روز دوم اقامتمون تو وين عزم و جزم كرديم كه ديگه كل رينگ مركزي يا همون شهر قديمي رو يكجا بازديد كنيم و خوشبختانه چون هتلمون نزديك رينگ مركزي بود پياده راه افتاديم. رینگ وین خیابانی است که منطقه یک این شهر را از دیگر مناطق جدا می کند. وین قدیم همین منطقه یک بوده و جایی که امروز رینگ وین قرار دارد باروی اطراف شهر بوده است. با گسترش شهر، بارو تخریب می شود و خیابان کنونی جای آن را می گیرد. اشراف ساختمان های گران قیمتی در دو طرف این خیابان می سازند و به تدریج به یکی از باشکوه‌ترین خیابان‌های اروپا تبدیل می شود. بیشتر آن ساختمان ها حالا به هتل های گران قیمت تبدیل شده اند.

اولش گفتيم يه چرخي با تراموا دور حلقه مركزي بزنيم تا يه ديد كلي از منطقه دستمون بياد اما متاسفانه جهت برعكس رفتيم و از رينگ خارج شديم. خيابونها و ساختمونها تو وين نظم خاصي دارن. بيشتر خيابونهاي مسكوني كه ما ديديم همه ساختمونهاش يكدست بودند. فرضاً همه آپارتمانها سه طبقه يا چهار طبقه بودند، حتي نماي ظاهريشون هم مشابه بود.

جهت اشتباه تراموا ما رو به مناطق مسكوني شهر برد. اين شد كه رفت و برگشتمون يه 20 دقيقه‌اي طول كشيد. بعدش با كمك نقشه در جهت نزديكترين بناي تاريخي كه کلیسای تاریخی کیزرگرافت نام داشت رفتيم.

http://s3.picofile.com/file/7499124729/011.jpg

انصافا كليساي بزرگ و قشنگي بود كه مثل همه كليساهاي اروپايي پر از مجسمه و نقش و نگار بود.

http://s1.picofile.com/file/7499125264/014.jpg

با ادامه دادن مسير به پشت ساختمون پارلمان رسيديم كه ساختمونهاي زيبايي اونجا بودند. يكيش همين ساختمون Rathaus يا همون شهرداري بود.

http://s3.picofile.com/file/7499125799/025.jpg

البته بعدا فهميديم، تموم شهرت و زيبايي ساختمون تو بناي جلوي پارلمانه كه خوشبختانه در بازديد عصرگاهيمون، اونو هم از دست نداديم.

بعدش راهي ميدون موزه شديم.

http://s3.picofile.com/file/7499127197/055.jpg

چهار طرفش 4 ساختمون موزه بود و از قرار با پرداخت حدود 28 يورو مي‌شد هر چهار موزه رو يكجا ديد. يه محوطه بزرگ سرسبز داشت كه كمي اونجا استراحت كرديم.

http://s1.picofile.com/file/7499126020/041.jpg

اما راستش نه وقت ديدن موزه رو داشتيم و نه ديگه حسش بود چرا كه ديدن موزه‌هاي لوور و واتيكان توقعمونو خيلي بالا برده بود.

http://s3.picofile.com/file/7499126234/043.jpg

اين شد كه بيشتر محوطه اطراف رو برانداز كرده و به ديدن تصاويري كه از چشمي‌هاي كانتينترهاي زرد رنگ كنار موزه (يه چيزي شبيه شهر فرنگ درست كرده بودند!)، اشياء داخل رو نشون مي داد بسنده كرديم.http://s1.picofile.com/file/7499126983/054.jpg

توي اين دريچه ها نگاه مي كردي و تمام اشياي داخل موزه رو با يه فيلم و موسيقي نشون ميدادند!
http://s1.picofile.com/file/7499128381/061.jpg
روي ساختمون موزه پر از مجسمه هاي زيبا بود، وقتي بيشتر دقت كرديم متوجه شديم كه هركدومون يه زوج معروف رو نشون ميدن، مثلا زوح داخل عكس زير فاوست و هلن هستند!
http://s3.picofile.com/file/7499127418/057.jpg

اروس و سايكي
http://s1.picofile.com/file/7499127739/058.jpg
از اونجا با چند قدم پياده‌روي راهي مجموعه کاخهای هافبرگ Hofburg شديم كه به واقع علاوه بر بناي زيبا، محوطه بسيار سرسبز و مفرحي داشت.http://s3.picofile.com/file/7499128602/066.jpg
قصری که ساختنش 700 سال طول کشیده و هرگز به پایان نرسیده است. در حال حاضر موزه های "مردم شناسی"، "آلات موسیقی"، "اشیاء یافته شده در افسوس ترکیه" و موزه‌ی "اسلحه" در آن قرار دارند. موزه "جواهرات" وین هم همانجاست. از آنجاییکه هاپسبورگ‌ها بر کشورهای مختلفی حکمرانی می کرده اند، مجموعه ی کاملی از جواهرات اروپا را می شود در این موزه دید.  هرچند به جهت تعمييرات مثل خيلي ديگر از اماكن ديدني وين، با روكش هايي پوشيده شده بود و گرفتن عكس هاي زيبا رو دشوار كرده بود. اما وسط ميدون مجسمه‌هاي زيبايي بود كه مورد استقبال توريست‌ها واقع مي شد.
 
http://s3.picofile.com/file/7499127953/059.jpg

درست در همين زمان يكدفعه صداي موسيقي و مارش نظامي اومد و بعدش گروهي نظامي با يونيفورم‌هاي خوشرنگ و بسيار منظم وارد ميدون شدند و شروع به اجراي مارش نظامي يا سرود ملي كردند و توجه توريست ها رو به خودشون جلب كردند.
 
http://s3.picofile.com/file/7499129565/080.jpg

آبخوري كنار خيابون
http://s1.picofile.com/file/7499129137/073.jpg

از اونجا به بعد در حاليكه ديگه ظهر شده بود و كم كم داشتيم خسته مي شديم مسير مونو ادادمه داديم.

http://s1.picofile.com/file/7499129244/074.jpg

و پس از موزه سي سي، به كوچه مقابل رفتيم.

http://s1.picofile.com/file/7499130321/093.jpg

براي اينكه دستخالي وين رو ترك نكرده باشيم در مغازه‌هاي محدود اطراف دنبال خريد يادگاري شهر افتاديم تا ويترين خونمون از يادگاري اين كشور محروم نمونه و اين شد كه نهايتا با بازاريابي گرم 2 خانوم فروشنده پير، يك بشقاب كوچك با نقش سي سي و البته آرم وين خريديم.

http://s1.picofile.com/file/7499130963/094.jpg

اين سي سي هم كه عكسشو همه جا در وين مي بينيد براي خودش ماجراهايي داشته. ملكه اليزابت اتريش و مجارستان (1838 تا 1898) كه ظاهراً در زمان خودش زن بسيار زيبايي بوده. زيبايي طبيعي البته چون در اون زمان اصلا رسم نبوده كه آرايش كنند.

File:Erzsebet kiralyne photo 1867.jpg


با قد 172 سانت و وزن 50 كيلو و دور كمر 50 سانت! اينا رو همشو تو ويكي پديا نوشته بودا! و خيلي هم اهل سفر بوده. و در اون زمان به تناسب اندامش خيلي اهميت ميداده حتي توي قصر براي خودش سالن بدنسازي و سونا و ... داشته!


File:Winterhalter Elisabeth.jpg


موهاش به قدري بلند و پرپشت بوده كه هميشه از سنگيني موهاش شكايت مي‌كرده! اونها رو چندلا مي بافته و  رسيدن به موها و اندامش روزانه ساعتها وقتشو مي‌گرفته! اون گل سرهاي ستاره اي كه روي موهاش هست، از الماس بوده و خيلي معروفند، تو وين و هرجا ميرفتي ميديديشون.

اين خانم اينقدر به زيبايي اهميت ميداده كه از سن 32 سالگي به بعد ديگه اجازه نميده عكسشو بكشن يا ازش عكس بگيرن تا هميشه همينطور جوون تو اذهان بمونه. الانم تو اينترنت سرچ كنين تمام عكسهاش مربوط به دوره جوونيشه. تنها يكي دو تا عكس از زمان پيريش هست.

البته خيلي هم اهل ادبيات و يادگيري زبان‌هاي مختلف و شعر و ... بوده. خلاصه شخصيت قابل بررسي‌اي داشته به طوري كه بارها از زندگيش فيلم و كتاب و ... درآوردن. اما اين خانم زيبا با اين همه كمالات زندگي در عين حال دردناكي داشته. 4 تا بچه داشته. بچه اولش در سن دوسالگي مرده بوده و تنها پسرش در سن سي سالگي خودكشي مي‌كنه! خودش هم در سن 60 سالگي توسط يه آنارشيست و با ضربه چاقو به قتل مي‌رسه.

خيلي به زندگينامه اين ملكه‌ها علاقمند شدم. جالبه كه تو هر كشوري كه رفتيم و از هر ملكه اي كه خوشمون ميومد تو اينترنت سرچ مي‌كرديم متوجه مي‌شديم چقدر بدبخت بوده! درحالي كه ما هميشه فكر مي‌كنيم اگه مثل ملكه‌ها زندگي كنيم خوشبختيم و اين برامون يه مثال شده. چون پادشاهها كه درگير مسايل مختلف حكومتي و سياسي هستند و طبعاً خيلي بهشون خوش نمي‌گذره ولي آدم هميشه فكر مي‌كنه اون ملكه‌ها و شاهزاده‌هاي دور و بر چه كيفي مي‌كردن و چه زندگي خوب و راحتي داشتند ولي وقتي تو عمق زندگيشون ميري مي‌بيني كه واقعاً خيلي بدبخت و تنها بودن.

در ادامه پلكان معروف آلبرتينا در موزه آلبرتينا را بالارفتيم.


http://s3.picofile.com/file/7499131612/101.jpg

http://s3.picofile.com/file/7499132147/109.jpg


و از اونجا هم به خيابون بسيار زيباي كارنتنر (Karntner) وارد شديم. چپ و راست پرشده بود از فروشگاههايي با اجناس ماركدار و رستورانها و كافه هاي خيابوني.


http://s3.picofile.com/file/7499133010/110.jpg


با ادامه دادن مسير و در حاليكه مزاحمت چند بچه موجب شده بود تا مردي كه با رنگ كردن خودش به صورت مجسمه تكدي كنه، عصباني بشه رو با دقت تماشا كرديم و بعدش به سراغ کلیساي وين يا سنت استفان كه بیشترین بازدید کننده را در مرکز شهر داره رفتيم.


http://s1.picofile.com/file/7499135264/139.jpg

http://s3.picofile.com/file/7499133652/120.jpg

بنایی بلند و نتراشیده که البته هنوز مورد استفاده قرار میگیرد و برج بلندی دارد که بايد 3.5 یورو بدي و از 300 پله اش نفس زنون بالا بری.


http://s3.picofile.com/file/7499133973/124.jpg


راستش اولش خيلي سخته به خصوص اينكه دوار و تنگ شبيه پله هاي عالي قاپو هستند و تعداد زيادش و مواجهه با ساير توريست‌ها كه دارن پايين ميان آدمو گيج ميكنه. اما وقتي بالا مي‌رسي ديگه همه چيو فراموش مي كني و از پنجره هاي 4 طرفش ميتوني كل شهر وين رو از بالا تماشا كني.

http://s3.picofile.com/file/7499134301/130.jpg


بعد از كمي تفرج در بالاي برج قصد پايين اومدن كرديم كه البته اونم خودش حكايتي داره. مي گن در سرداب اين ساختمون گورههاي دستجمعي مردمي كه چندصد سال قبل در شيوع طاعون مردن و همونجا دفن شدن اما ما راستش حسشو نداشتيم كه اونجا هم بريم. يه كم هم ترسيديم كه يه ميكروب ازون موقع زنده مونده باشه و عدل نصيب ما بشه، حالا بيا و درستش كن!


http://s3.picofile.com/file/7499134943/133.jpg


عصر پس از اونكه يه‌خورده ناپرهيزي كرده و سيب زميني سرخ كرده در مك دونالد خورديم. جالبه وقتي كه تو مك دونالد بوديم يه دختر چادري ديديم! آدم فكرشو هم نمي تونه بكنه كه تو اون محيط يكي چادر سرش كنه! خيلي جالب بود.


http://s3.picofile.com/file/7499129993/085.jpg


يكم انرژي گرفته و اينبار با مترو راهي ساختمونهاي سازمان ملل شديم. مقر سازمان ملل در وین، در سال ۱۹۷۹ ساخته شده و از نظر اهمیت، سومین رتبه را در جهان دارد. سازمان ملل در بخشی از وین واقع شده که به آن Donauinse  یا  Danube Island گفته می شود. چونكه وسط جزيره اي بين دوشاخه رود قرار داره.

این مجموعه که از مرکز شهر يكم فاصله دارد، سازمان ها و دفاتر متعددی را در بر می گیرد. به عنوان مثال سازمان توسعه صنعتی يا همون يونيدو، سازمان انرژی اتمی، و... در این مجموعه قرار دارند. ساختمان سازمان ملل متعلق به اتریش است و سازمان ملل متحد آن را از اتریش اجاره کرده، البته به بهایی سمبلیک: یک یورو در سال! خلاصه وقتي اونجا رسيديم خواستيم بدون اعتنا وارد دروازه ورودي بشيم اما نگهبان جلمونو گرفت و گفت بازديد فقط تا ساعت 2 ظهر و اونم با ليدر تور امكان پذيره!


http://s3.picofile.com/file/7499135806/145.jpg

اين يادبود قربانيان مواد مخدره.

http://s1.picofile.com/file/7499135478/144.jpg


در ادامه به سراغ پارك شهر رفتيم كه نزديك همونجا بود و محوطش نسبتا بزرگ بود. اما برخلاف تصور چرخ و فلكش خيلي كوچيكتر از انتظارمون بود.


http://s3.picofile.com/file/7499136234/153.jpg

يكم بازي هاي هيجان آور شبيه ساير شهر بازي ها هم داشت و البته نكته جالب دستگاههايي بود كه نيم يورو مي انداختي و بعدش با فشار دادن شاسي سعي مي كردي سكه هاي داخل رو مال خود كني. يه يارو داشت به سبك مشابه بعضي دوستان! با مشت و لگد دستگاه را وادار مي كرد تا تعداد بيشتري سكه بندازه كه به نظر معامله پرسودي ميومد!

حوالي غروب راستش خسته تر از اون بوديم كه ناي راه رفتن داشته باشيم. اين شد كه ترجيح داديم با تراموا يه گشتي تو شهر بزنيم اما ساعتي بعد جلوي باغ زيبايي كه تراموا ايستاد پياده شديم. اينجا يادبود موزارت بود. موتزارت ده سال آخر عمر کوتاهش (37 سال) را در وین گذرانده است و در وین هم در گذشته. اما آرامگاه او دقیقا معلوم نیست.


http://s1.picofile.com/file/7499136555/159.jpg


موزه ی هنرهای زیبا را که به آثار باروک و رنسانس اختصاص دارد هم همونجاست. در این موزه کارهای روبنس، تینتورتو، وان دایک، تی سین و... را می شود دید.


http://s1.picofile.com/file/7499136983/160.jpg

باغ پروانه ها كه ما دير رسيديم و بسته بود ولي بيرونش هم محيط زيبايي داشت. توي اون سوله شيشه‌اي پروانه‌ها آزادانه پرواز مي‌كردند! 

http://s1.picofile.com/file/7499137204/162.jpg

دوباره سوار تراموا شديم و به گردش ادامه داديم كه رسيديم به ساختمون پارلمان و سريع پياده شديم و غروب آفتاب رو اونجا بوديم و كلي عكس گرفتيم.


http://s1.picofile.com/file/7499137739/173.jpg

اينم تراموا خط رينگ وين
http://s1.picofile.com/file/7499137953/188.jpg

بعدش نوبت ساختمون اپرا بود كه چشم انداز زيبايي داشت.

http://s1.picofile.com/file/7499138381/194.jpg

بگذريم از اينكه تو منطقه رينگ چندين زن و مرد محترمانه مراجعه مي كردند و در خواست فروش بليط اپرا رو داشتند. جلوي ساختمون اپرا هم چادرهاي بزرگ سيرك زده شده بود كه به تبعش جمعيت زيادي تو اونجا در رفت و اومد بودند. اولش به سرمون زد كه اگه بشه شبمونو با سيرك به پايان ببريم. اما بعد چون ديديم تا 10.30 شب طول ميكشه و ما هنوز ساكمونو براي مقصدنهايي نبستيم قيدشو زديم و با دقايقي گشت و گذار به هتل برگشتيم.

http://s3.picofile.com/file/7499138167/191.jpg

شب كه آخرين شب اقامتمون تو اروپا بود با آخرين گشت و گذارها در لابي هتل و وداع با سفري بياد ماندني همراه شد. در لابي هتل با اينترنت آخرين سرچ هامونو انجام داديم و البته نيم نگاهي هم به رفتار ساير مسافرها داشتيم.

قبرستان مرکزی وین Zentralfriedhof هم یکی دیگر از مکان های دیدنی وین است که ما فرصت نکردیم برویم... مقبره ی بتهوون، شوبرت، برامس، کارل کراوس و... اونجاست.  از ديگر جاهايي كه فرصت نشد ببينيم کاخ "شون برون" Schönbrunn است. "شون برون" قصر ییلاقی هاپسبورگ‌ها در اطراف وین بوده که با گسترش وین بخشی از شهر شده است. این قصر ۱۴۰۰ اتاق دارد که ۴۰ اتاق آن برای بازدید عموم در نظر گرفته شده است.