خاطرات دور آمریکای لاتین–روز شانزدهم- بوئینس آیرس3– دِمایو و پورتو مادرو (آرژانتین5)
در صبح یک روز بهاری و آفتابی در نیمکره جنوبی پیاده در امتداد دمایو راهی می شویم و تا میدون تاریخی دمایو پیش می ریم. همونطور که قبلا هم شرح دادیم قلپ تپنده بوینس آیرس رو باید در محدوده میدان دِمایو تا میدان کونگِرِس جستجو کرد. جایی که بلوار دِمایو خیابون عظیم 9 جولای رو قطع می کنه!

دمایو در واقع میدونی که قدمت اصلی آن به اواخر قرن شانزدهم برمی گردد اما تغییر شکل آن به صورت امروزی به حدود دو قرن اخیر و مقارن با تاریخ استقلال آرژانتین از اسپانیا (از سال 1810) رقم خورد و از آن پس این میدون همواره شاهد تحولات تاریخی و چرخش های جابجایی قدرت بوده است!


و چه اعتراضات و مقاومت های مدنی که حکومت ها را دست به دست کرده است. از گردهمایی مادران دِمایو با نشانه ها و تصاویر فرزندانشان، که در سال1970توسط دولت نظامی به اجبار ناپدید شدند، تا جمعیتی غیرقابل شمارش که برای شنیدن سخنرانی های پرشور اِویتا جلوی بالکن قصر صورتی تجمع می کردند! حتی حالا که ما اینجا هستیم هم دوتا خانوم مسن با بلندگویی سیار و پلاکاردی بزرگ دارن پر شور و مهیج مردم رو جمع می کنن و جالب اونکه پلیس هم در چند قدمیشون هیچ توجهی به این کار نداره!


هر طرف میدن رو که می نگری آثاری از تاریخ پر نشیب و فراز آن را حکایت می کند. شاید همین اهمیت باعث شده که این میدون مرکز تلاقی سه خط مترو آبی(A) و سبز(D) و بنفش(E) قرار گرفته است.

این شبکه پیشرفته حمل و نقل بوئینس آیرس هم واقعا حکایتی برای خودش داره!


در واقع شبکه مجهز مترو شهر که با نام SUBE شناخته می شه با قدمتی بیش از یک قرن(از سال 1913) قدیمی ترین شبکه مترو آمریکای لاتین محسوب می شه. این شبکه با 6 خط A,B,C,D,E,H که هرکدام با رنگی متفاوت شناخته می شوند و با حدود 54 کیلومتر طول و 85 ایستگاه روزانه بیش از 1.5 میلیون نفر را جابجا می کند. شبکه مترو بیشتر مناطق مرکزی شهر را پوشش داده و همونطور که گفتیم سه خط A,D,E از میدان دمایو آغاز می شن و در سه جهت مختلف شهر پیش می روند. (A به سمت میدان کنگرس، D به سمت پالرمو و E به سمت سن تلمو).

با خرید کارت مترو که همون کارت اتوبوس شهری هم هست از فروشگاههای مخصوص SUBE و شارژ در ایستگاه یا دستگاههای اتوماتیک و بسیاری از فروشگاهها، امکان استفاده همزمان برای هر چند نفر با یک کارت برای مترو و اتوبوس فراهم می شود و هزینه هربار استفاده در حدود 5 پزو (کمتر از 3/0 دلار) بود که البته با توجه به کاهش ارزش پول شدید آرژانتین در سال اخیر احتمالا الان به شدت افزایش یافته باشه! با این حال خوشبختانه بسیاری از مکان های دیدنی شهر در بخش مرکزی از طریق مترو در دسترس می باشند.

از این ها که بگذریم بخشی از شمال میدان رو در جنب خیابون سن مارتین، کلیسای جامع مترو پولیتن شهر با گنبدی سفید و طراحی زیبا با سبکی رومی اشغال کرده.



کلیسایی با گذشته ای تاریخی و چندین بار بازسازی و تجدید ساخت از قرن 16 تا کنون. داخل کلیسا با تزئینات زیبا و نورپردازی جذابش یادآور کلیساهای زیبای اروپاست.



به خصوص کف پوش زیبای کلیسا که جلوه ای خاص به اون داده.

در جلوی در کلیسا کتابچههایی به زبون های مختلف از تاریخچه زندگی پاپ که اصلیتی داره آرژانتینی گذاشتن.


در طرف مقابل میدون و درست ابتدای بلوار مایو موزه ملی کابیلدو قرار داره که قدمت ساخت بنای اون به قرن 18 میلادی بر می گرده و بیشتر آثار هنری چون نقاشی و لباس و جواهرات و ... رو در برداره و روزهای جمعه برای بازدید عموم رایگانه!

در مرکز میدان هرم مِی. با پس زمینه ای از کاسا روسادا یا همون کاخ صورتی که دفتر کار رئیس جمهور آرژانتین به شمار می رود. این بنا در سال ۱۸۸۲ به دستور رئیس جمهور خولیو آرجنتینو روکا ساخته شده است.

کاخ صورتی ریاست جمهوری بطور کامل در محاصره نیروهای امنیتی است. با این حال نزدیک شدن تا چندمتری و عکس و فیلم گرفتن از آن برای عموم آزاد است.


از لونلی پلانت خونده بودیم که برخی از روزها درهای کاخ باز میشه و گردشگران داخلی و خارجی می تونن دفتر کار رئیس جمهور آرژانتین را تا یکی دو متری میزش تماشاکنن! همینم شد که برای پرسش به سراغ پلیس محافظ قصر که خانم جوونی بود رفتیم و پرسشمون رو به انگلیسی مطرح کردیم. دختر جوون با لبخندی زیبا و در کمال آرامش بدون استفاده از حتی یک کلمه انگلیسی با انگشت به ما اشاره کرد که روزهای هفته رو باهاش بشمریم و ما هم شروع کردیم گفتیم دوشنبه، سشنبه و ... تا رسیدیم به شنبه که یکدفعه با تکون دادن سر و لبخند حالیمون کرد درسته و بعد هم همینجور برای یکشنبه! بعد با نشون دادن ساعتمون پرسیدیم حالا از چه ساعتی؟ اونم دوباره باهمون آرامش و لبخند باردیگه از دستانش کمک گرفت و نشون داد که از 10 صبح تا 5 عصر! باور کنین در طول این مدت اصلا حس نکردیم داریم با زبون متفاوتی ارتباط برقرار می کنیم. این اوج هنرنمایی زبان بدن بود که در طول این سالها از ارتباط انسان ها بدون نیاز به دونستن زبان مشترک شاهدش بودیم!

عصر که دیگه کارمون در میدون مایو تموم شده بود حالا پس از اونکه دیگه نهار مختصری رو صرف کردیم با انرژی سرشار به سمت یکی دیگه از دیدنی های شرح حرکت کردیم. در شرق بوئینس آیرس و درست پشت کاخ ریاست جمهوری و میدون دمایو که خود در شرقی ترین مرز منطقه سنتِلمو است به اسکله قدیمی و حالا دیگه تغییر کاربری یافته زیبای پورتو مادرو می رسید. بندری بسیار زیبا و طراحی شده که با نام سازنده آن ادواردو مادرو از 1987 به این نام شناخته می شود، به خوبی حکایت از رونق روزگار نه چندان دور این بندر مهم داشته است.

در قرن نوزدهم کشتی های بزرگ و کوچک در این بندر پهلو می گرفتند اما با گذشت زمان و محدودیت زیربنایی گسترش بندر و انبارهای قدیمی اون، از اوایل قرن بیستم تردد کشتی های بزرگ کاهش یافت تا نهایتا در اواخر قرن بیستم با تلاش شهرداری خوش ذوق بوئینس آیرس، این بندر زیبا و تاریخی با تغییر کاربری اکنون به یکی از مهمترین تفریحگاههای با کلاس شهر تبدیل شده.

از رستوران های بسیار لوکس ستاره دار تا هتل های خوش نام و مجلل در صنعت گردشگری جهان و البته طراحی زیبای فضاهای دورتا دور کانال و از همه زیباتر پل سفید رنگ با طراحی شبیه بادبان که با نام پل زن شناخته می شه در مرکز کانال آب است.

در اطراف کانال چمن کاری زیبا در کنار صندلی های رو به آب، چشم انداز زیبایی رو برای لختی درنگ و لذت بردن از زیبایی های اطراف فراهم کرده است. هرچند برای طرفداران ورزش هم فضای پیاده روی و دویدن هم دورتا دور کانال وجود دارد.

یکی دو ساعتی ساعتی در این بخش زیبای شهر به گشت و گذار می پردازیم و از زوایای مختلف یک دل سیر سیاحت می کنیم.

کم کم آفتاب غروب می کند تا شبهای زنده پورتو مادِرو هم که سخت مورد توجه مردم شهر است آغاز شود. چه زیباست نورپردازی پل های روی کانال و رستوران های لوکس و زیبای اطراف.

تازه انگار شهر جون گرفته و خیل عظیم مردم شیک پوش طرح به این منطقه سرازیر می شوند!

از اونجا که ترمینال مجهز و لوکس بندری فلویال در شمال بندر پورتو مادرو علاوه بر چند مقصد داخلی امکان سفر دریایی به کشور اروگوئه رو فراهم می کنه گفتیم یکسری اونجا بزنیم و ترجیحا بلیت سفر دریایی به اروگوئه رو برای دو سه روز آینده خریداری کنیم. در واقع شهرهای کلونیا و مونته ویدئو مقاصدی است که دو شرکت آرژانتینی بوکوباس و سی کت هر روز چندین نوبت خدمات سفر دریایی ارائه می کنند. اما با کمال تعجب با مراجعه به کانتر مربوطه متوجه شدیم نرخ بلیط برای خارجی ها بر پایه دلار محاسبه میشه و پزو محلی قبول نمی کنن و این یعنی برای ما بلیت کشتی تا اروگوئه حدود 60 درصد گرونتر از محلی ها در می یاد!

شب خسته تر از اونی بودیم که بخوایم بازم برنامه ای برای گردش بزاریم اما به بهونه شام هم که شده نمی شد در خیابون های جذاب و سر زنده بوئینس آیرس قدم نزد. از هر گوشه و کنار خیابون بو های معطر کباب به مشام می رسه که حتی اگه خودتونم بخواین نمیشه به راحتی بی خیال شد. البته با وجود بیش از نیم میلیون جمعیت مسلمون های آرژانتینی هم اگه یکم حس و حال داشته باشین می شه رستوران های حلال هم پیدا کرد.


دلچسب ترین غذایی که تو آرژانتین حسابی دل ما رو برده بود نوعی کباب مخصوص استیکی از قسمت اطراف مهره های ستون فقرات گاو بود که با توجه به چربی ذاتیش فوق العاده خوش طعم بود. این نوع کباب بیف چوریزو نام داره و سخت محبوب آرژانتینی هاست! از اونجا که نهار هم غذای نسبتا سنگینی خورده بودیم و از شما چه پنهون برای کاهش هزینه ها تصمیم گرفتیم برای شام فقط یک پرس کباب چوریزو سفارش بدیم. هرچند همون یک پرسشم معمولا حدود نیم کیلویی گوشت داشت! خلاصه گارسون که مردی نسبتا مسن و یکم هم ظاهری کم حوصله داشت جلو اومد و در حالیکه اصلا انگلیسی بلد نبود گفت چی می خواین! ما هم به لطف تجربیات حاصل از اقامت یکی دو هفته ایمون در آمریکای لاتین که حالا دیگه حداقل اعداد رو بلد بودیم و البته با کمک زبون اشاره گفتیم که لطفا یک پرس چوریزو بیار! ( یک به اسپانیولی میشه اونوو!) پیرمرده که انگار فحش ناموسی بهش دادیم گفت چی؟ اونو پارا دویس!؟ (یعنی یکی برای دونفر!) نه نمیشه! گفتیم آره! حاجی اذیتمون نکن لطفا همون یکی رو بیار! دیگه هیچی نگفت و رفت! دقایقی بعد با دو تا سینی استیک چوریزو اومد گذاشت جلومون! ما که یکم عصبانی شده بودیم گفتیم ای بابا! ما فقط یک پرس می خوایم! اونم با حرکت دست اشاره کرد که نگران نباشین و فعلا غذاتون رو بخورین و اون دومی رو مهمون من هستین! ما هم جاتون خالی تا ته گوشت های لذیذ رو به نیش کشیدیم و یارو با یه نگه پیروزمندانه گفت دیدید گفتم نمیشه! آخر کار گفتیم باشه قبول لطفا برامون صورتحساب رو بیار! با کمال تعجب تو صورتحساب فقط یک پرس رو حساب کرده بود و هرچی اصرار کردیم پول غذای دوم رو قبول نکرد و فقط به عنوان انعام چند دلاری بهش دادیم که با لبخندتشکر کرد!

از کباب های خوشمزه آرژانتینی گفتیم بد نیست اینجا به همین بهانه یکم غذاهای بی نظیر این کشور رو مرور کنیم! یجایی خوندیم آرژانتین سرزمین غذاهای متنوع و خوشمزه است و به همین خاطر هیچ نوع سلیقه ای رو بی پاسخ نمی ذاره! اساسا آرژانتین و سایر کشورهای آمریکای لاتین به واسطه سرزمین های پهناور و سرسبزشون تو هر دو بخش کشاورزی و دامداری بی نیازن! واسه همینم علاوه بر انواع کباب ها و استیک های خوشمزه و پر و پیمون که باعث شده بیشترین مصرف سرانه گوشت رو در جهان داشته باشن، کلی غذاهای دیگه که ترکیب عمدشون گوشت هست رو به وفور همه جا پیدا میکنین که خوشبختانه با ذائقه ما همخونی دارن! تا دلتونم بخواد فست فود و مکدونالد هر گوشه ای از خیابون یافت میشه. برای گیاهخواران هم انواع غذاهایی شبیه پاستا و پیراشکی های بدون گوشت موجوده که می تونه از هر نظر دلچسب باشه.
دوستانی که دنبال غذای حلال هم میگردن زیاد نگران نباشن! خدا رو شکر هم ماهی تا دلتون بخواد یافت میشه هم اگه یکم بیشتر بگردن با وجود جمعیت بالغ بر نیم میلیون نفری مسلمون های آرژانتین خیلی راحت رستورانهای حلال پیدا میکنن و از انواع غذاهای ترکی و عربی نیز بهرمند میشن!
لوکرو (locro) اصلیترین غذای سنتی آرژانتینی ها محسوب میشه که ترکیبی است از گوشت و انواع حبوبات و ذرت شیرین و ادویه فراوون و فوق العاده سنگین و دیر هضم. این غذا مختص روز استقلال آرژانتین هم هست و همه جا سرو می شه!

عکس از اینترنت
اما اونچیزی که آرژانتینی ها رو از بقیه جاهای دنیا متمایز می کنه علاقه وافرشون به مصرف گوشت قرمز و انواع کباب های خوش عطر و طعم از گوشت گاو، گوسفند و ... که بر روی منقل توری از جنس فلز که شیب دار روی زغال به خوبی گریل می شن! بسته به نوع گوشت (میزان چربی و استخوان و ناحیه مورد استفاده لاشه دام) و نیز شیوه طبخ مهمترین انواع کباب های سنتی آرژانتین عبارتند از آسادو (Asado)، بیف چوریزو (Bife de chorizo)، استیک لومو که معمولا در کنار مخلفاتی چون سیب زمینی سرخ کرده یا پوره عرضه می شن.

عکس از اینترنت
یه جایی خوندیم آرژانتینی ها معتقدند کباب کردن یادآور گشاده دستی و فراوانی است. درحالی که پختن نشانه صرفه جویی و کمیابی است. پختن گوشت نه تنها شیره آن را حفظ می کند بلکه از لحاظ حجم نیز بدان می افزاید. گوشت بریان برعکس، خشک و چروکیده می شود!
میلانسا (Milanesa ) که شبیه شنیسل از گوشت گاو و یا سینه مرغ درست می شه به همراه امپانادا (Empanadas) که نوعی پیراشکی یا رولت پر شده از گوشت مرغ و انواع سبزیجات و ذرت و ... است و در داخل تنور یا فر پخته می شه، هم سخت مورد علاقه مردم آرژانتینه!

پیتزاشونم بسیار ضخیم و پر ملاته و حتی از ترکیبات مقوی مثل تخم مرغ هم در اون استفاده می کنن! حتی برخی انواع پیتزاها برای وجترین ها پنیر هم ندارن! و بازم به لطف مهاجران پر شمار ایتالیایی که الان دیگه ملیتی آرژانتینی دارن، انواع پاستا با ترکیب گوشت و سبزیجات پرطرفداره!


عکس از اینترنت
برای مردم آرژانتین همه وعده های غذایی اهمیت زیادی داره. برای صبحونه در کنار خوراکی های معمول مشابه سایر نقاط جهان، از نوعی مارمالاد با نام دولسه دو لچه (Dulce de leche) که از تغلیظ شیر پرچرب درست می شه، استفاده میکنن! البته از ظاهرش حتی تصورش هم سخته که این محصول کاراملی غلیظ و شیرین از لبنیات درست شده باشه!

عکس از اینترنت
با این نوع مارمالاد بیسکویت مخصوصی شبیه بیسکویت های مغزدار کاکائویی که شیرین عسل ما هم درست میکنن با نام آلفاخور (Alfajore) که فوق العاده خوشمزه است و سوغاتی اصلی آرژانتینی ها به حساب می یاد.

عکس از اینترنت
آرژانتینی ها عموما شام رو هم بسیار دیر می خورن و ساعت 11 شب تازه می بینین رستوران ها جای سوزن انداختن ندارن. ماشالله وقتی هم غذا رو سفارش می دن عجله ای برای تموم کردن ندارن و 2 ساعت طول می کشه تا آروم آروم غذاشون رو در کنار هم صرف کنند!
باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.