خاطرات سفر به کره جنوبی(2018)- سئول- بخش اول- اینسادونگ، میون دونگ و قصرهای قدیمی

در یکی از روزهای نسبتا سرد آخر پاییز سوار بر هواپیمای اماراتی به همراه دوستی همسفر در قالب یک سفر کاری به سمت سرزمین های خاور دور در حرکتیم. سفری که تا چند وقت پیش حتی تصورشم برامون محال بود! ما کجا و کره جنوبی گرون کجا!

صندلی های داخل هواپیما کاملا توسط چشم بادومی های سخت کوش کره ای اشغال شده. با این حال تک توک مسافرهایی هم با ظاهر غیر کره ای مانند مسافر صندلی کناریمون داخل این سفینه فلزی حضور دارند. این حضور پررنگ کره ای وقتی خودش رو نشون داد که در زمان سرو غذا، مهموندارها علاوه بر ترکیب پیشنهادی غذاهایی که بیشتر با ذائقه کره ای ها هماهنگ بود، حالا دیگه دسر و مزه سنتی معروف کره ای ها یعنی کیمچی رو هم سرو می کردند. بعدا در مورد این کیمچی که جز جدانشدنی یک غذای کره ای استاندارده بیشتر سخن خواهیم گفت!

 

 

طول مسیر 9 ساعته سئول از دبی طولانیتر از اون چیزیه که فکر کنین با یکم خواب و کمی چرخ زدن در شبکه فیلم مونیتور جلوی روتون بتونین راحت بگذرونین. به خصوص اونکه فاصله صندلی ها در این غول آهنی دوطبقه ای حداقل برای مسافرهای طبقه پایینی خیلی هم دلچسب نیست! با این حال امکان استفاده از 20 مگابایت اینترنت رایگان هواپیما هم بد نیست. هرچند به محض اینکه وارد فضای هوایی چین می شید این امکان تا زمان خروج از مرز چینی ها قطع میشه!

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

نکاتی چند در سفر به آمریکای شمالی و مرکزی: کانادا و مکزیک_ و نیز سفر با کودک خردسال (2019)

دوستان عزیز قبل از هر چیز پوزش صمیمانه ما رو بابت تاخیر چند هفته اخیر در بروزرسانی وبلاگ بپذیرید. خیلی سرمون شلوغ پلوغ بود. اونهایی که بچه کوچیک دارن و هر دو شاغلن میدونن ما چی میگیم. حالا به همه اینها برنامه ریزی برای یه سفر نسبتا طولانی اونور دنیا هم که اضافه بشه چی میشه؟!

 

آبشار نیاگارا

 

این بار مقصدمون یکم بلندپروازانه تر بود! یه قاره دیگه اونور دنیا! چه میشه کرد هنوز هم خاطرات خوش سفر قبلی به آمریکای لاتین قلقلکمون میداد! هرچند با این قیمت ارزها مطمئناً خیلی هاتون الان بهمون ناسزا می گین! دیدیم که خیلیهاتون (حتی اون سفر بروها) سفرهاتون رو متوقف کردین یا حداقل نوعش رو تغییر دادین اما برای ما اینطوری نیست. دلیلش چیه؟ خیلی پولداریم؟ خیلی بیدردیم؟ خیلی دلمون خوشه؟ نه اینطوری نیست!

دلیل اصلی اینکه ما حتی تو این شرایط اسفناک به سفرهامون ادامه میدیم اینه که سفر اولویت اول زندگی ماست. هرکسی تو زندگیش یه چیزی رو تو اولویت قرار داده. یکی خونه و ماشین. یکی درس. یکی کار. یکی خانواده. یکی پول درآوردن. خلاصه هرکسی به یه چیزی تو زندگیش فکر میکنه که دوست داره بهش برسه. دیدن دنیا برای ما اون چیزه. اون چیزی که اگه نباشه زندگیمون معناش رو از دست میده. چون فقط تو سفر هست که با کند شدن زمان مفهوم زنده بودن رو حس می کنیم!

دلیل دوممون اینه که زندگی خیلی کوتاهه و فرصت ها مثل ابر در گذرند. هیچ کس هم به ما قول نداده که ما حتما عمر طولانی ای خواهیم داشت. کی میدونه که یه ساعت دیگه هست؟ چرا باید همه عمر منتظر بمونیم که یه اتفاقی بیفته؟ که همه چیز درست بشه. ایران گلستان بشه. دلار بشه 7 تومن. پاسپورتمون بشه پاسپورت ژاپنی. کی به ما سند داده که ممکنه این اتفاق ها بیفتن؟ منتظریم که چی بشه؟ ما باید اول از همه این شرایط رو بپذیریم. قبول کنیم که ممکنه هیچ چیزی بهتر نشه پس بهترین انتخاب رو تو همین شرایط داشته باشیم.

البته اینم بگیم که هزینه های این سفر رو با کلی مکافات جور کردیم و حداقل بخش دلاریش نتیجه پس اندازهای قبلیمون به قیمت خرید دلار کمتر از سه هزارتومن بود و بقیه رو هم تا تونستیم اقتصادی برنامه ریزی کردیم! هرچند تو همین حول و حوش بود که دلار حتی به 15 تومن هم رسید! بگذریم ... .

 

آبشار نیاگارا

 

خودتون حق بدین اگه بخواین فقط نفری 7.5 میلیون تومن پول بلیت هواپیما بدین و حدود 17 ساعت هم تو راه باشید نمیشد کمتر از 2-3 هفته برای سفر برنامه ریزی کرد. چون ساعت خوابتونم بهم میخوره و چند روز هم برای رفت و آمد باید کنار بگذارید!

تو این سفر اهداف بزرگی در سر داشتیم و با اون همه زحمت و هزینه‌ای که بیشتر از کل پس‌انداز یکسالمون رو بلعید تصمیم گرفتیم حداقل با چندتا کشور و فرهنگ مختلف آشنا بشیم. به خصوص اینکه با ویزای مولتی کانادایی که تو پاسمون بود حالا می تونستیم بدون نیاز به ویزا به مکزیک هم سفر کنیم. واسه همینم از مونترال و شهر دیدنی کبک شروع کردیم و با یه تنوع خوب وارد مکزیکوسیتی و پوئبلا شدیم و نهایتا با بازگشت به تورنتو کانادا و دیدن آبشار نیاگارا اون رو به پایان رسوندیم.

 

میدون اصلی شهر کِبِک

 

البته کانادا خودش یه قاره بزرگ محسوب میشه که از شرق تا غربش حدود 7 یا 8 ساعت پرواز هواپیماست! واسه همینم دو دل بودیم که آیا کل زمان سفر رو به همین کشور اختصاص بدیم و با یه تور داخلی از مونترال یا تورنتو تا جزیره پرنس ادوارد و ... پیش بریم یا نه؟ (خصوصاً که یکیمون عاشق داستان آن شرلی بود و کتاب آن شرلی رو بارها خورده بود و خیلی دوست داشت اون منطقه رو ببینه.) اما بعد با محاسبه هزینه ها و بعد مسافت و این که تورها زمینی بودن و مجبور بودیم یک هفته مدام تو ماشین باشیم و در نظر گرفتن اینکه ممکنه بچه خسته بشه و ...) به این نتیجه رسیدیم که سفر مکزیک هم ارزونتر در می یاد و هم یه کشور بسیار متفاوته که تا حالا ندیدیم پس میتونه خیلی برامون جذابتر باشه.

 

نمای شهر تورنتو از جزایر

 

همونطوری که بارها گفتیم برای همه دوستانی که بچه کوچیک دارن، برنامه ریزی برای سفر همیشه با نگرانی ها و قیدهای زیادی همراهه. از فاصله زمانی پرواز و تحمل بچه گرفته تا آب و هوا و ترس از بیماری و البته امکانات زیربنایی مناسب که بتونه گشت و گذار با کالسکه رو فراهم کنه! از طرف دیگه دوستانیکه سفرهای ما رو دنبال می کنن می دونن سبک سفرهای ما خیلی ماجراجویانه نیست و بیشتر بر پایه سفرهای ارزون قیمت و برنامه ریزی شده خانوادگی قرار داره! واسه همینم نگرانی از ناامنی های احتمالی در مکزیک و احتمالا بی برنامگی های شبکه حمل و نقل و ... یکم کار رو سخت تر می کرد. اما خوشبختانه تو این سفر کل برنامه ریزی هامون نتیجه داد و خدا رو شکر مشکل خاصی پیش نیومد.

 

میدان زوکالو- مکزیکو سیتی

 

با این حال از اونجا که معمولا نگارش سفرنامه های ما با وقفه طولانی انجام میشه و ممکنه خیلی از دوستان بخوان اطلاعات اولیه این سفر رو یکم زودتر داشته باشن، این پست مختصر رو آماده کردیم که امیدواریم مورد پسند دوستان مشکل پسندمون واقع بشه!

اول از همه بد نیست یکسری اطلاعات کلی داشته باشین:

غذا و خوراک

کانادا:

بطور کلی غذاهای کانادایی شباهت زیادی با سایر کشورهای اروپایی و غربی داره. البته به لطف مهاجران گوناگون تا دلتون بخواد رستوران چینی و هندی و مهمتر از همه ایرونی داره! با این حال پیش غذای معروفشون پوتین نام داره که یجورایی شبیه همون سیب زمینی سرخ کرده و پنیر روش هست که خیلی هم سالم نیست! به جز این ها پنکیک با شیره افرا و یکسری شیرینی جات مثل تارت کره ای و نان ها هم طرفدارهای خاص خودش رو داره.

اما قیمت هر وعده غذای آماده در رستوران های معمولی از پرسی کمتر از 10 یا 15 دلار در نمی یاد! تازه باید حدود 10 درصد هم انعام زوری رو به این قیمت ها اضافه کنید!

البته برخی هایپر مارکت های داخل شهر (مثل Urban Fresh) هم ترکیب متنوعی از انواع غذاها رو دارن و به قیمت هر صد گرم رو حدود 2 تا 3 دلار ارائه می کنن و چون به قول این دوستان این آمریکای شمالی ها خیلی جِنِرس (دست و دلباز) هستند برخلاف مدل هایپر استار داخلی، خودتون غذا رو تو ظرف می ریزین و طبیعتا انتخاب 100 گرم های دلچسب و مقوی خیلی هم سخت نیست!

 

غذای کشیدنی داخل فروشگاه

 

بازار لارنس- شهر تورنتو

 

جدا از اینا از نگاه ما شاید بد نباشه با استفاده از سیستم AIRBNB اقامت در آپارتمان یا خونه های شخصی رو تجربه کنید. اگه حس و حالش رو هم داشته باشین و قبلا یه پلوپز تک نفره تهیه کرده باشین و با خودتون ببرین می تونین اونجا با خرید سبزیجات تازه و ... برای نی نی تون سوپ و پلو طبخ کنید! البته این خونه ها معمولا امکانات پخت و پز و ماکروفر هم دارند و خوشبختانه مواد اولیه غذایی مثل مرغ و گوشت و ...، معمولا قیمت های معقولی دارند و حداکثر  یک و نیم تا دوبرابر قیمت های ایران هستند! البته حواستون باشه که سیستم وزنی اونجا براساس پونده پس از دیدن قیمتها خیلی ذوق زده نشین! اول ضربدر دو کنین بعد تصمیم بگیرین!

 

داخل بازار

 

همچنین المنت های آبجوش ساز هم در سفرهای خارجی و البته این سفر بسیار پرکاربرد هستند! هرچند آپارتمان و خونه ها معمولا کتری برقی و چای ساز هم دارند. راستی یادتون باشه سیستم برق اونجا 110 ولته و ممکنه بعضی وسایل اونجا خوب کار نکنن و لازمه که حتما مبدل تبدیل 220 به 110 رو برای تمام دستگاههاتون داشته باشین.

همچنین در مونترال عمدتا در خیابون شربوروک و در تورنتو در محله ریچمون هیل و نزدیکی ایستگاه فینچ (خیابون های یانگ و استیلز) تعداد زیادی از رستوران و سوپرمارکت های ایرونی با همون طعم و شکل ایرونی رو می تونین پیدا کنی.

 

سوپر ایرانی اخوان- شهر مونترال

 

برای آب هم گفته می شه که آب لوله کشی مناسب آشامیدن است و ما هم در همه اون روزها به این آب برای خوردن اعتماد کردیم و خدا رو شکر مشکلی نداشتیم!

 

مونترال

 

مکزیک:

بطور کلی مکزیک به واسطه سرزمین های پهناور و سرسبزش تو هر دو بخش کشاورزی و دامداری بی نیازه! واسه همینم علاوه بر تاکو های خوشمزه و پر و پیمون که زیربنای همشون نون ذرت هست، کلی غذاهای دیگه مثل تاماله و انواع پیتزهای سنتی و سوپ هست و به وفور همه جا در دکه های خیابونی و رستوران های رنگ و وارنگ پیدا می‌کنین که خوشبختانه این غذاها با ذائقه ما همخونی دارن!

 

 

البته غذاهای مکزیکی معمولاً با ادویه‌ زیاد و تند درست می‌شن. همیشه و همیشه و روی هر غذا و میوه و نوشیدنی ای باید از اون پودر قرمز رنگ چیلی بریزن تا بهشون بچسبه که ماها می تونیم مقدارش رو کمتر کنیم.

 

 

ذرت مکزیکی هاشون هم که با کره فراوان و پنیر پوشش داده میشه فوق العاده است!

 

 

از طرف دیگه تا دلتونم بخواد فست فود و مک دونالد هر گوشه ای از خیابون محله های توریستی یافت میشه. برای گیاهخواران هم انواع غذاها با پایه سبزیجات موجوده.

میوه های فصلی و استوایی هم که تا دلتون بخواد همه جا یافت میشه! هرچند در مقطع زمانی که ما اونجا بودیم این جهش نرخ برابری ارز یکم دست و دل آدم رو برای خرید می لرزوند و قیمت میوه ها عمدتا دوبرابر ایران بود!

 

 

خوشبختانه قیمت غذاها هم در مقایسه با کیفیت و کمیتشون خیلی بالا نیست و اگه مشکل‌پسند نباشین و بجای رستوران لوکس و ستاره دار سراغ دکه های خیابانی پرطرفدار شهر برین با همون قیمت های مشابه رستوران های 4 یا 5 ستاره ایران، می تونین شکمتونو صفا بدین! که البته بازهم برای ما خیلی ارزون نیست!

برای آب هم گفته می شه که آب لوله کشی مناسب آشامیدن نیست و ما هم در همه اون روزها معمولا بطری های 3 یا 4 لیتری رو به قیمت حدود 13 تا 18 پزو (کمتر از یک دلار) از فروشگاهها خریداری می کردیم!

حمل و نقل شهری

کانادا:

همونطور که انتظار می رفت زیرساخت های حمل و نقل شهری و بین شهری در کانادا کیفیت مناسبی داره و به خصوص برای سفر با همراهی کالسکه بچه ها و یا حتی معلولین و ...، بسیار کارامد و مناسب طراحی شده که نیازی به باز و بسته کردن کالسکه نیست! به خصوص در تورنتو که تقریبا همه مترو ها آسانسور یا پله برقی دارن! هرچند هزینه های حمل و نقل هم بسیار بالا و کمرشکن هست به طوریکه معمولا برای هر سفر با اتوبوس یا مترو در شهرهای بزرگ کانادا حدود 3.5 تا 4 دلار هزینه میشه و هر بلیت فقط حدود 2 ساعت اعتبار داره و حداکثر میشه یه اتوبوس به همراه مترو رو سوار شد!

البته در تورنتو باید حواستون باشه وقتی از قطار پیاده شدیدن، همونجا با فشار دگمه مخصوص روی صندوق قرمز رنگ بلیت اتوبوس رو دریافت کنید.

 

 

مهمتر از اون به جهت وسعت و پراکندگی مناطق مسکونی عمدتا اگه بخواین خارج از منطقه مرکزی شهر اقامت کنین باید برای هر سفر حدود 3.5 تا 4 دلار اضافه برای اتوبوس تا مقصد مترو هم بپردازید! چون منطقه های خارج از بخش مرکزی سیستم حمل و نقل متفاوت دارند و طبیعتا هزینه جدا باید بپردازید.

 

 

گاهی اوقات اگه بیشتر از سه نفر باشید شاید هزینه تاکسی های اوبر و لیفت که مشابه اسنپ ما هستند مناسبتر هم باشه! هر چند برای این تاکسی ها باید کارت اعتباری داشته باشین و پول نقد قبول نمی کنن!

در مسیرهای بین شهری هم هزینه ها بسیار بالا است و گاهی کرایه ماشین سواری مناسبتره! هرچند خیلی باید حواستون به مقررات رانندگی اونجا و هزینه های پارکینگ باشه و اگه از قبل برنامه ریزی نکرده باشین خیلی هم این روش براتون به صرفه درنمیاد!

جالب اینکه در ایستگاههای اصلی مترو تورنتو راهنماهایی با کاور قرمز حضور دارن که سریع برای راهنمایی به سراغتون می یان. جدا از اون ها چندین بار که توقف کرده بودیم تا مسیر رو پیدا کنیم همیشه حداقل یه داوطلب به سراغمون میومد و پیشنهاد راهنمایی می داد!

 

 

مکزیک:

برخلاف انتظار زیرساخت های حمل و نقل شهری و بین شهری تو مکزیکوسیتی واقعا عالی بودن. شبکه مترو بسیار قوی در مکزیکوسیتی که عمده مکان های توریستی رو به هم وصل می کرد جای هیچ شکایتی باقی نمی ذاشت!

 

 

البته در زمان های پیک کاری مثل اول صبح و دم غروب مترو یکم شلوغ می شد اما حتی در اون زمان هم ما مشکلی برای تردد نداشتیم. به خصوص اینکه همیشه واگنی در انتها یا ابتدای مترو برای خانوم هایی که بچه به همراه دارند در نظر گرفته شده.

بلیت مترو برای هر بار وارد ایستگاه شدن 4 پزو معادل حدود 22 سنت آمریکا بود و تا از مترو خارج نمی شدید اعتبار داشت. تمامی ایستگاهها هم آسانسور یا پله برقی داشتند اما مشکل اینجا بود که برای آسانسور باید کارت ویژه معلولین یا مسافران خاص رو می داشتید! وگرنه در برخی ایستگاه که پله برقی نداشت بالا و پایین رفتن از پله ها با کالسکه یکم چالش برانگیز بود!

همه خیابون های مکزیکو سیتی و پوئبلا و حتی کوچه پس کوچه ها طراحی مخصوص پیاده رو ها برای معلولین و کالسکه دار ها رو به بهترین شکل داشت و به راحتی می شد ساعت ها با کالسکه در پیاده رو ها قدم زد و برای ما خیلی جالب و حتی رشک برانگیز بود که اینها با این همه فقر و بدبختی و حتی سیستم شهری قدیمی شون به این مساله فکر کردن که شهر مال همه است و کسی که با ویلچر یا کالسکه میاد بیرون هم حق داره بتونه تو پیاده رو راه بره و از زندگیش لذت ببره. چیزی که ما هنوز بعد این همه سال هنوز براش هیچ برنامه و عزم راسخی نداریم در حالی که تعداد زیادی کم توان و جانباز داریم.

 

مکزیکوسیتی

 

تاکسی های مکزیکو سیتی هم تنوع زیادی دارند. جدا از تاکسی های رسمی فرودگاه و تاکسی های تلفنی که هتل ها هماهنگ می کنن و قیمت های نسبتا گرونی دارند، تاکسی های صورتی رنگ داخل شهر که تاکسیمتر دارند گزینه نسبتا مناسب تری به شمار می یان.

 

زوکالو- مکزیکوسیتی

 

البته اوبر هم با قیمت های رقابتی اش نقش پررنگی در حمل و نقل شهری مکزیکو سیتی بازی می کنه.

اتوبوس های بین شهری هم در مکزیک کیفیت نسبتا خوبی داشت. با این حال متوسط قیمت هاشون اصلا قابل مقایسه با ایران نیست و معمولا یکم گرون در می یاد. فرضا از مکزیکو سیتی تا پوئبلا که حدود دو ساعت راه هست ما ارزونترین اتوبوسی رو که پیدا کردیم برای مسیر بدون توقف حدود 190 پزو (حدود 10 دلار آمریکا) و برای برگشت حدود 155 پزو گرفت. (البته هر دو رو در همون زمان رفت خریدیم.)

 

تاپو- ترمینال اتوبوسرانی مکزیکوسیتی

 

جالب اونکه در هر دو کشور برای کودکان و حتی ورود کالسکه هیچ هزینه یا شارژ بلیتی هم صورت نمی گیره و عملا برای بچه ها استفاده از همه این خدمات رایگانه!

امنیت

در مورد امنیت کانادا که نیازی به توضیح نیست. مردم تو خونه های ویلایی عمدتا در خونه رو قفل نمی کردن و حتی در ماشین ها معمولا باز بودن! ظاهرا کانادا رو باید یکی از نقاط امن جهان نامید.

همونطور که قبلا هم گفتیم مکزیکو سیتی نیز مانند برخی دیگر از شهرهای آمریکای لاتین مثل بوینس آیرس و حتی تا حدودی مونته‌ویدئو و فوز دی‌ایگاسو (Foz de Iguacu) به مراتب امنتر از خیلی نقاط توریستی جهان بود. در هر حال باید توجه داشت در برخی مناطق باید حتما اصول احتیاطی رو رعایت کنین. در مجموع به قول دوستان اگه خودتون سراغ دردسر نرید- و صد البته موارد احتیاطی رو رعایت کنید - دچار دردسر نمی شید!

با این حال در همه ایستگاههای مترو و نقاط توریستی شهر، پلیس حضور بسیار پررنگی داشت و یجورایی تا دندون مسلح بودن! 

کجا اقامت کنیم؟

کانادا:

مونترال و به خصوص تورنتو شهر های نسبتا بزرگی هستند با این حال انتخاب محل اقامت اهمیت زیادی داره. اساسا شما دو انتخاب کلی دارید:

 اولی اقامت در مرکز شهر و منطقه مرکزی یا اصطلاحا همون داون تاون Downtown هست که در اینصورت عملا دیگه همه جا رو با شبکه مترو شهر یا اتوبوس های مجهز طی کنید. خلاصه اینکه ظاهرا بهترین محل اقامت همین منطقه است. تنها مساله اینجاست که در این منطقه هتل های خوب کم یا گرون هستند و قیمت اجاره خونه ها هم چندان اقتصادی و مناسب نیست و عموما در فصل های گردشگری از قیمت های شبی بالاتر از 150 و 200 دلار شروع میشه!

دوم انتخاب خونه و آپارتمانه. برای همین هم بیشتر گردشگران با بودجه اقتصادی در آپارتمان ها و خونه تمیز و تجهیز شده کمی دورتر از مرکز شهر اقامت می کنند. مزیت دیگر این خونه ها برای دوستانی که مشکل غذای کودک یا نوزادشون رو دارند اینکه اینجوری میشه همونجا مواد اولیه غذایی بخرن و با کمک ماکروفر و گازی که این خونه ها دارند حس بهتری رو تجربه کنند. قیمت این خونه ها هم معمولا از شبی حدود 70 یا 80 دلار شروع میشه!

ما هم با انتخاب خونه ای مناسب در منطقه ریچموند هیل شهر تورنتو (که البته یکم دور از مرکز شهر تورنتو ولی بسیار مورد علاقه ایرانیها برای زندگی هست) تجربه بسیار خوبی داشتیم. به خصوص اینکه صاحبخونه مون یه زوج جوون و خوب ایرونی با نام معصومه و آرش بودن که محیط خونه شون رو که طبقه پایین ویلاشون بود رو تا حدودی مطابق سلیقه ایرانیها تزئین کرده بودند.

مکزیک:

مکزیکو سیتی هم یه شهر بزرگ با جمعیت بیست میلیونی است که انتخاب محل اقامت جدا از نظر امنیت از نظر دسترسی ها هم مهمه. برای همین بهترین محل اقامت در اطراف میدون مرکزی شهر که زوکالو Zocalo نامیده میشه و یا میدون ایندیپندنت و بلوار ریفورما و محله هایی چون روما و ... است. هرچند هتل های این منطقه ها طبیعتا کمی گرونتر هستند و انتخاب دیگه اینه که مثل ما با فاصله اندکی از این محله ها، هتل رو در جایی در نزدیکی ایستگاه های مترو انتخاب کنید.

 

زوکالو- میدان اصلی مکزیکو سیتی

 

پارک چاپولتِپِک- مکزیکوسیتی

 

البته در مجموع قیمت هتل ها در مکزیکوسیتی در مقایسه با کانادا و ... چندان گرون نیست و با شبی 20 تا 40 دلار هم میشه جای نسبتا مناسبی پیدا کرد.

حالا بد نیست یه نگاهی هم به تک تک این کشورها داشته باشیم:

کانادا

کانادا رو نمیشه یه کشور نامید! در واقع چندتا کشور بزرگ و پهناور از شرق تا غرب آمریکای شمالی کانادا رو تشکیل داده. مقصد ما فقط بخشی از جنوب شرقی این کشور پهناور بود که از مونترال و شهر دیدنی کبک شروع شد و در نهایت پس از بازگشت از مکزیک در تورنتو و نیاگارا به پایان رسید.

در یک نگاه کلی  شهر تاریخی کبک ساختاری جذاب و توریستی مشابه محله های قدیمی اروپا داشت و شهر کوچک نیاگارا با چشم انداز فوق العاده آبشار و سرزندگی خیابون های داخل شهر، از نگاه ما شهرهای بسیار جذابی برای توریست ها بودند.

 

اسکله- مونترال

 

منطقه مرکزی شهر مونترال تشکیل شده از چندتا خیابون تنگ و باریک و یکی دوتا کلیسای قدیمی و محله های اقلیتی مثل چینی ها!

البته بندرگاه قدیمی شهر با یکی دوتا خیابون سنگ فرش شده نزدیک بندر و نیز خیابون طولانی سنت کاترین که برای چند ساعتی می تونه جذاب باشه.

 

 

 

جزیره کوچک و پارک ژان دغاپو و کره فولادی و موزه داخلیش در کنار پارک و چشم اندازهای قشنگش هم از دیگر جذابیت های البته نه چندان ارزون شهر به شمار می یاد!

 

پارک ژان دِراپو- مونترال

 

 

 

با این حال نباید از محیط زیبای پارک مونت رویال، دریاچه و چشم انداز دیدنی شهر از داخل پارک و نیز کلیسای چند طبقه ای سنت ژوزف غافل شد که شاید مهمترین بخشی بود که از مونترال دوستش داشتیم.

 

تپه مونت رویال- مونترال

 

 

 

در کنار این ها بوتانیک گاردن و پارک المپیک و ... هم کمی دورتر در گوشه شهر قرار دارن که با صرف هزینه های نه چندان ارزون گزینه بدی برای گشت و گذار نیستند.

اما در مورد کبک داستان کاملا متفاوته! بطوریکه اگه مونترال بیاین و شهر تاریخی و کوچک کبک رو نبینین انگار هیچ چیز ندیدین!

 

کبک سیتی

 

اگه مثل ما خوش شانس باشین شاید بتونین تور یه روزه کبک رو به قیمت حدود 10 دلار کانادا بخرین! البته به این هزینه باید قیمت خرید حداقل یه تور اختیاری (که ما تله کابین آبشار رو انتخاب کردیم) و هزینه انعام زوری نفری 7 دلاری رو اضافه کنید که عملا برای ما در مجموع نفری حدود 35 دلار کانادا دراومد!

 

کبک سیتی

 

با تور این شهر که حدودا 2 تا 2.5 ساعت از مونترال فاصله داره، ابتدا از آبشار زیبای مونمورنسی بازدید می کنین و با تله کابین بالای اون می رین.

 

آبشار مونتمورنسی- کبک سیتی

 

 

و بعد در شهر کبک چندین ساعت فرصت دارین تا با گشت و گذار در محله های اطراف بندرگاه حس زیبایی رو تجربه کنین.

 

کبک سیتی

 

 

تورنتو هم شهری بزرگ و غول پیکری در مقایسه با مونترال به حساب می یاد که البته بازم منطقه داون تون Downtown چیز دندونگیری برای گردشگرها نداره!

 

 

یکی دوتا کلیسای نسبتا قدیمی و بازارهای سرپوشیده و در کنارش چندتا قصر (کاسا لوما (Casa Loma)) و بنای تاریخی (البته با مقیاس قدمت کانادا!)

 

 

و البته باغ وحش و یه چیزهایی شبیه برج میلاد و آکواریوم با هزینه های ورودی سنگین اش سرگرمی زیادی به شمار نمی یاد!

در کنارش اگه اهل موزه باشید یه چندتایی هم موزه خوش رنگ و لعاب دارن (مثل موزه سلطنتی انتاریو)!

 

موزه سلطنتی اونتاریو- تورنتو

 

البته میشه با پرداخت ۷۲ دلار  کارت City Pass بگیرید که شامل ورودی بعضی از جاذبه‌ها مثل باغ وحش، موزه سلطنتی انتاریو، برج CN و آکواریوم و... است. که این هم برای ما گرون بود!

 

برج سی ان- تورنتو

 

و البته باز هم اقلیت هایی مثل چینی ها محله هایی با ساختار فرهنگی خودشون طراحی کردن که اگه نسخه اصلیش رو دیده باشین چندان چنگی به دلتون نمی زنه! کانادایی ها مثل اروپاییها خیلی با سلیقه نیستن و شما خیلی مغازه های با دکورهای خیلی خوشگل و آنچنانی تو کانادا نمیبینید. خصوصا که سرمای هوا احتمالا خیلی اجازه ویندوشاپینگ بهتون نمیده و عموما تمام مغازه ها داخل پاساژها و زیرگذرها تعبیه شدن.

با این حال جزایر سه گانه نزدیک تورنتو حداقل برای گشت و گذار نیم روزی انتخاب مناسبی به شمار می یاد. به خصوص در فصل مناسب برای بچه ها که بتونن دریا و تفریحات آبی رو تجربه کنن! ( از اسکله‌ی Queen's Quay کشتی های عمومی هر نیم ساعت حرکت می کنن و بلیت رفت و برگشت  یکجا با قیمت حدود 8 دلار از همونجا خریداری میشه!)  و اگه دنبال پارک و فضای سبز باشید های پارک (High Park) هم انتخاب مناسبیه!

 

 

 

شهر بازی واندرلند هم از مهم‌ترین پارک‌ها در شهر تورنتو محسوب میشه. بهترین ترن‌های هوایی کانادا هم در این شهر بازی قرار داره و کلی تفریحات و بازی های دیگه برای کودکان. البته گرون و نامناسب برای بودجه افرادی مثل ما!

 

 

اما در نزدیکی تورنتو و با حدود دو ساعت رانندگی شهر کوچک و توریستی نیاگارا آن دِ لِیک  و منطقه نیاگارا با آبشار معروفش در مرز آمریکا قرار گرفته!

 

 

نوار ساحلی رودخونه تا نقطه اصلی آبشار با چشم انداز زیبایی از طرف آمریکایی آبشار حسابی آدم رو به وجد می یاره!

 

 

 

البته نمیشه عظمتش رو با آبشار ایگوآسو برزیل و آرژانتین مقایسه کرد!

 

 

در کنار اون کروزهای ماجراجو با هزینه های نه چندان ارزون 28 دلاری گردشگرها رو برای بیست دقیقه به نزدیکی آبشار می برن.

 

 

 

و اگه مثل ما شانس داشته باشین که چشم انداز آبشار رو در شب که با نورپردازی های زیبا رنگی میشه رو هم بازدید کنید که دیگه فوق العاده است.

 

 

 

 

بطور کلی شهر کوچیک اطراف آبشار هم جذابیت های زیادی رو برای گردشگرها به همراه داره!

 

 

از روی پل اصلی هم گیت های مرزی ورود به آمریکا به روشنی پیدا بود! حیف که ویزا نداشتیم وگرنه کمتر از صدمتر تا مرز آمریکا فاصله داشتیم!

 

 

مکزیک

اول همه باید اعتراف کرد که نمیشه با چندتا جمله کوتاه مکزیک زیبا رو توصیف کرد. اونم کشوری بزرگ و وسیع با مناطقی که هر نوع سلیقه توریستی رو راضی نگه می دارند. از مکزیکوسیتی و پوئبلای زیبا و زنده که ما دیدیم تا شهر های جنوبی و ساحل های رویایی کانکون و معابد چندهزار ساله آزتک ها!

 

 

 

ما در قدم نخست شهر مکزیکوسیتی با همه جذابیت های اطرافش رو انتخاب کردیم و نیم نگاهی هم به اطرافش داشتیم. شهری زنده و پویا که می تونه برای چند روز سرگرمتون کنه!

 

 

خیلی ها ماههای مارچ و ایپریل رو که هوا کمی خنکتر هست رو برای سفر انتخاب می کنن اما ما که اوایل جون اونجا بودیم از نگاه آب و هوایی تجربه بدی نداشتیم و هوا معمولا در روز کمتر از 28 درجه بود و یجورایی بهاری محسوب می شد.

 

 

 

در هر حال ما هم مکزیکوسیتی رو با مردم دوست داشتنی و متفاوتش (علی رغم اینکه اکثرا نمی‌تونن انگلیسی صحبت کنن!) و زیرساخت های خوب حمل و نقل شهری و به خصوص مترو عالیش در ابتدای فهرست بهترین مناطق گردشگری پیشنهاد می دیم. این شهر علی رغم ضریب نسبتا مناسب امنیتی که داره و ما هم تا حدود زیادی این موضوع رو لمس کردیم نیاز به توجه و احتیاط بیشتر به خصوص در مورد انتخاب منطقه مورد اقامت و نیز ساعات حضور در خیابون داره!

 

 

 

مناطق اطراف میدون مرکزی شهر که زوکالو نامیده می شه و خیابون ریفرما در اطراف میدون independencia از بهترین مکان های گشت شهری مکزیکوسیتی به شمار می یاد.

 

 

 

در کنار اون یه سفر روزانه به به سمت تئوتیهواکان Teotihuacán که قبل از کشف قاره امریکا در حدود 2000 سال قبل ساخته شده و با جمعیت بالغ بر صدو پنجاه هزار نفر بزرگترین شهر آمریکا در زمان خودش به شمار اومده و بزرگترین هرم های این قاره داشته قویا توصیه میشه. به خصوص دیدن هرم خورشید Temple of Sun و هرم ماه Temple of Moon .(قیمت بلیت رفت و برگشت اتوبوس از ترمینال کنار ایستگاه مترو خط 5 که نام ایستگاهش Autobuses del norte حدود 104 پزو و بلیت مجموعه بزرگ تاریخی حدود 70 پزو است.)

 

 

البته پدر و مادرهای همراه با کودک و نوزاد حواسشون باشه که این مکان یکم پله و پستی بلندی داره و از اون مهمتر چون آفتاب تند و تیزی داره باید حتما کلاه و آب و نوشیدنی های خنک همراه داشته باشند!

 

 

 

شهر زیبای پوئبلا دومین مقصد گردشگری ما بود که البته ما به جهت مشکلات سفر با بچه و باز و بسته کردن ساک، یه سفر یه روزه رو اونجا رفتیم اما به راحتی این شهر می تونه انتخاب خوبی برای اقامتی دو تا سه روزه باشه! ( از ایستگاه San Lazaro که تقاطع دو خط B و خط یک مترو به حساب می یاد ترمینال اتوبوسرانی به مقصد پوئبلا قرار داره و شرکت های مختلف با قیمت های مختلف تقریبا هر 15 دقیقه یه ماشین به سمت اون شهر دارند!)

 

 

 

 

جدا از میدون مرکزی شهر که بازم زوکالو نامیده میشه و خیابون های اطرافش که مکانهایی فوق العاده برای پیاده روی به شمار می یان کلیسای زیبای این شهر کوچک و تله کابین معروفش که از بالای تپه تا پایین کشیده شده هم بسیار جذاب و تماشایی است.

 

 

 

 

در نزدیکی مکزیکو سیتی شهرکوچکی به نام Xochimilco قرار داره که از انتهای خط 2 مترو و ایستگاه Tasquelia ترن مستقیمی به این شهر داره. این شهر به رودخونه های زیباش و مسیر قایق رانی اش معروفه که البته با اینکه ما تا اونجا رفتیم اما به دلیل همراه داشتن کودک خردسال و کالسکه و البته قیمت های گرون بلیت قایق ها که با چونه زدن از نفری حدود 150 تا 200 پزو شروع می شد، سوار قایق نشدیم.

البته باید اعتراف کنیم در سفر به مکزیک از تجربیات ارزشمند دوست خوبمون احمد خانی از سایت سفرنوشت خیلی بهره بردیم که همینجا جا داره از ایشون هم صمیمانه تشکر کنیم.

 

 

سایر نکات مهم :

  • برق شهری در کانادا و مکزیک ۱۲۰ ولت است. دوشاخه‌ها و پریزها از نوع تخت و مستطیلی است! پس بردن تبدیل از ایران یادتون نره!

  • همراه بردن هر نوع غذایی که داخلش گوشت به کار رفته باشه یا انواع گیاه و حتی شیر و لبنیات و ... در فرودگاههای کانادا به شدت کنترل میشه و اگه اعلام نکرده باشید جریمه های بسیار سنگینی داره.
    در فرودگاه مونترال نحوه ورود با دستگاههایی شبیه ATM و برای هر خانواده به صورت جداگانه سئوالاتی مطرح میشه و فرم مربوطه پس از عکسبرداری پرینت می شود. البته چندتا راهنما هم اونجا هستند که به افراد برای پر کردن فرم ها کمک می کنند که بعضیهاشون حتی ایرانی بودند.

 

  • در مکزیک جدا از مناطق نا امن، حتی در مناطق امن و توریستی بخصوص تو واگن های مترو جیب بری و کلاهبرداری شایع هست. پس حتما باید مواظب جیب و لوازم شخصی مثل موبایل هم باشید.
  •  یادتون باشه با کالسکه درست تا درب ورودی هواپیما می تونین پیش برین و نیازی نیست اون رو در ابتدا به بخش بار بسپرین و مهمتر اینکه در فرودگاه اتریش و مونترال هم در همون بدو خروج از هواپیما کالسکه رو بهتون تحویل می دن.
  • در هنگام ورود و خروج از کانادا هیچ مهری در پاستون نمی خوره. به خصوص هنگام خروج که اصلا از هیچ گیت خروجی گذرنامه عبور نمی کنین!
  • حتما قبل از سفر بیمه مسافری برای نوزاد و کودکتون رو تهیه کنین و البته با مشورت پزشکتون نیز برخی داروهای مناسب رو همراه داشته باشید.
  • برای پرواز به کانادا ترجیحا از ایرلاین های اروپایی مثل لوفتانزا یا آستریا و ... استفاده کنین چون اینجوری عملا زمان پرواز نصف میشه ( یه پرواز 4 یا 5 ساعته تا اروپا و یه پرواز حدود 8 ساعت از اروپا تا مونترال) اما پروازهای امارات یا قطر چون عملا راه دور میشه و غیر از دوساعت پروازی که از مسیر دور میشین و به سمت جنوب می رین، پرواز دومتون حدود 13 ساعته و برای بچه دارها مشکلات بیشتری رو به همراه داره!
  • برنامه ریزی برای ساعت خواب نوزاد یا کودکتون در طول پرواز بسیار مهمه! از نگاه ما چون محیط داخل هواپیما تنگ و خسته کننده است، بهتره در زمان کانکشن در داخل سالن ترانزیت با بچه ها بازی کنین تا حسابی خسته بشن و در داخل هواپیما بیشتر خواب باشن!

 

در هر حال، سفرمون به آمریکای شمالی هم تجربه ای ناب و جدید بود و حالا که به گذشته نگاه می‌کنیم شاید زودتر باید این سفر رو می رفتیم. نمی دونیم کی و کجا فرصت بشه که سفرنامه کامل این کشورها رو هم به رشته تحریر دربیاریم، با این حال امیدواریم که بتونیم باز هم با شرح تجربیات سفر در خدمت شما دوستان عزیز باشیم.

 

 

در پایان امیدواریم شرح تجربیات اندک ما بتونه سفری دلچسب تر به کانادا و مکزیک با کودک و نوزاد دلبندتون رو براتون فراهم کنه.

همچنین خوشحال می شیم تجربه ارزشمند شما رو هم در سفر با نوزاد و کودک و کالسکه به سایر شهرهای دیگه خارجی و داخلی در اینجا یا اینستاگراممون به آدرس shimaoali@  با همه دوستان دیگه به اشتراک بزارید.  

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز بیست و یکم(پایان)- مونته ویدئو- وداع با آمریکای لاتین در ساحل پوزیتوس(ا

سرانجام آخرین صبح اقامتمون در اروگوئه و آمریکای لاتین از راه رسید و با یه حس متضاد دلتنگی از این سرزمین دوست داشتنی و اشتیاق بازگشت به خونه، همزمان تمام وجودمون رو در برگرفت! چه می شد که هر رفتی را برگشتی است!

با این حال از اونجا که تا زمان پروازمون در هنگام غروب زمان نسبتا زیادی رو داشتیم بلافاصله برای شروع آخرین پرده گشت و گذار در مونته ویدئو به رستوران هتل برای صرف صبحانه رفتیم. صبحونه ای نه چندان اشرافی اما بسیار دلپذیر و انرژی بخش که تا ظهر شارژمون نگه داره!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز بیستم- مونته ویدئو- میدان استقلال و ساحل رامیرز (اروگوئه2)

صبح روز بعد عزم رو جزم کردیم تا در همون فرصت کوتاه باقیمونده مونته ویدئو و مردم دوست داشتنیش رو کشف کنیم. خوشبختانه نزدیکی هتل محل اقامتمون به میدون استقلال که در واقع ورودی منطقه قدیمی شهر که در بردارنده جاذبه های توریستی شهر محسوب می شه کار رو برای برنامه ریزی بازدید شهر آسون می کرد.

اولین بخش بازدید از همین میدون استقلال بود. میدانی به یادگار مانده از اواسط قرن نوزدهم با نخل های بلند و طراحی زیبا که با ساخت مجسمه زیبایی از آرتیگاس و ساختمان بلند سالوو پالیس در اوایل قرن بیستم به عنوان سمبل و نماد شهردر اکثر تصاویر جاذبه گردشگری مونته ویدئو به نمایش در اومده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با دیدن تصاویر خانوم های اروگوئه ای با چادر یاد کتاب دکتر حمید شفیع زاده با نام تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا افتادیم که با صدها دلیل مستند اثبات می کند ایرانیان 2500 سال پیش پا در قاره آمریکا از طرف شرق و اقیانوس آرام گذاشتند و کشف آمریکا توسط کریستف کلمب دروغی بزرگ است! در این کتاب با بررسی آثار و اسناد به دست آمده از بومیان ادعا می شود ایرانیان با مراودات تجاری بسیار با قاره آمریکا و حتی مهاجرت به آنجا در زمان حمله مسلمانان به ایران، پایه گذار تمدن های عظیمی چون مایاها، آزتک ها و اینکاها بودند! جالب اینکه یکی از دلایل وجود همین نوع پوشش چادر خانوم هاست!

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز نوزدهم- کلونیا د ساکرامنتو و مونته ویدئو (اروگوئه1)

همیشه برای انتخاب مقاصد سفرمون به دنبال اون بودیم که آیتم هایی چون جاذبه های توریستی اون کشور، آب و هوا و ...، رو اول همه فهرست کنیم اما راستش فکر نمی کردیم هیچ وقت در زمره این آیتم ها بتونیم برخورد گرم و دوستانه کنسول یک کشور رو هم اضافه کنیم!

ماجرا از اونجا شروع شد که وقتی بطور اتفاقی تو فهرست جاذبه های گردشگری بوئینس آیرس تور های روزانه به کلونیا و همچنین تور مونته ویدئو رو دیدیم، نمی دونیم چی شد گوشی تلفن رو برداشتیم و با سفارت اروگوئه تماس گرفتیم و در همون لحظه اول کارمند مربوطه داشت می گفت که بدون دعوتنامه ویزا نمی دان که نمی دونیم چه حکمتی بود همون لحظه آقای کنسول تو اتاق ایشون وارد شد و پرسید: برای چی ویزا می خوان و نهایتا گفت که بیان مصاحبه تا ببینم واسه چی می خوان برین اروگوئه!

روز موعود وقتی اونجا بودیم(البته فقط یکیمون)، با کنسول که جوونی حدود 35 ساله خوش تیپ و مودب بود مواجه شدیم که از همون اول به گرمی به اتاق دعوت کرد و پس از احوال پرسی و بعد از یکی دو دقیقه شرح سفرهای قبلیمون، به شدت از نقشه برنامه ریزی سفرمون استقبال کرد و به سبک آمریکای لاتینی های خونگرم و با فراموش کردن موقعیتش شروع کرد به دادن مشاوره های مناسب در مقام یک دوست و راهنمای گردشگری و بعد هم مثل یک دوست قدیمی از خاطرات دوران کودکی و اولین سفرش به ریو که مادرش اجازه نمی داد تنها بره صحبت کرد. در نهایت برای پیشبرد کار رفت پشت سیستم نشست و همونجا آن لاین فرم های مربوطه رو خودش برامون تکمیل کرد و حتی پیشنهاد کرد تو فرم کاغذی درخواست ویزا جای شیما که غایب بود، علی امضاء کنه! و نهایتا گفت پروسه تائید ویزا معمولا حدود 20 روز طول می کشه اما اگه قبل سفرتونم ویزا در نیومد اصلا نگران نباشین و من بهتون نامه می دم تا برچسب ویزا رو تو کنسولگری اروگوئه در ریو یا بوئینس آیرس براتون بچسبونن!

 

 

 

آروم آروم از بوئینس آیرس زیبا دور می شدیم و تو اون لحظات خاطره های رویایی این شهر دوست داشتنی رو بار دیگه در ذهن مرور می کردیم.

 

 

 

کوچه و پس کوچه های تاریخی شهر با همون بافت و ترکیب قدیمی با تلفیقی خوش ساخت از معماری اسپانیولی و پرتغالی در جا به جای کوچه های قدیمی حالا دیگه بیشتر نمود پیدا کرده بودن و اگه یکی دوتا مزاحم بصری مثل سیم های برق و مصنوعات ساخت جدید نبود این شکل بیشتر خودش رو نشون می داد.

 

 

 

تصورش رو بکنید. انگار چشماتون رو یک لحظه ببندید و برگردید به قرن 18 و 19 میلادی. همون ترکیب خونه های یک طبقه خوش ساخت از سنگ و خشت با ترکیب رنگ های متنوع صورتی و قرمز که لابه لای دیوار هم با درختی انبوه ازگل های بنفش و زیبا هارمونی زیبایی با سنگ فرش های کف خیابون ایجاد کرده باشه.

 

 

 

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز هجدهم-بوئینس آیرس6–لابوکا،سن تلمو و کاخ ریاست جمهوری(آرژانتین8)-پایان

در جنوب شهر بوئینس آیرس و در سه کیلومتری میدون دمایو، در امتداد رود لابوکا، بندر مشهور بوکا که ورودی تاریخی و اصلی کشتی های اسپانیائی بوده قرار داره. محله ای رنگارنگ از مهاجرین ایتالیایی قرن نوزدهمی که عمدتا اصلیتشان جنوا ای است و حالا دیگه این محله زیبا به جهت ذوق و ابتکار هنرمندان آرژانتینی از زیباترین مناطق مورد طرفدار گردشگران خارجی به شمار می‌یاد که ماهم اول صبح آخرین روز اقامتمون در بوئینس آیرس به دنبال دیدن این مکان زیبا بودیم و به همین خاطر از میدون کنگرسو با اتوبوس شماره (64) به اون سمت حرکت کردیم، البته از میدون ایتالیا و پالرمو هم میشه بااتوبوس شماره (29 یا 152) اونجا رفت!

 

 

هرکدوم از کوچه ها و خونه های قدیمی و ساده این محله با رنگ های زیبا و دیدنی رنگ آمیزی شده اند. و مثل همه جاهای توریستی دنیا، گوشه و کنار خیابون ها به تسخیر هنرمندان خیابونی بوئینس آیرس دراومدن تا با عرضه هنرشون به گردشگران بتونن امرار معاش کنن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز هفدهم- بوئینس آیرس5– دلتای تیگره (آرژانتین7)

در 28 کیلومتری شمال شهر بوئینس آیرس و درست در جایکه پنج رود به هم می پیوندند، منطقه ای مثلثی شکل سرسبز در تقاطع دو رود مهم ریودولاپلاتا و ریو پارانا که سخت مورد طرفدار ساکنین پایتخت نشین آرژانتینی خصوصا برای تفریح آخر هفته ها است تشکیل شده که دلتای تیگره نام داره. اگه از جغرافیای زمان دبیرستان یادتون مونده باشه دلتا عبارت از زمینی است مثلثی شکل که از آبرفت رودخانه پدید آمده باشد. در واقع این زمین سه‌گوش با خاک رسوبیش در دهانه رود با دریا قرار می‌گیره. دلتاها معمولاً در سرزمین‌های هموار تشکیل می‌شوند. چون رود در مسیر خود آبرفت‌ها را انباشته می‌کند و باعث می‌شود که ارتفاع آن قسمت از دیگر قسمت‌ها بیشتر شود؛ بنابراین رود چند شاخه شده و از مسیر جدیدی به سمت دریا می‌رود. این روند برای هر شاخه چندین بار تکرار می‌شود تا دلتا تشکیل شود.

 

http://s9.picofile.com/file/8346414450/20151107_134323.jpg

 

شهر کوچک تیگره که در زبان اسپانیولی به مفهوم تایگر و یا همان ببر است. هرچند روایت دیگه ای هم وجود داره! دکتر حمید شفیع زاده در کتاب خود با نام تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا  با ده ها دلیل مستند ادعا می‌کند ایرانیان 2500 سال پیش پا در قاره آمریکا از طرف شرق و اقیانوس آرام گذاشتند و کشف آمریکا توسط کریستف کلمب دروغی بزرگ است! در این کتاب با بررسی آثار و اسناد به دست آمده از بومیان ادعا می‌شود ایرانیان با مراودات تجاری بسیار با قاره آمریکا و حتی مهاجرت به آنجا در زمان حمله مسلمانان به ایران، پایه گذار تمدن های عظیمی‌چون مایاها، آزتک ها و اینکاها بودند! از جمله این مستندات نام تیگره است. نامی که پارسیان قدیم رودخانه دجله را به این نام می خواند و در واقع دجله معرب شده واژه تیگره به معنای تیر پرسرعت است!

 

http://s9.picofile.com/file/8346413842/20151107_083632.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414868/20151107_175919.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346413876/20151107_085303.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414118/20151107_103226.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414326/20151107_114802.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414442/20151107_134214.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414268/20151107_113747.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414676/20151107_171539.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8346414576/20151107_160336.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414942/20151107_183700.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8346414968/20151107_225643.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز شانزدهم- بوئینس آیرس4– پالرمو، میدان ایران (آرژانتین6)

پالرمو منطقه با کلاس شمال بوینس آیرس شمرده می شه که با دوراندیشی سخاوتمندانه شهرداری شهر و البته هنر طراحی هنرمندانی همچون کارلوس تایس فرانسوی از حدود 100 سال قبل محدود شمالی پالرمو منطقه سرسبز بوئینس آیرس به شمار می ره. در واقع میشه گفت تو این محله، این پارک ها نیستن که داخل بافت شهری قرار می‌گیرن، بلکه چندتا خیابون و بزرگراه پهن و بزرگ هستند که داخل منطقه ای سرسبز و پارک های عظیم قرار گرفتند.

 این داستان باغ وحش رو هم بد نیست یه گذری بهش داشته باشیم! راستش در آخرین روزهای قبل سفر به آرژانتین که بالاخره ویزامون قطعی شد در اولین تلاش سعی کردیم فهرستی از جاذبه های دیدنی شهر رو در بیاریم که تو خیلی از اون ها باغ وحش هم قرار داشت. فقط اون موقع یادمون رفت تحقیقات کاملتری انجام بدیم و گفتیم وقتی رسیدیم می ریم از نزدیک می بینیمش! آخرین بار هم تو پاراگوئه و در شهر دل استه سیوداد بود که هموطنی عزیز که تنها ایرونی بود که طی این مدت بطور تصادفی بهش برخوردیم حسابی تاکید کرد که دیدن باغ وحش رو از دست ندید! همینم شد که ما بدون تردید یه برنامه گشت نیمروزی رو گذاشتیم برای باغ وحش! البته با یه اشتباه لپی کوچیک!

 

http://s8.picofile.com/file/8344171876/1lujanzoo2.jpg

 

 http://s8.picofile.com/file/8344170118/20151106_093131.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170434/20151106_120740.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170268/20151106_110514.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170218/20151106_104543.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8344170068/247.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8344170634/20151106_143338.jpg

 

اگه تو فضای مجازی نام میدون ایران رو در بوئینس آیرس به فارسی سرچ کنین، حداقل 30-40 تا متن یکسان پیدا می کنین که همشون از رو دست هم کپی شدن و نمی دونیم کدوم شیر پاک خورده ای به رسم اغراق های همیشگی فرهنگ ما ایرونی ها با قوه تخیلش شرح داده که: این میدون از زیباترین میدون ها و جذابیت های اصلی گردشگری این شهر است و خلاصه اونکه نقش سرستون های میدان ایران اونقدر بلند است که از نقاط مختلف شهر به راحتی دیده می شود و برای همین به وعده گاه مردم تبدیل شده است و ... !!! (خلاصه آخر خالی بندی!!!)

با این پیش زمینه ماهم سرانجام با کلی اینور و اونور زدن و نهایتا اعتماد به GPS موبایلمون با عبور از پارکی سرسبز به بلواری می رسیم که پهنای سرسبز وسطش از مجموع عرض خیابون رفت و برگشتش هم بیشتره! اینجاست که دیگه میشه ستون باستانی ایرانی رو با همون سرستون گاو خوش تراش هخامنشی حداکثر از حدود 100 متری تشخیص داد! با این حال اینجا به هیچ وجه از میدون اون هم با ساختار دایره ای یا حتی مربع و مستطیلی که در ذهن ماست همخونی نداره! انگار وسط یه بلوار بزرگ ستونی بلند قرار داده باشن!

 

http://s9.picofile.com/file/8344170668/20151106_144052.jpg

 

کمی آنطرفتر کپی کوچکی نه چندان خوش ساخت از پله کان آپادانا ساخته شده و تازه اونجاست که تابلویی کوچک و رنگ و رو رفته نام این مکان رو با یادآوری تاریخ ساختش حکایت می کنه!

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

 

http://s9.picofile.com/file/8344170776/20151106_145748.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170726/20151106_145254.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8344170868/20151106_161641.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8344170968/20151106_171656.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه نوشته مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خاطرات دور آمریکای لاتین–روز شانزدهم- بوئینس آیرس3– دِمایو و پورتو مادرو (آرژانتین5)

در صبح یک روز بهاری و آفتابی در نیمکره جنوبی پیاده در امتداد دمایو راهی می شویم و تا میدون تاریخی دمایو پیش می ریم. همونطور  که قبلا هم شرح دادیم قلپ تپنده بوینس آیرس رو باید در محدوده میدان دِمایو تا میدان کونگِرِس جستجو کرد. جایی که بلوار دِمایو خیابون عظیم 9 جولای رو قطع می کنه!

 دمایو  در واقع میدونی که قدمت اصلی آن به اواخر قرن شانزدهم برمی گردد اما تغییر شکل آن به صورت امروزی به حدود دو قرن اخیر و مقارن با تاریخ استقلال آرژانتین از اسپانیا (از سال 1810) رقم خورد و از آن پس این میدون همواره شاهد تحولات تاریخی و چرخش های جابجایی قدرت بوده است!

 

http://s8.picofile.com/file/8341535418/20151106_091634.jpg

 

و چه اعتراضات و مقاومت های مدنی که حکومت ها را دست به دست کرده است. از گردهمایی مادران دِمایو با نشانه ها و تصاویر فرزندانشان، که در سال1970توسط دولت نظامی به اجبار ناپدید شدند، تا جمعیتی غیرقابل شمارش که برای شنیدن سخنرانی های پرشور اِویتا جلوی بالکن قصر صورتی تجمع می کردند! حتی حالا که ما اینجا هستیم هم دوتا خانوم مسن با بلندگویی سیار و پلاکاردی بزرگ دارن پر شور و مهیج مردم رو جمع می کنن و جالب اونکه پلیس هم در چند قدمیشون هیچ توجهی به این کار نداره!

 

 http://s9.picofile.com/file/8341535650/20151106_100737.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535184/20151106_085515_Copy.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535576/20151106_092614.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535242/20151106_085930_Copy.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535834/20151108_134126.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535050/20151105_193821.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341535118/20151105_201121.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8341535676/20151106_203102.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8341534792/20151105_095902.jpg

 

برای همسفر شدن با ما و دیدن کل سفرنامه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته