صبح آخرين روز اقامتمون در پاريس به سرعت ساكهامون بستيم و چون پروازمون براي براتيسلاوا عصر  بود تا ظهر مي تونستيم بازم تو پاريس به گردش اختصاص بديم. اما چون مقررات جديد بسياري از هتلها زمان چك اوت رو 11 صبح اعلام كرده بودند به ناچار بايد اتاقمونو تحويل مي داديم.

از اينا كه بگذريم اين بار مقصدمون برج ايفل بود تا شايد با يكساعت زودتر از ساعت شروع به كار برج، بتونيم از پس جمعيت منتظر براومده و بالاخره بالاي برج ايفل رو از نزديك تماشا كنيم. اما با اينكه ساعت 8.30 صبح اونجا بوديم با ديدن صف چندصدنفري كوپ كرديم. جالب اينكه درست كنار ما دروازه‌اي بود كه افراديكه اينترنتي بليط برج رو خريده بودن بدون اونكه صف زيادي رو پيش رو داشته باشن مستقيما وارد بخش سوار شدن به آسانسورها مي شدن. ماكه امكان پرينت رو نداشتيم از اينكه اين فرصت رو از دست داديم يكم دپرس شديم. بالاخره پس از اونكه ساعت 9.30 در و باز كردن، ما هم در امتداد جمعيت پس از چك هاي امنيتي بليطمونو خريديم. قيمت بليط تا طبقه دوم 8.5 يورو و تا نوك ايفل 14 يورو بود. با اينكه دوست داشتيم نوك ايفلم زيارت كنيم اما راستش با خيل جمعيت و ظرفيت كم آسانسورهاي كوچك فوقاني، ريسك نكرديم و اين شد كه نهايتا با آسانسورهاي كه نسبتا بزرگ بودند به طبقه دوم برج ايفل اكتفا كرديم.

http://s3.picofile.com/file/7498560428/006_2_.jpg

طبقه دوم كه تقريبا همون وسط برج به حساب مي ياد هم حال و هواي متفاوتي داره.

http://s1.picofile.com/file/7498560535/007_2_.jpg

هواي غبار آلود پاريس، منظره رود سن و ساير بناهاي تاريخي همه از اون بالا شكل ديگري دارن. جالب اونكه همه چي هم ساختن يعني از رستوران گرفته تا فروشگاه سوغاتي فروشي و ... . تو اين وادي گرفتن عكس هاي متعدد از چپ و راست هم توسط توريستها دنبال مي‌شد و البته خوشبختانه چون ما تو همون سري هاي اول بازديد كننده بوديم، هنوز اونقدر شلوغ نبود كه دست و پاگيرمون بشه.

http://s1.picofile.com/file/7498560642/034_2_.jpg

به هر حال با اينكه مي شد يكم بيشتر اون بالا بمونيم اما سريعتر برگشتيم تا بتونيم از هتل راهي فرودگاه بشيم. اين بار هم مترو هاي پاريس و برنامه منظمشون خيالمونو راحت مي كرد و با اينكه ساك همراهمون بود اما پيدا كردن مسير برامون خيلي سخت نبود.  

http://s1.picofile.com/file/7498560000/161.jpg

اون ساختمونهاي بلند كه در دوردست ديده ميشه محله لادفانس يا همون نيويورك پاريس هست كه ما وقت نشد بريم ببينيم.

تبليغاتي كه تو متروهاي پاريس ديديم خيلي جالب بود. ما فقط عكساشو نگاه ميكرديم چون فرانسه بلد نبوديم ولي جالبه كه وقتي برگشتيم يه ايميلي دريافت كرديم با عنوان "در استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي آدم باشيد!" فرهنگ سازيشون واقعاً ستودنيه. اگه ازين عكسا تو متروهاي مام بذارن شايد خيليا ديگه روشون نشه خيلي كارا رو بكنن.

جالبه كه ما اونجا تو متروهاي آلمان هم خيلي ميديديم كه صندلي ها خاليه ولي كسي نميشينه. اصولا اصراري براي نشستن نداشتن! برعكس اينجا كه همه مثل عقاب بالا سر صندليا وايسادن و به محض اينكه  خالي شد يا حتي كامل خالي نشده ميشينن! وقتي در مترو ايستگاه امام باز ميشه همه حمله مي كنن و نهايتاً وقتي گرد و خاك مي خوابه مي بيني همه جوونها و جربزه دارها جا ها رو گرفتن و پيرها و ضعيفترها وايسادن!

اين ايميلو كه دقيقا نمي دونیم منبعش كجاست اينجا مياریم . نسبتا جالبه:

در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید!

سیستم حمل و نقلی پاریس به نظر من سیستم تقریبا کاملی است که به تمام نقاط شهر خدمات رسانی می کند اما این سیستم گرچه به نظر می رسد ایرادات کمی داشته باشد اما نگرانی ها درباره فرهنگ استفاده از این سیستم ها مشاهده می شود.
بنابراین شهرداری پاریس با استفاده از تبلیغات فرهنگی دنبال فرهنگ سازی است.
اخیرا وقتی تبلیغات شهری مخصوصا در فضای مترو را مشاهده می کنیم این تبلیغات معنا دار دیده می شوند.
شاید افرادی که در استفاده از وسایل حمل و نقل پاریس اینگونه رفتار می کنند به خود آیند که یعنی من شبیه این حیوانات هستم؟
اما این تبلیغات چه هستند:


 درباره شهرهای دیگر اطلاعی ندارم اما در مترو های پاریس صندلی های تاشویی وجود دارد که نزدیک درهای ورودی واگن های مترو است وقتی مترو شلوغ است بهتر است که مسافر متوجه شود که با ایستادن فضای بیشتری را در اختیار سایر مسافران قرار می دهد. این تصویر هم چنین وضعی را تشریح می کند. یعنی فردی را نشان می دهد که این فرهنگ را ندارد و بدون توجه به مسافران دیگر شبیه یک حیوان به راحتی در صندلی خود لم داده است.
این تبلیغ که نمادهای خطوط مترو و رنگ هاش را نشون میده و در این مورد خط 2 و 3 را نشون داده می گه: تنبلی کردی و فضای زیادی را اشغال کردی . سرزنش های دو یا سه باره دیگران روبروته.

"متاسفانه ما چون نمی دونستیم َ تو راه فرودگاه همش رو اين صندلي تاشوها مينشستيم! چون بار داشتيم و مي خواستيم به در نزديكتر باشيم!"
 
تبلیغ می گه: 5 تا آدم را مثل رم کرده ها ترسوندن نشان دهنده این نیست که زمان کسب کرده ای.
این تبلیغ هم یک آدم را با کله یک گاو نشون میده که چطور وارد مترو می شود. یعنی قبل از اینکه بگذارد مسافران دیگر پیاده شوند اینگونه وارد مترو می شود و فردی که این تبلیغ را کشیده او را مصداقی از یک گاو شاخدار می نامد.


 
خط یک مترو را نشون میده و میگه یک بار آدامست را در مترو به بیرون تف کن اما حتما آدامس به کف کفش های خودت هم می چسبه. در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید. کسی که این تبلیغ را ارائه کرده چنین افرادی را با صورت چنین حیوانی تصور کرده است.


باز هم از آیکون زرد که نشان دهنده خط یک مترو هست استفاده کرده و روی تبلیغ نوشته : یک بار از روی گیت ورودی پریدی اما مطمئن باش که جریمه اش را هم باید بپردازی.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید.
در این تبلیغ فردی که این کار را می کنه و من هم بارها شاهد چنین صحنه هایی توی متروی پاریس بودم شبیه قورباغه تصویر شده است.


اتوبوس خط 86 را نشون میده و می گه : با صدای 86 دسیبل با موبایل حرف زدی . تمام حریم خصوصی ات و دوستانت را از دست می دهی...
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید
چنین فردی مثل یک خروس هست.

خلاصه در ترمينال اتوبوس هم كه مارو به فرودگاه بوژه مي رسوند، پس از خريد بليط 15 يورويي، در كنار جمعيتي كه تعدادشون كم هم نبود ايستاديم. اما خوشبختانه نظم اين ترمينال مثال زدني بود چون با تخصيص همزمان 3 اتوبوس، ما بدون دردسر سوار بر اتوبوس، با پاريس وداع كرديم. در مسير راه با كمي خوش شانسي از نزديكي لادفانس كه اصطلاحا نيويورك پاريس ناميده ميشه گذشتيم و اين شد كه بناهاي زيباي اونجا رو هم بصورت جسته و گريخته ديد زديم. و همه اينها وداعي نه چندان شيرين با شهر زيباي پاريس و همه خاطره هاي خوب آن بود.