روز چهاردهم سفر – فرانسه - پاريس ( PARIS) – بخش سوم – ديزني لند
اونقدر از ديزني لند شنيده بوديم كه براي رفتن به اونجا به ناچار يك روز رو كنار گذاشتيم. اگه در مواقع اوج سفرهای توریستی و هوای خوب به اونجا برید خیلی شلوغه و متاسفانه ما حساب شنبه كه روز تعطيلي هست رو نكرده بوديم و اين شد كه تو اوج شلوغي اونجا رفتيم. بليط ورودي براي مجموع 2 تا پارك 69 یورو و براي يك پارك 58 يورو بود البته اينجا كارت هاي پاريس ويزيتمون خيلي بكار اومد و با تخفیف اون قيمت بليط 2 تا پارك جمعا 55.5 يورو شد هرچند كه هنوزم به نظر خيلي زياد مي ياد! البته اگر كارت دانشجويي بين المللي داشتي هم برای 2 پارک جمعا 59 يورو بود. اما بعدش همه بازیها مجانیه و ... . ديزني لند یک شهر رویايي بازسازی شده. است و بسياري از شخصیتهای کارتونها و فیلمهای والت دیسنی بازسازی شدن. فضاسازی بسیار قشنگ و زیباست و جاذبه ها همونقدر که برای بچه بی نظیره بزرگترها رو هم میتونه مجذوب خودش کنه.

نهايتا پس از عبور از صف بليط فروشي وارد محوطه پارك اول شديم كه بيشتر به وسايل بازي ها اختصاص داشت.

به همراه جمعيت زيادي كه در محوطه بودن ابتدا با تعجب نقش و نگارهاي بازسازي شده كودكي رو تماشا كرديم و نهايتا به خونه سفيد برفي وارد شديم كه بسيار ماهرانه ساخته شد بود اما براي بازيها صف هاي عظيمي بود كه خيلي حس مي خواست تا آدم منتظر بمونه.

در محيط اطراف هم كه هر كدوم تو نقشه رايگان اونجا با رنگهاي مختلف علامتگذاري شده بود، هر چند ساعت يكبار شوهاي موزيكال مختلف برگزار مي شد و شخصيت هاي با لباس كارتوني و عروسكي در ميان جمعيت رژه مي رفتند و بعد هم گوشه و کنار می ایستادند تا با مردم عکس بگیرند. راستش قصد داشتيم چندتا بازي مثل قطار و ... رو امتحان كنيم اما ديدن صفهاي عظيمش مارو پشيمون مي كرد تا نهايتا به محوطه دزدان دريايي كارائيب رسيديم. ظاهرا 30 يا 40 نفر در وروديش تو صف نبودند كه در نتيجه ماهم به اونا اضافه شديم اما نگو كه اين تازه محوطه بيرونيش بود چون حدود نيم ساعت طول كشيد تا پس از حركت مورچه اي در دالان هاي ابتدايي به محوطه غارهايي برسيم كه اصل ماجرا تازه از اونجا شروع مي شد و يجورايي فضاي جنگ و غارهاي مخفوف فيلم را بازسازي كرده بودن. اما اوج هيجان به سوار شدن به قايق ها و حركت در رودخونه اي بود كه دو طرفش نمايش بسيار واقعي و جذاب از جنگ دزدان دريايي و شليك بمب و ... داشت و ما با قايق درست از وسط اين معركه عبور مي كرديم. راستش خیلی باحال بود و ارزش وایسادن رو داشت!
بعد از اون بازم تو پارك به گردش پرداختيم و از خونه علي بابا و غول چراغ جادو تا ساير نمايشهاي كارتوني رو پشت سر گذاشتيم. متاسفانه غرفه اينديانا جونز براي تعمير بسته بود و فرصت نشد كه اونجا هم يه سري بزنيم.


بعد به پارك بعدي كه داراي استوديوهاي مختلف بود رفتيم.
بازيها روي نقشه از نظر شدت هيجان و يا خانوادگي بودن دسته بندي شده بودن. اولش با يك نمايش عروسكي كارتوني فانتزي شروع كرديم كه خانوادگي بود و زياد خوشمون نيومد و بعد سوار قطار راك اند رول شديم كه درجه هيجان متوسط رو داشت. اول بهتون هدفون ميدادن كه رو گوشتون بذارين و بعد با سرعت خارق العاده اي وارد تونل هاي تاريك با نور پردازيهاي راك مي شدي و در گوشتون موسيقي تند راك صدا مي داد. خيلي هيجانش زياد بود. چون يه جور رولر كستر بود كه با نور و موسيقي راك همراه شده بود. خلاصه چندبار از وحشت حالمون بد شد اما در مجموع حس خوبي داشت و كلي سر ذوق اومديم! و مشتاق شديم كه بازيهاي هيجاني ديگه رو هم امتحان كنيم.

بازي بدي ديوار مرگ بود كه از ارتفاع 40 يا 50 متري بي هوا سقوط آزاد مي كردي و حالت بد ميشد. كه اين يكي رو با توجه به سابقهاي كه از يكي از دوستاي نترسمون داشتيم سوار نشديم! چون اون كه خيلي سر نترسي داشت ميگفت من وقتي اومدم پايين به غلط كردن افتاده بودم!

سپس سوار قطار شديم و اينبار به دل استوديوهاي فيلم سازي هاليوود وارد شديم. عبور از صخرههاي فيلم هاي وسترن و سپس انفجار بمب و سيل خروشان آب كه ما رو هم خيس كرد تجربه بسیار جالبي بود.

بعدش به داستان سينما رفتيم كه برايمان تاريخ سينما و فيلم هاي گذشته تا حال رو با مونتاژي عالي به نمايش درآورد و نهايتا بخش تروكاژهاي ويژه شرايط سقوط يك سفينه فضايي و انفجار رو برامون متصور ساخت.
در ادامه بازم به پارك اول برگشتيم و اين بار سوار ترن صخره اي فيلم هاي وسترن شديم كه البته ارزش صف چندصد نفره رو داشت.

و اين شد كه در پايان حسن ختام كار ما گردش با قطار دور محوطه پارك اول در حالي بود كه تقريبا پارك تعطيل شده بود.

راستش تجربه جالب بود اما اگه با بچه اونجا بريد بايد انرژي مضاعفي بذاريد و البته چپ و راست پول بابت تنقلات و لباسهاي مبدل و ماسك هايي بديد كه همه بچه ها رو مجذوب خودشون كرده بود.
به هر صورت اين هم تجربهاي بود ارزشمند كه شايد حداقل براي يكبار بايد انجام مي داديم و هردومون با اينكه خسته شده بوديم اما از اومدنمون به هيچ وجه پشيمون نبوديم و نهایتا 9 شب رسیدیم هتل!
ادامه دارد ... .

باور قلبی ما اینه که سفر نه تنها هزینه نیست، بلکه یجورایی سرمایه گذاریه. چرا که خاطرات ارزشمندش تا پایان عمر همراهمونه و یادآوری اونا در طول زمان احساس لذت بخشش رو بارها و بارها در خاطرمون زنده می کنه.