خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز هشتم(پایانی)- موزه ملی چین، یاشو مارکت

بالاخره آخرين روز اقامتمون در پكن هم فرا رسيد و حالا دیگه ما كمتر از يك روز كامل فرصت داشتيم تا بخشي از ناديده هاي پكن رو تكميل كنيم. به همين خاطرم هست كه بارها گفتيم اگه واقعا مي خوايد پكن و اطرافش رو بگرديد حداقل 10 روز كامل وقت لازم داريد!

صبح بعد اونكه ساكهامونو به رسپشن هتل تحويل داديم ديگه عملا وقت زيادي نداشتيم و سريع زديم بيرون. اين عجله منجر شد در آخرين لحظه فرصت چك كردن نهايي آدرس رو از دست بديم و با اينكه مي دونستيم موزه ملي پكن در ميدون تيان آن من قرار داره اما راستش اين تيان آن من واسه خودش يه شهريه و دو تا ايستگاه مترو با همين نام و يه ايستگاه ديگه مترو با نام Qianmen در پایین اون قرار داره. همينم شد که تصمیم گرفتیم بازم تو مترو از يه پسر جووني كه با کلی دک و پز داشت تو گوشی 5 اینچیش یه فیلم زبان اصلی اکشن تماشا مي كرد موضوع رو سئوال كنيم!


http://s5.picofile.com/file/8108431700/364.jpg


يارو انگار برق گرفته بودش با تعجب ما رو نگاه كرد و سر تکون داد و به چینی یه چیزی بلغور کرد! ولی بعد از 10 دقيقه که مدام دیدیم با خودش درگیره و فیلمشو قطع کرده، تو صفحه گوگل ترنسليتش ترجمه يه واژه چيني رو  نوشته بود که به انگلیسی میشدwhere you go? ما هم براش نوشتيم موزه ملي و يارو بعد كلي اينور اونور زدن و مشورت با چند نفر دور و بریاش، ايستگاه پاييني مترو رو تو ميدون تيان آن من رو نشون داد كه راستش بعدا فهميديم با توجه به زماني كه تغيير خط از ما گرفت عملاً بهتر بود تو همون ايستگاه موردنظر خودمون پياده بشيم! اینه که واقعاً بعضی وقتا به اطلاعات خودتون تکیه کنین خیلی بهتره!

دقايقي بعد نفس زنان از تو ميدون تيان آن من از مترو بالا اومديم. حالا راستش چون بين ساختمون پارلمان و موزه ملي که درست مقابل هم در دو طرف میدون قرار دارن یکم شك داشتيم ترجیح دادیم تا اين بار از يه توريست خارجي كه حداقل زبون فهم باشه موضوع رو بپرسيم و اونم بدون معطلي ساختمون موزه رو در سمت شرق ميدون نشونمون داد! این توریستهای اروپایی آمریکایی گاهی خیلی بهتر از خود محلیا می تونن کمک کنن! واقعا به اینا می گن توریست! انگار لونلی پلانتو می خورن میان سفر!


http://s5.picofile.com/file/8108431768/367.jpg


دقايقي بعد به ورودي موزه رسيديم و اين بار با سخاوت چيني ها مواجه شديم كه با نشون دادن پاسپورت امكان بازديد از موزه به صورت رايگان فراهم مي شد.

--------------------------

حسابشو بکنید تو فرهنگ چینی بجای اینکه مقاماتشون هدیه هارو ببرن تو ویترین خونشون محصور کن، تو صدسال گذشته همه رو یه جا جمع کردن و یه موزه حسابی ترتیب دادن!


http://s5.picofile.com/file/8108432442/437.jpg


http://s5.picofile.com/file/8108432592/446.jpg


http://s5.picofile.com/file/8108433418/491.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز هفتم- معبد آسمانی(بهشت)، نمایش گلدن ماسک

يه خواهرزده 6-7 ساله داريم كه اسمش محمده! اون برخلاف خيلي از بچه هاي همسن و سالش عاشق صبحونه است و يه جمله معروفي داره كه مي گه من اصلا به اين اميد شب به رختخواب مي رم تا فردا صبح بشه و يه صبحونه حسابي بخورم! راستش مایه خجالته اگه بگیم كه ما هم از شب قبلش هميشه به هواي صبحونه پر و پيمون و متنوع هتل خوابمون مي برد!

از اینا که بگذریم چون شب قبل بلیط تخفیف دار برنامه نمايش سنتي گلدن ماسك رو با کمتر از نصف قیمت تورها از طريق اينترنت فيكس كرده بوديم عملاً فقط تا عصر زمان آزاد براي گشت شهري فراهم بود و این شد که مقصد اين بارمون معبد آسماني يا همون معبد بهشت انتخاب شد.


http://s5.picofile.com/file/8106725234/262.jpg

---------

با ورود به محوطه باغ همون اول کار بازم از دور صداهاي موسيقي به گوش مي رسيد و لحظاتي بعد جمعيتی سر زنده و پر انرژي از چيني ها رو دیدیم كه با نواختن موسيقي و حركات موزن و ورزش تای چی و البته آوازهاي دسته جمعي و ...، از همديگه و البته از موسيقي شادش انرژي مي گرفتن.


http://s5.picofile.com/file/8106725092/234.jpg


در دو طرف دالان زنان و مردان مسن خودشونو با بافتني بافتن و ساخت صنايع دستي سرگرم مي كردن و تو اين بين شايد كمك خرجي هم براي زندگي فراهم مي شد.نگاههاي كنجكاو و لبخندهاي محبت آميزشون حس قشنگي رو به آدم القا مي كرد. جالب بود که این همه پیرمرد و پیرزن کاملا با هم سرگرم شده بودند و شور و شوق زیادی درشون موج میزد. زنها در مورد مدلهای مختلف بافتنی با هم همفکری می کردند و مردها کاردستی درست می کردند! یعنی کاملا یه کلاس روان درمانی و افزایش انگیزه برای آدمهای مسن بود!


http://s5.picofile.com/file/8106725150/242.jpg


http://s5.picofile.com/file/8106725218/253.jpg


http://s5.picofile.com/file/8106725518/336.jpg

در وسطاي نمايش به يكباره در صحنه اي سيل جاري ميشه و حجم آب اونقدر زياده كه آدم واقعا مبهوت ميشه و خودش رو وسط اون سيل حس مي كنه. جاي فوق العاده ما به نحوي طراحي شده بود كه آب درست از دريچه هاي نزديك صندليمون تخليه مي شد بدون اينكه اصلا خيس بشيم و جالبتر اونكه خنكي اين حجم از آب كمك مي كرد تا حس واقعي تري از اين نمايش خارق العاده داشته باشيم!


http://s5.picofile.com/file/8106725468/330.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات سفر به چین(2013)- پکن- روز ششم- معبد لاما، پارك شاهي جينگ شان و وان فو جین

صبح با كلي اميد و آرزو يكم زودتر پاشديم تا اطلاعاتمون درخصوص تيانجين رو تكميل كنيم. تو این حین يكسري از بچه هاي تور هم با پرداخت 100 دلار امروز با ليدرمون عازم تيانجين بودن  و ما هم كه دادن اين نوع پول ها به هيچ وجه با گروه خونيمون سازگاري نداشت با كمك اينترنت كل هزينه هاي رفت و برگشت به اونجا رو در حدود 20 دلار برآورد كرده بوديم.

با پيشنهاد زوج جووني كه همسفرمون بودن قرار شد كه اونا هم ما رو تو سفر همراهي كنن و این شد که حدود 8/5 صبح گروه كوچك چهارنفرمون از هتل زد بيرون.


http://s5.picofile.com/file/8104810734/098.jpg


تيانجين شهر ساحلي كوچكي در نزديكي پكن به شما مي ياد كه با قطارهاي سريع السير چيني در كمتر از 40 دقیقه قابل دسترس هست. البته از هتل ما بايد يه مسير طولاني تا ايستگاه قطار رو هم در نظر مي گرفتيم كه نهايت كمتر از يكساعت بعد به ايستگاه قطار رسيديم.

با دنبال كردن تابلوهاي راهنما، خیلی راحت صف خريد بليط قطار رو پيدا كرديم و دقايقي بعد با کلی شور و اشتیاق نوبتمون شد. بعدشم با تلاش بسیار و بكار بردن زبون بين المللي اشاره و گوگل ترانسلیت به فروشنده حالي كرديم كه بابا مي خوايم بريم تيانجين و اونم اول همه پول خريد بليط يكطرفه رو ازمون گرفت و بعد گفت خوب حالا پاسپورتتونو رد كنيد بياد! ما كه انگار برق گرفته بودمون گفتيم كه بابا مگه مي خوايم بريم خارج! پاسپورت واسه چي؟ اما اين چيني ها خيلي زبون نفهمنن و كلا چون تو سيستم اطاعت محض از دستورات بزرگ شدن، هيچ رقمه جا نداري تا چونه بزني و ما هم كه پاسپورتمونو تو هتل جا گذاشته بوديم و حالا حسابي حالمون گرفته شده بود، دست از پا درازتر پولمونو پس گرفتيم و كلي حسرت به دل اين تيانجين وامونده شديم!

.............

شيوه عبادت هم در نوع خودش جالبه! بطوريكه زائرين متعصب با هر شکل و ظاهر متفاوت هركدومشون يه زنبيل پر چوب عود در دست دارن و  وقتي وارد مي شن در هر مرحله و هرحياط يك آتشدان قرارداره كه چند تا دونه از اون عود ها رو داخل مجمر مي اندازن!


http://s5.picofile.com/file/8104810600/071.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811326/185.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811234/154.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811542/206.jpg


http://s5.picofile.com/file/8104811726/216.jpg


برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه نوشته