگری، در طول دو دهه اخیر در زمره کشورهای نوظهور در پیشگام توسعه اقتصادی گوی سبقت رو از بسیاری از رقیبان ربوده و تا آنجا پیش رفته که به زودی آینده اقتصاد جهان رو این نوع کشورها رقم خواهند زد!
با ترک اتوبوس در ایستگاه ترمینال مرکزی و درست جنب ایستگاه قطار تاریخی مورِتس، حتی قبل از اینکه GPS موبایل رو نگاه کنیم، نمای ساختمون بلند هتل از قبل رزرو شدمون در اونور خیابون آشکار شد! حالا بگذریم چه مکافاتی کشیدیم تا این فاصله 100 متری تا هتل رو درحالی که چرخ ساک هامون در لابه لای سنگفرشهای ناهموار پیادهرو فرو میرفت طی کنیم!
هتل نوو ورنون هتلی با زیربنایی نسبتا کم اما ارتفاعی زیاد با بیش از 20 طبقه است که کیفیت آن در مقایسه با تعداد ستاره های سه گانه اش و قیمت 40 دلاری اون تناسب داشت. با این حال ضعف مدیریت در اداره هتل از عدم آشنایی رسپشن با زبان انگلیسی و حتی تفاوت سلیقه ایشان که خودش رو به شکل جنگ نیابتی رسپشن ها در جابه چایی فیل های تزئینی دکور هتل با چیدن آن به صورت جمع و بعد پخش کردن آنها برای چندبار متوالی در کمتر از یکساعت مشهود بود!
خانوم رسپشن که اساسا از دانش زبان انگلیسی بی بهره بود نتونست کمک زیادی به ما بکنه و نهایتا با صدا کردن همکارش که مردی میانسال بود تونستیم با زبون سر و پا شکسته اون بفهمیم که تا ظهر خبری از اتاق خالی نیست!
با این حال باید اعتراف کنیم اتاق طبقه سیزدهمی که نصیب ما شد با چشم انداز زیباش اونقدر جذاب بود که چند ساعتی تاخیر تا ساعت 14 ظهر رو برای تحویلش به انتظار بمونیم. به خصوص که این انتظار فرصتی برامون فراهم می کرد تا یه گشت نیم روزی عالی رو در باغ گیاهشناسی یا همون بوتانیک گاردن مشهور ترتیب بدیم. این شد بهانه برای گرفتن نقشه شهر از همون آقای رسپشن و نهایتا اطلاعات اتوبوس های تندرو RIT (شماره302 و 303)که از ایستگاه جلوی ترمینال مرکزی که ما رو به این پارک زیبا در نزدیکی همون هتل می رسوند!

با خروج از هتل اولین چیزی که توجهمون رو جلب کرد طراحی زیبای ایستگاهها ی اتوبوس کوریتیبا بود. محفظه ای استوانه ای شکل خوابیده از جنس شیشه که برای معلولان و پدر مادرهای همراه با کالسکه نیز تسهیلات ویژ ه ای را فراهم کرده بود. در این سیستم در بدو ورود به ایستگاه استوانه ای متصدی فروش بلیط مسئول کنترل ورود و خرج مسافرها و کشیدن کارت بلیط و یا خرید بلیت های نقدی است.
جالب اونکه سیستم حمل و نقل درون شهری کوریتیبا یکی از کارامدترین شبکه های حمل و نقل داخل شهری در آمریکای لاتین داره و در واقع یکی از پیشگامان شبکه مدرن اتوبوس های تندرو در جهان که اصطلاحا RIT نامیده می شود(یا همان BRTخودمون)، با سابقه ای 40 ساله است!
از اینا که بگذریم دقایقی بعد به ایستگاه باغ گیاهشناسی رسیدیم. در واقع باغ گیاهشناسی بوتانیک گاردن کوریتیبا نه تنها نماد اصلی شهر کوریتیبا و مهمترین جاذبه گردشگری این شهر به حساب می یاد بلکه در سال 2007 بود که در نظر سنجی آن لاین سراسری این باغ زیبا از سوی گردشگران در زمره 7 مکان شگفت انگیز برزیل انتخاب شد.

باغ گیاهشناسی با مساحتی بیش از 24 هکتار در راستای طراحی مدرن شهر کوریتیبا توسط طراح بزرگ شهر ریخبیتر مورد توجه قرار گرفت و سرانجام این پارک مدرن با سبک باغ های فرانسوی در سال 1991 مورد بهره برداری رسمی برای عموم قرار گرفت.

برای دیدن باغ نیازی به پرداخت ورودی نیست و چی می تونه از این شروع دلچسب تر باشه! در ادامه با دیدن چشمانداز دریاچه کوچیک و پلی چوبی خوشتراشی که از روی اون عبور میکنه حسابی سورپرایز شدیم. با این حال این هوای نیمه ابری و ترنم چند قطره بارونی که بارید بیشتر از همه حال و هوای باغ سرسبز و زیبا رو دگرگون کرد.

طراحی تپه ماهوری باغ با هارمونی درختان پر برگ و چمنزاری سرسبز، تحسین هر بیننده ای رو در همون نگاه اول بر می انگیزه! با ادامه مسیر دورنمایی از گلخونه زیبای باغ با اقتباسی از طراحی بنای قدیمی قرن نوزدهمی کریستال پالاس انگلیس ناخودآگاه آدمو به خودش جذب می کنه.

حالا دیگه پله ها رو بالا رفتیم و بعد از ورود به داخل این بنای شیشه ای با گنبدهای سه گانه به تماشای ترکیب گونه های خاص گیاهان تزئینی پرداختیم.


با این حال چشم انداز زیبای محوطه طراحی شده جلوی گلخونه با آبنمای زیبا و خوش تراشش و با اختلاف سطحی که با گلخونه داره بیشتر جلوه گر میشه.

در این میون ژست گرفتن یه خانوم باردار در کنار همسرش و عکاسی که قدم به قدم ازشون عکس و فیلم می گرفت هم بیشتر توجهمونو جلب کرد. اونم تو این هوای نه چندان گرم صبحگاهی که با یه بارون سبک هم همراه شد! به خصوص اینکه خانومه بدون نگرانی از سرماخوردن اون بچه، شکمش رو لخت می کرد! اینم جدیداً مد شده که تهیه فیلم و عکس خاطرات فرزندشونو از قبل از اینکه پا به این دنیا بذاره آغاز میکنن! بیچاره ما دهه پنجاه-شصتی ها که به زور چند تا عکس زوار دررفته از دوران بچگیمون داریم!!
هرگوشه باغ با بهرهگیری از تنوع قابل ملاحظه گونههای گیاهی طراحی هنرمندانهای داشت. آبشارها و آلاچیقهای پوشیده از گل مناظر بسیار زیبایی رو برای عکاسی پدید می آورد.

همینم شد که چند ساعتی طول کشید تا گوشه و کنار باغ رو هم ببینیم هم عکس بگیریم. با این حال آخرین بخش بازدید که به موزه گیاهان اختصاص داشت چندان باب میلمون نبود.
عصر با کمی استراحت گشت شهری آغاز شد و این بار نزدیکی هتلمون به منطقه قدیمی شهر این فرصت رو بهمون داد که نیم روز باقیمونده این بخش از جاذبه های شهر رو اونم با پای پیاده دنبال کنیم.
با ورود به محله های قدیمی اولین چیزی که توجهمون رو جلب کرد ساختار شهری از طراحی خیابون ها و ساختمون ها گرفته تا نظم حرکت اتومبیل ها که تفاوت محسوسی با سایر شهرهای برزیل داشت. حتی نوع بازاریابی فعالان اقتصادی جزء مانند نانوا و قنادی که با لباس فرم جلوی فروشگاهی سینی به دست به سراغ ماشین های پشت ترافیک مانده ای می رفت تا محصولاتش رو بفروشد و یا دلقک و شعبده بازی که در چهار راه بعدی با گوی و تجهیزات تخصصی اش به عرضه هنرمندانه جلوی اتومبیل های متوقف در پشت چراغ می پرداخت.
کورتیبا هم مانند همه شهرهای ریشه دار از بافت قدیمی و سنتی با حدود 300 سال قدمت برخورداره که یادآور هم زیستی مسالمت آمیز مهاجرینی است که در یکی دو قرن اخیر این شهر زیبا رو بنا کردن. سرزمینی با کاج های زیاد که این مردم خوش ذوق حتی از میوه اون هم غذاهای سنتی شهر از انواع دسر، ریزوتو و حتی نوعی سوپ رو درست می کنند. واسه همین هم کوریتیبا رو سرزمین درختان کاج نام نهادند!
دقایقی بعد به مرز محله قدیمی شهر رسیدیم. در همون نگاه اول می شد به تجانسی همگون که هویت شهر رو ساخته بود پی برد. در واقع محله قدیمی شهر نمادی برخواسته از ترکیب همگنی از فرهنگ مهاجران آلمانی، ایتالیایی، اوکراینی، ژاپنی و لهستانی است که از قرن 19 به بعد به این شهر وارد شدند و به شکلی متجانس بافتی همگون و زیبا را رقم زدند. همینم شد تا به افتخار این مهاجرین پیش قدم اکنون در هر گوشه و کنارکوریتیبا نمادهای هر قومیت به شکل جنگل آلمان، جنگل ایتالیا، میدون ژاپن و نیز ماکت کلیسای اوکراینی در پارک شگفت آور تانگویا رو مشاهده کرد.

میدان اصلی شهر تیرادنتس نام داره که با طراحی زیبایی نماد اصلی شهر به حساب می یاد. در کوچه پس کوچه های قدیمی شهر به دنبال آثار هنری و معماری شهر پیش می ریم تا در نزدیکی میدون جِنِرُسو مارکز به مجسمه زنی سیه چرده با سنگ مکعبی بزرگ بر سرکه ظاهرا همین اواخر(1996) ساخته شده است بر می خوریم.
مسیر را که ادامه می دهیم به دانشگاه زیبای شهر و دانشجویان جوان و شاداب که به بهانه آشنایی بیشتر به سراغشون می رویم و از جاذبه های اطراف می پرسیم. دوتا دختر جوون حدود 22 سال سن که کلی زور زدن بتونن با کلمات محدود انگلیسیشون پاسخ سئوالاتمون رو بدن. با این حال انرژی سرشارشون، به ما هم منتقل شد!
حالا دیگه با سرعتی بیشتر برای دیدن جاذبه های دیدنی شهر متمرکز می شیم. در میدونی که به افتخار ایتالیایی ها گاریبالدی نام گذاری شده هم سر اسبی برنزی با چشمانی درشت طراحی شده که با خروج آب از دهانش به نوعی فعالیت مهاجران کشاورز رو تداعی می کنه.

با ادامه مسیر خودمون رو داخل اولین خیابون مخصوص پیادهروی برزیلیها با نام فلاور استریت می بینیم و با نگاهی کنجکاو قدم میزنیم. خیابونی سنگفرششده به سبک اروپا با کلی گل و گیاه خوشرنگ و لعاب که برای روزهای جشن کریسمس حسابی تزئینش میکنن. اما تا قبل از کریسمس فعلا این رستورانها و کافهها هستند که مردم رو به این خیابون میکشونند.
سپس نوبت به کلیسای جامع هنرمندانه شهر رسیده بود که نمونهای اقتباسی از سبک پرتغالی رو در قبایی لیمویی رنگ و با زرق و برقی کمترتداعی میکرد. ولی باز هم سالن داخلی نمور و تاریک اون نمیتونست خیلی از آدمهای مثل ما رو برای مدتی طولانی جذب کنه!
در ادامه گشت و گذار منطقه قدیمی از روی GPS به سمت منطقه هیستوریک دیستریک میرویم. اولش تصورمون این بود که منطقهای با همین نام در دل شهر قدیمی کوریتیبا وجود داره اما بعد در حالی کهGPS همون جا رو نشون میداد از تابلوی راهنما خبری نبود که نبود! همینم شد تا از یکی-دوتا از رهگذرها موضوع رو پرس و جو کنیم و اونا هم با تعجب میگفتن همچین نامی نشنیدیم! اینجا بود که فهمیدیم این نام رو آژانسهای توریستی گذاشتن و کلا اون دو تا کوچه اطراف رو که سبک معماری قدیمی داشت به این نام میخوانند!
با این حال بازهم محله ای جذاب به شمار می یاد که مهمترین دیدنیهای اون عبارت اند از خونه قرمز و کلیسای سنت فرانسیس .
از اونجا که گذشتیم بر حسب اتفاق به مسجد شیعیان کوریتیبا رسیدیم.
مسجد امام علی که به همت هنرمندان خراسانی در سال 1389 و با بیش از 483 متر مربع کاشی ایرانی تکمیل شده، حالا دیگه پایگاهی است برای حدود 100 ایرونی ساکن کوریتیبا و شیعیانی از عراق و لبنان. البته سنی ها هم بیکار ننشستن و مسجدی ساختن با سبکی متفاوت اونم در وسط خیابون اصلی! درب مسجد بسته بود و ما هم از لای در کسی رو ندیدیم که بتونیم آشنایی بدیم!
هرچقدر در کوچه و پس کوچه های قدیمی کوریتیبا بیشتر پیش می رفتیم، خلاقیت هنرمندانه آن بیشتر جلوه گر می شد. طراحی مبتکرانه ای که حتی ساخت سطل آشغال های شهری با ارتفاعی حدود یک متر از سطح زمین که از شر حیوانات در امان باشد را هم مورد توجه قرار داده بود.
آخرین بخش از گشت شهر قدیمی اختصاص داشت به خیابون 24 ساعته مسقف با طراحی خاص از فلز و شیشه و سقفی نیم استوانهای که بیشتر به مرکز خریدی مسقف شباهت داره تا خیابون! حداقل تو تصور ما که خیابون تعریفی متفاوت داره و این کوچه زیبا حداکثر شبیه بازارچه های قدیمی سرپوشیده خودمونه! درست مابین پارک اوزاریو و پارک ریو باربوسا که با طول نه چندان بلند 120 متر و تنها 12 متر عرض، مکانی است برای گذراندن اوقات فراغت گردشگران و علاقمندان به خرید از صنایع دستی و کتاب گرفته تا سرگرمی و رستوران های پر طرفدار که با اضافه شدن مزیت دسترسی به اینترنت رایگان در تمام 24 ساعت شبانه روز میزبان پاتوق گردشگرای خارجی و مردم بومی است. اما چیزی که حسابی ما رو سورپرایز کرد وجود دفتر راهنمای گردشگری در دل خیابون بود که بی معطلی وارد اون شدیم و خانوم میانسال متصدی که انگار داشت آماده می شد کرکره اونجا رو بده پایین و با شوهرش که دنبالش اومده بود برن بیرون، با دیدن ما یه نگاهی به ساعت کرد و گفت درخدمتم.
ما هم نامردی نکردیم کلی سئوال ریز و درشت ازش پرسیدیم و اونم در خونسردی کامل نقشه رو برداشت و ریز به ریز توضیح داد. بعد پرسیدیم که پیشنهادتون برای فردا چیه؟ جزیره عسل یا قطار مورتس؟ اونم بی معطلی گفت که جزیره رو همه جا میشه پیدا کرد اما قطار مورتس یه تجربه متفاوت با سفر به قرن نوزدهم محسوب میشه! بعدشم گوشی رو برداشت و برامون برنامه حرکت قطار رو از شرکت توریستی اش پرسید و پیشنهاد کرد حتما یکسرش رو با قطار برین و با اتوبوس برگردین. آخر کارم ازش درجه امنیت شبانه شهر رو جویا شدیم که با نگاهی به ما گفت کوریتیبا شهر نا امنی نیست با این حال توریست ها باید همیشه مراقب باشن! بعدشم گفت البته شما شباهت زیادی به برزیلی ها و هاجران مسلمون مقیم شهر دارین و اگه کلاهتون یکم پایینتر بکشین و بلند بلند صحبت نکنین اصلا کسی متوجه نمیشه که بومی نیستین! این موضوع شباهت رو در سایر کشورهای آمریکای لاتین هم شنیدیم !
از دیگر جاذبه های شهر باید به برج پانارومیک اشاره کنیم که با 110 متر ارتفاع فرصتی برای تماشای پانورامای 360 درجه ای شهر سرسبز کوریتیبا از پشت شیشه در اختیار گردشگران می گذاره. هرچند که محدودیت وقت به ما اجازه نداد تا این بخش از شهر و برخی دیگر از دیدنی های شهر رو نظیر موزه اوکراینی ها و پارک تینگوی رو ببینیم.
باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.