پاسخ به پرسش هاي دوستان در مورد كوش آداسي

برخي از دوستاني كه در اين مدت به ما لطف داشتند و در بخش نظرسنجي مطالب پرسش هايي مطرح كردند كه پاسخ به اونا شرط ادب هست:

پاسخ سميه خانوم،

1- قيمت تور ما ۵۴۵ هزارتومان بود. ( هواپيما، هتل با صبحانه و شام) همونجوري كه مفصل توضيح داديم، بهترين قيمت براي تورهاي تركيه تو خرداد ماه است. اگه بتونيد برنامه تونو جوري آزاد كنيد كه ۲ يا ۳ روز قيل از تورها، سريع ثبت نام كنيد، معمولا نرخ ويژه با قيمت هاي پايين گير مي يارين.

2- در مورد آژانس ها هم معمولا 2 يا 3  تا آژانس اصلي وجود داره كه بقيه همه واسطه اونا هستند. تو سالهاي مختلف فرق مي كنه، اما فكر كنم براي تركيه الي گشت و دلتابان  بيشتر از بقيه فعالند.

پاسخ رها جان:

1- حمل و نقل تو كوش آداسي گرونه، به خصوص تاكسي. البته ميني بوس هايي كه اسمش دولموش هستش هم وجود داره اما اولا بايد شماره ها و مسيرها رو ياد بگيريد و دوم اونكه تا حدود 9 يا 10 شب بيشتر كار نمي كنه. طبيعتا با دور شدن از شهر امكان رزرو تورها رو از دفاتر محلي به طور مستقيم، نداريد.

2-  ما درخصوص هتل تاتليس هيچ نظري نداريم، چون اصلا اونجارو نديديم ولي احتمالا خيلي به پارك ساحلي نزديك نيست. اما به هر حال نه بد مي گيم و نه خوب.

3-  دفاتر توريستي در تموم خيابونهاي مركزي شهر از صبح تا 9 شب كار مي كنه. حتي اگه زرنگ باشيد، مي تونيد يكم تخفيف هم بگيريد. طبيعتا اگه داخل شهر باشيد مي تونيد از اين شرايط بهتر استفاده كنيد.

يه سلام ويژه هم براي اميرجان همسفر سنگاپور دارم كه به ما لطف داره و با ديدن سايت برامون پيغام گذاشته. ببخشيد كه نشد خبرتون كنيم. انشاء ا... براي سفر بعدي.

خاطرات كوش آداسي – روز پاياني– در مسير بازگشت

چهارشنبه آخرين روز اقامت در كوش آداسي محسوب مي شد و طبيعتا ما بايد آماده بازگشت مي شديم. بدين جهت ابتدا سعي كرديم كه كمي بيشتر استراحت كنيم. بعد از صرف صبحانه مفصل كه به نوعي بتونه مارو تا عصر نگهداره به اتاق برگشتيم، چون بايد ساعت 12 اتاق رو تحويل مي داديم، عملا به جهت پرهيز از گرمازدگي سعي كرديم تو اتاق بمونيم و علاوه بر استراحت، آروم آروم ساكمونم بستيم.

در زمان خروج از هتل و پس از تحويل ساك ها، از رزپشن در مورد قيمت رزرو انفرادي هتل پرسيديم و اون گفت كه تو اين فصل قيمت اتاق از 70 يا 80 پورو كمتر نيست. اين شد كه با توجه به آنكه قيمت تور ما خيلي كمتر از اين حرفها بود، خيليحس خوبي داشتيم.

در هر حال پس از خروج از هتل، چيزي كه زياد داشتيم وقت بود. بخصوص اينكه هواهم فوق العاده گرم بود و ما خيلي حس پياده روي رو نداشتيم. اين شد كه تو خيابون بغل هتل كه به بازار مركزي وصل مي شد شروع كرديم به گشت و گذار در مغازه ها.

 در فروشگاهي كه نسبتا شلوغ بود، (LC WALKIKI) چشم مون برخي اجناسي كه تخفيف خورده بود را جذب كرد، اين شد كه در طبقات مختلف شروع به جستجو براي خريد نموديم. نكته ديگري كه جذبمان كرد، ارائه يك كلاه در صورت خريد بيش از 40 لير به مناسبت روز پدر بود و اين شد كه ما حدود 75 لير خريد كرديم. اما وقتي براي حساب كردن به صندوق رفتيم، عملا فروشنده اعلام كرد كه فقط براي اجناس مردانه در صورت خريد بيش از 40 ليري جايزه مي دهند . در حاليكه اجناس مردانه ما 39.5 لير بود، اما بازهم فروشنده قبول نكرد. ابتدا كمي بهمون برخورد. بعد گفتيم نبايد اجازه دهيم كه تركها به ما ركب بزنند و اين شد كه پس از پرسجو از مسئول صندوق، با خريد 2 جفت جوراب به قيمت 3.5 لير عملا متصدي صندوق رو  از رو برديم و آنها هم مجبور شدند كلاه را به ما تحويل دهند. فقط كلي عمليات بروكراسي را براي اصلاح خريد انجام دادند!

عصر در حاليكه هواي بيرون خيلي گرم بود و ما عملا جايي براي موندن نداشتيم، تصميم گرفتيم از ساعات باقيمانده، نهايت استفاده رو ببريم. اين شد كه اول به قلعه كبوتر رفتيم تا نهار رو اونجا بخوريم و براي آخرين بار از اونجا ديدن كنيم. بعدهم سري به بازار مركزي زديم و پس از كلي گشت و گذار، مطابق قراري كه باهم داشتيم، يك قطعه يادگاري اون شهر رو كه كشتي صنايع دستي كوچكي بود، خريداري كرديم. بعدهم با باقيمانده پولمون چند بسته باسلوق تركي خريديم، هرچند بعد از باز كردن فهميديم علي رغم بسته بندي بزرگ و زيباش، محتويات جعبه خيلي كم بود!

غروب هر طوري بود سر ساعت 6 در لابي هتل منتظر مونديم، اما متاسفانه مسئولين تور خيلي بدقول بودند و درحاليكه ديگه از اومدنشون نا اميد شده بوديم و يجورايي فكر برنامه ريزي براي رفتن تا فرودگاه ازمير رو تو سرمون مي چرخونديم كه سر ساعت 8 اتوبوس اومد و ما پس از كلي شكوه، سوار شده و راهي فرودگاه شديم.

در فرودگاه، تنها مسافراي ايروني 2 خط هوايي تركيش و پگاسوس حضور داشتند كه پرواز پگاسوس حدود نيم ساعت زودتر از ما بود. مسئول تركيش اير با ديدن بليط هاي ما دلمونو لرزوند و گفت كه بليط ها اشتباه صادر شده، اما پس از اينكه فهميديم مال همه همينجوره، خيالمون يكم راحت شده و با اومدن مسئول تور و صحبت با اونا، قضيه حل شد. از اونجائيكه در فاكتوراي خريد فروشگاههاي ترك، نوشته بودند كه خارجي ها مي تونند، مبلغ ماليات رو پس بگيرند،در سالن با كلي زحمت قسمت مربوطه رو پيدا كرديم. اما يارو آب پاكي رو ريخت رودستمون و مارو پيچوند و هيچي هم بر نگردوندند!

خلاصه همراه مسافراي خسته و بي حال ما هم تقريبا سرموقع سوار هواپيما شديم و اين شد كه اين سفرهم خيلي زودتر از اينكه انتظار داشتيم به پايان رسيد و فقط خاطراتش رو برامون به يادگار گذاشت. تو هواپيما از بس ايروني ها از مهماندارا آب خواستند، بيچاره ها ديگه بريده بودند!

نهايتا اين سفر هم با خاطرات خوبش به پايان رسيد و مارو در حسرت اين روزهاي تكرار نشدني باقي گذاشت. نمي دونيم كي دست تقدير دوباره شرايط رو مهيا مي كنه كه به اونجا برگرديم، اما اميدواريم در طول سالهاي آتي فرصت تجربه سفرهاي خاطره انگيز بيشتري رو داشته باشيم.

خاطرات كوش آداسي – روز ششم – سوكه

سه شنبه صبح به سرمون زد كه اين بار هم خودمون با ميني بوس يا در واقع همون دولموش تركها، بريم بيرون، اين شد كه با تعريفي كه از مراكز خريد سوكه شنيده بوديم، تصميم گرفتيم كه بريم اونجا، بنابراين شال و كلاه كرديمو و بدون معطلي با پياده روي به ميدون ايستگاه ميني بوس ها رسيديم. جالب اونكه اين بار هم مرد تركي رو كه قبلا در مسير پارك ملي ديده بوديم، همونجا سر ايستگاه ملاقات كرديم. اونم فوري مارو شناخت و خيلي گرم برخورد كرد، بعدشم مارو به ايستگاه سوكه راهنمايي كرد. بازم به راننده سفارشمونو كرد كه مارو جاي مناسب پياده كنه و نهايتا ماهم سوار بر دلموش حركت كرديم.

شهر سوكه به كوش آداسي فوق العاده نزديكه و حدود يك ربع بعد اونجا رسيديم. حدود 2.5 لير هم كرايه هر نفر بود. درست همين زمان مرد ديگري كه تازه از صحبتش فهميديم ايرانيه نيز با ما پياده شد. از قرار اون ديروز با خانواده اش اومد بود سوكه و حالا مي خواست دوباره خريد كنه. اونجور كه او راهنمايمون كرد مراكز خريد در مكاني خارج شهرند و بايد با يك دلموش ديگه كه 1.5 لير كرايش بود اونجا مي رفتيم. خلاصه هرجوري بود اونجا رسيديم.

برخلاف انتظار، در يك محوطه نسبتا كوچك در خارج شهر سوكه، تعدادي فروشگاه پوشاك كه در 3 ضلع يك مربع قرارداشتند، به عرضه محصولاتشان اشتغال داشتند. بيشتر فروشگاهها برخي از محصولاتشان را در قسمت هايي از فروشگاه با تخفيف مي فروختند ليكن با دقت بيشتر، به نظر مي رسيد كه برخي از اين محصولات داراي زدگي هستند. البته قيمت البسه در مقايسه با ساير فروشگاههاي داخل تركيه نسبتا خوب بود و براي مثال با 20 تا 30 لير ( حدود 15 تا 20 هزارتومان) مي شد تي شرت هاي با كيفيت مناسب خريداري كرد.

البته ما چون چندان قصد خريد نداشتيم، خيلي اونجا نمونديم و در حاليكه هوا در ظهر بسيار گرم شده بود در مسير جاده به انتظار ميني بوس شهر سوكه مانديم. از آنجا هم به گاراژ اصلي رفته و به سمت كوش آداسي حركت كرديم. در ميدان اصلي پس از پياده شدن به جهت گرمي هوا و البته كمي هم حماقت!، قيد حداكثر 10 دقيقه مسير پياده تا هتل را زديم و سوار دولموشي شديم كه تصور مي شد از مسير جلوي هتل عبور كند. اما از شانس بد ما آن دولموش به لانگ بيچ كه در خارج شهر بود رفت و ما ناگزير كلي وقت و پول صرف كرديم (حدود 9 لير) كه دوباره به نزديكي هتل برگشتيم. در حاليكه هردومان بسيار خسته و گرمازده شده بوديم.

عصر پس از كمي رفع خستگي قصد خروج داشتيم كه ياداشت آژانس را دريافت كرديم كه فردا عصر ساعت 6 منتظر اتوبوس فرودگاه باشيم. با توجه به اين موضوع ابتدا تصميم گرفتيم كه براي فردا نيز تور يك روزه اي ثبت نام كنيم اما پس از ديدن برنامه تورها عملا متوجه شديم كه ريسك نرسيدن به موقع و تحميل هزينه 100 يورويي تا فرودگاه وجود دارد و اين شد كه عملا قيد اين كار را زديم. در واقع شايد در برنامه ريزي تورها از ابتداي هفته كمي بي تجربه گي كرديم، چرا كه برخي از تورها فقط روزهاي خاصي برگذار مي شوند و طبيعتا ما بايد با برنامه ريزي صحيح به نوعي اين موضوع را مورد توجه قرار مي داديم. اين شد كه بقول كارمند آژانس مهمت شايد سال ديگه براي ثبت نام باقي تورها زمان مناسبي باشه!

ادامه دارد ... .